زندگی طبق معمول شروع شد. اما ناگهان، صحنهای جلوی ساختمان واحد توجهم را جلب کرد: یک مادر و دختر همونگ که ساکت ایستاده بودند. مادر یک کت گرم و فرسوده پوشیده بود و یک کیسه پلاستیکی سبز در دست داشت، در حالی که دخترش در کنارش ایستاده بود، چشمانش هم ترسو و هم مطمئن بود. آنها به دنبال سرگرد دیپ ون کوانگ، رئیس ایستگاه کنترل مرزی شین کای، میگشتند.
وقتی رفیق کوانگ بیرون آمد، زن کیفش را باز کرد، دو مرغ کوچک که پاهایشان به هم بسته شده بود را بیرون آورد و به آرامی گفت: «خانوادهام اینها را برای تشکر از سربازان پایین آوردهاند.»
![]() |
| خانم گیا تو لیا و دخترش به ایستگاه مرزبانی شین کای آمدند تا از سرگرد دیپ ون کوانگ و افسران و سربازان این واحد به خاطر مراقبت و کمکشان به خانواده تشکر کنند. |
آن زن، خانم گیا تی لیا، ۵۰ ساله، اهل روستای ترانگ هوئونگ، بخش سون وی است. از خانه او تا ایستگاه، بیش از ۱۸ کیلومتر جاده کوهستانی وجود دارد. در این منطقه کوهستانی صخرهای، این فاصله فقط با کیلومتر اندازهگیری نمیشود، بلکه با شیبهای طولانی و پیچهای تند نیز اندازهگیری میشود. خانواده او شش عضو دارد، فاقد زمین زراعی هستند و درآمد ناپایداری دارند. برای آنها، دو مرغ فقط غذا نیستند؛ آنها نمایانگر کالایی گرانبها در زندگی پرمشقتشان هستند.
سون وی یک کمون مرزی است که بیش از ۱۱۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و بیش از ۲۰،۰۰۰ نفر از ۱۱ گروه قومی در آن زندگی میکنند. این کمون ۵۱ روستا دارد که ۲۰ روستا در امتداد مرز واقع شدهاند و خط مرزی آن بیش از ۴۱ کیلومتر امتداد دارد. نرخ فقر همچنان نزدیک به ۵۰٪ است. پاسگاه مرزی سام پون بیش از ۲۳ کیلومتر مرز را با ۷۲ علامت مرزی مدیریت میکند. مساحت وسیع، حمل و نقل دشوار و شرایط آب و هوایی سخت، واقعیتهای ثابت این منطقه "بادخیز" هستند.
بنابراین، این واقعیت که خانم لیا و دخترش بیش از ۱۸ کیلومتر را در کوهستان طی کردند تا فقط از شما تشکر کنند، معنایی فراتر از داستان یک خانواده دارد. این بیانگر اعتماد و امید است.
![]() |
| سرگرد دیپ ون کوانگ و مأموران ایستگاه کنترل مرزی شین کای با خانم گیا تی لیا و دخترش عکس یادگاری گرفتند. |
سرگرد دیپ ون کوانگ گفت که در سال ۲۰۲۲، طی بازدیدی از منطقه برای ارزیابی وضعیت، از شرایط خانوادگی خانم لیا مطلع شد: خانوادهای پرجمعیت، کمبود زمین برای تولید و درآمد ناپایدار. از آن زمان، او و دیگر افسران ایستگاه مرتباً به او سر زدهاند، او را تشویق و راهنمایی کردهاند که چگونه امرار معاش کند، ضمن اینکه او را با منابع حمایتی مرتبط کردهاند تا به خانواده کمک کنند تا به تدریج زندگی خود را تثبیت کنند.
رفیق کوانگ گفت: «کمک به مردم یک کار مقطعی نیست. ما باید در درازمدت با آنها همکاری کنیم تا به ما اعتماد کنند و در انجام کار احساس اطمینان داشته باشند.»
با نگاه به تصویر خانم لیا، به یاد کار آرام افسران و سربازان ایستگاه مرزبانی دروازه سام پون میافتم: حمایت از کودکان محروم، حمایت از بسیاری از خانوارهای فقیر در منطقه. بسته به شرایط هر خانواده، افسران به دامداری کمک میکنند، برای ساخت انبارها نیروی کار فراهم میکنند، کشت ذرت و دامداری را هدایت میکنند...
