
روز عروسی ما - عکس: ارائه شده توسط مصاحبهشونده
اینجا همچنین جایی است که دو فرزندمان در آن بزرگ شدند، در محاصره عشق من و همسرم. خانه کوچکی است که در ابتدا اجاره داده شده بود، اما بعداً والدین همسرم به ما اجازه دادند که جداگانه در آنجا زندگی کنیم.
خانه با دیوارهای آجری، یک اتاق زیر شیروانی چوبی و یک سقف آهنی موجدار ساخته شده بود. از آنجایی که مدتها پیش ساخته شده بود، به تدریج رو به زوال گذاشت. دیوارها ترک خوردند و اتاق زیر شیروانی فرو ریخت. وقتی شب فرا رسید، شاخهها و برگهای درخت بزرگ جلوی خانه با هر وزش باد بارها و بارها به سقف آهنی موجدار برخورد میکردند.
خواب آشفته و رؤیاگونه بود. جلوی خانه یک جاده کوچک بود که در باران گِلی و در آفتاب غبارآلود میشد. در کنار خانه یک کوچه باریک بود که آن را بسیار ناهموار میکرد - با استانداردهای آن زمان، یک خانه حومه شهر محسوب میشد. در عین حال، همیشه پر از عطر دودی شام و خنده کودکان بود.
مادربزرگ بچهها وقتی من و همسرم تازه از خانهشان نقل مکان کرده بودیم و به دیدنشان رفته بودیم، به من گفت: «پدر و مادرتان دارند پیر میشوند، برای همین چیز زیادی ندارند که به شما و همسرتان بدهند، جز این خانه کوچک. شما دو نفر باید روی کارتان تمرکز کنید و بعداً، وقتی پول داشتید، میتوانید آن را بازسازی کنید تا زیباتر به نظر برسد.»
به مادرشوهرم جواب دادم: «خیلی ممنون مامان. کوچک یا بزرگ بودنش مهم نیست؛ داشتن جایی برای پناه گرفتن از باران و آفتاب به اندازه کافی ارزشمند است.»
من و همسرم در بیمارستان کار میکنیم و به بیماران خدمت میکنیم و تمام روز بیرون از خانه هستیم و فقط عصرها به خانه میرسیم. بنابراین، بیشتر وقتمان را در بیمارستان کار میکنیم تا در خانه.
دو فرزندم هر روز بزرگتر میشوند، اما خانه هنوز کوچک است. دیگر به اندازه زمانی که فقط ما دو نفر بودیم، جادار نیست. خانه نیاز به بازسازی دارد، اما از کجا میتوانیم پول لازم برای بازسازی درست آن را پیدا کنیم؟ این سوال مدام در ذهنم میچرخد، چون میدانم هیچکدام از خانوادههایمان آنقدر وضع مالی خوبی ندارند که بتوانند از ما حمایت مالی کنند.
خوشبختانه، این آژانس در شرف ساخت چندین منطقه تصفیه جدید بود، بنابراین پاکسازی زمین به سرعت در حال انجام بود. مقدار قابل توجهی آهن قراضه، تیرهای چوبی و مصالح ساختمانی دور ریخته شده وجود داشت. من پیشنهادی را به رئیس بخش و هیئت مدیره ارائه دادم و از آنها درخواست کردم که با خرید مقدار کمی از این مصالح به عنوان موجودی نقد موافقت کنند.
گذشته از ازدواج، بازسازی خانه اکنون مهمترین چیز در زندگی ماست. همسرم خیلی نگران است زیرا هزینه تخمینی بسیار زیاد است و از آنچه در طول سالها پسانداز کردهایم، بیشتر است.

خانه قدیمی در حال تخریب است - عکس: ارائه شده توسط مالک.
«مامان دید که یک غریبه خانه شما را با خطکش اندازه گرفت و از جلو تا عقب عکس گرفت. شما چه کار میکردید که به مامان نگفتید؟» - مادرشوهرم هنگام غروب از من و همسرم پرسید.
این زوج بالاخره حقیقت را به مادرشان گفتند: آنها قصد داشتند خانهشان را بازسازی کنند تا جادارتر، دلبازتر، تمیزتر، امنتر شود و مکانی برای بازی نوههایشان فراهم کند.
مادرشوهرم ساکت نشسته بود و به راز دل من و همسرم گوش میداد، چشمانش مثل چشمان پدر و مادرم وقتی چیزها را برایش توضیح میدادم، متفکر بود. من و همسرم کمی پول پسانداز کرده بودیم و این خانه را گرو گذاشته بودیم تا برای بازسازی این خانه کوچک، وام بیشتری بگیریم.
مراسم کلنگزنی انجام شد و خاطرات قدیمی، چه شاد و چه غمانگیز، به خاطرات این زوج پیوستند. هر ضربه چکش طنینانداز میشد و تنها پی خاکی لختی که سالها شاهد خوشبختی این زوج جوان بود، باقی میماند. معماری خانه تا حد امکان مینیمالیستی انتخاب شده بود و از رایجترین مصالح استفاده میشد و آنها مجبور بودند از تمام مصالحی که آژانس هنگام انحلال در اختیارشان قرار داده بود، دوباره استفاده کنند.
هر روز، پر از ترکیبی از شادی و اضطراب، با شکل گرفتن خانه سپری میشد. کار باید به سرعت قبل از اینکه آفتاب بهاری به خانه برگردد، تمام میشد.

