Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

عطر وطن

Việt NamViệt Nam17/09/2024


یک جوان برایم پیام کوتاهی فرستاد: «واقعاً دلم برای بوی خانه اینجا تنگ شده، معلم!»

بله. همه ما وطنی داریم که باید گرامی بداریم و به یاد داشته باشیم. خانواده، اقوام، دوستان، عشق... همه از زادگاه ما سرچشمه می‌گیرند و در همه جهات پخش می‌شوند. و در خاطرات کسانی که وطن خود را ترک کرده‌اند، این مکان همچنین مکانی با رایحه‌های منحصر به فرد، آشنا و گرانبها در قلب‌هایشان است.

این عطر معطر شکوفه‌های برگ بو است که گوشه حیاط را پر کرده است. این پوسته افتاده فوفل است که خوشه ای از گل‌های زرد لطیف و معطر را نمایان می‌کند. این همان بعدازظهرهای تابستانی است، جاده روستا با خوشه‌های گل یاس شیب‌دار می‌شود و عطر شیرین آنها قدم‌های آدم را حسرت‌بارتر می‌کند.

بوی گاوهایی است که در جاده‌های روستایی تلوتلو می‌خورند، دم‌هایشان آویزان است و از دامنه‌های منطقه کوهستانی بالا می‌روند... مادری لاغر و کوچک با شلاقی آنها را در یک صف نگه می‌دارد. بوی سقف‌های آهنی قدیمی موج‌دار که پشت درختان و مسیرهای باریک قرار گرفته‌اند، جایی که وزش باد، ابرهای غبار قرمز را به هوا بلند می‌کند. غبار این سرزمین محکم به برگ‌ها و علف‌ها چسبیده است...

مسیری که چند ماه پیش جنگلی از اکالیپتوس بود، اکنون پوشیده از سیب‌زمینی‌های شیرین به رنگ سبز مایل به بنفش است. فصل بارندگی هنوز فرا نرسیده است، بنابراین سبزه سرسبز و پر جنب و جوش است. ما دور و برمان می‌چرخیم. مسیر در یک سبز ساده و آرام امتداد می‌یابد. عطر ضعیفی از برگ‌های سیب‌زمینی شیرین، که توسط گاوهای در حال عبور گرفته شده است، در هوا می‌پیچد. این عطر خاطرات روزهایی را که صرف مراقبت از گاومیش‌ها می‌کردیم، زنده می‌کند. مزارع سیب‌زمینی شیرین برداشت شده‌اند و فقط چند دسته جوانه صورتی مایل به قرمز و پرپشت گهگاه از زمین بیرون می‌آیند. اینها تکه‌های باقی‌مانده غده‌های سیب‌زمینی شیرین هستند. با استفاده از یک چوب، آنها را از خاک بیرون می‌آوریم، آنها را تمیز می‌شوییم، یک سوراخ کوچک در پایین دامنه تپه حفر می‌کنیم، آنها را با یک پیراهن قهوه‌ای خشک می‌کنیم و آنها را خام می‌جویم. نشاسته به شکر تبدیل شده و آنها را شیرین و با طراوت می‌کند. با این حال، هیچ‌کدام از ما دل‌درد نگرفتیم. بوی کمی تند برگ‌های سیب‌زمینی شیرین با عطر علف و گیاهان که هوا را پر کرده بود، در هم آمیخته بود؛ ناگهان به نظرم عطری از سادگی آمد. مثل عطر بی‌پیرایه و بی‌پیرایه‌ی معشوقی از این سرزمین. نگاهش به افق دوردست، به رنگ‌های بنفش پررنگ دریاچه دوخته شده بود؛ به تاج سرسبز درختان کهنسال، آنقدر انبوه که حتی داغ‌ترین آفتاب تابستان هم نمی‌توانست به آن نفوذ کند. بوی ضعیفی از برگ‌های مرطوب و پوسیده و نوعی گل معطر در هوا موج می‌زد. همچنین بوی نی‌های لگدمال شده از عبور گاوها، عطر جک فروت رسیده و خش‌خش شالیزارهای برنج طلایی کنار جویبار به مشام می‌رسید.

