
ساکنان هانوی برای خرید طلا در صفهای طولانی ایستادهاند - عکس: نگوین هاین
این پیشنهاد نماینده مجلس ملی ، هوانگ ون کونگ و عضو شورای مشورتی سیاستگذاری نخست وزیر، در مصاحبهای با روزنامه توئی تره بود. آقای کونگ گفت:
- قیمتهای داخلی و بینالمللی طلا به هم مرتبط هستند. این ارتباط به تعداد معاملهگران طلا و سیاستهای مرتبط مانند سیاستهای مالیاتی و وارداتی بستگی دارد.
با این حال، واقعیت این است که دولت انحصار تجارت شمش طلا و انحصار مدیریت واردات و صادرات را در اختیار دارد و همین امر منجر به تفاوت قابل توجه بین قیمت داخلی و بینالمللی طلا شده است که اخیراً مشاهده شده است.

نماینده مجلس ملی، هوانگ ون کونگ
* انحصار دولتی شمش طلا زمانی راه حل موثری برای جلوگیری از «طلایی شدن» اقتصاد بود.
آیا لغو انحصار شمش طلا، آنطور که انتظار میرود، به کاهش شکاف بین قیمت داخلی و بینالمللی طلا کمک خواهد کرد؟
- انحصار دولت بر شمشهای طلا در سالهای اخیر با هدف جلوگیری از «طلایی شدن» اقتصاد که مدتها در حال وقوع بود، صورت گرفته است، زمانی که اکثر مردم از طلا برای خرید ماشین، خانه، زمین و غیره استفاده میکردند و منجر به تضعیف ارزش پول رایج میشد.
با این حال، اکنون مسئله «طلایی شدن» حل شده است و انحصار در بازار طلا نقش خود را به طور مؤثر در طول یک دوره خاص ایفا کرده است. بنابراین، تغییرات سیاستی برای از بین بردن انحصار در کسب و کار، انحصار شمش طلا و انحصار واردات و صادرات ضروری است.
البته، واردات و صادرات طلا مانند سایر کالاها نیست؛ بلکه شامل ارز خارجی، ذخایر ملی و منابع میشود. بنابراین، صرفاً موضوع واردات و صادرات آزاد نیست. دولت باید آن را مدیریت کند، سیاستهایی را برای تنظیم واردات و صادرات طلا وضع کند و فقط به مشاغلی با ظرفیت و صلاحیت کافی اجازه شرکت در این فعالیت داده شود.
وقتی بازار به این شکل عمل کند - یعنی کسبوکارهای بیشتر، تأمینکنندگان بیشتر و فعالیتهای واردات و صادرات بیشتری در داخل و خارج از کشور در گردش باشند - کاستیهای بازار برطرف خواهد شد. اختلافات قیمت باید از طریق یک مکانیسم عملیاتی مبتنی بر بازار حل شود.
البته، مسئله دیگری هم در اینجا وجود دارد که به سیاست مالیاتی مربوط میشود. اگر سیاست مالیاتی بالا باشد، شکاف زیاد خواهد بود. برعکس، اگر مالیات پایین باشد، شکاف کم خواهد بود. بنابراین، علاوه بر آزادسازی کسبوکار بر اساس صدور مجوز برای کسبوکارهایی که الزامات را برآورده میکنند، سیاست مالیاتی نیز نقش بسیار مهمی ایفا میکند.

به گفته کارشناسان، انحصار شمش طلا باید به زودی لغو شود و شرایطی ایجاد شود که مردم بتوانند راحتتر طلا خرید و فروش کنند - عکس: THANH HIEP
* پلتفرم معاملات آنلاین طلا مشکلات زیادی ایجاد کرده است، به طوری که بسیاری از سرمایهگذاران آنلاین طلا همه چیز خود را از دست دادهاند. به نظر شما، آیا باید یک پلتفرم معاملات فیزیکی طلا برای مدیریت مؤثرتر و تجارت راحتتر برای عموم طراحی شود؟
- من معتقدم که فقط به شرکتهایی با ظرفیت، اعتبار و منابع قوی باید اجازه داده شود تا پلتفرمهای معاملات الکترونیکی طلای داخلی را راهاندازی کنند. مردم میتوانند طلای فیزیکی را خرید و فروش کنند و پس از خرید، نیازی به بردن طلا به خانه ندارند، بلکه میتوانند آن را در این پلتفرم سپردهگذاری کنند.
طلا برخلاف سایر کالاها، محصولی منحصر به فرد است؛ پس از خرید، باید نگهداری شود. بنابراین، آیا باید خرید و فروش طلا را برای اهداف مبادله تشویق کنیم؟
خرید و فروش طلا، از طریق مبادله، برخلاف سهام که پول بلافاصله به اقتصاد منتقل میشود، ارزش افزودهای برای اقتصاد ایجاد نمیکند.
در مورد بازار طلا، هیچکس جرات نمیکند طلا دریافت کند و سپس آن را سرمایهگذاری کند؛ یعنی خرید و فروش طلا برای اقتصاد سرمایه تولید نمیکند. بنابراین، اینکه سیاستهایی برای تشویق آن داشته باشیم یا نه، به سیاستهای مالیاتی، به طور خاص مالیات بر معاملات خرید و فروش، بستگی دارد.
با اعمال سیاستهای مالیاتی، مردم همچنین در نظر خواهند گرفت که آیا باید مرتباً وقتی پول دارند طلا بخرند و بفروشند، یا صرفاً برای ذخیره طلا خرید و فروش کنند.
من پول دارم، آن را ذخیره میکنم و وقتی آن را میخرم، دیگر آن را نمیفروشم، بنابراین مشمول مالیات نمیشوم. این یعنی طلا برای هدف مورد نظرش که پسانداز است استفاده میشود، نه برای سرمایهگذاری یا سفتهبازی برای کسب سود در یک مقطع زمانی خاص.
به ویژه اگر طلا به صورت بلندمدت در بورس طلا نگهداری شود، شرکتها و بورسهای طلا میتوانند از آن طلا به عنوان منبعی برای تجارت بینالمللی استفاده کنند و از این طریق به تعادل بازارهای داخلی و بینالمللی کمک کنند.
این امر همچنین به حل مشکل ما در از دست ندادن مقدار زیادی ارز خارجی که مرتباً برای خرید و فروش طلا به خارج از کشور سرازیر میشود، کمک میکند و نیازهای تجاری مردم را برآورده میسازد.
* اگر فقط به مشاغل بزرگ اجازه تجارت آزاد طلا داده شود، آیا میتوانیم از قاچاق یا احتکار که باعث ایجاد کمبود مصنوعی میشود، جلوگیری کنیم؟
- مهمترین تخلفات در گذشته زمانی بود که دولت واردات و صادرات طلا را در انحصار خود درآورد و باعث کمبود آن شد و منجر به کمک و تشویق برخی افراد به قاچاق، سودجویی و نقض قانون شد.
در عین حال، با سوءاستفاده از کمبود بازار، مشاغل دارای منابع مالی، طلا را احتکار کردند و باعث کمبود و احتکار در بازار شدند. این نشان میدهد که انگیزههای مشاغل نادرست بوده و مقامات قادر به کنترل آن نبودهاند.
زمانی که دولت مسئولیت صدور مجوز واردات و صادرات طلا را بر عهده بگیرد، ما کنترل کاملی بر میزان طلای صادراتی، چه کسانی در بورس معامله میکنند، چه کسانی خرید و فروش میکنند و چه مقدار... خواهیم داشت. بنابراین، برای مشاغل غیرممکن خواهد بود که پس از واردات طلا ادعا کنند که طلا ندارند و قادر به احتکار آن نخواهند بود.
این امر از احتکار، احتکار و دستکاری قیمت جلوگیری میکند. واردات انجام شده از طریق مجاری رسمی باید از مجاری مناسب عبور کند و هنگامی که مجاری رسمی ایجاد شوند، فرار مالیاتی غیرممکن خواهد بود.
* به نظر شما، چه راهکارهایی برای مهار منابع طلای مردم جهت مشارکت در توسعه اجتماعی-اقتصادی، بدون دستکاری بازار... آنطور که دولت میخواهد، وجود دارد؟
- درک این نکته مهم است که طلا یک ذخیره ارزش است، نه یک سرمایهگذاری. افرادی که مقداری پول دارند میخواهند طلا را به عنوان یک پناهگاه امن بلندمدت، یک دارایی مطمئن خریداری کنند... ما باید شرایط مطلوبی را برای برآوردن این نیاز ایجاد کنیم.
