پس از نیمه اول آشفته سال ۲۰۲۵ که با درگیریهای تجاری و سیاستهای حمایتگرایانه ایالات متحده و همچنین درگیری و بیثباتی در خاورمیانه مشخص شد، به لطف توافقات بعدی و کاهش تعرفهها، با وجود کاهش رشد جهانی، وضعیت تثبیت شده است.
با این حال، اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ همچنان روند کندی رشد، عدم قطعیت و افزایش ریسک را نشان میدهد و تهدیدهایی از بدهی عمومی گرفته تا درگیریهای مسلحانه همچنان حل نشده باقی مانده است.
![]() |
| اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ همچنان روند کندی رشد، عدم قطعیت و افزایش ریسک را نشان میدهد و تهدیدهایی از بدهی عمومی گرفته تا درگیریهای مسلحانه همچنان حل نشده باقی مانده است. (منبع: iStock) |
عوامل تعیینکننده
اول ، تنشهای تجاری و حمایتگرایی. تعرفههای ایالات متحده و سایر مناقشات تجاری، موانع ساختاری برای تجارت جهانی ایجاد میکنند: کالاها از بازارهایی که در آنها اقدامات حمایتگرایانه اعمال میشود، به سرعت به بازارهای کمتر محافظتشده هدایت میشوند و چرخه معیوبی از تنشهای تجاری ایجاد میکنند.
دیدگاه کلی این است که بعید است تعرفههای ایالات متحده به طور قابل توجهی افزایش یابد، اگرچه ایالات متحده فشار بر اقتصادهای مازاد را برای ایجاد تعادل حفظ خواهد کرد. اما موازنه خطرات به سه دلیل به سمت تعرفههای بالاتر متمایل است: (۱) ایالات متحده احتمالاً تعرفههای برخی محصولات، از جمله نیمهرساناها را به عنوان بخشی از تحقیقات جاری بخش ۲۳۲ افزایش خواهد داد؛ (۲) ایالات متحده ممکن است تعرفههای خاصی را در سطح ملی در پاسخ به اقدامات سیاستگذاران خارجی یا اهداف سیاستی ایالات متحده افزایش دهد؛ و (۳) تغییر به سمت یک موضع سیاستی حمایتگرایانهتر میتواند شرکتهای آمریکایی را تشویق کند تا برای افزایش تعرفهها یا سایر اقداماتی که موانع بیشتری را در اطراف آنها ایجاد میکند، لابی کنند.
همچنین ممکن است دولت ترامپ با توافقات بیشتر با اقتصادهای خاص موافقت کند، تعرفههای مؤثر را کاهش دهد و کاهش تعرفهها بر محصولاتی که ایالات متحده نمیتواند در مقیاس وسیع تولید کند، مانند قهوه و موز، گسترش یابد. از طرف دیگر، دادگاه میتواند تعرفههای موجود را غیرقانونی اعلام کند و تعرفههای مؤثر را بیشتر کاهش دهد. با این حال، در این سناریو، ترامپ احتمالاً اقدامات قانونی دیگری را برای حفظ تعرفههای بالا دنبال خواهد کرد. علاوه بر این، تعرفهها معمولاً به سرعت افزایش مییابند اما به آرامی کاهش مییابند. با توجه به حمایت دو حزبی در ایالات متحده، این بار نیز احتمالاً تفاوتی نخواهد داشت.
سوال کلیدی این است که آیا سایر قدرتهای اقتصادی بزرگ از این روند پیروی خواهند کرد یا سیستمهای باز دهههای گذشته را حفظ خواهند کرد. با توجه به اینکه واردات ایالات متحده از چین کاهش یافته است، اما صادرات ارزان چین همچنان ادامه دارد، آیا سایر شرکای صادراتی عمده چین تعرفههایی را اعمال خواهند کرد؟ پاسخ احتمالاً مثبت است.
