Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دو خانوار در منطقه "چاله".

Việt NamViệt Nam17/08/2024


خورشید تازه بیرون آمده بود که ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن کرد. خانم فوآنگ بی‌قرار در خانه قدم می‌زد و با نگرانی به سمت دروازه دنبال شوهرش می‌گشت. آقای ین سپیده دم به سمت شهر رفته بود و الان تقریباً باید به خانه رسیده باشد؛ حتماً زیر باران گیر کرده بود. هر چه بیشتر در موردش فکر می‌کرد، بیشتر نگران می‌شد. همانطور که حدس می‌زد، خانم فوآنگ شوهرش را دید که با دوچرخه‌اش لنگان لنگان وارد حیاط می‌شود و پایش می‌لنگد. او برای کمک به او دوید:

خدای من، کجا افتادی؟

آقای ین بدون اینکه فوراً به همسرش پاسخ دهد، در حالی که چهره‌اش هنوز از خشم در هم رفته بود، به نظر می‌رسید که هنوز درد زیادی دارد. بعد از اینکه موفق شد موتورسیکلت را وارد خانه کند، لباس‌هایش کاملاً خیس شده بود. با عصبانیت، روی ایوان ولو شد و با صدای بلند فحش داد:

- لعنت به اون دو تا "چاله" کار، ثو و هونگ. بهشون گفتم برای ساخت جاده زمین اهدا کنن، اما قبول نکردن. حالا، رد شدن از کنار خونه‌شون مثل رد شدن از "چاله"‌ست. من اونجا افتادم...

- اوه، اون جا خیلی خطرناکه، همه باید مراقب باشن. تو که اینو خیلی خوب می‌دونی، پس چرا با این حال افتادی؟

- من عجله داشتم که به خانه برسم و باران می‌بارید، چطور می‌توانستم از آن اجتناب کنم؟ و آن مکان، هر وقت باران می‌بارد، تبدیل به چاله می‌شود.

سال گذشته، کمون تصمیم گرفت در هر روستا یک جاده نمونه بسازد. نیازی به گفتن نیست که همه خوشحال بودند، زیرا در آن زمان جاده‌ها باریک بودند و ماشین‌ها به دلیل کمبود فضای عبور، از ورود به روستاها دریغ می‌کردند. اکنون که جاده‌ها عریض‌تر شده‌اند، سفر و تولید بسیار آسان‌تر شده است. بسیاری از خانه‌های کنار جاده مخفیانه خوشحال هستند و فکر می‌کنند که ممکن است ارزش زمین‌هایشان افزایش یابد.

به نظر می‌رسید که تمام روستا موافق بودند، اما چند خانواده سرسختانه از اهدای زمین خودداری کردند. پس از اصرار زیاد از سوی روستا، کمون و سازمان‌های مختلف، سرانجام چند خانوار کوتاه آمدند، به جز خانه‌های همسایه آقای تو و آقای هونگ که همچنان بر عدم اهدای زمین اصرار داشتند. تصمیم گرفته شد و تمام روستا موافقت کردند که اگر این دو خانوار برای ساخت جاده زمین اهدا نکنند، روستا از آن بخش از جاده که از کنار خانه‌های آنها می‌گذرد صرف نظر خواهد کرد و جاده جدید روستا همچنان طبق نقشه اولیه ساخته خواهد شد. در روز افتتاح جاده، تمام روستا شادمان شدند، اما با عبور از کنار آن بخش ناتمام، همه با ناامیدی سر خود را تکان دادند.

از آن زمان، این مشکل فقط در هنگام باران‌های شدید و سیل نیست؛ در حالت عادی، ماشین‌ها به راحتی در جاده عریض روستا حرکت می‌کنند، اما وقتی از کنار آن دو خانه عبور می‌کنند، رانندگان مجبور می‌شوند ناگهان ترمز کنند. امروز، در باران، آقای ین نتوانست به موقع ترمز کند و افتاد و او گمان می‌کند که قبلاً افراد زیادی در آنجا افتاده‌اند.

«و گوش کنید، من امروز از بخش شنیدم که استان سیاستی دارد که برای خانوارهایی که زمین برای جاده‌ها اهدا می‌کنند، حمایت مالی برای دریافت گواهی مالکیت زمین ("دفترچه قرمز") فراهم کند. اینطور نیست که خانواده‌های آقای تو و آقای هونگ از از دست دادن زمین و پول بترسند، به همین دلیل است که اهدا نکردند. شاید با این سیاست، آن دو خانواده موافقت کنند، درست است؟»

- خیلی خوب می‌شد. اما فکر می‌کنم آن دو خانواده از وقتی جاده جدید ساخته شده، حتماً احساس معذب بودن می‌کردند. چطور ممکن است نتوانند چنین جاده روستایی زیبایی بسازند، جاده‌ای که روستاییان با همکاری هم ساخته‌اند؟

- بعد از سقوطم، به محض اینکه باران بند بیاید، با کدخدای روستا در مورد صحبت دوباره با آن دو خانواده صحبت خواهم کرد. ما باید یک راه حل پیدا کنیم؛ ما نمی‌توانیم بگذاریم جاده‌ای که با این همه زحمت روستاییان ساخته شده، فقط به خاطر دو خانوار اینقدر زشت شود. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است روزی کس دیگری در آنجا تصادف جدی‌تری از من داشته باشد...

مین تای


منبع: https://baohaiduong.vn/hai-ho-o-voi-390366.html

برچسب: گودال

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تصویر

تصویر

بینندگان جوان با عکس‌های ویتنام شاد

بینندگان جوان با عکس‌های ویتنام شاد

میدان عصر

میدان عصر