Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

داستان عاشقانه شاد دختری مبتلا به سرطان بدخیم.

چه در دامنه‌های شیب‌دار کوهستان ها گیانگ و چه در میان آفتاب سوزان تایلند، تان هوین واقعاً احساس زنده بودن می‌کند، دیگر آن دختری نیست که دو بار با سرطان روبرو شده بود.

ZNewsZNews22/05/2026

در اوایل سال ۲۰۲۵، پس از اتمام دوره درمانی خود برای سارکوم ریه متاستاتیک، دام تان هوین (۲۷ ساله، استریمر نانگ) به نبرد خود با این بیماری پایان داد و فصل جدیدی را در زندگی خود گشود.

داستان و سفر نانگ در درمان سرطان برای اولین بار در سال ۲۰۲۴ در Tri Thức - Znews منتشر شد و مورد توجه ویژه خوانندگان و رسانه‌ها قرار گرفت.

بعد از گذشت بیش از یک سال، تغییرات زیادی رخ داده است. حالا، این دختر درباره ده‌ها سفری که در سال گذشته داشته و همچنین درباره برنامه‌هایش برای زندگی مشترک با مردی که نه بار با صبر و حوصله عشقش را به او اعتراف کرده بود، صحبت می‌کند.

ده‌ها سفر در سال

تان هوین به یاد می‌آورد: «در آن روزهایی که نمی‌دانستم زنده خواهم ماند یا خواهم مرد، از اینکه آنقدر سخت کار کرده بودم پشیمان بودم.»

این فکر نقطه شروع ده‌ها سفر در سال شد، گاهی به سمت شمال می‌رفتند تا از مزارع برنج رسیده لذت ببرند، گاهی در دا لات مه‌آلود یک فنجان قهوه داغ می‌نوشیدند، یا با فراغت خاطر سوار بر قایق از میان رشته‌کوه‌های سنگی نین بین عبور می‌کردند.

هوین برای اینکه بتواند بیشتر سفر کند، از استریمر بودن به ساخت ویدیو روی آورد و دوست پسرش نیز تصمیم گرفت به عنوان فریلنسر او را همراهی کند. این سفرها که پر از عطر گیاهان و درختان بود، باعث شد هوین واقعاً احساس زنده بودن کند و فراموش کند که یک بیمار سرطانی است که ده‌ها جلسه شیمی‌درمانی داشته و پوستش را سوزانده است.

تیک تاکر نانگ آنه ۱

تیک تاکر نانگ آنه ۲

تان هوین پس از بهبودی از بیماری‌اش، زمان زیادی را صرف کاوش در مکان‌های جدید کرد.

یک بار، هنگام سفر به ها گیانگ، هویِن و دوست پسرش در میان گذرگاه‌های کوهستانی پر پیچ و خم، دامنه‌های شیب‌دار و دره‌های عمیق پایین گم شدند. موتورسیکلت آنها برای بالا رفتن از شیب‌های تند تقلا می‌کرد و تقریباً هیچ نیرویی برایشان باقی نمی‌گذاشت. هویِن، که عقب نشسته بود، هنوز تلفن همراهش را در دست داشت، نقشه را بررسی می‌کرد و اصرار داشت که در مسیر درست هستند.

وقتی به قسمتی تقریباً عمودی از گذرگاه کوهستانی رسیدند، ماشین به طرز خطرناکی روی شیب تکان می‌خورد و دوست پسرش مجبور شد تمام بدنش را به کار بگیرد تا از غلتیدن آن به پایین تپه جلوگیری کند. در آن لحظه بود که هر دو متوجه شدند که گم شده‌اند. در حالی که هوین هنوز از این فکر که تقصیر اوست، عذاب می‌کشید، مدام او را تشویق می‌کرد و سعی می‌کرد با کمک مردم محلی ماشین را به جای امنی برساند. او پیشنهاد داد که بماند و بعداً راهشان را پیدا کند. اما هوین نمی‌توانست تحمل رفتن را داشته باشد؛ او تصمیم گرفت بماند و به او در یافتن راه کمک کند.