واردات ایالات متحده از چین در طول سال گذشته کاهش یافته است، در حالی که واردات توسط انجمن کشورهای جنوب شرقی آسیا (ASEAN) و اتحادیه اروپا (EU) افزایش یافته است. در ASEAN، توافقنامههای تجاری، رشد سریع و زنجیرههای تأمین کاملاً یکپارچه به این معنی است که واردات از چین، به جز چند صنعت کلیدی، بدون مانع ادامه خواهد یافت. اما برای اتحادیه اروپا، سال 2025 تنها سالی است که خرید صادرات چین کاملاً با خریدهای ایالات متحده یکسان نخواهد بود. در سالهای گذشته، این دو عموماً در کنار هم حرکت کردهاند. انتظار میرود در سال 2026، اتحادیه اروپا با افزایش تعرفهها بر محصولات با فناوری پیشرفته و دارویی از چین تلافی کند، زیرا این تنها راه برای محافظت از بازار اتحادیه اروپا است.
![]() |
| تعرفههای ایالات متحده و سایر مناقشات تجاری، موانع ساختاری برای تجارت جهانی ایجاد میکنند. (منبع: Shutterstock) |
دوم ، فشار بدهی عمومی وجود دارد . تا سال ۲۰۲۹، بدهی عمومی جهانی میتواند به ۱۰۰٪ تولید ناخالص داخلی جهان برسد. بسیاری از کشورها با افزایش هزینههای بازپرداخت بدهی عمومی، دفاع، حقوق بازنشستگی و مراقبتهای بهداشتی، با نیاز به تأمین بودجه خود مواجه هستند.
پس از بحران مالی جهانی و همهگیری کووید-۱۹، بانکهای مرکزی برای نجات اوضاع و خرید بدهیهای عمومی وارد عمل شدند. اکنون، بانکهای مرکزی در حال «تخلیه» یا فروش بدهیهای عمومی و تنظیم مجدد ترازنامههای خود هستند. در حالی که فدرال رزرو ایالات متحده (FED) و بانک انگلستان (BOE) قصد خود را برای کند کردن این روند نشان دادهاند، سایر بانکهای مرکزی بزرگ مانند بانک ژاپن (BOJ) و بانک مرکزی اروپا (ECB) همچنان به تلاش برای واگذاری در سال ۲۰۲۶ ادامه خواهند داد. این سوال مطرح میشود: اگر بانکهای مرکزی اوراق قرضه نخرند، چه کسی این کار را خواهد کرد؟
پایگاه سرمایهگذار برای بدهی عمومی قابل معامله، بر اساس میانگین وزنی محاسبهشده در ۲۵ کشور، سرمایهگذاران خصوصی هستند. این تغییر منجر به بازدهی بالاتر از آنچه هر کسی، از جمله رئیسجمهور ترامپ و وزیر خزانهداری اسکات بسنت، میخواهند، خواهد شد. در نهایت، این بازدهی اوراق قرضه خزانهداری است که نرخ وام مسکن را تعیین میکند، نه نرخ بهره سیاست فدرال رزرو. بنابراین در حالی که همه نگاهها به طرح کاهش نرخ بهره رئیس بعدی فدرال رزرو خواهد بود، در نظر بگیرید که رئیس جدید - و همچنین همتایان آنها در اروپا، بریتانیا و ژاپن - چگونه ترازنامههای خود را مدیریت میکنند.
سوم، ارزیابی مجدد داراییهای فناوری . رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی (AI) با حباب دات کام در اواخر دهه 1990 مقایسه شده است. خطر ارزیابی مجدد شدید سهام شرکتهای بزرگ فناوری میتواند بیثباتی مالی اقتصاد کلان ایجاد کند.
در طول سال ۲۰۲۵، سهام شرکتهای فناوری چینی که در هنگ کنگ (چین) فهرست شدهاند، به شدت افزایش یافت. به عنوان مثال، شرکت بینالمللی تولیدکننده تراشههای نیمههادی (SMIC) در مقایسه با سال ۲۰۲۴، رشدی ۲۰۰ درصدی را تجربه کرد. همه در مورد جنبههای منفی رونق هوش مصنوعی، از جمله خطر ترکیدن حباب هوش مصنوعی در ایالات متحده، بحث میکنند. اما به نظر نمیرسد که این موضوع چین را نگران کند. علیبابا اخیراً از سرمایهگذاری ۵۲ میلیارد دلاری در هوش مصنوعی طی سه سال آینده خبر داده است. این را با یک پروژه واحد به رهبری OpenAI مقایسه کنید که پیشبینی میشود طی چهار سال آینده ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری کند. بنابراین، تعهد چین به هوش مصنوعی به اندازه چشمانداز کلی اقتصادی آن جامع نیست.
