Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات فصل‌های تت

با نزدیک شدن به پایان سال، هر چقدر هم که سر همه شلوغ باشد، باز هم زمانی برای آرام شدن وجود دارد، زیرا خاطرات جشن‌های تت گذشته به تدریج بازمی‌گردند...

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ28/01/2025


خاطرات تعطیلات تت از روزهای گذشته یکی یکی در حال بازگشت هستند…

«شبنم صبحگاهی روی شاخه شکوفه هلوی پژمرده...»

اولین تت (سال نو قمری) که تا به حال تجربه کرده‌ام، در هانوی به شدت سرد بود. شنیده‌ام که در ماه دسامبر، نم‌نم باران مداوم و باد شدید می‌بارید، خیابان‌ها مرطوب بودند و به نظر می‌رسید که درختان انجیر هندی در بعدازظهر خاکستری زمستان، شاخه‌های لخت خود را با خزه پوشانده‌اند.

یک روز صبح، جوانه‌های کوچک جوانه زدند که نشان از رسیدن گرمای بهار داشت و تنها یک هفته بعد، شاخه‌های جوان سرسبز و شاداب بودند... در خیابان‌ها، دستفروشان گل سبدهای پر جنب و جوش و پر از گل را حمل می‌کردند. در آن تعطیلات تت، خانواده‌ام به خاطر حضور کوچکترین دخترم، من، شادتر بودند.

در آن تعطیلات عید تت، پس از چندین سال نقل مکان به شمال، برای اولین بار، خانه ما یک شاخه شکوفه هلوی پر جنب و جوش داشت. پدر و مادرم مجبور بودند یاد بگیرند که به وضعیت «شمال در روز، جنوب در شب» عادت کنند؛ انتخابات عمومی طبق توافق‌نامه ژنو برگزار نشد و راه بازگشت به خانه به طرز غیرقابل تصوری طولانی شده بود...

از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۵، خانواده من بالاخره توانستند به وطنمان در جنوب ویتنام بازگردند و در این مدت، ۲۱ تعطیلات تت را در شمال گذراندیم. پدرم اغلب تت را دور از خانه جشن می‌گرفت. تت فرصتی بود برای او و دیگر هنرمندان ویتنام جنوبی تا به سراسر کشور سفر کنند و برای مردم اجرا داشته باشند. در برخی سال‌ها، گروه در امتداد رشته‌کوه ترونگ سون سفر می‌کرد و در پاسگاه‌های نظامی برای سربازان و جانبازان مجروح اجرا می‌کرد.

بنابراین، تت (سال نو قمری) معمولاً فقط شامل من و مادرم و همسایه‌هایمان در مجتمع آپارتمانی می‌شود؛ بیشتر خانواده‌ها بدون مرد هستند. در تعطیلات تت که پدرم نیست، خانه ما تبدیل به یک «باشگاه وحدت» می‌شود زیرا بسیاری از عموها و اقوامی که از شمال نقل مکان کرده‌اند، به آنجا سر می‌زنند.

جشن تت (سال نو قمری) خانواده من همیشه با طعم‌های جنوب ویتنام عجین شده است: عطر کیک‌های برنجی چسبناک پیچیده شده در برگ موز، گوشت خوک پخته شده با تخم اردک و شیر نارگیل، سبزیجات ترشی مانند پیاز و موسیر و بسیاری دیگر از غذاهای جنوب ویتنام.

مانند هر خانواده‌ای در شمال در آن زمان، روزهای عادی ممکن است بسیار دشوار باشد، اما در طول تت (سال نو قمری)، آنها مجبور بودند تا جایی که می‌توانند خرید کنند.

با نزدیک شدن عید تت، مهمترین چیز صف کشیدن برای خرید انواع مواد غذایی، کیک، شیرینی و شکلات با استفاده از کوپن‌های سهمیه‌بندی بود. هر خانواده کیسه‌ای حاوی یک جعبه مقوایی میوه‌های شیرین‌شده تزئین شده با شکوفه‌های هلو و ترقه‌های قرمز، یک بسته آب‌نبات، یک بسته بیسکویت، چند پاکت سیگار، مقداری پوست خشک‌شده خوک، یک بسته ورمیشل و یک بسته کوچک مونوسدیم گلوتامات دریافت کرد.

همین کافی بود، اما داشتن یک کیسه پر از هدایای عید تت در خانه باعث می‌شد احساس کنیم که عید تت از راه رسیده است. بعد من و خواهرانم از هم جدا می‌شدیم و در فروشگاه دولتی صف می‌کشیدیم تا لوبیا ماش، برنج چسبناک، سس ماهی و غیره بخریم...

