Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

عبور از آغوش‌های گرم

Việt NamViệt Nam20/11/2024


در آن بعدازظهرهای آخر سال، وقتی نسیم پاییزی از میان برگ‌ها می‌پیچد، به یاد آغوش‌هایی می‌افتم که در هر مرحله از زندگی‌ام مرا پناه داده‌اند. اینها آغوش مادرم، پدرم، دوستان نزدیکم و حتی آنهایی هستند که فقط یک بار دیده‌ام اما تأثیر ماندگاری بر من گذاشته‌اند. هر آغوش مانند یک یادآوری، یک آرامش، یک حمایت خاموش است و به من می‌فهماند که هرگز به تنهایی با همه چیز روبرو نشده‌ام.

تصویر نمایشی
تصویر نمایشی

در کودکی، اغلب مادرم را دنبال می‌کردم و هر وقت هوا سرد می‌شد، احساس می‌کردم که دستانش محکم دورم حلقه شده است. او همیشه نگران سرماخوردگی یا سرفه من بود؛ سرمای گزنده زمستان‌های شمال شاید خاطره‌ای ماندگار برای او بود. آغوش او فقط محافظت فیزیکی نبود؛ بلکه یادآور کودکی ساده و آرام من، و شفقت بی‌حد و حصری بود که او به من ارزانی می‌داشت. گاهی اوقات، وقتی بدرفتاری می‌کردم و سرزنش می‌شدم، تنها چیزی که نیاز داشتم آغوش او بود و تمام خشم و اندوهم ناپدید می‌شد. مادرم هم همینطور بود - او هرگز کنارم را ترک نمی‌کرد، حتی برای یک لحظه، چون می‌دانست که به او نیاز دارم. پدرم، اگرچه اغلب مرا در آغوش نمی‌گرفت، اما همیشه دستش را روی شانه‌ام می‌گذاشت و من محافظت خاموش او را احساس می‌کردم. او مردی کم حرف بود، اما نوازش‌های آرام اما محکمش روی شانه‌ام همیشه حس امنیت شدیدی را در من ایجاد می‌کرد. این اعتماد به نفس بود که، مهم نیست اوضاع چقدر سخت شود، پدرم همیشه آنجا خواهد بود تا از من حمایت کند، تا بتوانم آزادانه راه بروم، آزادانه زمین بخورم، با این آگاهی که همیشه دست‌هایی آماده هستند تا مرا بلند کنند.

در دوران کودکی، خانه را ترک کردم تا دور از خانواده‌ام زندگی کنم و از آن به بعد، آغوش دوستان به بخش مهمی از زندگی من تبدیل شد. یادم می‌آید که شب‌ها در شهر پرسه می‌زدم و با دوستانم در حین نوشیدن قهوه نیمه‌شب گپ می‌زدم. آن موقع بود که آغوش‌های دیگری ظاهر شدند - آغوش‌های شتاب‌زده برای دلداری دادن به من پس از اولین شکست‌هایم، نوازش شانه‌هایم هنگام خستگی و دست دادن‌های گرم هنگام مواجهه با تنهایی در سرزمینی بیگانه. دوستانم به خانواده دوم من تبدیل شدند، همیشه آماده بودند تا هر زمان که به آنها نیاز داشتم، مرا در آغوش بگیرند و به من یادآوری کنند که مهم نیست کجا هستم، واقعاً تنها نیستم.

یک بعد از ظهر زمستانی، به‌طور اتفاقی با کسی آشنا شدم. در میان مناظر غروب آفتاب دریاچه‌ی شوان هوئونگ، آغوش آنها مانند یک پناهگاه عجیب اما فوق‌العاده گرم بود. برخلاف آغوش مادرم یا دوستانم، این آغوش حس بسیار متفاوتی داشت - ترکیبی از عشق و محافظت. درک، اعتماد، جایی که می‌توانستم به آن تکیه کنم، بدون اینکه لازم باشد قوی باشم یا چیزی را پنهان کنم. شاید اولین باری بود که احساس می‌کردم آغوشی بدون نیاز به دلیل، آرامش می‌آورد. ما لحظات زیبای زیادی را با هم گذراندیم: بعدازظهرهای رویایی کنار دریاچه، شب‌های بی‌خوابی و گفتگو، و آغوش‌های آرام و تسکین‌دهنده. اگرچه دیگر با هم نیستیم، آن آغوش همچنان خاطره‌ای گرامی است. این مرا به یاد جوانی پر جنب و جوشم، به یاد خالصانه‌ترین احساساتی که تا به حال تجربه کرده‌ام، می‌اندازد. من درک می‌کنم که آن آغوش‌ها، اگرچه فقط برای لحظه‌ای کوتاه حضور داشتند، به من کمک کردند تا بالغ شوم و معنای عمیق‌تر محافظت در عشق را به من آموختند.

در طول سفر زندگی‌ام، مواقعی بوده که به محافظ اطرافیانم تبدیل شده‌ام. گاهی اوقات این آغوش، آغوشی برای دوستی است که از دلی شکسته غمگین است، تکیه‌گاهی برای خواهر یا برادر کوچکتری است که از آینده می‌ترسد، یا آغوشی آرام برای خودم وقتی که متوجه می‌شوم باید ببخشم. این آغوش‌ها، ساده و بی‌کلام، فقط آغوش‌های صمیمانه‌ای هستند که آرامش و اطمینان خاطر را منتقل می‌کنند.

زندگی پر از فراز و نشیب است، و گاهی اوقات متوجه می‌شوم که آغوشی آرامش‌بخش همیشه از جانب عزیزان پیدا نمی‌شود. گاهی اوقات، آغوشی از یک غریبه است، کلامی ملایم و دلگرم‌کننده که قلب را گرم می‌کند. یک بار، دختر کوچکی را دیدم که وقتی دید غمگین هستم دستم را گرفت. آن دست دادن معصومانه انگار قدرت خاصی را منتقل می‌کرد و باعث می‌شد دوباره احساس گرما کنم. فهمیدم که محافظت همیشه از دستان بزرگ حاصل نمی‌شود، اما گاهی اوقات فقط یک عمل کوچک از یک قلب دلسوز است.

روز به روز، بیشتر و بیشتر قدر آغوش‌هایی را که دریافت کرده‌ام می‌دانم، و از اینکه در عوض آغوش خودم را به آنها بدهم، نمی‌ترسم. هر آغوش، هر آغوش، معنای خاص خودش را دارد. و یاد می‌گیرم که آنها را به خاطر بسپارم، تا وقتی آنها را به یاد می‌آورم، قلبم احساس لطافت کند، احساس دوست داشته شدن کنم و آماده باشم که دوباره عشق بورزم.



منبع: http://baolamdong.vn/van-hoa-nghe-thuat/202411/di-qua-nhung-vong-tay-am-b3f3252/

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هو کوک - گوهری بکر در ساحل ژوین موک

هو کوک - گوهری بکر در ساحل ژوین موک

هواپیماهای ویتنامی

هواپیماهای ویتنامی

بعد از سفر ماهیگیری

بعد از سفر ماهیگیری