البته بخش زیادی از هیجان پیرامون فناوری چینی - و باور به توسعه هوش مصنوعی این کشور - در طول سال گذشته، ناشی از انتشار مدل استنتاج DeepSeek-R1 در ژانویه ۲۰۲۵ بوده است. با این حال، محدودیتهایی در مورد میزان استفاده چین از رشد سهام فناوری خود برای جذب سرمایهگذاری خارجی به کشور وجود دارد. علاوه بر این، این واقعیت وجود دارد که سال ۲۰۲۴ سال رکود شدید بود، بنابراین بدون شک بهبود در سال ۲۰۲۵ بسیار قوی خواهد بود.
هوش مصنوعی باید فراتر از ایالات متحده مورد توجه قرار گیرد. اگر حباب هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۶ بترکد یا فروکش کند، ممکن است چین تحت تأثیر قرار نگیرد. این اتفاق شباهتهایی با آنچه در طول بحران مالی جهانی رخ داد، دارد، زمانی که بانکهای آمریکایی و اروپایی متحمل ضرر شدند، اما بانکهای چینی، که به تأمین مالی غربی وابسته نبودند، نسبتاً تحت تأثیر قرار نگرفتند.
قدرت اقتصادی جهان.
اقتصاد ایالات متحده تحت ریاست جمهوری ترامپ. در سال ۲۰۲۵، اقتصاد ایالات متحده در مواجهه با تصمیمات غیرقابل پیشبینی دولت، درگیریهای تجاری و طولانیترین تعطیلی دولت در تاریخ، انعطافپذیری بالایی از خود نشان داد. تولید ناخالص داخلی آن در نیمه اول سال نسبت به سال گذشته ۱.۶ درصد رشد داشت که عمدتاً ناشی از سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختهای هوش مصنوعی بود.
اقتصاد ایالات متحده همچنان مقاومت نسبتاً قوی از خود نشان میدهد، اگرچه سرعت رشد کند خواهد شد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) رشد سالانه ۱.۵ درصدی را برای سال آینده پیشبینی میکند، در حالی که فدرال رزرو پیشبینی خود را با ۰.۵ درصد افزایش به ۲.۵ درصد نسبت به سال گذشته رسانده است. مبنای این ارزیابی اخیر، کاهش تورم به ۲.۴ درصد (هرچند هنوز بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو) و بهبود شرایط اشتغال است.
در بحبوحه کسری بودجه بالا، افزایش بدهی عمومی و خطر رکود اقتصادی، اکثر تحلیلگران پیشبینی میکنند که اقتصاد به لطف عوامل زیر از سناریوی منفی در سال 2026 اجتناب خواهد کرد: (i) سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و زیرساختها . در سال 2025، بزرگترین شرکتهای فناوری تقریباً 405 میلیارد دلار در زیرساختهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردند (برنامه اولیه 250 میلیارد دلار بود). انتظار میرود این رقم در سال 2026 به 432 میلیارد دلار برسد که معادل حدود 1.4٪ از تولید ناخالص داخلی است. (ii) محرک مالی . قانون لایحه بزرگ و زیبا (OBBBA) که در ژوئیه 2025 تصویب شد و کاهش مالیات و افزایش هزینههای دولت را تصریح میکند، از رشد در نیمه اول سال 2026 حمایت خواهد کرد. (iii) تسهیل سیاستهای پولی . فدرال رزرو (FED) نرخ بهره را در سال 2025 از 4.5٪ به 3.75٪ کاهش داد. انتظار میرود تا پایان سال 2026 آنها را به 3.0-3.25٪ کاهش دهد، اگرچه سرعت تسهیل کند خواهد شد. (۴) آتشبس تجاری با چین . چین و ایالات متحده به توافق آتشبس تجاری دست یافتند که تعرفههای مؤثر بر واردات از چین را از ۴۲٪ به ۳۲٪ کاهش میدهد. این امر عدم قطعیت را کاهش داده و ممکن است سرمایهگذاری توسط کسبوکارها را تحریک کند.