برای مثال، اگر بورس طلا وجود داشت، مردم میتوانستند طلا بخرند اما آن را در آنجا سپردهگذاری کنند، بدون اینکه مجبور باشند آن را به خانه بیاورند، انبار کنند، نگران هزینههای انبارداری باشند یا از گم شدن یا آسیب دیدن بترسند، که این برای مردم خوب بود.
با این حال، چنین سیاست حضانت برای کسانی که داراییها را به صورت بلندمدت ذخیره میکنند، ضروری است و خرید و فروش مداوم برای اهداف سرمایهگذاری، خرید امروز و فروش فردا، نباید تشویق شود. بنابراین، یک سیاست مالیاتی لازم است تا مردم ببینند که چنین خرید و فروشی سودآور نیست و آنها را از مشارکت منصرف کند.
ثانیاً، ایجاد یک بازار واقعاً به هم پیوسته برای شرکتهای تجاری جهت تثبیت بازار طلا ضروری است. بازار طلا به تقاضای داخلی و همچنین پیشبینیهای تقاضای جهانی طلا بستگی دارد.
به ویژه گسترش بازار آزاد معاملات طلا از نقطه مرکزی و آزادسازی بازار بسیار مهم است. وقتی مردم متوجه شوند که سرمایه گذاری در طلا دیگر سود زیادی ندارد، سرمایه خود را به کانال های سرمایه گذاری دیگر منتقل خواهند کرد.
ما باید شرایطی را فراهم کنیم تا خرید و فروش طلا برای مردم آسانتر شود.
نخست وزیر به این نتیجه رسید که فرمان ۲۴ باید به زودی اصلاح شود و این الزام باید به طور دقیق اجرا شود.
به گفته آقای کوانگ، اصلاحیه این فرمان باید بر حذف انحصار دولت بر شمشهای طلا و ایجاد استانداردهایی برای انتخاب تعدادی از بانکهای تجاری بزرگ و تعدادی از شرکتهای بزرگ تجارت طلا و نقره که واقعاً ظرفیت تجارت طلا را دارند، متمرکز شود.
این شرکتها همچنین مجاز به واردات و صادرات طلا هستند تا ارتباطی بین بازارهای داخلی و بینالمللی طلا ایجاد کنند و اختلاف قیمت را کاهش دهند. این امر کمبودها و پدیدهای را که در آن شمشهای طلا با کیفیت یکسان (خلوص ۹۹۹۹) قیمت بسیار بالاتری نسبت به شمشهای طلای برند دولتی دارند، از بین میبرد.
در واقع، تفاوت قیمت بین طلای برند انحصاری دولت و سایر برندهای طلا در بازار داخلی به دلیل کیفیت بالاتر یک برند نیست، بلکه به دلیل انحصار برند است. حذف انحصار شمش طلا تا حدی مشکل را حل میکند.
دوم، ما باید شرایطی را ایجاد کنیم که خرید و فروش طلا را برای مردم آسانتر کند و رویه سوداگری روی طلا را از بین ببرد. بنابراین، ما باید بازار تجارت طلا را توسعه دهیم و ارتباط بهتری ایجاد کنیم.
یکی از ابزارهای بهتر برای ایجاد قابلیت همکاری، ایجاد یک بورس طلا است. با این حال، به گفته آقای کوانگ، فقط افراد دارای مجوز باید اجازه تجارت در بورسهای طلای داخلی را داشته باشند که توسط شرکتهایی با ظرفیت افتتاح و مدیریت آنها اداره میشوند.
افراد میتوانند شمش طلای فیزیکی یا طلا را از طریق حسابهای اعتباری خریداری کنند، که میتوانند آن را نزد خود نگه دارند، در صرافی ثبت کنند و هر زمان که نیاز داشتند، آن را بخرند یا بفروشند.
منبع: https://tuoitre.vn/can-som-xoa-doc-quyen-vang-mieng-20250526234545103.htm






نظر (0)