آقای تان، در حالی که منتظر طلوع آفتاب بود، به محض اینکه از رختخواب بیرون آمد، یک پیراهن اضافی و یک جفت دمپایی پوشید، در حالی که از خشم می‌لرزید، مستقیماً با دوچرخه به سمت خانه برادرزاده‌اش رفت و از همان ابتدا تا داخل خانه او را سرزنش کرد:

- هونگ کجاست؟ او تازه نوجوانی‌اش را پشت سر گذاشته و در حال حاضر فراموش کرده که چقدر به اجدادش مدیون است، چه فداکاری‌هایی کرده تا بتواند غذای کافی، لباس گرم برای پوشیدن و زندگی در آرامش امروز داشته باشد. من مطلقاً نمی‌توانم چنین طرز فکری را بپذیرم. این خانواده نمی‌تواند چنین نوه ای داشته باشد!

شمع‌ها به یاد ۱۰ شهید قهرمان زن نیروی داوطلب جوانان چهارراه دونگ لوک روشن شده‌اند. عکس: VNA.

آقای هوین، پدر هونگ، در حالی که از خجالت سرش را می‌خاراند، از داخل خانه بیرون آمد:

«لطفاً تشریف بیاورید داخل، آقا. لطفاً آرام باشید. تازه صبح زود است و نمی‌دانم چه چیزی در مورد نوه‌ام شما را ناراحت کرده که باعث شده اینقدر تند صحبت کنید! او امروز زود رفت تا به منطقه همسایه برود تا مقداری آجر برای تقویت خاکریز برکه بیاورد. احتمالاً به زودی برمی‌گردد، آقا.»

آقای تان که هنوز آرام نشده بود، تلفن همراهش را به آقای هوین نشان داد و سپس فریاد زد:

«ببینید، من نمی‌فهمم پسرتان این عادت بدگویی از دولت و بی‌احترامی به قهرمانان جنگ و شهدا را از کجا یاد گرفته است. او نه تنها این، بلکه لفاظی‌های نیروهای متخاصم را ترویج می‌دهد، به تاریخ تهمت می‌زند و فداکاری‌های کسانی را که خونشان را برای این کشور ریخته‌اند فراموش می‌کند. از شما می‌پرسم، آیا این قابل قبول است؟ در جلسه بعدی خانواده، این موضوع را برای بحث مطرح خواهم کرد.»

«آه، خواهش می‌کنم آقا! لطفاً آرام باشید، بگذارید نوه‌ام را ادب کنم. احتمالاً به این دلیل است که او چند روز پیش به طور غیرقانونی از بیل مکانیکی برای تسطیح مزارع برنج و باغبانی استفاده کرده است و مقامات محلی برای صدور حکم آمده‌اند. او ناراحت است و چنین اظهارات بی‌ملاحظه‌ای می‌کند. من او را نصیحت کرده و هشدار داده‌ام، اما به نظر نمی‌رسد که هنوز به نصیحت من توجه کند.»

- تا حدودی خیالم راحت شد که این را درک می‌کنی. اما کسانی که اشتباه می‌کنند باید مسئولیت بپذیرند. تو نمی‌توانی کینه به دل بگیری، حقیقت را تحریف کنی، به دولت تهمت بزنی یا حتی به تاریخ و ارواح شهدای قهرمان ما توهین کنی، فقط به این دلیل که به خاطر یک تخلف مجازات شده‌ای.

- بله، آقا، متوجه هستم. این واقعیت که کمون ما در حال بازسازی بنای یادبود شهدا و سازماندهی فعالیت‌هایی برای بزرگداشت کسانی است که در انقلاب نقش داشته‌اند، نشان دهنده سنت و اصل اخلاقی "نوشیدن آب، یادآوری منبع" است، که نشان دهنده قدردانی از فداکاری‌های اجدادمان برای استقلال و آزادی سرزمین پدری و برای خوشبختی مردم است. روستاییان کاملاً از آن حمایت می‌کنند، آقا. کاری که هونگ انجام داد بسیار اشتباه بود. افکار و اعمال او که ناشی از نارضایتی شخصی غیرمنطقی بود، خلاف سنت و اخلاق بود و حتی قانون را نقض می‌کرد که غیرقابل قبول است. به عنوان پدرش، از شما عذرخواهی می‌کنم و قول می‌دهم مسئولیت نصیحت او را برای درک موضوع و کنار گذاشتن آن سخنان نادرست بر عهده بگیرم.

- کاملاً حق با شماست! شما باید برای پسرتان روشن کنید که کاری که انجام می‌دهد نه تنها اشتباه است، بلکه بهانه‌ای به عناصر ناراضی و متخاصم می‌دهد تا به دولت تهمت بزنند، رژیم ما را بدنام کنند و تاریخ ملی ما را انکار کنند.

- بله، آقا، لطفاً وقت بگذارید و یک فنجان چای بنوشید. وقتی هونگ به خانه آمد، برایش توضیح می‌دهم و کاری می‌کنم حقیقت را ببیند...

تران آنه

*لطفاً برای مشاهده اخبار و مقالات مرتبط، به بخش حفاظت از بنیان ایدئولوژیک حزب مراجعه کنید.