
زیر این درخت انجیر، خانم تران تی تیت بارها اطلاعات فوق سری از درون دولت ویتنام جنوبی، به ویژه اطلاعات مربوط به دستگاه سرکوب دشمن در دانانگ ، را ارائه داد.
دختری از منطقه ۳
تران تی تیت، ساکن بخش آن های تی، ناحیه ۳، دا نانگ (که قبلاً نام داشت)، در جوانی دختری زیبا با طرز صحبت ملایم و چشمانی که به طرز نامحسوسی به ظرافتی ظریف اشاره داشتند، توجه بسیاری از افسران ویتنام جنوبی را به خود جلب کرد. آقای نام تانگ، رئیس کمیته امنیتی ناحیه ۳، با دیدن او به عنوان دختری با مزایای فراوان برای انقلاب، در اوایل سال ۱۹۶۵ به تران تی تیت نزدیک شد، با او ارتباط برقرار کرد و او را استخدام کرد تا به عنوان یک مأمور در داخل شهر برای جمعآوری اطلاعات در مورد دشمن کار کند.
پس از اینکه او به هدف اصلی کمیته امنیتی منطقه ۳ تبدیل شد، کمیتهای که یک خبرچین را در اعماق سنگر دشمن جاسازی کرده بود، با استفاده از مهارتهای بازیگری خود، اطلاعات حیاتی مانند حملات و عملیات پاکسازی پیش رو در مناطق اطراف دانانگ را در اختیار نیروهای امنیتی قرار داد و به آنها اجازه داد تا اقدامات متقابل به موقع را آماده کرده و تلفات را به حداقل برسانند.
برای به دست آوردن اطلاعات و اسناد محرمانه دشمن، تران تی تیت جوان مجبور بود فشار زیادی را تحمل کند و شایعاتی مبنی بر اینکه او دختری عشوهگر است که سعی دارد نظر بسیاری از افسران در آن سوی خطوط نبرد را جلب کند، پخش میشد. آنها نمیدانستند که او دندانهایش را به هم فشار داده و تمام حرفهای تلخ و بیرحمانه دنیا را تحمل کرده تا ماموریت انقلابی محول شده به خود را با موفقیت به پایان برساند.
از آنجا که او افسران، ستوانها و سرهنگهای زیادی را میشناخت، رفت و آمدهایش بسیار آسانتر بود، زیرا هر زمان که او در هر جایی ظاهر میشد، موانع کنترل دشمن شل و ملایمتر میشدند. در آن زمان، خانه دو طبقه او حدود ۱۰۰ متر از درخت بانیان در ترمینال کشتی آن های فاصله داشت، بنابراین آقای نام تانگ (که بعداً دبیر حزب منطقه شد)، آقای ون کونگ تان (رئیس امنیت منطقه ۳) و پیشاهنگان همگی توسط خانم تیت ترتیب داده شدند تا درست در درخت بانیان در ترمینال کشتی آن های با هم ملاقات کنند و اطلاعات را رد و بدل کنند.
تران تی تیت درخت انجیر هندی آن های را به عنوان صندوق پستی زنده خود انتخاب کرد، زیرا این درخت انجیر باستانی درست در کنار جاده و تنها چند متر با عرشه کشتی فاصله داشت. وقتی کشتی از اسکله حرکت میکرد، سایه زیر درخت انجیر به مکانی برای کسانی تبدیل میشد که دیر میرسیدند یا کشتی خود را از دست میدادند تا دور هم جمع شوند، مدتی گپ بزنند و منتظر کشتی بعدی بمانند.
با سوءاستفاده از این موضوع، نیروهای امنیتی از ناحیه ۳ که از پایگاههای مخفی Xóm Đồng، K20 و Bắc Mỹ An فعالیت میکردند، اغلب خود را به عنوان غیرنظامیان پنهان میکردند و برای ملاقات و دریافت اطلاعات از خانم تیت به داخل شهر نفوذ میکردند و وظایف خاصی را بدون شناسایی توسط مأموران مخفی و خبرچینان دشمن به آنها محول میکردند.
برای آماده شدن برای حمله تت در سال ۱۹۶۸، که از روز ۲۵ام دوازدهمین ماه قمری آغاز شد، نیروهای سیاسی تحت امر کمیته حزب ناحیه ۳ مخفیانه به خاک دشمن نفوذ کردند و در کمین فرماندهی سرگرد هو شوان نانگ، رئیس ناحیه ۳، و سرگرد نگوین ون دین، معاون رئیس پلیس ملی دا نانگ، گرفتار شدند. آنها صدها فرد مظنون، از جمله دهها کادر و دیدهبان، را در تقاطع ابتدای پل ترین مین (که اکنون پل نگوین ون تروی است) برای جستجوی دشمن گرد هم آوردند. خانم تیت با مشاهده خطر لو رفتن هویت، بلافاصله استراتژی تله عسل خود را به کار گرفت.
تران تی تیت به سرعت آرایش کرد، یک آئو دای (لباس سنتی ویتنامی) سفید و بلند پوشید و با یک کیف دستی قرمز پر زرق و برق، به جمعیت نزدیک شد. سرگرد هو شوان نانگ با دیدن تیت، به وضوح خوشحال و شادمان شد. برای اینکه به افسران و پرسنل امنیتی فرصتی برای فرار بدهد، تران تی تیت، نانگ، دین و کل گروه سربازان را به یک میخانه در همان نزدیکی دعوت کرد تا دوازده جعبه آبجوی "ببر" بنوشند تا کاملاً مست شوند و به افراد ما اجازه دهند بی سر و صدا و با خیال راحت به پایگاه K20 عقب نشینی کنند.
در شب بیست و نهم دوازدهمین ماه قمری، خانه تران تی تیت به مقر فرماندهی مقدم کمیته حزبی ناحیه ۳ تبدیل شد تا برای قیامی به همراه مردم و ارتش دا نانگ برای حمله و تصرف پایگاههای نظامی مشترک دشمن آماده شود. نیروهای متمرکز که مورد سوءظن دشمن قرار گرفته بودند، مجبور شدند به پشت بام بروند و خود را با پارچههای برزنتی بپوشانند. سرگرد هو شوان نانگ و زیردستان او جستجوی کاملی را در هر کوچه و خیابان آغاز کردند، اما دشمن از خانه خانم تیت دوری کرد. بنابراین، با انتظار تا فرا رسیدن شب، افسران و سربازان از پشت بام در امتداد رودخانه هان راه خود را باز کردند تا در سنگرهای مخفی پایگاه K20 پناه بگیرند.
ژنرال به سختی از مرگ نجات یافت.
آقای هوانگ وان لای، رئیس کمیته امنیتی منطقه ویژه کوانگ دا، با علم به اینکه تران تی تیت یک انقلابی تیزهوش و باهوش است که در مواجهه با آتش دشمن بر موانع خطرناک بسیاری غلبه کرده است، در اوایل سال ۱۹۶۹ به کمیته امنیتی ناحیه ۳ دستور داد تا هر راهی را برای آوردن تران تی تیت به حومه دا نانگ پیدا کنند تا بتواند مستقیماً با او ملاقات کند و وظیفه مهمی را به او محول کند.
تیت پس از دریافت دستورالعملها و توصیهها از آقای لای، به خانه بازگشت و بلافاصله وظایف لازم را آغاز کرد. تیت با دانستن اینکه نگوین تی له هونگ، همسر سپهبد هوانگ شوان لام، فرمانده سپاه اول (فرمانده منطقه تاکتیکی اول)، عاشق رفتن به بتکده پل برای دعا برای برکت و آرامش برای شوهرش است، با او دوست شد و خیلی زود هونگ او را برای ملاقات به خانه آورد. تیت همیشه در استفاده از جذابیت خود برای جلب نظر لام و حفظ رابطه نزدیک با همسرش زیرک بود. بارها، تیت با جیپ به همراه لام و همسرش به مهمانیها و رویدادهای مجلل در مجللترین کلوپهای ژنرالها و افسران سایگون در دا نانگ میرفت. با دیدن اینکه او توسط بالاترین رتبه ژنرال در منطقه تاکتیکی اول مورد توجه و تعقیب قرار میگیرد، نوچههای لام هر زمان که تیت در خیابانها ظاهر میشد، مطیع و مودب میشدند...

یک روز در اوایل نوامبر ۱۹۶۹، آقای هوانگ وان لای یک تپانچه K59 به او داد و ماموریت ترور سپهبد هوانگ شوان لام را به او محول کرد. در گرگ و میش آخرین روز سال ۱۹۶۹، تران تی تیت تپانچه را پر کرد، آن را در کیفش گذاشت و با موتورسیکلتش به محل ملاقاتی که لام ترتیب داده بود، رفت. وقتی به وسط پل ترین مین رسید، چهار افسر ویژه پلیس موتورسیکلت او را به کنار جاده هل دادند، او را به داخل یک وسیله نقلیه ویژه هل دادند و برای بازجویی به مرکز بازجویی تان بین بردند.
تران تی تیت در مواجهه با سپهبد هوانگ شوان لام، هنوز از اینکه ژنرالی را که مرتکب جنایات زیادی علیه مردم شده بود، از بین نبرده بود، پشیمان بود. روزهای بعد پر از شکنجه و تحقیر بسیار وحشیانه در تلاش برای یافتن هرگونه پایگاه باقی مانده در داخل شهر بود، اما همه آنها در برابر اراده آهنین او شکست خوردند. دادگاه نظامی آنها در دا نانگ، تران تی تیت را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد که قرار بود در زندان انبار مهمات در چو کان نگهداری شود. ظهر ۲۹ مارس ۱۹۷۵، نیروهای امنیتی منطقه ویژه کوانگ دا، هدف را دستگیر و او را از زندان بیرون بردند.
اکنون، درخت بانیان در آن های، جایی که تران تی تیت برای ملاقات با مقامات و کارآگاهان ناحیه ۳ انتخاب کرد، هنوز شاخههای سرسبز خود را گسترده و برای بسیاری از رهگذران سایه فراهم میکند، اما این زن جوان میهنپرست در اکتبر ۲۰۰۹ درگذشت!
منبع: https://baodanang.vn/diem-hen-duoi-bong-da-an-hai-3331019.html







نظر (0)