Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

فرد مسن را برای پیاده‌روی بیرون ببرید.

Việt NamViệt Nam17/08/2024


سفر با والدین برای کودکان لذت‌بخش است. عکس: X.H
سفر با والدین برای کودکان لذت‌بخش است. عکس: XH

این اولین باری بود که پدربزرگ ۹۲ ساله با فرزندان و نوه‌هایش بیرون می‌رفت. قبل از رفتن، تمام خانواده، از بزرگسالان گرفته تا کودکان، روی یک چیز تمرکز کردند: «چگونه او را به ماندن در خانه ترغیب کنیم».

و این اتفاقات «عجیب» در طول سفر مدام تکرار می‌شد. از زمان مرگ همسرش، او از خانه بیرون نرفته است. شاید دورترین جایی که رفته، زمانی باشد که فرزندان و نوه‌هایش او را به مزار همسرش می‌برند.

این بار، بچه‌ها مصمم بودند که پدرشان را به سفر ببرند. او که ظاهراً تلاش‌های آنها را درک می‌کرد، موافقت کرد و با قاطعیت گفت: «بریم، چون چه کسی می‌داند چقدر دیگر می‌توانیم سفر کنیم؟»

او کم‌شنوا اما تیزبین بود. وقتی به دریاچه فو نین رسیدیم، تعریف کرد که چگونه در طول جنگ، بخش جنوبی استان کوانگ نام ، جنگلی متروک و پوشیده از درخت بود.

وقتی به ساحل رانگ نوی تان رسید، داستان‌هایی درباره فرودگاه چو لای و سربازان آمریکایی که در آنجا پیاده شده بودند، تعریف کرد. به نظر می‌رسید که هر مکان، نشانه‌ای از روزهای گذشته در خاطرش دارد. و به درستی، از زمان پیمان صلح ، او در دین بان مانده بود، کار می‌کرد و فرزندانش را بزرگ می‌کرد.

با هر قدمی که پیرمرد برمی‌داشت، پسرانش پشت سرش می‌رفتند و او را حمایت می‌کردند. شور و شوقی که در چشمان کودکان هنگام بیرون رفتن برای بازی بود، تبدیل به نگاه‌های ریز شده‌ی پیرمردی شد که به سرزمینی ناآشنا رسیده است.

می‌گویند پیری باعث می‌شود آدم دوباره احساس کودکی کند، شاید به این دلیل که بعد از تجربه کردن تمام طعم‌های زندگی، سالمندان زندگی را در ابتدایی‌ترین شکلش، مثل یک کودک، می‌بینند.

سفرهایی که با اعضای خانواده، حتی بزرگسالان، انجام می‌شوند، گاهی اوقات می‌توانند به اندازه سفرهایی که با دوستانم دارم هیجان‌انگیز نباشند. اما به طرز عجیبی، بعد از بازگشت به خانه، لحظات سفر مدام با تصاویر والدینم به ذهنم می‌آیند.

یادم می‌آید پدرم را به یک تفریحگاه در هوی آن بردم. او مدام از اینکه چطور با وجود آفتاب سوزان، چمن‌ها را اینقدر سرسبز و شاداب نگه می‌دارند، مثل صبح زود، شگفت‌زده می‌شد. کنار بوفه صبحانه، آرام آنجا ایستاده بود و با تعجب زبانش را به هم می‌زد و از خودش می‌پرسید چطور می‌توانند این همه غذا را همزمان سرو کنند...

هر تابستان، دوستم مادرش را از ارتفاعات به شهر می‌آورد تا به ساحل بروند. او می‌گفت اولین باری که مادرش دریا را دید، ترسیده بود. بنابراین، هر بعدازظهر، تمام خانواده او را به ساحل می‌بردند، تا آخر تابستان، که مادرش می‌دانست آب دریا شور است و امواج را مانند ماساژ روی کمرش حس می‌کرد.

بعد از فوت پدرم، مادرم... «به سختی راضی می‌شد». سفرهایمان با هم کمتر شد. او می‌گفت: «اگر من بروم، چه کسی در خانه می‌ماند تا عود روشن کند و دعا بخواند؟» اما فکر می‌کنم به این دلیل است که سفرهایی که الان انجام می‌دهد، حضور یک عزیز را کم دارد. این باعث می‌شود احساس غم کند و همیشه می‌خواهد از آنها دوری کند.

درست مثل پدربزرگ فرزند من، در یک بعد از ظهر آفتابی کنار دریا، او از تمام خانواده خواست که او را به خانه ببرند. او گفت: «مادرتان را در خانه منتظر نگذارید»، با اینکه تازه اولین سالگرد فوت مادربزرگش بود...

«مادر بزرگترین هدیه‌ای است که زندگی به ما، به کسانی که مادر داشته‌اند و هنوز هم دارند، داده است.» (استاد ذن، تیک نات هان). من این را عمیقاً وقتی روزهای پس از از دست دادن پدرم را گذراندم، درک کردم. زندگی ناپایدار است؛ جدایی و وصال تنها با یک لحظه از هم جدا می‌شوند.

من اغلب دوستانم را وقتی عکس پروفایلشان را به یک نیلوفر سفید روی زمینه سیاه تغییر می‌دهند، تشویق می‌کنم. اما در اعماق وجودم، مثل خودم، می‌دانم که آنها روزهای بی‌پایانی از پوچی را پشت سر خواهند گذاشت.

چقدر خوب می‌شد اگر در این زندگی، بچه‌ها می‌توانستند دست والدینشان را بگیرند و به جاهای زیادی سفر کنند، همانطور که والدینشان در کودکی انجام می‌دادند...



منبع: https://baoquangnam.vn/dat-tay-nguoi-gia-di-choi-3139690.html

برچسب: شخص پیر

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
با فرزندتان دنیا را کشف کنید.

با فرزندتان دنیا را کشف کنید.

قطار بهاری

قطار بهاری

فانوس دریایی موی دین

فانوس دریایی موی دین