Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

درگیری ایران و آمریکا پس از ۳ ماه: بن‌بست پس از اولین حمله.

(CLO) سه ماه پس از آغاز عملیات نظامی علیه ایران، دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با یک معضل روبرو است: پیروزی تاکتیکی لزوماً به معنای موفقیت استراتژیک نیست.

Công LuậnCông Luận27/05/2026

در ۲۸ فوریه، حملات هوایی ائتلاف آمریکا و اسرائیل خسارات قابل توجهی به قابلیت‌های نظامی تهران وارد کرد و بخشی از ذخایر موشکی، زیرساخت‌های دریایی و شبکه فرماندهی آن را تضعیف کرد. با این حال، اهداف اصلی واشنگتن - از مهار برنامه هسته‌ای ایران و محدود کردن نفوذ منطقه‌ای آن گرفته تا ایجاد شرایطی برای بی‌ثبات کردن رژیم ایران - به طور واضح محقق نشده است.

از برتری نظامی تا معضلات استراتژیک

آنچه تحلیلگران را نگران می‌کند، نه تنها توانایی ایران در حفظ قابلیت‌های سرکشی خود است، بلکه این نیز هست که به نظر می‌رسد تهران یک «اهرم نامتقارن» به اندازه کافی قدرتمند برای فشار بر ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس پیدا کرده است: کنترل امنیت دریایی در تنگه هرمز. این خط کشتیرانی حدود یک پنجم نفت و گاز جهان را حمل می‌کند، بنابراین حتی یک اختلال جزئی می‌تواند بازارهای انرژی را متزلزل کند و فشار مستقیمی بر اقتصاد جهانی وارد کند.

word-m92bmi-1.jpg
تنگه هرمز در مواجهه با فشارهای آمریکا و اسرائیل به یک دارایی استراتژیک برای ایران تبدیل شده است. عکس: GI

در این شرایط، اظهارات قطعی کاخ سفید مبنی بر پیروزی، به طور فزاینده‌ای مورد تردید قرار گرفته است. برخی از تحلیلگران معتقدند که واشنگتن، تاب‌آوری ایران و اثربخشی استراتژی «دفاع بلندمدت» تهران که دهه‌ها ادامه داشته را دست کم گرفته است. علیرغم خسارات نظامی و اقتصادی، رهبری ایران ساختار قدرت خود را حفظ کرده، همچنان ابزارهای نفوذ منطقه‌ای را کنترل می‌کند و هیچ نشانه‌ای از امتیازدهی در مورد مسئله هسته‌ای نشان نداده است.

به گزارش رویترز، آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق خاورمیانه، استدلال می‌کند که این جنگ که برای دستیابی به یک پیروزی سریع برای دولت آمریکا طراحی شده است، خطر تبدیل شدن به یک شکست استراتژیک بلندمدت را به همراه دارد. این ارزیابی منعکس‌کننده یک واقعیت آشنا در درگیری‌های نامتقارن است: یک قدرت نظامی ممکن است در میدان نبرد تسلط داشته باشد، اما برای تبدیل این برتری به یک نظم سیاسی پایدار پس از جنگ تلاش می‌کند.

چالش بزرگتر برای دولت ترامپ در اهداف جنگ نهفته بود که ناپایدار و دائماً در حال تغییر بودند. در ابتدا، واشنگتن بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای تأکید داشت. بعداً، این هدف به مهار نفوذ منطقه‌ای تهران، تضعیف نیروهای نیابتی آن و حتی تسهیل تحولات سیاسی داخلی در ایران گسترش یافت. با گسترش اهداف، احتمال دستیابی به "پیروزی کامل" به طور فزاینده‌ای دشوار شد.

