Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

در جستجوی صدای گمشده

اگر موسیقی دمایی داشت، گرم‌ترین ملودی‌ها، ترانه‌های محلی بودند.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ09/11/2025

âm thanh - Ảnh 1.

جاش اوکانر و پل مسکال در فیلم «تاریخ صدا» - عکس: DPCC

در دوران پیری، لیونل ورثینگ، متخصص موسیقی قومی، با بازی پل مسکال در فیلم *تاریخ صدا* ساخته الیور هرمانوس - که نامزد نخل طلا در جشنواره فیلم کن امسال شد - توسط دانشجویی مورد پرسش قرار می‌گیرد که چرا عاشق موسیقی فولک است و او توضیح می‌دهد که این موسیقی است که شور و اشتیاق را برمی‌انگیزد.

تاریخچه صدا

در دوران دانشجویی، لیونل در یک هنرستان موسیقی در بوستون تحصیل کرد. او با یکی از همکلاسی‌هایش به نام دیوید (جاش اوکانر) آشنا شد که در یک میخانه آهنگی فولکلور می‌نواخت، که او را به یاد خانه‌اش در مزرعه‌اش می‌انداخت. لیونل هم در جواب برای دیوید یک آهنگ فولکلور خواند. این دو پسر بلافاصله به یکدیگر علاقه‌مند شدند.

وقتی جنگ جهانی اول شروع شد، دیوید مجبور شد به خدمت سربازی برود و این دو از هم جدا شدند. سال‌ها بعد، دیوید بازگشت و از لیونل دعوت کرد تا با او به حومه شهر سفر کند و سیلندرهای مومی را برای ضبط آهنگ‌های محلی کشاورزانی که به حاشیه جامعه مدرن رانده می‌شدند، با خود بیاورد.

اما بعد آنها راه خود را از هم جدا کردند. وقتی لیونل برای پیدا کردن دیوید رفت، فهمید که دیوید ازدواج کرده و به دلیل آسیب‌های روحی پس از جنگ خودکشی کرده است.

تاریخ صدا - عنوان به معنای تاریخ صدا است، عنوانی که بسیار باشکوه به نظر می‌رسد و ما را به یک روایت بزرگ دعوت می‌کند. اما در اینجا هیچ روایت بزرگی وجود ندارد.

داستان روایت‌شده در پس‌زمینه‌ی دوره‌ای که جهان را تکان داده، صرفاً نگاهی از درون به آن تاریخ است، با قطعاتی از ترانه‌ها، زندگی‌ها، غم‌ها و عشق‌ها - از افرادی که نبودشان هیچ تفاوتی در تاریخ ایجاد نمی‌کرد.

آنها نه برای شهرت، نه برای شنیده شدن، می‌خوانند، بلکه طوری می‌خوانند که انگار بخشی از نفسشان است.

تاریخچه تریلر صدا

خیلی چیزها به فراموشی سپرده شده است.

در سراسر فیلم، صدای آواز خواندن مردم عادی را می‌شنویم، آواز خواندن درباره رنجی که همیشه در شهرهای کوچک و دورافتاده وجود دارد. برای مثال، آنها از درد جدایی ناله می‌کنند: «آه، برف وقتی شروع به آواز خواندن می‌کند سریع‌تر آب می‌شود، و ذرت وقتی تازه یخبندان شروع شده زودتر می‌رسد» (برف زودتر آب می‌شود).

آنها احساسات خود را در مورد بارهای زندگی ابراز می‌کنند: «ای روح من، بیا لحظه‌ای سعی کنیم تمام بارهایمان را کنار بگذاریم» (روح غمگین)؛ آنها در مورد وضعیت فروتنانه خود می‌خوانند: «در تاکستان خداوند، من زندگی و کار خواهم کرد، مطیع خدا تا ساعت مرگم» (اینجا در تاکستان).

صدا چیست؟ در صحنه‌ای به‌یادماندنی، دو شخصیت اصلی، صدا را برای یک کودک روستایی توضیح می‌دهند و به او می‌گویند که دستش را روی گلویش بگذارد، زمزمه کند و ارتعاشاتی که دستش حس می‌کند، صدا هستند.

بنابراین، موسیقی محدودیت‌هایی دارد، در حالی که صدا نیز محدودیت‌هایی دارد.

به نظر می‌رسد هر منظره و تصویری که در فیلم ظاهر می‌شود، نوعی موج صوتی ساطع می‌کند، نه فقط محدود به گیتارها یا آهنگ‌ها، بلکه از شاخه‌های خشک در زمستان یخبندان، تخم‌مرغ‌هایی که دو پسر در طول سفرشان برای یکدیگر روی صخره سرخ می‌کنند، زغال‌هایی که به هوا برمی‌خیزند و سپس در تاریکی شب خاموش می‌شوند، و حتی نامه‌های قدیمی گمشده نیز ساطع می‌شود.

همه چیز می‌لرزد، همه چیز حرکت می‌کند، و بنابراین همه چیز صدایی تولید می‌کند - صداهایی که به فراموشی سپرده می‌شوند زیرا هیچ‌کس آنها را ضبط نمی‌کند. ما چیزهای زیادی را به خاطر فراموشی از دست داده‌ایم.

و البته، عشق صدایی دارد. سال‌ها بعد، وقتی استوانه مومی که دیوید نگه داشته بود و گمان می‌رفت گم شده است، ناگهان جلوی در خانه لیونل ظاهر شد. لیونل که حالا پیرمردی شده بود، آن را باز کرد و به تک تک استوانه‌ها گوش داد و وقتی صدای دیوید از یکی از استوانه‌ها به گوش رسید، لیونل غرق در احساسات شد.

دیوید آهنگ فولک «خنجر نقره‌ای» را که اولین بار همدیگر را دیده بودند، خواند. صدای دیوید شکسته، خام و زمخت بود؛ واقعاً نمی‌توانست موسیقی نامیده شود، فقط صدای آواز بود. اما همانطور که گفتم، صدا هیچ محدودیتی، هیچ استانداردی ندارد. به همین دلیل است که مثل عشق است. همه جا وجود دارد و بی‌پایان است.

ما اغلب موسیقی را به عنوان شکلی والاتر، پیچیده‌تر و عمیق‌تر از صدا تصور می‌کنیم. اما فیلم، ترانه‌های محلی را تاریخ موسیقی نمی‌نامد؛ بلکه آن را تاریخ صدا می‌نامد. زیرا موسیقی نیازمند پیچیدگی و اجرا است، در حالی که صدا این‌طور نیست.

هین ترانگ

منبع: https://tuoitre.vn/di-tim-am-thanh-da-mat-20251109102933115.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

با نزدیک شدن به عید تت، پایتخت گل همیشه بهار در هونگ ین به سرعت در حال فروش است.
پوملو قرمز که زمانی به امپراتور تقدیم می‌شد، اکنون فصلش است و تاجران سفارش می‌دهند، اما عرضه کافی نیست.
روستاهای گل هانوی مملو از جمعیت هستند و خود را برای سال نو قمری آماده می‌کنند.
با نزدیک شدن به عید تت، روستاهای صنایع دستی منحصر به فرد مملو از فعالیت هستند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

سیل میوه‌های پوملو اوایل صبح جنوب را فرا می‌گیرد، قیمت‌ها قبل از عید تت افزایش می‌یابد.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول