Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

آنچه پدرم آرزو داشت

چند روز پیش، وقتی در ایستگاهی نزدیک دهکده دانشگاه منتظر اتوبوس بودم، بی‌خیال اطراف را نگاه کردم و متوجه پاکت کوچکی شدم که کنار پایم افتاده بود.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ06/12/2025

mái ấm - Ảnh 1.

تصویر نمایشی

کنجکاو شدم، آن را برداشتم تا نگاهی به آن بیندازم. روی پاکت نوشته نشده بود که خطاب به کیست. بازش کردم و داخلش یک کارت زرد کمرنگ با خط خوش بود که مشخص نبود مرد است یا زن: «دسامبر ۲۰۲۵، مامان، دلم برات تنگ شده، دلم برای گوشه خانه‌مان تنگ شده، دلم برای درخت تمر هندی تنگ شده، دلم برای کوزه سفالی پر از آب خنک باران تنگ شده...»

یک نفر نامه عاشقانه‌ای انداخت. با خواندن سطر آخر، اشک از چشمانم سرازیر شد. پدرم را به یاد آوردم، خانه کنار رودخانه‌ای که در کودکی در آن زندگی می‌کردم و دوران کودکی‌ام که پر از خاطره بود.

در هوای خنک دسامبر، هر کودکی برای سرزمین دوردست خود، برای پدر و مادرش، احساس دلتنگی می‌کند. احساسی از هیجان. بغضی در گلو. اشتیاقی وصف‌ناپذیر.

پدرم مرد ساده‌ای بود. من فقط بعد از اینکه دیگر با من نبود، مثل هر فرزند دیگری، او را واضح‌تر درک کردم. او با تمام وجود خانواده‌اش را دوست داشت و با آنها زندگی می‌کرد. در طول زندگی‌اش، روز به روز، ساعت به ساعت، این عشق را به عنوان یک رسالت با خود حمل می‌کرد.

حالا، تت (سال نو ویتنامی) دوباره نزدیک است. دو سال از فوت پدرم می‌گذرد. ​​دو سال است که گرمای وجودش را حس نکرده‌ام. اما غمگین نیستم. فکر می‌کنم آنچه پدرم می‌خواست در من و خواهر و برادرهایم ببیند، همان چیزی است که می‌خواست در مادرم ببیند...

این به معنای نشستن در آغوش هم و هق هق گریه کردن از شدت حسرت در روزهای پایانی دسامبر نبود. می‌دانستم پدر می‌خواهد لبخند ما را ببیند. او می‌خواست جوانه‌های جدیدی را ببیند که روی شاخه‌های ظریف اما قوی درخت شکوفه زردآلو جوانه می‌زنند.

پدر آرزو دارد نور ملایم و خنک طلایی رنگ خورشید تت (سال نو قمری) را که بر پله‌های خانه می‌تابد، ببیند. او آرزو دارد خانه‌ای آباد و آرام ببیند، هرچند دیگر اینجا نیست.

خب، چند روز پیش، وقتی شنیدم یکی گفت چند سال دیگه دیگه شب سال نو قمری وجود نخواهد داشت... یه حس غم شدیدی بهم دست داد، یه حس حسرت. اما بعد فهمیدم که این غم و حسرت یکی از احساسات بی‌شماری هست که می‌تونم انتخاب کنم. پس شادی رو انتخاب کردم.

من تصمیم گرفتم عید تت را به وفور جشن بگیرم. فکر می‌کنم این چیزی است که پدر بیش از همه می‌خواهد ببیند. بلند شدم و دفترچه‌ام را پیدا کردم. نوشته‌ی سوم این بود: «دو جفت گل همیشه بهار برای تت بخرید.» پدر گل همیشه بهار را از همه بیشتر دوست دارد.

روزی روزگاری، آن زمان‌ها که مادرم از عمه بابا می‌خواست لباس‌های سال نویم را بدوزد، آن زمان‌ها که دختر کوچکی بودم، مادرم دوست داشت موهایم را مثل ناترا، دو تا گوجه‌ای ببندد. خانه قدیمی ما در یک منطقه روستایی، دور از شهر بود. خانه من یک خانه چوبی بود، کنار رودخانه.

چیزی که بیش از همه از آن لذت می‌برم، دراز کشیدن در حیاط خلوت، خواندن کتاب و استشمام بوی آب، باران و مزارع برنج همراه با نسیم است.

پدرم کشاورز بود، تور ماهیگیری می‌ریخت، دوچرخه تعمیر می‌کرد... او انواع و اقسام کارها را برای امرار معاش و بزرگ کردن بچه‌ها انجام می‌داد. مادرم قهوه می‌فروخت و کارهای خانه را انجام می‌داد. من و سه خواهر و برادرم در آن محیط آرام مزارع و رودخانه‌ها بزرگ شدیم، به گونه‌ای که، به بیانی دراماتیک‌تر، «در قلب‌هایمان حک شده»، برای همیشه در خاطراتمان حک شده است.

یادم می‌آید یک هفته قبل از عید تت، مادرم کاغذ دیواری طرح‌دار قرمز می‌خرید، آرد را با خمیر مخلوط می‌کرد و کاغذ گلدار را روی دیوار چوبی می‌چسباند. او توپ‌های تزئینی را که با مهارت از روبان‌های براق در سایه‌های مختلف قرمز، زرد و سبز بریده شده بودند، از سقف آویزان می‌کرد.

توپ گرد می‌توانست بچرخد و چهار منگوله بلند از چهار گوشه‌اش آویزان بود. بعد از پایان جشن‌های سال نو قمری، مادرم توپ را پایین می‌آورد، با دقت آن را در کیسه‌ای نگهداری می‌کرد و سال بعد دوباره آن را به عنوان تزیین آویزان می‌کرد. من عاشق آن توپ روبانی بودم.