آن عطر گیاهان، گل‌ها و میوه‌ها ما را احاطه کرده‌اند، از باغ تا خیابان، بچه‌ها را در راه مدرسه، بزرگسالان را در راه مزارع یا در دفاتر و محل‌های کار همراهی می‌کنند. حتی دروازه‌های آن دفاتر هنوز عطر شیرین گل‌های پیچ امین‌الدوله یا گل‌های رز قدیمی که در گوشه حیاط رشد می‌کنند را در خود دارند. و سپس عطر قهوه دم کرده با فیلتر وجود دارد. در زیر نور طلایی درخشان خورشید، ما نفس عمیقی از عطر معطر میهن خود می‌کشیم و احساس هوشیاری بیشتری می‌کنیم و آماده‌ایم تا روز کاری را با شور و شوق و انرژی شروع کنیم. در گوشه باغ همسایه، یک درخت هلو وجود دارد - که پس از عید تت در آن سال کاشته شده است. من کاملاً مطمئن نیستم، زیرا می‌دانم که این منطقه آفتاب بیشتری دارد، در حالی که گفته می‌شود شکوفه‌های هلو در هوای سرد حتی پر جنب و جوش‌تر می‌شوند. این درخت از یک درخت هلو در گوشه‌ای از باغی در شمال شرقی، منطقه‌ای با زمستان‌های سخت، سرچشمه گرفته است. روزی، یک مهندس زمین‌شناسی درست همانطور که شکوفه داده بود به منطقه دیگری منتقل شد. این گل، از درختی با تنه ضعیف‌تر، فقط گلبرگ‌های ظریف و صورتی کم‌رنگ خود را نیمه‌باز کرد. در میان باغی از گل‌های رز سرخ مغرور و ارکیده‌های بنفش معطر، شکوفه‌های صورتی ظریف آن که در نسیم می‌لرزیدند، به چهره‌ای جذاب و گیج شباهت داشتند. زمان به سرعت می‌گذشت. این درخت هلوی شمالی به فصول خشک چهار ماهه و همچنین باران‌های بی‌وقفه منطقه کوهستانی عادت کرده بود. در میان شکوفه‌های خیره‌کننده و مغرور آلوچه‌های زرد، با آرامش شکوفه می‌داد. همچنان با آرامش، فصول و الگوهای آب و هوایی این سرزمین جدید را تحمل می‌کرد و با صبر و حوصله منابع اندک را از خاک برای زنده ماندن در باغ جمع‌آوری می‌کرد.

با این حال، امروز صبح، وقتی نور خورشید به آرامی از حیاط بزرگ عبور کرد و به باغی که در آن قرار داشت رسید، به نظر می‌رسید باد قبل از اینکه بسیار سبک‌تر شود، لحظه‌ای مکث کرد. آیا شاید به این دلیل بود که صورتی گلبرگ‌ها محو شده بود و برگ‌ها، که زمانی بسیار پر جنب و جوش بودند، اکنون سبز تیره‌تری داشتند؟ و هر بار که نسیم می‌وزید، گلبرگ‌های ظریف آن کمی می‌لرزیدند. عطر بسیار ضعیفی در هوا می‌پیچید، در حالی که زنبورهای عسل با اشتیاق شهد شکوفه‌ها را می‌نوشیدند. با نگاه به این صحنه، به یاد شکوفه‌های هلوی پر جنب و جوش سرزمین مادرم، شکوفه‌های هلوی لانگ سون و شکوفه‌های هلوی نات تان افتادم، به سرخی گونه‌های یک دختر جوان وقتی با نگاه عاشقانه معشوقش روبرو می‌شود.

مهم نیست چقدر دور بروم، قلبم همیشه تصویر سرزمین مادری‌ام را با عطرهای فراموش‌نشدنی‌اش گرامی خواهد داشت...

بیچ تیم



منبع: https://baokhanhhoa.vn/van-hoa/sang-tac/202409/huong-xu-so-50f3046/

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول