Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

جریان جدید

آخر شب بود و فضا به طرز عجیبی ساکت بود. نگویت جلوی صفحه کامپیوترش نشسته بود؛ روی میز، قهوه فوری‌اش خالی بود. دستانش را از روی کیبورد برداشت، نوک انگشتانش بعد از ساعت‌ها تایپ مداوم بی‌حس شده بودند.

Báo Tây NinhBáo Tây Ninh23/06/2026

- دوباره مشکل خواب داری؟

صدای هونگ به آرامی از پشت سرش آمد. او به آرامی دست زمختش را روی شانه‌های لرزان همسرش گذاشت. نگویت سرش را به شانه او تکیه داد، اشک بی‌صدا از صورتش جاری بود و تکه‌ای از تی‌شرت کهنه شوهرش را خیس می‌کرد.

نگویت با صدای لرزان زمزمه کرد: «این یارو... شاید باید استعفایم را ارائه دهم؟ شرکت رسانه‌ای لوازم آرایشی هنوز منتظر من است. حقوق آنجا دو برابر حقوقی است که الان در تحریریه می‌گیرم و مجبور نیستم تا دیروقت کار کنم...»

نگویت زبانش بند آمده بود. او جلسه بررسی پروژه امروز صبح را به یاد آورد. گزارش تحقیقی سه قسمتی او در مورد زندگی افرادی که در یک محل دفن زباله غیرقانونی امرار معاش می‌کنند - مقاله‌ای که او سه شب بیدار ماند و برای گرفتن عکس در گل و لای تا زانو راه رفت - به شدت رد شده بود. رئیس جدید محتوا، که تقریباً ده سال از او جوان‌تر بود، صفحه را کشید و رک و پوست کنده گفت: «این مقاله هیچ کلمه کلیدی برای جستجو ندارد، از روندها پیروی نمی‌کند و هیچ تعاملی ایجاد نمی‌کند. به جای رفتن به محل دفن زباله، سعی کنید با آن مدل اخیراً طلاق گرفته تماس بگیرید و با او مصاحبه کنید.»

هانگ در سکوت آه همسرش را شنید، سپس به آرامی گفت:

- تو می‌توانی هر چه می‌خواهی انتخاب کنی، من می‌توانم از پسش بربیایم. اما اگر نوشتن مقالات ویژه را کنار بگذاری، واقعاً می‌توانی تحمل کنی که تمام روز در یک اتاق شیشه‌ای بنشینی و به کلمات گل و بلبل فکر کنی تا مردم را به خرید یک شیشه بستنی ترغیب کنی؟ یادم می‌آید آن موقع‌ها، هر بار که روزنامه‌ای را که نامت زیر مقاله‌ای درباره کودکان در ارتفاعات چاپ شده بود، در دست می‌گرفتی، چشمانت برق می‌زد. این حرفه آرزوی تو بود، مگر نه؟

نگویت در حالی که صورتش را به سینه شوهرش می‌فشرد، گفت: «اما می‌ترسم که نتوانم بیایم. ارزش یک روزنامه‌نگار را با تعداد کلیک‌ها می‌سنجند. من احساس می‌کنم یک آدم پابرهنه هستم که در بزرگراه جا مانده‌ام...»