هر وقت به دستم تکیه می‌دادم، تخمه آفتابگردان می‌جویدم، خربزه زمستانی شیرین می‌خوردم و به کره زمین در حال چرخش نگاه می‌کردم، ذهن یک کودک سرگردان می‌شد، پر از افکار بی‌شماری، بدون شروع یا پایان، بدون شکل یا فرم. آن کره زمین در خاطرات کودکی من.

پدرم، هر سال در تعطیلات تت، همیشه یک درخت شکوفه زردآلوی کوچک در گلدان و یک جفت گل همیشه بهار برای میزش می‌خرید. او عاشق درختان شکوفه زردآلوی زینتی بود و از نشستن و نوشیدن چای در حالی که آنها را تحسین می‌کرد، لذت می‌برد. یک بار به این فکر کردم که یک قطعه زمین بخرم و حیاط را با درختان شکوفه زردآلو پر کنم تا او هر چه دلش می‌خواهد تحسین کند، اما هرگز نتوانستم این کار را انجام دهم. حالا، او رفته است.

گاهی اوقات، این احساس را دارم که در جشن‌های بی‌شمار سال نو قمری آینده، پدرم هنوز روی نیمکت سنگی جلوی خانه‌مان نشسته، به آرامی چای می‌نوشد و با تمام تفکر، آرامش و سکون، درخت شکوفه زردآلوی سال نو خود را تحسین می‌کند. او همیشه پدر مهربان ما خواهد بود.

من همه چیز را تجربه کرده‌ام، شادترین، آرام‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تعطیلات تت. و همچنین تعطیلات تت را تجربه کرده‌ام که در آن به شدت دلتنگ پدرمان بودیم. اما می‌خواهم این را به خودم، به خانواده‌ام، به مادر عزیزم بگویم...

امیدوارم تمام خانواده‌ام همیشه سالم و سلامت باشند. می‌دانم که مامان از دیدن درخت شکوفه زردآلو که هنوز برگ‌هایش را در اواسط دسامبر دارد و توسط هرس‌کنندگان دست نخورده باقی مانده، ناراحت خواهد شد... اما همه چیز درست خواهد شد. همه چیز می‌گذرد. ​​ما هنوز اینجا هستیم. تت زندگی است.

زیرا زندگی همیشه طولانی‌تر از فقدان است. زیرا عشق همیشه طولانی‌تر از غم است. عید تت به ما فرصتی می‌دهد تا با قدردانی و الهام به هر سال بیندیشیم. ما قلب‌هایمان را با تمام امید روشنی که می‌توانیم جمع کنیم، پر خواهیم کرد.

از بالا، وقتی پدری خانواده‌اش را می‌بیند، خانه‌ای را می‌بیند که همیشه پر از عشق است. او لبخند خواهد زد.

از خوانندگان دعوت می‌کنیم در مسابقه‌ی نویسندگی شرکت کنند.

یک روز گرم بهاری

به عنوان یک هدیه ویژه برای سال نو قمری، روزنامه Tuoi Tre با همکاری شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت می‌کند تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند تا خانه خود - پناهگاه گرم و دنج خود، ویژگی‌های آن و خاطرات فراموش‌نشدنی‌اش - را به اشتراک بگذارند و معرفی کنند.

خانه‌ای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌اید؛ خانه‌ای که خودتان ساخته‌اید؛ خانه‌ای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را می‌توان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.

مقاله «خانه‌ای بهاری و گرم» نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشد و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشد. مسئولیت کپی‌رایت بر عهده نویسنده است، کمیته برگزارکننده حق ویرایش دارد و در صورت انتخاب مقاله برای انتشار در نشریات Tuoi Tre ، نویسنده حق امتیاز دریافت خواهد کرد.

این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، می‌توانند در آن شرکت کنند.

مقاله «خانه‌ای گرم در یک روز بهاری» به زبان ویتنامی باید حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشد. استفاده از عکس و فیلم توصیه می‌شود (عکس‌ها و فیلم‌های گرفته شده از رسانه‌های اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمی‌شوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته می‌شوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمی‌شود.

آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.

نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.

کارکنان و کارمندان روزنامه Tuoi Tre و اعضای خانواده آنها می‌توانند در مسابقه نویسندگی «خانه گرم در بهار» شرکت کنند، اما برای جوایز در نظر گرفته نخواهند شد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

Mái nhà của ngoại trong mùa gió nắng - Ảnh 1.

مراسم اهدای جایزه پناهگاه بهاری و رونمایی از نسخه ویژه بهار جوانان

هیئت داوران، متشکل از روزنامه‌نگاران و چهره‌های فرهنگی مشهور به همراه نمایندگان روزنامه Tuoi Tre ، آثار ارسالی اولیه را بررسی و جوایزی را اهدا خواهند کرد.

مراسم اهدای جوایز و رونمایی از شماره ویژه Tuoi Tre Spring قرار است در پایان ژانویه 2026 در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.

جایزه:

جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre ؛

جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre ؛

جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre ؛

۵ جایزه‌ی تقدیری: ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای هر نفر + گواهی‌نامه، یک نسخه از مجله‌ی بهاری Tuoi Tre .

۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی، نسخه بهاری Tuoi Tre .

امتیازهای رأی‌گیری بر اساس تعامل با پست محاسبه می‌شوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.

برگردیم به موضوع
نگوین تان پنجشنبه

منبع: https://tuoitre.vn/dieu-cha-mong-uoc-20251206092408322.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دو خواهر

دو خواهر

با هم برای یک عمر

با هم برای یک عمر

یک بعد از ظهر آرام

یک بعد از ظهر آرام