با این وجود، آویزان کردن تقویمها برای استقبال از سال نو از دیرباز یک سنت فرهنگی زیبا در هر خانوادهای بوده است. شاید به همین دلیل است که اکنون تقویمها نه تنها برای پیگیری زمان استفاده میشوند، بلکه خلاقیت و فداکاری تولیدکنندگان تقویم را نیز به نمایش میگذارند.
علاوه بر موضوع آشنای مناظر، بسیاری از تقویمها محتوای جالب و کاربردی نیز ارائه میدهند که میتواند در زندگی روزمره یا مطالعات به کار گرفته شود.
مثلاً تقویمی که شامل داستان کیئو اثر شاعر بزرگ نگوین دو، گنجینههای ملی یا تاریخ کشور باشد... داشتن چنین تقویمی در خانه مثل این است که دوستی داشته باشید، هر روز داستانها یا اطلاعاتی را با شما به اشتراک بگذارد.

دوستم پارسال یک تقویم بزرگ داشت که دستور پخت ۳۶۵ غذای مختلف را برای هر ۳۵ روز سال روی آن نوشته بود. بنابراین، به جای اینکه هر صفحه تقویم را دور بیندازد، کپیها را نگه داشت، آنها را به هم چسباند و مثل یک کتاب آشپزی منحصر به فرد با آنها رفتار کرد.
هر وقت دلش بخواهد حال و هوایش عوض شود یا نداند چه غذایی بپزد، از صفحات قدیمی تقویم، غذایی را انتخاب میکند تا برای تمام خانواده تدارک ببیند!
دوستم گفت آن زمان، صفحات تقویم قدیمی مثل اعضای خانواده بودند که رازهایی در مورد وعدههای غذایی خانوادگی را با خود حمل میکردند.
هنوز یادم هست وقتی بچه بودم، هر وقت نیاز به بررسی تاریخ داشتم، راهی جز نگاه کردن به تقویم روی دیوار وجود نداشت. برای بزرگسالان، تقویم برای اطلاع از آب و هوا برای کاشت و برداشت بسیار مفید بود.
در مورد دانشآموز من در آن زمان، او تقویم را بررسی میکرد تا برنامه مطالعهاش را بداند و بداند که به دلیل تعطیلات پیش رو، چه زمانی از مدرسه مرخصی دارد...
آن زمان، من هم با تقویمهای قدیمی سرگرمی داشتم: نگه داشتن آنهایی که شامل نقل قولهایی از افراد بزرگ، چهرههای مشهور یا گاهی اوقات "نویسندگان" ناشناس بودند، که آنها را میخواندم و بسیار آموزنده مییافتم.
من آن صفحات تقویم قدیمی را در دفترچهای نگه میداشتم و هر وقت وقت آزاد داشتم، آنها را بیرون میآوردم تا نگاهی به آنها بیندازم و بیهدف در مورد نتیجهگیریهای اجدادمان فکر کنم.
در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، علاوه بر تقویمهای هفتگی، تقویمهای تکبرگهای نیز وجود داشتند که تصاویر بازیگران مشهور آن زمان در بالا و ۱۲ خانه در زیر آنها مربوط به ۱۲ ماه بود.
من و دوستانم قبلاً این صفحات تقویم قدیمی را برای بستهبندی دفترچههایمان نگه میداشتیم. معمولاً آنها از روزنامه ساخته میشدند، اما چگونه میتوان آنها را با تقویمهایی با جلد کاغذی محکم که ستارههایی مانند لی هونگ، دیم هونگ، ویت ترین، له توان آن، له کونگ توان آن، وای فونگ، تو ها... روی آنها نقش بسته است، مقایسه کرد؟
دفترچهها که در این نوع تقویم پیچیده شده بودند، بسیار محکمتر و جذابتر به نظر میرسیدند. بنابراین، آن ستارهها همراه دفترچههایی بودند که هر روز به کلاس میآوردیم، که باعث تحسین همکلاسیهایمان میشد.
در روزهای پایانی سال، گهگاه صدای آه و افسوس کسی را میشنوید: «سال قبل از اینکه حتی فرصتی برای انجام کاری داشته باشم، تمام شد!» یا «ما تازه جشن تت (سال نو قمری) را تمام کردیم و حالا دوباره در آستانهی استقبال از سال نو هستیم!»
اینکه زمان سریع یا کند میگذرد به درک هر فرد بستگی دارد، اما زمان همچنان در جریان است و هیچ چیز نمیتواند آن را متوقف کند. روزها و ماهها به سرعت میگذرند، تقویم روی دیوار شروع به نازک شدن میکند و این زمانی است که زمان به سمت پایان سال در حرکت است.
یک سال دیگر در حال گذر است. سال نو قمری دیگری از راه میرسد، خیلی زود!
منبع: https://www.sggp.org.vn/chia-tay-nhung-to-lich-cu-post829845.html







نظر (0)