اینجا، دیدن مرزبانانی که در کنار مردم محلی در مزارع کار میکنند، آلونک میسازند و سقفهای چکهکننده را تعمیر میکنند، غیرمعمول نیست. حتی کارهای به ظاهر کوچک، مانند نشان دادن نحوه ساخت سرپناه برای گاوها برای محافظت از آنها در برابر سرما یا یادآوری ذخیره علوفه برای دامهایشان در طول زمستان، به طور قابل توجهی به کاهش تلفات روستاییان در طول دورههای شدید سرما کمک کرده است.
گفتگوی سرگرد کوانگ و خانم لیا و دخترش در آن صبح غیررسمی بود. او درباره درس بچهها پرسید، پرسید که آیا خانواده در این فصل با مشکلی روبرو هستند یا خیر، و از دخترش که کنارش ایستاده بود درباره برنامههایش برای آینده پرسید. اینها سوالات سادهای بودند، اما نگرانیهای خاص و نه عمومی را نشان میدادند.
سرگرد دیپ ون کوانگ در مراسم خداحافظی، پس از دریافت دو مرغ، رو به دخترک کرد، مقداری پول به عنوان هدیه سال نو بیرون آورد و به او داد و به او گفت که سخت درس بخواند و به خانوادهاش کمک کند.
کمی بعد، افسر جوانی از ایستگاه به آشپزخانه رفت، یک کیسه گوشت خوک تازه خریداری شده برداشت و گفت: «لطفاً این را پس بگیرید تا بچهها بتوانند یک وعده غذای اضافی بخورند.»
هیچکس حرف بزرگی نزد. همه چیز طبیعی اتفاق افتاد، مثل اینکه مردم وقتی همدیگر را خانواده میدانند، چطور با هم رفتار میکنند.
با تماشای خانم لیا و دخترش که پشتشان را به جاده کوهستانی مه گرفته میکردند، به یاد علامتهای مرزی در امتداد بیش از ۴۱ کیلومتر مرز افتادم. مرز با نظم و انضباط، با گشتزنی در امتداد کوهها، با چسبیدن به مزارع و با پشتکار تزلزلناپذیر در مواجهه با سختیها محافظت میشود. اما برای اینکه مرز واقعاً صلحآمیز باشد، به پایه محکمتری نیاز است: «اراده مردم».
در مناطقی با نرخ فقر بالا مانند کمون سون وی، اگر سربازان فقط وظایف گشتزنی را بدون تعامل و درک مردم انجام دهند، شکاف بیشتر خواهد شد. برعکس، وقتی هر افسر و سرباز درک شرایط هر خانوار و به اشتراک گذاشتن مشکلات هر خانواده را به عنوان یک فعالیت منظم در نظر بگیرد، «حمایت مردم» از طریق اقدامات ملموس و پایدار ایجاد خواهد شد.
سرگرد دیپ ون کوانگ به من گفت: «از آنجایی که مردم این چیزها را تا اینجا آوردهاند، نباید آنها را رد کنیم. آنها را بپذیرید تا خوشحالشان کنید، و بعداً راهی برای کمک به آنها پیدا خواهیم کرد.» این جمله ساده، رویکرد مرزبان به کار را خلاصه میکرد: ارزش قائل شدن برای احساسات مردم و پاسخگویی با صداقت و مسئولیت.
![]() |
در حیاط ایستگاه کنترل مرزی شین کای، دست دادنهای محکم، کلمات صمیمانهی تشویقآمیز و لبخندهای گرم بین سربازان مرزی و مردم محلی رد و بدل شد. |
مه کمکم محو شد. جادهی بازگشت به روستایشان همچنان پر پیچ و خم و شیبدار بود. اما شاید، در طول آن سفر، آنها باور روشنتری را با خود حمل میکردند.
دفاع از مرز فقط وظیفهای در خط مقدم نیست. بلکه سفری مداوم برای پرورش اعتماد مردم، قدم زدن در هر روستا، کار در کنار روستاییان در مزارع، ارائه هدایای به موقع به خانوادههای نیازمند و پسانداز هر ریال برای اطمینان از کمبود کتاب و لوازم مدرسه برای کودکان است.
و گاهی اوقات، این پایداری با چیزهای بسیار کوچکی شروع میشود، مانند دو مرغ، یک پاکت پول شانس و یک کیسه گوشت خوک که صبح زود در ارتفاعات با عجله رد و بدل میشوند...
منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/quoc-phong-toan-dan/giu-bien-cuong-tu-nhung-dieu-gian-di-1028214









نظر (0)