در همین حال، به نظر می‌رسد تهران استراتژی «بقا، پیروزی است» را برگزیده است. برای رهبری ایران، حفظ قدرت، ادامه کنترل هرمز و نشان دادن توانایی‌شان در دستکاری قیمت‌های جهانی انرژی کافی است تا اعلام کنند که تسلیم فشار نظامی ایالات متحده نمی‌شوند. این امر، رویارویی فعلی را نه تنها یک درگیری نظامی ساده، بلکه رقابتی برای تاب‌آوری و اراده سیاسی نیز می‌کند.

برخی در واشنگتن معتقدند که این کمپین هنوز مزایای استراتژیک قابل توجهی برای ایالات متحده داشته است. الکساندر گری، مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، استدلال کرد که ضربه زدن به قابلیت‌های نظامی ایران، موضع بازدارندگی ایالات متحده را تقویت کرده و کشورهای عربی خلیج فارس را در بحبوحه نگرانی‌های امنیتی فزاینده به واشنگتن نزدیک‌تر کرده است. با این حال، حتی این ارزیابی‌های مثبت نیز اذعان دارند که چشم‌انداز پس از جنگ بسیار شکننده است.

نکته قابل توجه این است که این بحران بسیار فراتر از حداکثر بازه زمانی شش هفته‌ای که ترامپ پیش‌بینی کرده بود، ادامه یافته است. با طولانی شدن درگیری، فشار سیاسی داخلی شروع به افزایش کرد. در حالی که پایگاه رأی‌دهندگان MAGA (آمریکا را دوباره بزرگ کنیم) عموماً از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ حمایت می‌کردند، نشانه‌هایی از اختلاف در حزب جمهوری‌خواه، به‌ویژه با توجه به خطر کشیده شدن ایالات متحده به یک رویارویی طولانی و پرهزینه دیگر در خاورمیانه، به‌طور فزاینده‌ای آشکار شد.

مهم‌تر از آن، این درگیری همچنین سوالاتی را در مورد محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا در مواجهه با دشمنانی که به طور فزاینده‌ای در تاکتیک‌های نامتقارن مهارت پیدا می‌کنند، مطرح می‌کند. به گفته بسیاری از کارشناسان، چین و روسیه هر دو از نزدیک این بحران را زیر نظر دارند تا از استفاده ایران از ابزارهای نامتقارن برای از بین بردن برتری نظامی آمریکا درس بگیرند.

آرامشی شکننده پیش از خطر تشدید بیشتر تنش‌ها.

با توجه به اینکه نه واشنگتن و نه تهران به اهداف استراتژیک مشخصی دست نیافته‌اند، چشم‌انداز یک تفاهم‌نامه موقت برای تمدید آتش‌بس به مدت ۶۰ روز دیگر، بیشتر به عنوان یک تاکتیک تأخیری تلقی می‌شود تا پایه و اساسی برای صلح پایدار.

طبق گزارش‌های رسانه‌های غربی، سند مورد بحث می‌تواند شامل بازگرداندن آزادی کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، کاهش نسبی محدودیت‌های صادرات نفت ایران و تمدید آتش‌بس فعلی باشد. در عوض، واشنگتن از تهران می‌خواهد که برنامه هسته‌ای خود را محدود کند، ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را کنترل کند و متعهد به عدم توسعه سلاح‌های هسته‌ای شود.

با این حال، اختلافات اصلی بین دو طرف تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است. ایران همچنان بر حق خود برای غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز تأکید می‌کند، در حالی که کنترل هرمز را به عنوان یک منفعت استراتژیک تزلزل‌ناپذیر می‌بیند. در همین حال، ایالات متحده می‌خواهد تهران محدودیت‌های بسیار گسترده‌تری نسبت به آنچه در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ ذکر شده است، بپذیرد.

word-m92bmi-2.jpg
اختلافات و درگیری‌ها، مذاکرات ایران و آمریکا را بسیار دشوار کرده است. عکس: GI

