Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مکان عشق ها (I): – هدیه شب سال نو

گیادین‌نت - ویت ها (Viet Ha) هنگام نشستن برای جشن شب سال نو، ناگهان صدای ناله وحشت‌زده سگ کوچکی را از بیرون دروازه آهنی شنید. ها با خود فکر کرد: «آمدن گربه به خانه بدشانسی می‌آورد، آمدن سگ به خانه خوش‌شانسی می‌آورد.» سگ کوچک را در آغوش گرفت و تصمیم گرفت آن را نگه دارد.

Báo Gia đình và Xã hộiBáo Gia đình và Xã hội21/05/2026

در شب سی‌ام تت (شب سال نو قمری)، ترقه‌ها در همه جا منفجر شدند. در شهر، ممنوعیت ترقه‌بازی نسبتاً سختگیرانه اجرا می‌شد. حتی شنیدن صدای ترقه در شهر غیرمعمول تلقی می‌شد. با این حال، در حومه شهر، این ممنوعیت فقط تا حدی اجرا می‌شد. تمام روستاها و بخش‌ها ترقه‌بازی می‌کردند. مناطق روستایی وسیع و جمعیت پراکنده بودند و کنترل پلیس را دشوار می‌کرد. علاوه بر این، اگر تمام روستا یا بخش ترقه‌بازی می‌کردند، پلیس چه کسی را جریمه می‌کرد؟ مطمئناً نه کل بخش. سگ‌ها بیشتر از ترقه می‌ترسیدند. ضرب‌المثلی وجود دارد: "به اندازه سگ‌ها از ترقه می‌ترسند." ترقه‌بازی مردم باعث شد سگ‌ها به همه جهات پراکنده شوند. یک سگ که چهار توله داشت، برای فرار از ترقه‌ها به مزارع دوید و تنها دو روز بعد برای شیر دادن به توله‌هایش برگشت.

photo-1658931594206

تصویر نمایشی

مادرش سفره عید سال نو را روی میز چید. تمام خانواده سال نو را به یکدیگر تبریک گفتند و بزرگسالان به بچه‌ها هدایای سال نو دادند. ویت ها در حالی که نشسته بود و از سفره عید می‌خورد، ناگهان صدای ناله وحشت‌زده سگ کوچکی را از بیرون دروازه آهنی شنید. ویت ها بیرون دوید و سگ بسیار کوچکی را دید که ظاهراً از مادرش جدا شده بود، می‌لرزید و به دروازه چسبیده بود. ویت ها دروازه را باز کرد، سگ را در آغوش گرفت و به او دلداری داد: "نترس. من اینجا هستم. از تو محافظت می‌کنم." به نظر می‌رسید که گرمی و آغوش ویت ها ترس سگ کوچک را کمتر کرده است. ناله‌هایش بند آمد، اگرچه قلبش هنوز می‌زد و تمام بدنش می‌لرزید.

آقای نگو، پدر ویت ها، گفت: «ویت ها دیوانه است. آوردن سگ به خانه در آغاز سال نو.» «به خانه ما آمد، بابا. آمدن گربه به خانه بدشانسی می‌آورد، آمدن سگ به خانه خوش‌شانسی می‌آورد. من این سگ را نگه می‌دارم. سه تا پیچ و تاب روی پشتش دارد که ثابت می‌کند نژاد نادری است.» «سه پیچ و تاب یا حتی ده پیچ و تاب، هنوز یک سگ است، نه اژدها. گذشته از این، شما نمی‌دانید سگ کیست، بنابراین نگه داشتن آن اتلاف وقت است. به زودی صاحبش می‌آید تا آن را تصاحب کند، و آن وقت دیگر نمی‌توانید آن را نگه دارید.»

با این وجود، ویت ها سگ را نگه داشت. او اسمش را میک گذاشت و هر روز خیلی خوب از آن مراقبت می‌کرد. بهترین غذاهای برنجی را برایش درست می‌کرد تا بخورد و وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گشت، او را برمی‌داشت و نوازش می‌کرد.

چند روز بعد از تت، خانم هوی از ابتدای روستا به خانه ویت ها آمد: «شنیده‌ام که سگ من را بزرگ می‌کنی. از ترقه می‌ترسد و شب سی‌ام فرار می‌کند و من نمی‌توانم پیدایش کنم. حالا اینجا پیدایش کرده‌ام، لطفاً آن را به من برگردان.» «مادربزرگ! من آن را خیلی دوست دارم، قبلاً برایش اسم گذاشته‌ام و حالا مثل خواهر کوچکم است. هر قیمتی که بفروشی‌اش، پولش را می‌دهم، اما لطفاً سگم، میک، را از من نگیر.»

(ادامه دارد)

منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/chon-yeu-thuong-cua-ha-i-mon-qua-dem-cuoi-nam-172220727212614527.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.

دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.

مناظر فصل برداشت

مناظر فصل برداشت

Trái tim của Biển

Trái tim của Biển