Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شیشه سس سویای مادرم

نات مت هونگ

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng05/04/2025

دیشب، مادرم به من گفت که سر راه تدریسم سری به بازار نویی بزنم و برایش مقداری خمیر سویای تخمیر شده بخرم. او به من گفت که نوع خوب و سبز آن را انتخاب کنم. من هم قبول کردم و فوراً با همسایه نزدیک مدرسه تماس گرفتم تا زودتر به بازار بروم و از یکی از آشنایان مقداری بخرم. وقتی ظهر آن را به خانه آوردم، مادرم فریاد زد: «خمیر سویای تخمیر شده خیلی زیباست! و اندازه‌اش هم مناسب است. مهم‌ترین نکته در تهیه خمیر سویای تخمیر شده، خمیر سویای تخمیر شده زیبا و سویای باکیفیت است.» حالا که کمتر درست می‌کند، خمیر سویای تخمیر شده می‌خرد، اما قبلاً هر فصل دو شیشه بزرگ درست می‌کرد و همیشه هر مرحله را خودش انجام می‌داد. ناگهان، با یادآوری آن شیشه‌های خمیر سویای تخمیر شده در گوشه حیاط آجری خانه کودکی‌ام، احساس نوستالژی به من دست داد.

تصویرسازی: هوانگ دانگ
تصویرسازی: هوانگ دانگ

در هر فصل، در گوشه حیاط - ناحیه بین خانه اصلی و آشپزخانه، جایی که یک سایبان کوچک بیرون زده بود و آن را از آفتاب و باران بیش از حد محافظت می‌کرد - دو شیشه بزرگ و کوچک سس سویا با افتخار قرار داشت. مادرم محاسبه کرده بود که آن دو شیشه برای خانواده کافی است تا تا فصل بعد، حتی با وجود بازدیدهای گاه به گاه همسایه‌ها یا اقوام، به راحتی غذا بخورند.

در یک روز خنک و آرام، مادرم سویا را کباب می‌کرد. او آنها را در یک تابه چدنی ضخیم و براق کباب می‌کرد. او چندین کنده چوب را زیر آن می‌چید تا به راحتی گرما را کنترل کند، با شعله زیاد شروع می‌کرد و سپس زغال‌ها را به رنگ قرمز درخشان نگه می‌داشت - همین کافی بود. هر دسته برای کباب شدن زمان بسیار زیادی طول می‌کشید و او مجبور بود مدام هم بزند. گاهی اوقات، از من می‌خواست که لحظه‌ای هم بزنم تا او چیز دیگری آماده کند.

بعد از مدت کوتاهی، می‌خواستم بی‌خیال شوم، در حالی که فکر می‌کردم مادرم چطور توانسته لوبیاها را بدون شکایت از خستگی هم بزند. بعد از برشته شدن، آنها را روی سینی ریخت تا خنک شوند، سپس با استفاده از یک بطری شیشه‌ای آنها را از وسط له کرد. مرحله دیگری که نیاز به مهارت داشت، و من و خواهرانم فقط می‌توانستیم از کنار تماشا کنیم. تماشای صدای ترق و تروق هر لوبیا در برخورد با بطری شیشه‌ای شفاف بسیار هیجان‌انگیز و جذاب بود. وقتی لوبیاها به طور مساوی از هم جدا شدند، مادرم آنها را در یک شیشه ریخت، آب اضافه کرد و به مدت ۷ تا ۹ روز مرتباً هم زد. وقتی سس سویا به رنگ کهربایی شفاف درآمد، آماده تخمیر بود. اما قبل از تخمیر، کپک باید تشکیل می‌شد. برای کپک زدن، باید تخمیر می‌شد.

مادرم یک قابلمه بزرگ برنج چسبناک معطر می‌پخت. بعد از پخت، برنج را با قاشق روی سینی می‌ریختند تا بخار آن خارج شود. سپس آن را روی هم می‌گذاشتند و با یک تکه پارچه می‌پوشاندند. بعد از حدود ۳-۴ روز، کپک روی آن رشد کرده بود و به رنگ سبز خزه‌ای چشمگیری درمی‌آمد. مادرم با دستانش برنج را روی کپک شل می‌کرد و سپس آن را در آفتاب خشک می‌کرد.

