Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زیر سایه درخت باران طلایی

(GLO) - صبح زود، همین که مه خنک روی درختان اقاقیای طلایی جلوی خانه‌ام نشست، ناگهان تلفنم چشمک زد و پیامی دریافت کردم. از یک دوست قدیمی، پسری از نیو هملت: "حالت خوبه؟" با نگاه به دریاچه‌ای که در زیر درختان اقاقیای طلایی که نسل‌هاست این دهکده کوچک را در آغوش گرفته‌اند، قرار دارد، قلبم ناگهان لبریز از احساسات شد.

Báo Gia LaiBáo Gia Lai17/10/2025

روستای «خوم موی» - جایی که خانواده من زندگی می‌کنند - از کمی بیش از بیست خانه تشکیل شده است که در امتداد ساحل راست یک دریاچه کوچک و آرام پراکنده شده‌اند. پدربزرگم گفت که وقتی در جوانی با هم روستاییانش به اینجا نقل مکان کرده بود، این دریاچه را دیده است. بعدها، این دریاچه به نام همین روستا نامگذاری شد و در تمام طول سال آبی و زلال است و آب خنک و تازه‌ای را برای روستاییان فراهم می‌کند.

تقریباً هر خانواده‌ای که در کنار دریاچه زندگی می‌کرد، یک جفت تور ماهیگیری، یک چوب ماهیگیری و یک قایق کوچک داشت. در اوقات فراغت خود در اواخر بعد از ظهر یا در طول فصل بارندگی، مردان محله برای ماهیگیری و انداختن تور دور هم جمع می‌شدند. بچه‌ها در ساحل گپ می‌زدند یا زیر درختان بازی می‌کردند و خنده‌هایشان با موج‌های روی آب طنین‌انداز می‌شد. صحنه فوق‌العاده شاعرانه و آرامش‌بخش بود.

anh-minh-hoa-muong-vang.jpg
تصویر تصویر: نگوین لین وین کووک

ساکنانی مانند پدربزرگ من که سرزمین مادری خود را ترک کردند تا زندگی جدیدی را در سرزمینی جدید آغاز کنند، هرگز ریشه‌های خود را فراموش نکردند و حرفه قدیمی خود - کشت چای - را رها نکردند. بنابراین، پس از حدود ده سال کار سخت، ساحل چپ دریاچه در روستای خوم موی به یک مزرعه چای سرسبز و خرم تبدیل شد. درختان اقاقیای طلایی نیز از آن زمان به بعد به تدریج در مزرعه چای و در امتداد لبه دریاچه ظاهر شدند.

آن درخت باران طلایی بومی سرزمین من نیست. پدربزرگم به من گفت که در سال‌های اولیه قرن گذشته، فرانسوی‌ها دانه‌هایی را از جنوب دور، منطقه‌ای گرم و خشک، برای کاشت در مزارع چای به عنوان بادشکن و تثبیت‌کننده خاک آوردند. به طور غیرمنتظره‌ای، درخت باران طلایی در خاک بازالت قرمز ریشه دواند و مانند مردم اینجا با آرامش و انعطاف‌پذیری رشد کرد. تنه آن صاف، تاج آن گرد و گل‌های آن به رنگ زرد درخشان شکوفا می‌شوند و کل منطقه را روشن می‌کنند. و به این ترتیب، درخت باران طلایی به بخش جدایی‌ناپذیری از چشم‌انداز کشت چای تبدیل شده است و در طول فصول بی‌شماری از باران و آفتاب با زندگی چای‌کاران آمیخته شده است. زیر سایه درخت باران طلایی، مردم استراحت می‌کنند، چای غلیظ می‌نوشند و چند داستان در مورد این مکان به اشتراک می‌گذارند.

