ساده به نظر میرسد. اما پشت این جمله، دنیایی کامل نهفته است.

همان لحظهای است که دستت میخواهد کتاب را ببندد، عقربههای ساعت دارد دیر میکند، اما قلبت از ایستادن امتناع میکند. همان لحظهای است که به خودت قول میدهی زود بخوابی، اما داستان ناتمام است، شخصیتها در نقطه عطفی قرار دارند و تو نمیتوانی تحمل کنی که آنجا را ترک کنی.
«فرهنگ مطالعه نه تنها افرادی را تربیت میکند که در خواندن مهارت دارند، بلکه افرادی را نیز پرورش میدهد که میدانند چگونه احساس کنند، فکر کنند و خود را جای دیگران بگذارند.»
«فقط یک صفحه دیگه...» گاهی اوقات این شیرینترین تعلل در زندگی است.
خواندن یک وظیفه نیست.
خواندن کتاب یک مواجهه است.
ملاقات با یک غریبه کامل.
مواجهه با دورانی سپری شده.
با سوالی مواجه شدم که هیچوقت جرات نکرده بودم از خودم بپرسم.
و شاید این عمیقترین ارزش مطالعه باشد.
شخصی زمانی تعریف میکرد که در خانهای ساده بزرگ شده است، اما همیشه گوشه کوچکی به کتاب اختصاص داده شده بود. نه یک قفسه کتاب بزرگ، نه یک مجموعه گرانقیمت، فقط چند کتاب قدیمی، کاغذهایشان رنگ و رو رفته، اما به اندازهای که افقهایی بسیار فراتر از محدوده خانهشان را برایشان باز کند.
کتابهایی هستند که ما را فوراً ثروتمند نمیکنند، فرمول موفقیت به ما نمیدهند و راههای میانبر را وعده نمیدهند. اما بیسروصدا بذر کنجکاوی، همدلی و دیدگاهی متفاوت نسبت به جهان را در قلب ما میکارند. |
کتابها فوراً شرایط را تغییر نمیدهند.
اما کتابها نحوهی نگاه ما به موقعیتها را تغییر میدهند.
وقتی بیشتر در مورد مردم، تاریخ و درد و شادی دیگران میفهمیم، کمتر زود قضاوت میکنیم. وقتی در مورد سفرهای غلبه بر مشکلات میخوانیم، به گامهای خودمان ایمان بیشتری پیدا میکنیم.
فرهنگ مطالعه با کنفرانسهای بزرگ شروع نمیشود.
همه چیز از یک شب آرام شروع شد، والدین کتاب در دست داشتند و کودک در کنارشان نشسته بود.
از گوشه ای از کتابخانه که دانش آموزان اولین کتابی را که «با سلیقه شان جور درمی آید» پیدا می کنند.
از معلمی که نه تنها درس میدهد، بلکه با برقی در چشمانش از لذت مطالعه میگوید.
بعضی از دانشآموزان در ابتدا از خواندن خوششان نمیآید. برای آنها، کتابها یک بار اضافی، یک آزمون، یک منبع نمره هستند. اما با کتاب مناسب در زمان مناسب، داستانی که چیزی عمیق در درونشان را لمس میکند، میتوانند تغییر کنند. نه به این دلیل که مجبور هستند، بلکه به این دلیل که خودشان را علاقهمند میبینند.
فرهنگ کتابخوانی را نمیتوان تحمیل کرد.
فقط میتوان آن را برانگیخت.
بعضیها میپرسند که آیا مطالعه هنوز در عصر فناوری مهم است؟ وقتی همه اطلاعات فقط با چند لمس در دسترس است، وقتی ویدیوهای کوتاه سریعتر از یک صفحه کتاب از جلوی چشم میگذرند، آیا هنوز هم جایی برای آرام نشستن با کتاب وجود دارد؟

شاید دقیقاً به این دلیل است که همه چیز آنقدر سریع حرکت میکند که ما به لحظاتی برای کند شدن بیشتر نیاز داریم.
مطالعه راهی برای کاهش سرعت است.
برای فکر کردن، سرعت خود را کم کنید.
کمی آرامتر شوید تا به ندای درونتان گوش دهید.
در دنیای پر سر و صدا، کتابها مانند لحظهای عمیق از سکوت هستند. نه پرسروصدا، نه هیجانانگیز، بلکه ماندگار.
برخی از مربیان میدانند که تدریس فقط انتقال دانش نیست، بلکه ایجاد عشق به یادگیری است. و یکی از پایدارترین راهها برای پرورش این عشق، مطالعه است.
دانشآموزی که میداند چگونه عمیق بخواند، میداند چگونه عمیق فکر کند.
جوانی که میتواند از دیدگاههای مختلف مطالعه کند، قادر خواهد بود زندگی را از زوایای مختلف ببیند.
فرهنگ مطالعه نه تنها افرادی را تربیت میکند که در خواندن مهارت دارند، بلکه افرادی را نیز پرورش میدهد که میدانند چگونه احساس کنند، فکر کنند و خود را جای دیگران بگذارند.
«فقط یک صفحه دیگر...»
شاید اگر کودکی مجذوب یک داستان ماجراجویانه شود، همین را بگوید.
میتواند اثر یک بزرگسال باشد که خود را در صفحات ادبیات منعکس شده میبیند.
میتواند از معلمی باشد که هنوز بیدار است و دارد روی درس فردا فکر میکند.
اما در نهایت، این یک یادآوری ملایم است که ما هنوز کنجکاو هستیم، هنوز مشتاق دانش هستیم و هنوز معتقدیم که جهان بزرگتر از آن چیزی است که میبینیم.
با نزدیک شدن به هر سال جدید، شاید نیازی به وعدههای بزرگ و گزاف نداشته باشیم. فقط به خودمان بگوییم که امسال، چند کتاب بیشتر خواهیم خواند. نه برای خودنمایی، نه برای جمعآوری دستاوردها، بلکه برای تغذیه خودمان. زیرا هر کتابی که میخوانیم، حتی اگر فقط «یک صفحه دیگر» باشد، بیصدا روح ما را کمی گسترش میدهد.
و وقتی قلبهای بسیاری گشوده شود، جامعه سخاوتمندتر و مهربانتر خواهد شد.
در نهایت، فرهنگ مطالعه فقط مربوط به کتاب نیست.
این داستان جامعهای است که برای دانش ارزش قائل است، میداند چگونه گوش دهد و میداند چگونه با عمق مطلب پیش برود.
لی مین هوان
منبع: https://baodongthap.vn/chi-mot-trang-nua-thoi--a238261.html






نظر (0)