روزی که سس سویا تخمیر می‌شود، روزی است که مادرم به آن توجه زیادی می‌کند. او هم آب و هوا و هم اعتقادات معنوی را بررسی می‌کند. اگر مقداری از سس خوب پیش برود، او بسیار خوشحال می‌شود. قالب به آرامی همراه با نمک داخل شیشه سس سویا ریخته می‌شود، خوب هم زده می‌شود تا همه چیز جذب شود. سپس، دهانه شیشه را با یک پارچه ململ می‌پوشاند تا از ورود پشه‌ها جلوگیری کند و سپس یک کاسه بزرگ روی آن قرار می‌دهد تا از باران و آفتاب محافظت شود.

بنابراین، خانواده ما یک "گنجینه" داشت که می‌توانست برای تهیه غذاهای خوشمزه بی‌شماری برای هر چهار فصل استفاده شود. خمیر سویای تخمیر شده برای پخت ماهی، گوشت و موز؛ سس مخصوص اسفناج آب‌پز، کیک برنجی و گوشت؛ سوپ با برگ‌های سیب‌زمینی شیرین؛ و هزاران غذای خوشمزه و روستایی دیگر. گاهی اوقات، حتی مخلوط کردن برنج سفید ساده با خمیر سویای تخمیر شده فوق‌العاده خوشمزه بود. چون خمیر سویای تخمیر شده مادرم همیشه ماهرانه تهیه می‌شد: رنگی طلایی زیبا، غنی و کمی شیرین؛ و هر چه بیشتر می‌ماند، غلیظ‌تر و شیرین‌تر می‌شد.

من آن صبح‌های سرد زمستانی را به یاد دارم که تمام خانواده دور یک قابلمه ماهی پخته جمع می‌شدند و عطر سس سویای آن فضا را پر می‌کرد. یا آن عصرهای تابستانی که روی حصیرهای حیاط پهن می‌شد و کاسه سس سویا در مرکز میز می‌درخشید، انگار ماه را که در آسمان به همراه الهه ماه و گاوچران آویزان بود، دعوت می‌کرد. همسایه‌ها همیشه مشتاق بودند سس سویای مادرم را بخواهند، هرچند خودشان آن را درست می‌کردند، اما «به خوبی سس نبود».

هر بار که مادرم سس سویا را برمی‌داشت، با دقت به من دستور می‌داد که آن را با قاشق خوب هم بزنم و سپس به آرامی داخل کاسه بریزم و مطمئن شوم که هیچ گرد و غبار یا آبی وارد آن نشده است؛ سپس باید روی آن را محکم می‌پوشاند. اگر سس سویا شروع به تشکیل لایه‌ای روی سطح می‌کرد، خراب می‌شد. هر جا که کلاه حصیری پیدا می‌کرد، آن را با دقت روی شیشه سس سویا می‌گذاشت. با نگاه کردن به آن، پیرمردی را می‌دیدی که ساکت نشسته است.

بسیاری از خوراکی‌های خوشمزه دوران کودکی، حیاط خزه گرفته را با عطر آشنای سس سویای شیرین و غنی، همراهی کرده‌اند. این طعم خانه و گذشته است - طعمی که هرگز دور یا جدا نخواهد شد.

منبع: https://baodanang.vn/channel/5433/202504/chum-tuong-cua-me-4003220/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

با نزدیک شدن به عید تت، پایتخت گل همیشه بهار در هونگ ین به سرعت در حال فروش است.
پوملو قرمز که زمانی به امپراتور تقدیم می‌شد، اکنون فصلش است و تاجران سفارش می‌دهند، اما عرضه کافی نیست.
روستاهای گل هانوی مملو از جمعیت هستند و خود را برای سال نو قمری آماده می‌کنند.
با نزدیک شدن به عید تت، روستاهای صنایع دستی منحصر به فرد مملو از فعالیت هستند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

سیل میوه‌های پوملو اوایل صبح جنوب را فرا می‌گیرد، قیمت‌ها قبل از عید تت افزایش می‌یابد.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول