اگر خواننده نبودم، کاملاً بیمصرف بودم!
خیلی از مردم از کلمه «کاملاً راضی» برای توصیف تو مین استفاده میکنند. او یک شغل موفق، یک خانواده شاد و یک زندگی کامل دارد. با نگاهی به مسیر زندگیاش، نظر او چیست؟
من آن را شاد و هیجانانگیز یافتم. این سفر همچون فرشی رنگارنگ بود که به آن افتخار میکنم. از اینکه چنین زندگیای داشتهام و به من عطا شده است، سپاسگزارم.
بعضی وقتها فکر میکنم اگر آواز نمیخواندم، تو مین هیچکس نبود چون من خیلی بیفایده میشدم. من خانهدار خوبی نیستم چون آشپز خوبی نیستم و در نظافت خوب نیستم. حتی در مادر بودن و مراقبت از فرزندانم هم خوب نیستم. خیلیها سرمایهگذاری و تجارت را دوست دارند، اما برای من، کاملاً صفر است.
خوشبختانه، کاری که دوست دارم و میتوانم به خوبی، حتی خیلی خوب، انجامش بدهم، خواننده بودن است.
- آیا نظرات مثبت یا منفی هنوز هم الان روی شما تأثیر میگذارند؟
صرف نظر از اینکه یک داستان چقدر تأثیر دارد، به خود فرد بستگی دارد. اگر اهمیت بدهم، بهطور خودکار تأثیر بیشتری خواهد داشت؛ اگر آن را نادیده بگیرم، هیچ معنایی نخواهد داشت.
من گزینه دوم را انتخاب کردم چون زندگی همین است. هر چیزی در زندگی یک جنبه منفی و یک جنبه منفی دارد؛ این طبیعی است، در غیر این صورت غیرطبیعی میشد. (میخندد)
به عنوان یک هنرمند، باید آنچه مردم درباره من میگویند را بخوانم و گوش دهم، چه تعریف و تمجید باشد، چه محبت، چه انتقاد یا تحقیر. بدون مخاطب، حتی اگر میخواستم در موقعیت فعلیام باشم، هیچکس مرا نمیشناخت. شهرت، ثروت یا فراوانی که مردم درباره من صحبت میکنند - همه از سوی مردم میآید.
- شما به خاطر سبک آوازخوانی پر زرق و برقتان با نتهای بالا و صدای قدرتمند و خشنتان شناخته میشوید، اما سالهاست که موضوع بحث و جدل نیز بودهاید. اکنون نظرتان در مورد تغییر سبکتان برای جلب رضایت اکثریت چیست، یا باید هویت منحصر به فرد خودتان را حفظ کنید؟
بگذارید این مقایسه را امتحان کنم: ۱۰۰۰ نفر از تماشاگران نظر دادند: «ثو مین خیلی بد میخواند»، «خوانندگیاش خستهکننده است» و غیره. از طرف دیگر، در کنسرت اخیر هو دو ، ۵۰۰۰۰ نفر از تماشاگران برای هر یک از اجراهای من هورا کشیدند و فریاد زدند. بنابراین، در نهایت، آن ۱۰۰۰ نظر فقط نظرات شخصی بودند و من به آنها احترام میگذارم.
من سبک خودم را از خوانندگان آفریقایی-آمریکایی، به خصوص ویتنی هیوستون، خوانندهی مشهور، یاد گرفتم. میخواستم آن روح تند و آتشین را وارد موسیقیام کنم. هر انتخابی بحثبرانگیز است. با این حال، من هنوز سبک خودم را حفظ کردهام زیرا در خون من ریشه دوانده است.
سالهای زیادی طول میکشد تا یک خواننده بتواند در حرفهاش پیشرفت کند. در این برهه، من آنقدر احمق نیستم که سبک منحصر به فرد خودم را تغییر دهم و از دست بدهم. من همیشه در زندگی و موسیقی رک و قاطع بودهام و هنوز هم هستم.
با این حال، من همیشه به بازخوردهای سازنده گوش خواهم داد. میخواهم به پیشرفت خودم ادامه دهم تا رضایت و محبت بیشتری از مخاطبان کسب کنم.
- آیا رک بودن شما مانعی برای پیشرفت شغلی شما بوده است؟
بله، کاملاً! حتی بیشتر. بنابراین، به خودم میگویم که باید بیشتر خودم را کنترل کنم. باید بیشتر مراقب حرفها و اعمالم باشم. اما مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، نمیتوانم خودم را تغییر دهم؛ من هنوز فقط خودم هستم.
بخشی از صداقت من ناشی از فلسفه زندگیای است که از جوانی داشتهام. هر وقت با کسی تعامل میکنم، انرژی و احساساتی که منتقل میکنم واقعی هستند. وقتی با دیگران روراست و صادق هستم، آنها نیز با احساسات و انرژی مشابهی پاسخ میدهند. خوشحالم که میتوانم بدون تظاهر یا آرایش، صادقانه زندگی کنم.