با گذشت زمان، فراتر از هدف اولیه کاشت آنها به عنوان بادشکن، ردیف‌های درختان کاسیای طلایی به تدریج در ذهن مردم آن روستای کوچک عمیقاً ریشه دواندند. گذشته از همه اینها، مگر زیر سایه این درختان کاسیای طلایی نبود که نسل‌های زیادی بزرگ شدند، مانند پدرم، عمه‌ام، یا عموها و عمه‌های خانواده آقای کا در بالای دریاچه، و خانواده خانم نام در انتهای روستا؟ و مگر زیر سایه این درختان کاسیای طلایی نبود که من و خواهرانم روز به روز بزرگ شدیم و دوران کودکی خاطره‌انگیزی را با دوستانمان در روستا داشتیم؟

با گذشت سال‌ها، برداشت‌های بی‌شمار چای با صداهای ریتمیک خنده طنین‌انداز می‌شد. فصل‌های زیادی از گل‌ها شکوفا و پژمرده می‌شدند، به طرز درخشانی شکوفا می‌شدند قبل از اینکه در زمین محو شوند و بذرهایی برای فصل‌های آینده به بار آورند. و بنابراین، سال به سال، ماه به ماه، آن درختان هر زمان که از روستا به خانه می‌رفتند، عمیق‌تر در خاطرات و حسرت‌هایشان ریشه می‌دواندند. بنابراین، این سوال که "مزارع چای اکنون در چه وضعیتی هستند؟ درختان اقاقیا چطورند؟" به عبارتی آشنا در مکالمات مردم خوم موی تبدیل شد.

هنوز هم با اشاره به درخت باران طلایی، ذهنم پر از تصاویری از شاخه‌های در هم تنیده‌اش می‌شود که سایه‌هایی بر سطح دریاچه می‌اندازند، رنگی طلایی و درخشان در آن بعدازظهرهای پاییزی اکتبر. گلبرگ‌های افتاده، لایه‌ای نازک، مانند فرشی ابریشمی، در امتداد مسیر کنار دریاچه تشکیل می‌دهند. گاهی اوقات، صرفاً آرام گرفتن و گوش دادن به صدای ملایم افتادن گلبرگ‌ها کافی است تا قلبم را تسکین دهد و حس عجیبی از آرامش را به من هدیه دهد.

پدربزرگم همیشه می‌گفت وقتی گل‌های سنا شکوفه می‌دهند، انگار دنیا ریتم متفاوتی می‌گیرد، شفاف‌تر، سبک‌تر و تازه‌تر. بچه‌ها منتظر آن فصل می‌شوند تا گل‌ها را جمع کنند، از آنها حلقه‌های گل ببافند و روی سرشان بگذارند و زیر سایه درختان بازی کنند، فراموش می‌کنند که خورشید در حال غروب کردن است. یک بار، وقتی به خانه برمی‌گشتم، مدت زیادی زیر درخت سنای پیر کنار دریاچه ایستادم، جایی که پدربزرگم هر روز صبح می‌نشست و پیپش را می‌غلتاند. باد می‌وزید، خوشه‌های گل زرد تاب می‌خوردند و به آرامی روی شانه‌هایم می‌افتادند و خاطرات گذشته را زنده می‌کردند.

ناگهان به ذهنم رسید، شاید خاطرات انسان مانند فصل گل‌ها باشد، شکوفه می‌دهند و پژمرده می‌شوند، سپس دوباره شکوفه می‌دهند و هرگز واقعاً ناپدید نمی‌شوند. زیر سایه درختان کاسیا طلایی، کسانی که به دوردست‌ها رفته‌اند، هنوز به گذشته نگاه می‌کنند و انعکاس خود را در رنگ گل‌های سال‌های گذشته جستجو می‌کنند. شاید به همین دلیل است که ردیف‌های درختان کاسیا طلایی گرم‌ترین بخش خاطرات کودکی بسیاری از مردم باقی مانده است.

حتی اکنون، وقتی کسی از «تپه‌های چای خوم موی» نام می‌برد، مردم فوراً ردیف‌هایی از درختان کاسیا طلایی را تصور می‌کنند که سایه‌هایشان بر دریاچه افتاده است. فقط نگاه کردن به رنگ گل‌های کاسیا به شما می‌گوید که برداشت جدیدی در شرف آغاز است، چای معطرتر و آب دریاچه زلال‌تر خواهد بود. در زیر سایه درختان کاسیا طلایی، خنده پدربزرگم، عمه‌ام و مردم خوم موی با صدای باد و آواز پرستوها در بالا در هم می‌آمیخت، گویی آسمان و زمین نیز در این فصل عشق با هم هماهنگ بودند.

منبع: https://baogialai.com.vn/duoi-bong-muong-vang-post569314.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
معدنچیان آواز می‌خوانند

معدنچیان آواز می‌خوانند

شادی و عشق به میهن.

شادی و عشق به میهن.

دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.

دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.