شاید برایتان جالب باشد
تای نین سرمایه‌گذاری در بلژیک را ترویج می‌دهد و یک پروژه ۱۰۰ میلیون دلاری را جذب می‌کند.
تای نین سرمایه‌گذاری در بلژیک را ترویج می‌دهد و یک پروژه ۱۰۰ میلیون دلاری را جذب می‌کند.تای نین در حال افزایش سرمایه‌گذاری در پادشاهی بلژیک است و پروژه‌هایی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار را جذب می‌کند و همکاری در زمینه‌های فناوری و نوآوری را گسترش می‌دهد.
بهبود مدیریت و استفاده از فرکانس‌های رادیویی در استان.
بهبود مدیریت و استفاده از فرکانس‌های رادیویی در استان.صبح روز 24 ژوئن، وزارت علوم و فناوری با هماهنگی مرکز منطقه‌ای فرکانس رادیویی II، کارگاه علمی در مورد مدیریت، بهره‌برداری و استفاده مؤثر از فرکانس‌های رادیویی برای خدمت به توسعه اقتصاد دریایی، فعالیت‌های ماهیگیری، ایستگاه‌های رادیویی کشتی و تضمین امنیت ارتباطات در استان تای نین در سال 2026 برگزار کرد.
هدف تای نین افزایش درصد دانش‌آموزانی است که می‌دانند چگونه با خیال راحت شنا کنند.
هدف تای نین افزایش درصد دانش‌آموزانی است که می‌دانند چگونه با خیال راحت شنا کنند.به منظور افزایش توانایی‌های خودحفاظتی دانش‌آموزان در برابر خطر حوادث غرق‌شدگی و افزایش درصد دانش‌آموزانی که شنا کردن ایمن را بلدند، کمیته مردمی استان تای نین در حال اجرای برنامه‌ای برای تقویت آموزش دانش و مهارت‌های پیشگیری از غرق‌شدگی برای دانش‌آموزان تا سال ۲۰۳۵ با اهداف و راه‌حل‌های هماهنگ است.

هونگ دیگر چیزی نگفت، فقط آغوشش را تنگ‌تر کرد و به آرامی به پشت همسرش زد. آن آغوش، که پس از یک روز طولانی کار سخت، بوی تند عرق گرفته بود، برای رهایی روحی که در آستانه فروپاشی بود، کافی بود.

*
* *

بعد از پایان جلسه آموزشی اجباری مهارت‌های ویدیویی و سئو، هوا کاملاً تاریک شده بود. وقتی نگویت موتورسیکلتش را بیرون آورد، متوجه شد که لاستیک عقب پنچر شده است. او تقریباً یک کیلومتر پیاده‌روی کرد تا به یک تعمیرگاه کنار جاده رسید. در حالی که منتظر بود، روی یک تخته بتنی نشست، ظرف ناهاری را که از ظهر با خود آورده بود بیرون آورد و با سر و صدا آن را جوید. طعم شور غذای سرد با طعم تلخ اشک‌هایش در هم آمیخته بود.

زنی که در همان نزدیکی چای سرد می‌فروخت، این را دید و فوراً برای خودش یک لیوان چای گیاهی سرد ریخت، سپس به سمتش آمد:

- یه جرعه آب بخور. این روزها همه برای پول درآوردن تقلا می کنن. اشکاتو پاک کن و برو خونه پیش بچه ات.

جرعه‌ای از چای گیاهی خنک و کمی تلخ، طعم شیرینی را روی زبانش باقی گذاشت، اما شیرینی آن در گلویش ماندگار بود. قلبش کمی سبک‌تر شد. به دوربین داخل کیف چرمی‌اش نگاه کرد. بله، هنوز کلی کارهای محبت‌آمیز در این زندگی وجود داشت که باید نوشته می‌شدند؛ اگر او تسلیم می‌شد، چه کسی داستان این افراد سخت‌کوش اما خونگرم را تعریف می‌کرد؟

آن شب، نگویت روبروی هونگ پشت میز کوچک نشست و زمزمه کرد:

- هی، اگر من شغلم را رها نمی‌کردم و از صفر به عنوان یک خبرنگار آزمایشی شروع به یادگیری می‌کردم، انتقاد را می‌پذیرفتم و کندتر از نسل جوان حرکت می‌کردم، آیا دلسرد می‌شدید؟

- اگه از اشتیاقت دست بکشی، فقط دلسرد می‌شم. اما اگه مصمم به مبارزه هستی، حتی قبول کردن چند شیفت شب اضافی رو هم که ارزشش رو داره، در نظر می‌گیرم.