- به نظر خیلی پرانرژی هستی؛ وقتی با منفیبافیهای زندگی روبرو میشوی چطور کنار میآیی؟
البته، من هم غمها و تجربیات تلخ خودم را دارم. زندگی همین است؛ فراز و نشیبهایی وجود دارد، اما غلبه بر آنها تأثیری ماندگار بر جای میگذارد. من هر اتفاقی را که در زندگیام میافتد، به عنوان فرمانی میبینم که به من کمک میکند تعادلم را بازیابم. باید از زندگی تشکر کنم که به من اجازه داده پس از یادگیری این همه درس، در آرامش بمانم.
من یک همسر خوش شانس هستم.
- بسیاری از خوانندگان، پس از رسیدن به اوج، اغلب دو انتخاب دارند: یافتن اوجی دیگر، یا پذیرفتن فرود و قناعت به جایگاه فعلی خود. اکنون شما چطور؟
حالا فقط قلههای کوه با مناظر زیبا، گلهای معطر و گیاهان عجیب و غریب را جستجو میکنم؛ در غیر این صورت، به جای دیگری خواهم رفت. گاهی اوقات یک قدم زدن آرام لذتبخشتر از رقابت و تلاش برای رسیدن به جایگاه برتر است.
در این سن، دیگر فقط برای خودم زندگی نمیکنم؛ باید از خانوادهام مراقبت کنم. اگر قرار باشد بیوقفه به دنبال شهرت و ثروت باشم، فشار زیادی به شوهر و فرزندانم وارد میشود.
از وقتی ازدواج کردم و بچهدار شدم، غرورم را به طور قابل توجهی پایین آوردهام. احساس مثبتتری دارم و دیگر مثل قبل خیالپردازانه یا جدا از واقعیت فکر نمیکنم. این تغییر برای زنی که در اواخر دهه چهل زندگیاش است، لازم و مناسب است.
تو مین پس از سالها پنهان کردن پسرش، او را علناً معرفی میکند.
بسیاری از مردم هنوز در تعجبند که چه چیزی باعث شد او موافقت کند چهره پسرش را در مقابل ۵۰،۰۰۰ تماشاگر روی صحنه آشکار کند، در حالی که سالها او را به شدت پنهان کرده بود...
هر کسی دیدگاههای متفاوتی در مورد مادر بودن دارد. من شخصاً میخواهم از پسرم در تمام دوران کودکیاش محافظت کنم تا زمانی که احساس کنم به اندازه کافی بزرگ شده است که چیزها را درک کند.
قبلاً، پسرم فقط میتوانست وقتی با من اجرا میکردم از دور تماشا کند. او قبلاً تعجب میکرد که چرا اجازه ندارد کنار من بایستد یا با من عکس بگیرد. گائو (پسر ثو مین) از کار مادرش احساس سردرگمی و حتی رنجش میکرد.
وقتی احساس کردم فرزندمان به اندازه کافی بزرگ شده، با شوهرم صحبت کردم که رابطهمان را علنی کنیم. او ابتدا مخالفت کرد، اما بعد از اینکه توضیح دادم، موافقت کرد.
انتخاب آوردن Gấu (خرس) روی صحنه Hò Dô یک هدیه کریسمس ویژه است که میخواهم به فرزندم بدهم. امیدوارم او یک تجربه خاطرهانگیز داشته باشد و همچنین ماهیت کار من و احساساتی را که هر بار روی صحنه میایستم، درک کند.
لحظهای که گائو روی صحنه رفت، خودش را معرفی کرد و گفت: «از همه شما به خاطر حمایت از مادرم متشکرم»، واقعاً احساساتی شدم.
تو مین پس از بیش از 10 سال زندگی مشترک، از شوهر غربی خود راضی است.
- بعد از گذشت بیش از یک دهه زندگی مشترک، شما و همسر تاجرتان، اتو، هنوز عمیقاً عاشق هم هستید. آیا برای زنی با شخصیت قوی مانند ثو مین، حفظ یک ازدواج دشوار است؟
من همسر خوش شانسی هستم. اتو همیشه مشغول کار و جلسات است و وقتی وقت آزاد دارد، اولین کسانی که به آنها فکر میکند همسر و فرزندانش هستند. من از او به خاطر همدلی، درک و حمایت بیدریغش قدردانی میکنم.
وقتی در مورد بازگشت به خوانندگی تردید داشتم، او کسی بود که مرا تشویق کرد. اتو حتی از پسرمان مراقبت کرد تا بتوانم بیشتر در کشور خودم اجرا داشته باشم.
بدیهی است که ما همیشه مثل هم نیستیم. ما اغلب با هم اختلاف نظر داریم چون هر دوی ما تندخو هستیم، بنابراین فوراً حرف دلمان را میزنیم و چیزی را پنهان نمیکنیم. من و همسرم ترجیح میدهیم مشکلات را به سرعت حل کنیم، متحد بمانیم و برای یک هدف مشترک تلاش کنیم، تا در نهایت همه چیز به خوبی پیش برود.
بیش از ۱۰ سال با هم بودن، او دوست من، مربی من، نیمهی گمشدهی من، همیشه تکیهگاه من بوده و با تمام وجود از من حمایت کرده است. فراتر از مسائل مالی ، هر چیزی که او به ما کمک کرده، از رفتار و کارش گرفته تا زندگی مشترکمان، احترام مرا برانگیخته است. من اغلب با مردم شوخی میکنم که « شما نمیتوانید شوهر دومی مثل شوهر ثو مین پیدا کنید.»
منبع







نظر (0)