Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

جرات کن و مکث کن و بگذار شعر بیشتر سخن بگوید.

به عنوان جوان‌ترین داور مسابقه شعر سال نو که توسط انجمن نویسندگان پلیس برگزار شد، نویسنده و کاپیتان فان دوک لوک، افسر پلیسی که در توان جیائو، دین بین، کار می‌کند، دیدگاهی صمیمی و در عین حال صریح را به گفتگو آورد: درباره اشعار سروده شده از روستاها، درباره نوشته‌هایی که او را به تامل واداشتند، و درباره سفر خوداندیشی‌اش در مسیر خلاقانه‌اش.

Báo Công an Nhân dânBáo Công an Nhân dân23/03/2026

پ‌و : با نزدیک به ده سال کار در توان جیائو، چگونه مناظر ناهموار و چالش‌برانگیز آن منطقه را در شعر خود گنجانده‌اید؟

کاپیتان فان دوک لوک: من نزدیک به ده سال از جوانی‌ام را صرف کار در میان مردم عادی کرده‌ام - زیباترین دوره زندگی یک فرد. توآن گیائو، جایی که من در حال حاضر در آن کار می‌کنم، سرزمینی است که هنوز با مشکلات و کمبودهای زیادی روبرو است، اما مناظر و گرمی مردم آن همیشه الهام‌بخش آثار ادبی عمیقی بوده است. در طول بازدیدهایم از روستاهای دورافتاده، با سالمندان هشتاد ساله ملاقات کردم که هنوز سبدهایی را برای یافتن شاخه‌های بامبو و چیدن قارچ به جنگل‌های عمیق می‌بردند؛ کودکان معصومی را دیدم که با دقت اولین نامه‌های خود را روی پله‌های راه‌پله می‌نوشتند و تکه‌های زغال را در دست داشتند؛ مردان و زنان جوانی را دیدم که در طول جشنواره‌ها با هم فلوت می‌نواختند و می‌رقصیدند؛ و کشاورزانی را دیدم که از بوته‌های برنج تا اوج آسمان بالا می‌رفتند.

چندین بار، از خودم پرسیدم که آیا اصلاً ادبیات در آنجا ضروری است یا نه. و در یک بازدید از واحد تبلیغات پروژه ۰۶، پاسخی یافتم که مرا شگفت‌زده و متأثر کرد. مردی میانسال به برچسب اسم روی سینه‌ام نگاه کرد و پرسید: « آیا تو همان کسی هستی که داستان «دره باران» را نوشته‌ای؟ تمام خانواده‌ام آن را در بخش «قصه‌گویی آخر شب» رادیو صدای ویتنام گوش می‌دهند. لطفاً مقالات بیشتری درباره توان جیائو بنویسید و برای رادیو بفرستید تا مردم بتوانند به آنها گوش دهند! » او یک درخت کوچک بوهینیا به من داد. با الهام از این تشویق، در مسیر برگشت به واحد، که پوشیده از گل‌های سفید بوهینیا بود، من خودجوش شعر « جاده بهار » را با این ابیات ساده سرودم: « چه کسی سرمای ماندگار ماه مارس را تحمل می‌کند / شکوفه‌های بوهینیا می‌سوزند تا پژمرده شوند / گرما بر شانه‌های سرباز می‌ماند / صدای قدم‌ها بی‌وقفه ریتم باد را دنبال می‌کند

جرات کن و مکث کن و بگذار شعر بیشتر سخن بگوید -0
کاپیتان فان دوک لوک

پ‌وی : به نظر شما، سخت‌ترین بخش نوشتن درباره نیروی پلیس چیست؟

کاپیتان فان دوک لوک : این موضوع برای نثر و فیلم مناسب است، اما همیشه برای شعر چالش‌برانگیز است. زمانی بود که من اشعاری در این زمینه به شیوه‌ای اجباری، کلیشه‌ای و تبلیغاتی می‌نوشتم. بعد از مدتی، با خواندن مجدد آثار خودم، کمی... خجالت می‌کشم. نسل‌هاست که شاعران ما همیشه تأکید کرده‌اند که مهم‌ترین چیز در شعر، احساس است و نوشتن درباره نیروی پلیس نیز از این قاعده مستثنی نیست. وقتی احساسات با کلمات رنگارنگ و توخالی آراسته می‌شود، فرصت تأثیرگذاری بر قلب خواننده را از خود سلب می‌کند. بنابراین، به نظر من، سخت‌ترین کار هنگام نوشتن درباره نیروی پلیس، حفظ طبیعی بودن و سادگی است.