او ساکت ماند و خم شد تا دفترچه یادداشت فرسوده‌ای را که پدر مرحومش هنگام شروع کارش به او داده بود، ورق بزند. روی جلد، کلمات پدرش هنوز واضح بود: «روزنامه‌نگاری یعنی بیرون رفتن و ثبت حقیقت با قلبت.»

*
* *

یک فرصت غیرمنتظره پیش آمد. در طول جلسه توجیهی ماهانه، تیم تحریریه موضوع ویژه‌ای را در مورد سرنوشت کارگران مهاجر پس از برنامه‌ریزی شهری پیشنهاد داد. این موضوع آنقدر حساس بود و بعید بود که توجه زیادی را به خود جلب کند که خبرنگاران جوان بلافاصله از آن اجتناب کردند.

رئیس بخش نگاهی به نگویت انداخت و او را به چالش کشید: «این مقاله نیاز به تجربه‌ی بالا دارد. نگویت، آیا مایل به انجام آن هستی؟ اما به تو هشدار می‌دهم، مهلت دو هفته است و مقاله باید شامل محتوای چندرسانه‌ای با کیفیت بالا و بهینه‌شده برای سئو باشد. اگر نتوانی الزامات را برآورده کنی، مجبور خواهم شد بی‌کفایتی تو را به هیئت مدیره گزارش دهم.»

نگویت که می‌دانست گیر افتاده، کمر راست کرد:

- قبول دارم!

دو هفته‌ی بعد، مسابقه‌ای طاقت‌فرسا با زمان بود. نگویت از همکاران جوان‌ترش در مورد زاویه دوربین، ضبط با کاهش نویز و فیلتر کردن کلمات کلیدی راهنمایی می‌خواست و در عوض، کارشان را ویرایش و اصلاح می‌کرد. شب به شب، پس از اینکه فرزندش به خواب می‌رفت، او با دقت ویدیوها را ویرایش و تدوین می‌کرد. گاهی اوقات، خسته و گیج، به دست‌خط پدرش در دفترچه‌ی فرسوده‌اش نگاه می‌کرد.

شاید برایتان جالب باشد
تابستان باشکوه
تابستان باشکوهتابستان زمانی برای استراحت و آرامش است، استراحتی از کتاب‌ها پس از یک سال تحصیلی طولانی و پراسترس. برای بسیاری از دانش‌آموزان امروز، ماه‌های تابستان واقعاً به یک "ترم سوم" معنادار تبدیل شده‌اند، زیرا جوانان به طور فعال از منطقه امن خود خارج می‌شوند تا زندگی را تجربه کنند، خود را بهبود بخشند و ارزش‌های والای انسانی را به جامعه گسترش دهند.
بخش ترانگ بنگ: حفظ و ترویج ارزش‌های فرهنگی نهادهای مذهبی و اعتقادی.
بخش ترانگ بنگ: حفظ و ترویج ارزش‌های فرهنگی نهادهای مذهبی و اعتقادی.در عصری که توسعه شهری مدرن یک روند اجتناب‌ناپذیر است، حفظ و ترویج ارزش‌های فرهنگی سنتی به یک نیاز فوری برای حفظ هویت محلی تبدیل شده است. اخیراً، در بخش ترانگ بانگ، استان تای نین، کمیته مردمی این بخش، با هدف خدمت‌رسانی مؤثر به مدیریت دولتی و ارائه جهت در حفظ و ترویج ارزش‌های فرهنگی، بررسی و فهرست‌برداری از مؤسسات مذهبی و اعتقادی در سراسر منطقه را انجام داد.
کمون تان هونگ: یادگیری از عمو هو برای «نزدیک‌تر بودن به مردم، ارتباط بیشتر با مردم»
کمون تان هونگ: یادگیری از عمو هو برای «نزدیک‌تر بودن به مردم، ارتباط بیشتر با مردم»اجرای نتیجه‌گیری شماره 01-KL/TW، مرتبط با تمرکز موضوعی 2025 در کمون تان هونگ، تغییرات مثبت بسیاری در آگاهی و اقدامات کادرها، اعضای حزب و مردم ایجاد کرده است. از طریق مطالعه و پیروی از ایدئولوژی، اخلاق و سبک هوشی مین، مدل‌های عملی بسیاری اجرا شده‌اند که به ارتقای توسعه اجتماعی-اقتصادی و بهبود کیفیت عملکرد نظام سیاسی در سطح مردمی کمک کرده‌اند.