خانه رویایی - عکس: ارائه شده توسط مالک
جشن خانه نو نزدیک پایان سال بود و فقط اعضای نزدیک خانواده و دوستان برای جشن گرفتن آمده بودند. هر دو طرف خانواده خوشحال بودند زیرا من و همسرم بالاخره به قولی که سالها پیش داده بودیم عمل کرده بودیم و خانه را جادارتر و راحتتر ساخته بودیم.
خانه جدید، با رنگآمیزی تازه و امکانات جدید فراوان، مطمئناً با تغییر هوا گرمتر و در تابستان خنکتر خواهد شد. من و همسرم بسیار خوشحالیم، زیرا هرگز تصور نمیکردیم که امروز، خانه رویاییمان از روزهایی که با هم برای ساختن خانه خودمان تلاش کردیم، ساخته شود.
سال نو نزدیک است و شکوفههای زرد زردآلو که زود شکوفا میشوند و باد آنها را با خود میبرد، نوید بازگشت بهار را میدهند. این اولین باری است که من و خانواده کوچکم اولین سال نو قمری خود را با هم جشن میگیریم.
خانواده من از بخت و اقبال خوبی برخوردارند. آیندهای روشنتر در انتظار است و ما زمان بیشتری برای خدمت به جامعه در کنار همکارانمان خواهیم داشت. من و همسرم از خانوادههایمان و خود زندگی سپاسگزاریم که به ما فرصت ساختن خانهای جدید برای خودمان را دادهاند.
از خوانندگان دعوت میکنیم در مسابقهی نویسندگی شرکت کنند.
یک روز گرم بهاری
روزنامهها به عنوان منبع تغذیه معنوی در طول فصل سال نو قمری، جوانان ما به همراه شریکمان، شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت میکنیم تا در مسابقه نویسندگی ما شرکت کنند. یک روز گرم بهاری برای به اشتراک گذاشتن مقدمهای بر خانهتان - پناهگاه شما، ویژگیهای آن و خاطراتی که هرگز فراموش نخواهید کرد.
خانهای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شدهاید؛ خانهای که خودتان ساختهاید؛ خانهای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را میتوان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.
مقاله یک روز گرم بهاری آثار ارسالی نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشند و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشند. حق چاپ و نشر آثار بر عهده نویسنده است و برگزارکنندگان حق ویرایش و انتخاب آثار برای انتشار را دارند. جوانان حق امتیاز دریافت خواهند کرد.
این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، میتوانند در آن شرکت کنند.
مقاله یک روز گرم بهاری آثار باید به زبان ویتنامی و حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشند. ارسال عکس و فیلم نیز توصیه میشود (عکسها و فیلمهای گرفته شده از رسانههای اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمیشوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته میشوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمیشود.
آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.
نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.
کارکنان روزنامه جوانان و اعضای خانواده میتوانند در مسابقه نویسندگی شرکت کنند. پروژه «خانه گرم برای بهار» برای دریافت جایزه در نظر گرفته نشد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

مراسم اهدای جوایز یک روز گرم بهاری و نسخه ویژه را منتشر کنید بهار جوانی
هیئت داوران شامل روزنامهنگاران مشهور، چهرههای فرهنگی و نمایندگان مطبوعات بودند. جوانان هیئت داوران، آثاری را که از مرحله مقدماتی عبور کردهاند، بررسی و برندگان را انتخاب خواهند کرد.
مراسم اهدای جوایز و رونمایی از مجله بهار جوانی قرار است این نمایشگاه در پایان ژانویه ۲۰۲۶ در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.
جایزه:
جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، روزنامه بهار جوانی ؛
جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، روزنامه بهار جوانی ؛
جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، روزنامه بهار جوانی ؛
۵ جایزهی تقدیری: هر کدام ۲ میلیون دانگ ویتنامی + گواهی و روزنامه. بهار جوانی .
۱۰ جایزه منتخب خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی و روزنامه. بهار جوانی .
امتیازهای رأیگیری بر اساس تعامل با پست محاسبه میشوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.
منبع: https://tuoitre.vn/duyen-phuoc-tron-day-20260101072651864.htm






نظر (0)