مسئله اعتماد نیز یک مانع اصلی است. برای تهران، تصمیم ترامپ برای خروج ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در دوره اول ریاست جمهوری‌اش، سابقه‌ای را ایجاد کرد که هرگونه تعهدی از سوی واشنگتن می‌تواند با تغییرات در سیاست‌های داخلی ایالات متحده لغو شود. بنابراین، رهبران ایران اکنون به ویژه در مورد تضمین‌های امنیتی بلندمدت محتاط هستند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که حتی اگر این تفاهم‌نامه امضا شود، حل ریشه‌های درگیری دشوار خواهد بود. اختلاف نظرها بر سر برنامه هسته‌ای، سازوکارهای بازرسی، شبکه نیروهای نیابتی و تحریم‌های اقتصادی همچنان پابرجاست. این امر خطر درگیری مجدد را همواره پابرجا نگه می‌دارد.

یکی دیگر از عواملی که اوضاع را پیچیده می‌کند، نقش اسرائیل است. تل‌آویو اگرچه مستقیماً در مذاکرات دخیل نیست، اما منافع امنیتی مستقیمی در هرگونه توافقی با ایران دارد. بعید است دولت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، هرگونه توافقی را که به تهران اجازه دهد قابلیت‌های هسته‌ای بالقوه خود را حفظ کند یا نفوذ منطقه‌ای خود را تثبیت کند، بپذیرد.

با این حال، اسرائیل همچنین می‌داند که یک عملیات نظامی طولانی مدت با نتیجه نامشخص می‌تواند خطرات سیاسی داخلی ایجاد کند. بنابراین، تل آویو تمایل دارد هم از فشار حداکثری بر ایران حمایت کند و هم از کشیده شدن به یک جنگ فرسایشی بدون راه خروج مشخص، اجتناب کند.

در همین حال، کشورهای عربی خلیج فارس خود را در یک دوراهی می‌بینند. آنها به تضمین‌های امنیتی از سوی ایالات متحده نیاز دارند، اما در عین حال از این می‌ترسند که در صورت تشدید درگیری، به اهداف مستقیم تبدیل شوند. به همین دلیل است که بسیاری از کشورهای منطقه، ثبات و آزادی ناوبری را بر پیروزی نظامی مطلق علیه ایران در اولویت قرار می‌دهند.

به طور گسترده‌تر، بحران کنونی نشان‌دهنده تغییر در ساختار قدرت خاورمیانه است. ایالات متحده هنوز از برتری نظامی چشمگیری برخوردار است، اما توانایی آن برای تحمیل اراده خود بر نظم رو به کاهش است. ایران، با وجود اینکه از نظر اقتصادی و نظامی ضعیف‌تر است، نشان می‌دهد که یک قدرت متوسط ​​هنوز می‌تواند از طریق ابزارهای نامتقارن، هزینه‌های استراتژیک قابل توجهی را به واشنگتن تحمیل کند.

بنابراین، اکنون دیگر سوال این نیست که آیا ترامپ در جنگ با ایران «پیروز» خواهد شد یا «بازنده»، بلکه این است که آیا ایالات متحده می‌تواند وضعیت جدیدی از ثبات را در خاورمیانه ایجاد کند. اگر این تفاهم‌نامه فقط به عنوان یک آرامش موقت قبل از تشدید بعدی تنش عمل کند، احتمالاً بحران با پیامدهای فزاینده‌ای برای اقتصاد جهانی، بازارهای انرژی و نظم ژئوپلیتیکی منطقه‌ای ادامه خواهد یافت.

‎‏‎ ...

منبع: https://congluan.vn/chien-su-my-iran-sau-3-thang-be-tac-sau-don-phu-dau-post347630.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
آیین‌های دعا برای صلح در جشنواره کاته

آیین‌های دعا برای صلح در جشنواره کاته

رنگ‌های بهاری منطقه مرزی

رنگ‌های بهاری منطقه مرزی

جذابیت ملایم رنگ

جذابیت ملایم رنگ