او به محله‌های فقیرنشین زیر پل‌ها رفت، نشست و با آنها کاسه‌ای نودل فوری خورد و به داستان‌هایشان در مورد اینکه چگونه جاده‌های تازه باز شده آنها را به حومه شهر رانده است، گوش داد. او با تمام همدلی که در طول پانزده سال فعالیت حرفه‌ای‌اش انباشته بود، اما به شیوه‌ای مختصرتر و مستقیم‌تر نوشت. نوشته‌هایش با ویدیوهای کوتاهی که خودش فیلمبرداری و تدوین کرده بود، همراه بود که لبخند کنایه‌آمیز یک زباله‌گرد پیر و آه یک دستفروش خیابانی را به تصویر می‌کشید.

وقتی مجموعه مقالات تمام شد، مدیر بخش قصد داشت آن را کنار بگذارد. اما درست همان موقع، سردبیر وارد شد، مجموعه را مستقیماً بررسی کرد و دستش را روی میز کوبید:

- این دقیقاً همان هویت و اعتبار اصلی است که روزنامه در میان دریایی اشباع‌شده از اخبار جنجالی، فاقد آن است. این مجموعه مقالات را به مدت یک هفته کامل به صفحه اول سنجاق کنید.

این مجموعه یک شبه به سرعت محبوب نشد، اما به طور پیوسته با هزاران اشتراک‌گذاری تأثیرگذار، شتاب بیشتری گرفت و موجی از کمک‌های مالی برای کمک به افراد درگیر ایجاد کرد. نام نگویت رسماً از فهرست اخراج‌شدگان حذف شد.

*
* *

امروز بعد از ظهر، نگویت زود به خانه رسید. باران تابستانی بند آمده بود و خورشید پرتوهای طلایی و درخشان خود را بر روی ساختمان‌های بلند شیشه‌ای می‌تاباند. وقتی به دروازه رسید، پسر بزرگش برای استقبال از او بیرون دوید و به دنبالش دختر کوچکش هم آمد که با هیجان گفت: «مامان اومده خونه! امروز گواهی «فرزند خوب» گرفتم!» نگویت خم شد و دو فرزندش را در آغوش گرفت، عطر آشنا و آرامش‌بخش عرقشان آغوشش را پر کرد. هونگ که داشت آینه عقب ماشینش را پاک می‌کرد، به فریادهای شادی بچه‌ها نگاه کرد. با دیدن چهره بشاش همسرش، لبخند زد - لبخندی گرم که نیازی به گفتن نداشت.

بعد از شام، نگویت پشت میزش نشست و نظرات خوانندگان را خواند، دفترچه یادداشت پدرش کنار کیبورد بود. بیرون پنجره، چراغ‌های شهر کم‌کم روشن می‌شدند، چراغ‌های زرد یکی‌یکی شب را روشن می‌کردند، انگار هر خانه داستان خودش را تعریف می‌کرد، منتظر کسی که آنقدر صبور باشد که بنشیند و گوش دهد...

مای تی تراک

منبع: https://baotayninh.vn/dong-chay-moi-149980.html

روندها بر اساس برچسب

روندها بر اساس دسته‌بندی

پربازدیدترین

Google Trends

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
لحظه‌ای جادویی بر فراز قله ین تو

لحظه‌ای جادویی بر فراز قله ین تو

سپیده دم با درخششی خیره کننده بر فراز منطقه میدلند می تابد.

سپیده دم با درخششی خیره کننده بر فراز منطقه میدلند می تابد.

گریه نوزاد تازه متولد شده

گریه نوزاد تازه متولد شده