او گفت: «او فقط به من فکر می‌کرد.»

هوین که دو بار به سرطان مبتلا شده و چندین عمل جراحی انجام داده و جای زخم‌هایش هنوز متورم و قرمز است، اذعان می‌کند که سلامتی‌اش گاهی اوقات مانع سفرهایش می‌شود. یک بار، آنها تصمیم گرفتند برای دیدن یک کنسرت به تایلند بروند. با بلیط هواپیما و بلیط ورودی، هوین خبر دریافت کرد که باید داروهایش را عوض کند.

تیک تاکر نانگ آنه ۳

تیک تاکر نانگ آنه ۴

تان هویون گفت که روزهای خوشی را سپری می‌کند.

این دارو می‌تواند باعث کاهش شدید تعداد گلبول‌های سفید خون شود و تزریق اضافی برای تحریک تولید گلبول‌های سفید خون را ضروری سازد. با تأیید پزشک، چمدان آنها علاوه بر لباس‌ها و وسایل کنسرت، شامل یک شیشه کوچک دارو بود که با دقت بسته‌بندی شده و در یک یخچال یخ قرار داشت.

تنها چند روز بعد، هشدار پزشک به حقیقت پیوست. خستگی مفرط، تمام بدنش را سوزانده بود، دست‌ها و صورتش می‌سوزاند. در اتاق هتل، دوست پسرش با لرز به هویِن دارو تزریق کرد. در چند روز بعد، او به جای گشت و گذار در بازار شبانه، خوردن کباب سیخی در محله چینی‌ها یا گشت و گذار در امتداد رودخانه چائو فرایا، با خستگی دست و پنجه نرم می‌کرد.

در شهر ناآشنا و شلوغ بانکوک، مرد ویتنامی با عجله در خیابان‌ها می‌دوید و به هر داروخانه‌ای سر می‌زد. با وجود مانع زبانی، تمام تلاشش را می‌کرد تا برای دوست دخترش مسکن پیدا کند.

او گفت: «آن سفرها طیف کاملی از احساسات را به همراه داشت، اما باعث شد احساس آرامش کنم و زندگی را به طور کامل زندگی کنم.»

«هر چقدر هم که از عمرت باقی مانده باشد، من به تعداد روزهایی که زنده باشی در کنارت خواهم بود.»

وقتی از تان هوین در مورد نقاط عطف به یاد ماندنی سال ۲۰۲۵ سوال شد، او به ترخیص از بیمارستان، ملاقات با خانواده دوست پسرش، پیشنهاد ازدواج و عروسی که در پایان امسال برگزار خواهد شد، اشاره کرد. بیش از نیمی از این نقاط عطف مربوط به نامزدش است. خود این کاربر تیک تاک اعتراف کرد که نامزدش مایه خوشبختی او و پاسخ به هر چیزی است که قبلاً در مورد معنای زندگی از خود پرسیده بود.

او گفت: «دوره‌ای بود که تقریباً از درمان ناامید شدم و دو نفری که به من کمک کردند تا از آن دوران عبور کنم، مادرم و شوهرم بودند.»

تیک تاکر نانگ آنه ۵

سفرهای او با دوست پسر، خانواده و دوستانش همراه است.

در نیمه دوم سال ۲۰۲۴، این دو به طور جدی به فکر زندگی مشترک افتادند. دوست پسر هوین با والدینش صحبت کرد و گفت که او قبلاً با سرطان مبارزه کرده و یک پایش قطع شده است. هوین با سکوت و تردید پاسخ داد.

او او را تشویق کرد و گفت: «اگر پدر و مادرمان موافق نباشند، با هم امتحان می‌کنیم.»

