Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

محبت عمیق در سایه

با جدیدترین و داغ‌ترین اخبار در مورد زندگی اجتماعی، اقتصاد، حقوق، آموزش، جهان، ورزش، سرگرمی، فرهنگ و بسیاری از زمینه‌های دیگر در تای نین به‌روز باشید.

Báo Tây NinhBáo Tây Ninh27/06/2026

تو به دست‌های تیره و لکه‌دار برادرش نگاه کرد، آب دهانش را به سختی قورت داد و تردید به وضوح در چهره زیبایش نمایان بود:

- بله، همه چیز حل و فصل شده، آقا. خانواده عروس از اول تا آخر همه کارها را انجام دادند و مراسم در یک هتل پنج ستاره برگزار شد. تنها مسئله این است که... موضوع نماینده خانواده داماد...

کین صادقانه پاسخ داد: «خب، شما برادر بزرگتر هستید، پس شما کسی خواهید بود که مراسم را اجرا می‌کند، درست است؟»

تو سرش را پایین انداخت.

- کین... خانواده همسرم همگی روشنفکر و صاحب کسب و کار بزرگ هستند. آنها به جزئیات توجه زیادی دارند. چند روز پیش به آنها گفتم که پدر و مادرم زود فوت کردند و من با برادر بزرگترم زندگی می‌کنم. اما... من تصادفاً اشاره کردم که شما به عنوان مدیر فنی در یک کارخانه در جنوب کار می‌کنید. حالا، اگر برای سخنرانی روی صحنه بروید، می‌ترسم... مردم به دست‌های شما و نحوه صحبت کردن صریح شما نگاه می‌کنند... و فکر می‌کنند خانواده‌های ما با هم جور نیستند.

فضا ناگهان به طرز عجیبی ساکت شد. صدای جیرجیر پنکه سقفی قدیمی بالای سر به وضوح شنیده می‌شد. کین خشکش زد و پیچ‌گوشتی توی دستش روی زمین افتاد. مدت زیادی ساکت ماند، سپس لبخندی کج و معوج زد، لبخندی اجباری که سعی داشت آسودگی را منتقل کند:

- آه... فهمیدم! درسته، خانواده‌شون خیلی شیک و مجلسیه، ما خیلی شهرستانی هستیم که بریم روی صحنه و شما رو شرمنده کنیم. باشه، بذار از عمو های بخوام که نماینده‌مون باشه. عمو های معلم راهنماییه، خوش‌بیانه و با کت و شلوار خیلی باوقار به نظر می‌رسه. اون روز، من فقط روی صندلی‌های مهمان می‌نشینم و برای هر دوتون آرزوی موفقیت می‌کنم.

تو نفس راحتی کشید، انگار بار هزار پوندی از روی دوشش برداشته شده بود. با عجله پاکت ضخیمی را از جیبش بیرون آورد:

- من برایت مقداری پول می‌فرستم تا بتوانی یک کت و شلوار جدید بدوزی. لطفاً برای مراسم آن روز لباس مرتبی بپوش.

شاید برایتان جالب باشد
تای نین: راه‌اندازی یک کمپین ۹۰ روزه برای معاینات و غربالگری‌های دوره‌ای رایگان برای مردم.
تای نین: راه‌اندازی یک کمپین ۹۰ روزه برای معاینات و غربالگری‌های دوره‌ای رایگان برای مردم.بعدازظهر ۲۹ ژوئن، کمیته مردمی استان تای نین مراسمی را برای آغاز یک کمپین ۹۰ روزه معاینات و غربالگری‌های دوره‌ای سلامت رایگان برای مردم این استان برگزار کرد.
هیئت نمایندگی مجلس ملی استان بر مدیریت و استفاده از دارایی‌های عمومی در کمون بن کائو نظارت دارد.
هیئت نمایندگی مجلس ملی استان بر مدیریت و استفاده از دارایی‌های عمومی در کمون بن کائو نظارت دارد.بعدازظهر ۲۹ ژوئن، هیئت نمایندگی مجلس ملی استان تای نین، در کمیته مردمی کمون بن کائو، بر «اجرای سیاست‌ها و قوانین مربوط به مدیریت و استفاده از دارایی‌های عمومی، به‌ویژه ساختمان‌های اداری، پس از سازماندهی مجدد دستگاه اداری و عملکرد دستگاه دولتی در سطح کمون» نظارت کرد.
هیئت مدیریت پروژه سرمایه‌گذاری عمرانی استانی قراردادی را برای توسعه زیرساخت‌های دیجیتال امضا کرد.
هیئت مدیریت پروژه سرمایه‌گذاری عمرانی استانی قراردادی را برای توسعه زیرساخت‌های دیجیتال امضا کرد.بعدازظهر ۲۹ ژوئن، هیئت مدیریت پروژه سرمایه‌گذاری ساخت و ساز عمرانی استان تای نین، مراسم امضا و اعطای قرارداد برای تهیه و نصب تجهیزات تحت پروژه ارتقاء و بهبود پلتفرم‌های دیجیتال در خدمت توسعه داده‌های دیجیتال در استان؛ اجرای وظایف تحول دیجیتال در بخش علم و فناوری و گسترش زیرساخت‌های فناوری اطلاعات در مرکز ادغام داده‌ها را برگزار کرد.

کیان دستش را پس زد:

- نگران پول نباش، من به اندازه کافی پول دارم. تو آن را نگه دار و برای عروسی استفاده کن.

۳. شب قبل از عروسی‌اش، تو به خانه قدیمی‌شان در حومه شهر بازگشت تا برخی از اسناد شخصی را که در صندوق چوبی خانواده جا مانده بود، بردارد - صندوقی که او و خواهر و برادرانش از کودکی آن را «صندوق گنج کین» می‌نامیدند، زیرا همیشه محکم قفل می‌شد. امروز، کین بیرون بود و مشغول تعمیر یک ماشین خراب برای یک مشتری بود. قفل صندوق باز شده بود، کلید هنوز شل و ول در استارت بود.

تو صندوقچه را باز کرد. داخل آن هیچ پول ارزشمندی نبود. فقط اسباب‌بازی‌های چوبی قدیمی که کین در کودکی برای بچه‌ها ساخته بود، گواهینامه‌های تحصیلی تو که با دقت لمینت شده بودند، و در پایین صندوقچه یک دفترچه یادداشت جلد چرمی کهنه که با یک روزنامه زرد شده از پانزده سال پیش بریده شده بود، قرار داشت.

تو با کنجکاوی روزنامه را باز کرد. صفحه اخبار آموزش و پرورش استان بود و تیتر توجه تو را جلب کرد: «پشتکار خارق‌العاده دانش‌آموز ممتاز فقیر از سرزمینی فرهیخته.» عکس، چهره جوان و درخشان کین را پانزده سال پیش نشان می‌داد، چشمانش پر از جاه‌طلبی بود.

توو مبهوت شده بود. او هرگز نشنیده بود که کسی بگوید کین زمانی شاگرد اول بوده است. او فقط آن سال را به یاد داشت، کین گفته بود که دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود و ترجیح می‌دهد مکانیک خودرو شود تا سریع پول دربیاورد.

تو با عجله دفترچه برادرش را باز کرد. دست‌خط مرتب کین نمایان شد که تاریخ‌ها را مشخص می‌کرد:

«تاریخ... ماه... سال ۲۰۱۱: امروز، با دریافت خبر فوت پدرم، احساس کردم دنیا دارد روی سرم خراب می‌شود. مادرم بی‌وقفه گریه می‌کرد. تو خیلی کوچک است که بفهمد یتیم بودن یعنی چه. من باید قوی باشم.»

«تاریخ… ماه… سال ۲۰۱۲: نامه پذیرشم را در دانشگاه پلی‌تکنیک دریافت کردم، من دانشجوی برتر بودم. تمام محله برای تبریک به من آمدند، مادرم آنقدر خندید که گریه‌اش گرفت. اما امشب، تو تب و تشنج داشت. دکتر گفت که او عوارض شدید نارسایی کلیه دارد و به درمان طولانی‌مدت با هزینه‌های بسیار بالا نیاز دارد. حالا پول از کجا می‌آید؟ اگر من به مدرسه بروم، چه کسی از سه خواهر و برادر کوچکترم حمایت خواهد کرد؟ چه کسی تو را نجات خواهد داد؟ می‌توانم سال آینده یا در آینده به مدرسه برگردم. اما زندگی برادرم فقط یک زندگی است. متاسفم، بابا، باید رویایم را کنار بگذارم.»