پ‌وی : در شعرهایتان درباره پلیس، معمولاً از کجا شروع می‌کنید: آدم‌ها، جزئیات کوچک یا مفاهیم بزرگ؟

کاپیتان فان دوک لوک: من معمولاً با تصویرسازی شاعرانه شروع می‌کنم. همیشه به خودم یادآوری می‌کنم که استفاده از صفت‌های گلدار و پر آب و تاب را محدود کنم. اجازه دهید از شعر «عصری بر رودخانه تونگ» اثر شاعر هوو تین نقل قول کنم: « آنچه شعر می‌خواهد بگوید / تصویرسازی شاعرانه، آواز خواندن است .» تصویرسازی شاعرانه هم طبیعت و هم مردم را در بر می‌گیرد. تصویرسازی شاعرانه جزئیات را خلق می‌کند. و وقتی تصویرسازی شاعرانه به اندازه کافی زیبا، عمیق و ظریف باشد، شعر به اندازه کافی جذاب خواهد بود تا خوانندگان افکار و پیام آن را کشف کنند . به عنوان مثال، با یک تصویر شاعرانه قدرتمند، سطرهای آغازین شعر « دشت » اثر نگوین دوک هائو، تأمل زیادی را در مورد سرزندگی میهن - منبعی که بی‌صدا در ذهن هر فرد و هر نسلی نفوذ می‌کند - برمی‌انگیزد: « درختی که با عجله در لبه رودخانه کاشته شده است / ده سال بعد سایه آن در سراسر روستا گسترش می‌یابد

پ‌وی : به عنوان جوان‌ترین داور مسابقه، اولین احساسی که وقتی هزاران اثر را در دست گرفتید، داشتید چه بود؟

کاپیتان فان دوک لوک: اول، از مجموعه‌ای به معنای واقعی کلمه قطور از اشعار بیش از ۱۰۰۰ نویسنده با بیش از ۳۰۰۰ شعر شگفت‌زده شدم. این اعداد فراتر از تصور بودند. سپس هیجان فرا رسید. مشتاقانه آثار ارسالی را بارها و بارها خواندم و احساس کردم که تحت تأثیر قرار گرفته‌ام، تحسین شده‌ام و از اشعار زیبا و بدیع قدردانی می‌کنم. چیزی که مرا شگفت‌زده کرد این بود که برخی از شاعران مشهور در سنین بسیار کم شعر می‌نوشتند و برخی از شاعران جوان با بلوغ قابل توجهی می‌نوشتند. این «واژگونی شرایط» این ادعا را که شعر هیچ محدودیتی ندارد، فقط مسیرهای منحصر به فرد دارد، بیشتر تأیید می‌کند.

پ‌وی: تصویر سرباز در اشعار ارسالی به این مسابقه چگونه به تصویر کشیده شده است؟ آیا شعر یا نویسنده‌ای هست که باعث شود بیش از حد معمول مکث کنید؟

کاپیتان فان دوک لوک: پرتره‌های مأموران امنیت عمومی خلق که در « بهار نو » دیده می‌شوند، هم آشنا و هم بدیع هستند. قبل از دریافت آثار مسابقه، نگران بودم که برخی از نویسندگان، همانطور که قبلاً انجام دادم، به مسیر شعر مصور منحرف شوند و مجبور شوم اشعار ناشیانه، کلیشه‌ای و مکانیکی بخوانم. اما خوشبختانه، فراتر از انتظارات من، مسابقه اشعار خوب زیادی با این موضوع داشت، به خصوص اشعاری که توسط مأموران امنیت عمومی سروده شده بودند.

من تحت تأثیر مجموعه سه شعر قرار گرفتم: « بهار بر فراز قله کوه »، « بهار به دائو سا می‌آید » و « بهار تو را به یاد می‌آورد » سروده شاعر لی هوانگ کونگ، رئیس پلیس روستایی در لائو کای . ابیات زیبا، هماهنگ و لطیفی وجود دارد که قلب را تحت تأثیر قرار می‌دهد: « ابرها در دامنه کوه‌ها مدفون شده‌اند / در فصل مه‌آلود دود سفید تنفس می‌کنند / چه کسی خلاف جریان به سمت روستا می‌رود / پیراهن‌های سبز آغشته به گرد و غبار در جاده » ( بهار به دائو سا می‌آید ). اینها چیزهایی هستند که هر کسی که مدت زیادی در ارتفاعات شمال غربی ویتنام زندگی کرده باشد، دیده است، اما وقتی لی هوانگ کونگ آنها را در شعر خود می‌گنجاند، به طرز نفس‌گیری زیبا هستند. همین چند طرح ماهرانه برای خوانندگان کافی است تا مشکلات و چالش‌هایی را که افسر پلیس باید شجاعانه در سفر خود برای حفظ صلح در روستا بر آنها غلبه کند، احساس کنند. این مسابقه به پیشرفت حرفه‌ای لی هوانگ کونگ کمک کرده و نویدبخش پیشرفت‌های بسیار بیشتری در آینده نزدیک است.