در طول تت (سال نو ویتنامی) در سال ۲۰۲۵، هر دو برای ملاقات با خانواده‌های یکدیگر رفتند. زن ۲۷ ساله فکر می‌کرد والدین دوست پسرش سخت‌گیر خواهند بود و با نگاه محتاط کسی که با بیمار روبروست به او نگاه می‌کنند. با این حال، از همان اولین ملاقات، عمه دوست پسرش دست او را گرفت و گفت: «ما را به خانه والدینت ببر تا در مورد مسائل صحبت کنیم!» در آن لحظه پذیرش، او می‌دانست که تمام تلاش‌هایشان نتیجه داده است.

هوین که دو بار با سرطان روبرو شده بود، مقاوم‌تر و قوی‌تر شد، اما در اعماق وجودش هنوز ترس‌هایی را در دل داشت که پاک کردنشان دشوار بود: ترس از بازگشت بیماری، ترس از مرگ زودهنگام، ترس از خانه‌ای که هرگز پر از صدای بچه‌ها نباشد. قبل از اینکه با هم زندگی کنند، او بارها و بارها و رک و پوست‌کنده از دوست پسرش در مورد این اضطراب‌ها سوال کرد.

در چنین مواقعی، او به آرامی او را دلداری می‌داد و می‌گفت: «هر چند روزی که از عمرت باقی مانده باشد، من به همان تعداد روزی که باقی مانده در کنارت خواهم بود.»

پیشنهاد دادن

در اتاقی پر از گل رز و بادکنک، دوست پسرش به آرامی حلقه را در انگشت حلقه تان هوین گذاشت. خواستگاری در طبقه دوم یک آپارتمان انجام شد، بسیار متفاوت از شکوه و جلالی که او تصور می‌کرد. هوین فقط لباس‌های روزمره‌اش را می‌پوشید. همین سادگی بود که او را به گریه انداخت، زیرا در پشت حلقه، تمام سفر دشوار و طاقت‌فرسایی که با هم پشت سر گذاشته بودند، نهفته بود.

او گفت: «با اینکه می‌دانستم قرار است از من خواستگاری کند، باز هم به طرز غیرمعمولی احساس خوشحالی می‌کردم.»

تیک تاکر نانگ آنه ۶

تیک تاکر نانگ آنه ۷

تان هویون در حال آماده شدن برای عروسی‌اش است که در ماه دسامبر برگزار خواهد شد.

هوین بعد از پرو کردن لباس عروسش، خودش را برای روز بزرگش در اوایل دسامبر آماده کرد. عروسی او نه مجلل و نه پر زرق و برق، بلکه صرفاً یک مهمانی دنج بود که در آن هر دو خانواده شاهد آغاز یک فصل جدید بودند.

هوین لبخند زد و گفت: «قبلاً فکر می‌کردم باید خیلی باشکوه از آب دربیایم. اما حالا، آنقدر خوشحالم که دیگر نیازی به هیچ چیز پیچیده‌ای برای اثباتش ندارم.»

او که دو بار با بیماری روبرو شده بود، یاد گرفت که دیگر خودش را از نگاه دیگران قضاوت نکند و سعی نکند ارزشش را با پول یا تصاویر جذاب ثابت کند. مردم هنوز هم دام تان هوین را در حالی می‌بینند که به سادگی یک تی‌شرت و شلوار جین پوشیده، اما همیشه لبخندی بر لب دارد.

دختر گفت: «خوشبختی از میزان دارایی‌ات ناشی نمی‌شود، بلکه از این واقعیت ناشی می‌شود که حتی اگر ضعیف، ثروتمند یا بی‌استعداد باشی، هنوز کسانی را داری که تو را کاملاً دوست دارند.»


منبع: https://znews.vn/chuyen-tinh-vien-man-cua-co-gai-mac-ung-thu-ac-tinh-post1585592.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Trái tim của Biển

Trái tim của Biển

بازی با خاک

بازی با خاک

روح تانگ لانگ

روح تانگ لانگ