«تاریخ… ماه… سال ۲۰۱۸: امروز به اندازه کافی پول جمع کردم تا برای شهریه ترم اول تو بفرستم. مغازه شلوغ بود و من تا ساعت ۲ بامداد بیدار ماندم و موتور کامیون را از هم جدا کردم. دست‌هایم از روغن و گریس سوخته بود، خیلی درد می‌کرد. اما با فکر کردن به تو که در یک سالن سخنرانی خنک نشسته بود، درد از بین رفت. مهم نیست که این دست‌ها کمی کثیف و سیاه باشند، تا زمانی که زندگی این دانشجویان پاک و بی‌آلایش باشد...»

ستون‌های خانه انگار جلوی چشمان تو لرزیدند. کلمات مبهم به نظر می‌رسیدند. تو کنار صندوق چوبی زانو زده بود، سینه‌اش را با هر دو دست گرفته بود و بی‌اختیار هق هق می‌کرد.

معلوم شد که کین در واقع بوی گریس کثیف را دوست ندارد. معلوم شد که مدرک کارشناسی ارشد تو، پیراهن سفید تمیزی که پوشیده بود، و حتی زندگی‌اش... همه با جوانی، خون و رویاهای بر باد رفته‌ی برادر بزرگترش به دست آمده بودند. با این حال، تو هم از آن دست‌ها انتقاد کرد و هم بزرگترین مرد زندگی‌اش را به سایه‌ها راند، همه اینها فقط به خاطر یک غرور کاذب کوچک در مقابل خانواده‌ی همسر ثروتمندش بود.

۴. روز عروسی. هتل باشکوه پنج ستاره غرق در لوسترهای کریستالی و پر از موسیقی دلنشین بود. مهمانان هر دو خانواده، با لباس‌های بی‌عیب و نقص، با شادی گپ می‌زدند و می‌خندیدند. تو با یک کت و شلوار مشکی شیک، کنار همسر زیبایش روی صحنه ایستاده بود. اما نگاهش به مهمانان شیک‌پوش نبود؛ در عوض، مدام اتاق عروسی را زیر نظر داشت.

بالاخره، تو، کین را دید. کین کت و شلوار گشاد و قدیمی‌ای را که از عمو های قرض گرفته بود، پوشیده بود و با احتیاط پشت در ورودی، نزدیک ردیف صندلی‌های مخصوص خدمتکاران ایستاده بود. او آنجا ایستاده بود و با چشمانی پر از شادی و غرور به برادر کوچکترش نگاه می‌کرد، دستان زمختش را محکم به هم قلاب کرده بود تا ناخن‌های تیره‌اش را پنهان کند. سپس مراسم آغاز شد و نماینده داماد سخنرانی کرد. مجری خوش‌قیافه میکروفون را گرفت:

- اکنون، با احترام از نماینده خانواده داماد، عموی داماد، دعوت می کنیم تا سخنرانی کوتاهی ایراد کنند.

عمو های می‌خواست بلند شود، اما تو ناگهان جلو آمد و میکروفون را به آرامی از دست مجری گرفت. او مستقیماً به گوشه انتهایی سالن نگاه کرد، صدایش می‌لرزید اما واضح بود:

- ببخشید خانم‌ها و آقایان. امروز نماینده خانواده من عمو های نیست. من می‌خواهم خاص‌ترین فرد زندگی‌ام را به صحنه دعوت کنم. او کین، برادر بزرگترم است.

تمام سالن از هیجان غرق در شور و هیجان بود. پدر و مادر همسر تو از شدت حیرت اخم کردند.

ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.
ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.صبح روز 26 ژوئن، در دفتر مرکزی دولت، هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، آقای جف پلیس، مدیر زنجیره تأمین گروه Coherent (ایالات متحده آمریکا) را به حضور پذیرفت. در طول این دیدار، معاون نخست وزیر تأیید کرد که ویتنام، کسب و کارهای آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری، به ویژه در صنایع فناوری پیشرفته، نوآوری و نیمه‌هادی، تشویق می‌کند.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، گفت که ویتنام از گسترش فعالیت‌های شرکت‌های آمریکایی در ویتنام، به ویژه در صنایع پیشرفته و بخش‌هایی با ارزش افزوده بالا، استقبال می‌کند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.VTV.vn - در 22 ژوئن، دبیر کل و رئیس جمهور، تو لام، وزیر موقت نیروی دریایی ایالات متحده، هونگ کائو، را به حضور پذیرفت.

تو از صحنه پایین آمد و از میان صدها چشم حیرت‌زده گذشت و مستقیماً به سمت انتهای سالن رفت. تو جلوی کین که خشکش زده بود و صورتش از شدت شوک رنگ‌پریده بود، ایستاد.

کین با صدایی وحشت‌زده و در حالی که سعی می‌کرد عقب‌نشینی کند، زمزمه کرد: «تو... داری چیکار می‌کنی؟ برو اون بالا...»

تو چیزی نگفت. او درست جلوی برادرش زانو زد، در میان حیرت همه مهمانان عروسی. تو دست‌های خشن و پینه بسته‌ی کی‌ین را که با روغن سیاه شده بودند، گرفت و آنها را روی گونه‌اش فشرد، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود:

- کین... متاسفم! این دست‌ها زندگی من را نجات دادند، مرا به فردی که امروز هستم تبدیل کردند. بدون فداکاری تو، من کسی که امروز هستم نبودم. من خودخواه بودم، من آدم وحشتناکی بودم که می‌خواستم تو را پنهان کنم. لطفا این خواهر کوچکتر گناهکار را ببخش... کین، لطفا با من روی صحنه بیا، نماینده من باش، باشه؟

کین بی‌حرکت ایستاده بود. اشک در چشمان این مرد سی و پنج ساله که طوفان‌های زیادی را در زندگی‌اش پشت سر گذاشته بود، حلقه زده بود. او به برادر کوچکترش کمک کرد تا بلند شود و با لبه جلیقه‌اش اشک‌هایش را پاک کرد.

- ببین، تو... امروز روز شادی توئه... گریه نکن. من دارم میام، من دارم میام که با تو باشم.

تو دست کین را محکم گرفته بود و او را در تالار مجلل هدایت می‌کرد. کین با کمری کمی قوز کرده و دستان تیره‌اش که از پارچه‌ی گشاد و قرضی کت و شلوار بیرون زده بودند، راه می‌رفت. اما در آن لحظه، دیگر هیچ‌کس در تالار به او نمی‌خندید. مردم در آن دست‌ها درخشش بزرگترین فداکاری را می‌دیدند - درخشش عشق عمیق خانوادگی.

بیرون از پنجره هتل، چند قطره از اولین باران فصل شروع به باریدن کرد. گرد و غبار روی بزرگراه بیرون شسته می‌شد، همانطور که تمام اشتباهات و بی‌دقتی‌های جوانی را می‌توان التیام بخشید، به شرطی که به موقع متوجه آنها شد و به پناهگاه خانواده بازگشت.

امپراتور تانگ هوانگ فی

منبع: https://baotayninh.vn/bong-mat-tinh-tham-150366.html

روندها بر اساس برچسب

روندها بر اساس دسته‌بندی

پربازدیدترین

Google Trends

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دوران کودکی را شادی می‌نامند.

دوران کودکی را شادی می‌نامند.

کلاس درس در وست راک A

کلاس درس در وست راک A

جوانان منطقه نظامی شماره چهار در نمایشگاه «جنوب ویتنام برای همیشه سپاسگزاری از او را به یاد خواهد داشت» شرکت کردند و درباره رئیس جمهور هوشی مین اطلاعات کسب کردند.

جوانان منطقه نظامی شماره چهار در نمایشگاه «جنوب ویتنام برای همیشه سپاسگزاری از او را به یاد خواهد داشت» شرکت کردند و درباره رئیس جمهور هوشی مین اطلاعات کسب کردند.