جرات کن و مکث کن و بگذار شعر بیشتر سخن بگوید -0
نویسنده فان دوک لوک

پی‌وی: نقاط قوت و ضعف نویسندگان آثار پلیسی در رقابت امسال چیست؟

کاپیتان فان دوک لوک: با توجه به نویسندگان پلیس، من غنا و تنوعی در احساسات، لحن، سبک نوشتاری و تکنیک می‌بینم. هر کدام سبک و قدرت منحصر به فرد خود را دارند. هو آن توان، اشتیاق عمیقی را برای رفقایش ابراز می‌کند؛ دائو هوای تان هم تأثیرگذار و هم شدید است، در عین حال ملایم و لطیف؛ دوک مین با مهارت ساختار و کلمات را تجدید می‌کند؛ تریو ویت هوانگ نوستالژی بی‌حد و حصری را برمی‌انگیزد؛ نگوین دوی تان با دقت تصاویر را انتخاب می‌کند؛ لو هوی هونگ داستانی ساده و صمیمانه را ارائه می‌دهد؛ دائو تی توی ها تداعی‌های عمیق و تکرارشونده‌ای را خلق می‌کند؛ تران لو آن توان لحظاتی از تفکر و تأمل آرام را می‌سازد؛ لو تان وان مشتاق ندای میهن خود است؛ فی وان تان قهرمانانه و تراژیک است؛ هوانگ آن توان ساده و طبیعی است، مانند نفس کشیدن؛ تانگ وو نگرانی تأثرانگیز و مالیخولیایی را بیان می‌کند؛ نگوین مین هین عمیقاً به سرزمینی که زمانی به آن متصل بود، وابسته است؛ نگوین تی هونگ کام با نگرانی‌های پیش از وقوع مواجه است. می‌توان گفت وجه مشترک نویسندگان آثار پلیسی این است که آنها با همان شور و اشتیاقی که به کار خود در تأمین امنیت و نظم اختصاص داده‌اند، شعر نیز می‌نویسند.

پ‌و : خب، به نظر شما، چه چیزی باعث موفقیت یک شعر درباره پلیس می‌شود؟

کاپیتان فان دوک لوک: ما باید از خلوص احساسات، انتخاب دقیق تصاویر، طبیعی بودن زبان و پیام استعاری اطمینان حاصل کنیم. و کمی غافلگیری هم عالی خواهد بود!

پ‌وی : بعد از این مسابقه، دیدگاه شما نسبت به شعر و خودتان چه تغییری کرده است؟

کاپیتان فان دوک لوک : این مسابقه به من کمک کرد تا بفهمم بسیاری از شاعران بااستعداد از خودنمایی و سطحی‌نگری بیزارند، بنابراین ترجیح می‌دهند آرام و در خلوت بنویسند. وقتی آنها در این پلتفرم ظاهر می‌شدند، مجبور بودم مخفیانه آثارشان را گسترده‌تر و عمیق‌تر بخوانم. « بهار نو » به من آموخت که چگونه فروتنانه زندگی کنم، به کلام مکتوب احترام بگذارم و قبل از انتشار آثارم متفکرتر باشم. دوره‌هایی بود که بیش از حد می‌نوشتم، با افتخار آثار و جوایز منتشر شده‌ام را به نمایش می‌گذاشتم و از تبریک‌های مست‌کننده لذت می‌بردم. در میان جمعیت غرق می‌شدم و گاهی اوقات خودم را مجبور می‌کردم در قالب‌ها و مضامین خاصی قرار بگیرم تا به موفقیت دلخواهم برسم. تا اینکه روزی دوست صمیمی‌ام رک و پوست‌کنده به من توصیه کرد: « لوک واقعاً در سراشیبی سقوط است .» عمیقاً در این مورد فکر کردم.

حالا نمی‌دانم در کجای این سراشیبی ادبی ایستاده‌ام. اما بیش از هر کس دیگری، می‌دانم برای ادامه‌ی مسیر دشوار و چالش‌برانگیز نویسندگی پیش رو، چه چیزهایی دارم و چه چیزهایی ندارم. در این لحظه، می‌خواهم به شاعران همکارم که تازه شروع به نوشتن کرده‌اند بگویم: جرأت کردن برای توقف در نیمه‌ی راه، گاهی اوقات سخت‌تر از رسیدن به انتهای یک مسیر شاعرانه است.

مصاحبه‌کننده : متشکرم، نویسنده!

منبع: https://cand.com.vn/Chuyen-dong-van-hoa/dam-dung-lai-de-tho-noi-nhieu-hon-i800438/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
لبخندهای شاد مردم ما کونگ هنگام شرکت در جشنواره.

لبخندهای شاد مردم ما کونگ هنگام شرکت در جشنواره.

روز تابستانی شاد

روز تابستانی شاد

فو ین

فو ین