![]() |
| تحلیلگران صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) رشد اقتصادی چین را در سال 2026 بین 4.2 تا 4.5 درصد تخمین میزنند. (منبع: SCMP) |
اژدهای اقتصادی چین . چالشهای پیش روی اقتصاد چین امروز شامل موارد زیر است: عدم قطعیت بالا در روابط تجاری با ایالات متحده و افزایش حمایتگرایی در سراسر جهان، تنشهای ژئوپلیتیکی، بدهی عمومی عظیم، تقاضای داخلی ضعیف، فشارهای تورمی، بحران مداوم املاک و مستغلات و جمعیت مسن. با این حال، تاکنون موارد کمی توانستهاند نرخ رشد فوقالعاده بالای چین را متوقف کنند.
دولت چین احتمالاً هدف رشد اقتصادی حدود ۵ درصد را برای سال آینده تعیین خواهد کرد. در حال حاضر، تحلیلگران صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۶ را در محدوده ۴.۲ تا ۴.۵ درصد تخمین میزنند.
عوامل زیر میتوانند از رشد اقتصادی چین در سال 2026 حمایت کنند: (1) رقابتپذیری صادرات. علیرغم تعرفههای ایالات متحده، صادرات چین در سال 2025 انعطافپذیری قابل توجهی نشان داد. بین ژانویه و نوامبر 2025، صادرات چین 5.4 درصد افزایش یافت و به 3.4 تریلیون دلار رسید. مازاد تجارت خارجی برای اولین بار از 1 تریلیون دلار فراتر رفت، در حالی که این رقم در سال گذشته 884.7 میلیارد دلار بود. گلدمن ساکس پیشبینی میکند که صادرات سالانه 5 تا 6 درصد رشد کند که این امر محرک اصلی رشد خواهد بود.
(ii) تحریک اقتصادی. دولت چین به طور سنتی از ابزارهای مختلفی برای حمایت از نرخهای بالای رشد اقتصادی استفاده کرده است. تا سال 2025، کل مبلغ محرک اقتصادی تقریباً 1.1 تریلیون دلار آمریکا خواهد بود. دولت چین سیاست فعالی را برای تحریک مصرف و سرمایهگذاری در سال 2026 حفظ خواهد کرد. (iii) بهبود بهرهوری. چین از طریق اتوماسیون کامل، رباتیک شدن و کاربرد هوش مصنوعی در تولید، میتواند تأثیر منفی جمعیت مسن بر اقتصاد را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
(۴) تأثیر تضعیف بخش املاک و مستغلات. در حالی که بخش املاک و مستغلات هنوز از بهبود فاصله زیادی دارد، تأثیر منفی آن بر اقتصاد در حال کاهش است. (۵) گسترش تقاضای داخلی. تغییر جزئی به سمت مصرف داخلی ممکن است کاهش صادرات را جبران کند.
بنابراین، چشمانداز جهان به طور فزایندهای در هر دو حوزه ژئوپلیتیک و ژئوفناوری در حال تکهتکه شدن است و ناخواسته هزینههای عملیاتی کسبوکارها و ریسکهای سیاستگذاری را افزایش میدهد. با این حال، این مسابقه فناوری نیازمند عزم و اراده است و فرصتهای جدیدی را برای ویتنام جهت سرمایهگذاری در انرژی، زیرساختهای هوش مصنوعی، منابع انسانی و تنوعبخشی به بازارهای صادراتی فراهم میکند.
مهمتر از همه، سازگاری سریع، تفکر بلندمدت و قابلیتهای اجرایی مؤثر، تعیین خواهد کرد که آیا ویتنام به اهداف رشد دو رقمی تعیینشده خود دست خواهد یافت یا خیر. علاوه بر این، بهرهبرداری از تغییرات جدید ایجاد شده توسط موج حمایتگرایی، فرصتهایی را برای ارتقاء جایگاه کسبوکارهای ویتنامی در زنجیره ارزش جهانی فراهم میکند.
منبع: https://baoquocte.vn/kinh-te-the-gioi-2026-thich-ung-voi-bat-dinh-va-rui-ro-373217.html










نظر (0)