تصویر نمایشی

ما مجبور بودیم برای پختن کیک برنجی از ماه‌ها قبل هیزم جمع کنیم. مادرم در روزهای تعطیلش به بازارهای حومه هانوی می‌رفت تا برگ موز برای پیچیدن کیک برنجی بخرد. در طول سال‌های مهاجرت به حومه شهر، او فقط کافی بود یک بار در محله بگردد تا یک بغل برگ موز بزرگ و زیبا تهیه کند، بنابراین هرگز نگران تمام شدن برگ‌ها هنگام پیچیدن کیک برنجی نبودیم.

با نزدیک شدن تت (سال نو قمری)، مادرم سرش حسابی شلوغ می‌شد. هر بار که از سر کار به خانه می‌آمد، سبد دوچرخه‌اش پر از یک دسته شاخه خشک بامبو بود که عطر آفتاب داشت، یک بسته رشته ورمیشل با عطر خاک مرطوب... گاهی اوقات حتی چند کیلوگرم برنج چسبناک با عطر کاه تازه یا یک کیلوگرم ماش سبز و گرد و تپل از بازار محلی می‌خرید.

یک سال، پدرم برای یک سفر کاری به شمال غربی ویتنام رفت و یک رشته قارچ شیتاکه روستایی با عطر کوه‌ها و جنگل‌ها با خود آورد. حدود اواسط ماه دوازدهم قمری، مغازه‌هایی که «کلوچه‌های تند و تیز و پف‌دار» درست می‌کنند، از صبح تا اواخر شب مملو از مشتری می‌شوند.

هر نفر یک کیسه آرد، شکر و چند تخم مرغ، گاهی اوقات با یک تکه کوچک کره، با خود آورده بود. بعد از یک روز کامل ایستادن در صف، آنها با کیسه‌ای پر از کلوچه‌های معطر و شیرین به خانه برگشتند. بچه‌های خانه مشتاقانه منتظر فرصتی بودند تا چند خرده کلوچه را امتحان کنند - اوه، چقدر خوشمزه!

تصویر نمایشی

در روزهای منتهی به عید تت، بازار دونگ شوان - باک کوا و بازار گل هانگ لوک مملو از خریداران است... در خیابان‌ها، دوچرخه‌ها با دسته‌هایی از برگ موز که به پشتشان بسته شده‌اند، و گاهی با شاخه‌های شکوفه هلو، در حال رفت و آمد هستند، در حالی که در مناطق مسکونی، هر خانواده‌ای مشغول پیچیدن بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) است.

عطر ماش پخته، بوی گوشت مزه‌دار شده با فلفل و پیاز، بوی دودی آشپزخانه و بخاری که از دیگ جوشان کلوچه برنجی بلند می‌شود، عطری «پیچیده» از عید تت ایجاد می‌کند. شب‌ها، آتش آشپزخانه به شدت می‌سوزد، دو یا سه خانواده یک دیگ کلوچه برنجی را با هم می‌خورند و بچه‌ها هیجان‌زده‌اند و مشتاقند لباس‌های نوی خود را که هنوز در صندوق چوبی که بوی نفتالین می‌دهد، نگه داشته شده‌اند، به نمایش بگذارند...

بعدازظهر سی‌امین روز سال نو قمری، هر خانه‌ای برای «حمام خداحافظی» سال، قابلمه‌ای از گیاهان معطر و آب صابون می‌جوشاند. نم‌نم باران سردی می‌بارد، اما در داخل خانه، هوا با بوی عود گرم است. گلدانی از گل‌های صد تومانی پر جنب و جوش، در میان چند بنفشه بنفش و گلایل سفید، روی میز چای در وسط خانه قرار دارد... همه برای تبریک سال نو به اقوام و همسایگان می‌روند و به ندرت به سفر دور می‌روند.

دقیقاً پس از سه روز از عید تت، زندگی به حالت عادی بازگشت و عطر ماندگار بهار نو بر شکوفه‌های هلو که دیر شکوفا شده بودند، باقی ماند...

«شهر ده فصل گل…»

بهار ۱۹۷۶، اولین بهار اتحاد، پر از لبخند و اشک بود. در سراسر کشور، هر خانواده‌ای آرزوی روز دیدار مجدد را داشت.

آن سال، از حوالی کریسمس، هوای سایگون ناگهان سرد شد. در خیابان‌ها، مردم بادگیر، روسری و حتی ژاکت و کت پوشیده بودند و این باعث می‌شد احساس کنم هنوز در هانوی در زمستان هستم. کلیساها با چراغ و گل تزئین شده بودند.

بازار بن تان، بازار بین تای و بسیاری دیگر از بازارهای بزرگ و کوچک شهر، تمام شب با چراغ‌های روشن، مملو از انواع کالاها هستند. ردیف‌هایی از قایق‌ها که کالاها، میوه‌ها و گل‌ها را از دلتای مکونگ حمل می‌کنند... اسکله بین دونگ و بسیاری از کانال‌های سراسر شهر را شلوغ می‌کنند.

خانواده من اولین سال نو قمری خود را پس از سال‌ها دوری در زادگاهمان جشن گرفتند. پدر و مادرم هر دو در طول تعطیلات در محل کار خود بودند، بنابراین من و خواهرانم برای جشن گرفتن با خانواده مادری‌مان به کائو لان رفتیم.

در بیست و سومین روز از دوازدهمین ماه قمری، ما به «بندر غربی» رفتیم تا بلیط اتوبوس بخریم تا برای عید تت به خانه برگردیم. بزرگراه پر از ماشین و موتورسیکلت بود؛ پس از سال‌ها جنگ و آشفتگی، بسیاری از مردم، مانند من و خواهرانم، برای اولین بار پس از برقراری صلح ، برای عید تت به خانه برمی‌گشتند.

در آن زمان، کائو لان فقط یک شهر کوچک بود، با خیابان‌های کنار رودخانه و بازاری که صبح‌ها شلوغ بود.

اما از روز پانزدهم دوازدهمین ماه قمری، از اوایل صبح تا اواخر شب، قایق‌ها و کانوها دائماً در رودخانه کائو لان در رفت و آمد هستند. بیشتر قایق‌هایی هستند که میوه و گیاهان زینتی حمل می‌کنند و پس از آن قایق‌هایی که حصیر نو، زغال چوب و اجاق‌های سنتی حمل می‌کنند... عصرها، چراغ‌های برقی تمام امتداد رودخانه را روشن می‌کنند.

تصویر نمایشی

خانواده‌ها کیک‌ها و شیرینی‌های تت خود را درست می‌کنند: ساندویچ، کیک اسفنجی، کیک برنجی پفکی، مربای نارگیل، مربای کامکوات... خیابان‌های روستا پر از عطر شیرین این کیک‌ها و شیرینی‌ها می‌شود.

روز دوم تت، من و خواهرم با اتوبوس به سایگون رفتیم تا چند روزی از تت را در شهر لذت ببریم. بسیاری از خیابان‌ها هنوز خلوت بودند، اما مرکز شهر تمام روز شلوغ بود. خانه‌هایی که ویترین مغازه‌هایشان بود، پرچم‌های قرمز با ستاره‌های زرد و پرچم‌هایی که نیمی آبی و نیمی قرمز با ستاره‌های زرد بودند، به نمایش گذاشته بودند.

بازار گل نگوین هوئه که در روز بیست و سوم سال نو قمری افتتاح شده بود، بعد از ظهر روز سی ام تعطیل شد و خیابانی عریض و دلباز را پشت سر گذاشت که نسیم خنک رودخانه سایگون از میان آن می‌وزد و غرفه‌هایی را در خود جای داده که گل، لوازم التحریر، روزنامه، سوغاتی و غیره می‌فروشند.

فروشگاه اداره مالیات، میدان با درخت بید و فواره، و محوطه جلوی ساختمان کمیته مردمی شهر مملو از مردمی بود که قدم می‌زدند و عکس می‌گرفتند، بسیاری از آنها لباس‌های سنتی ویتنامی به تن داشتند و سربازانی با لباس نظامی نیز در میان آنها بودند.

بسیاری از مردم تمام اعضای خانواده خود را سوار بر موتور، در حالی که پرچم‌هایی به دسته موتور سنجاق شده بود و دسته‌هایی از بادکنک‌های رنگارنگ در دست داشتند، در خیابان‌ها می‌چرخیدند. گهگاه، جیپی با پرچمی در اهتزاز، در حالی که چندین سرباز ارتش آزادیبخش با لباس‌های مرتب را حمل می‌کرد، از خیابان‌ها عبور می‌کرد.

باغ‌وحش شلوغ‌ترین مکان تجمع است. در طول تت (سال نو قمری)، نه تنها ساکنان سایگون، بلکه افرادی از شهرستان‌ها که به شهر می‌آیند نیز می‌خواهند «به باغ‌وحش بروند» زیرا گل‌های زیبا، حیوانات عجیب و غریب، انواع مغازه‌ها و غرفه‌ها و حتی نمایش‌های موتورسواری، عکاسان درجا، نقاشان پرتره و برش کاغذ از چهره‌های انسانی دارد...

در منطقه‌ی چولون، خیابان‌ها از بقایای ترقه قرمز شده بودند و در ورودی هر خانه، دوبیتی‌های قرمز، فانوس‌ها و تزئینات اژدها وجود داشت.

معابد در طول تعطیلات تت پر از دود عود بودند و مملو از مردمی بودند که برای دعا و طلب بخت و اقبال می‌آمدند. همه با یک چوب عود بزرگ به عنوان نمادی از بخت و اقبال برای سال نو، آنجا را ترک می‌کردند. مغازه‌ها و دکه‌های چولون، از خیابان‌های اصلی گرفته تا کوچه‌های باریک، شبانه‌روز باز بودند.

در سال‌های بعد، کل کشور در شرایط سختی و کمبود قرار گرفت. وضعیت «مسدود کردن رودخانه‌ها و تعطیلی بازارها» به این معنی بود که گاهی اوقات، شهر هوشی مین حتی از هانوی در طول جنگ نیز محروم‌تر بود...

در هر تعطیلات تت، تمام خانواده مجبور بودند منابع خود را روی هم بگذارند و هر کدام هر چه در توان داشتند کمک می‌کردند. پدرم در دفتر خاطراتش نوشت: «در تت ۱۹۸۵، به لطف «سه مزیت»، جشن تت امسال بهتر از سال‌های گذشته بود.»

به ترتیب «میزان کمک مالی»، سخاوتمندترین اهداکنندگان عبارتند از زوج، های و همسرش، به دلیل اینکه آنها در تجارت هستند، و پس از آن والدین به دلیل دریافت حمایت شهری، و در نهایت کوچکترین فرزند، که معلم است...»

«با هم از این فصل بهاری لذت می‌بریم…»

تا بعد از سال ۱۹۹۰، سیستم یارانه به تدریج لغو نشد و زندگی اجتماعی بهبود یافت، که به وضوح در طول تعطیلات سال نو و تت نشان داده شد.

از آن زمان، سال نو قمری سنتی دستخوش تغییرات زیادی شده است، از «سنتی و درون‌گرا» به «مدرن و برون‌گرا». زندگی اجتماعی و فعالیت‌های خانوادگی هم در شهرها و هم در مناطق روستایی به درجات مختلفی تغییر کرده است.

در شهرهای بزرگ با سبک زندگی شهری و صنعتی پرشتابشان، عید تت، به عنوان جشن سال نو، زودتر از موعد فرا می‌رسد و با کریسمس و روز سال نو همزمان می‌شود. شهرها همچنین جمعیت مهاجر زیادی دارند، بنابراین تت هنوز هم اشتیاق برای تجدید دیدار سنتی خانواده را برمی‌انگیزد.

بنابراین، مسئله قطارها، اتوبوس‌ها و هواپیماها برای «رفتن به خانه برای عید تت» یک نگرانی مشترک برای کل شهر برای چندین ماه است که در دوازدهمین ماه قمری به اوج خود می‌رسد.

از روزی که خدای آشپزخانه به آسمان عروج می‌کند، جاده‌های ملی و استانی مملو از اتوبوس‌های بزرگ و کوچک است که شبانه‌روز در حال تردد هستند، قطارها تعدادشان افزایش می‌یابد اما همچنان پر از مسافر هستند، فرودگاه‌ها از صبح زود تا اواخر شب مملو از جمعیت هستند و انبوهی از مردم با موتورسیکلت در بزرگراه‌ها در رفت و آمد هستند. شهرهای بزرگ در طول عید تت به طور غیرمعمولی ساکت و خلوت هستند.

خدمات بیشتری برای جشن گرفتن و لذت بردن از تت (سال نو قمری) وجود دارد، از اقلام غذایی گرفته تا تورها . سوپرمارکت‌ها و بازارها در همه جا سبدهای هدیه تت را از همان ابتدا با بسته‌بندی‌های زیبا و مدرن و طیف گسترده‌ای از قیمت‌ها می‌فروشند تا نیازهای هدیه دادن و آوردن آن به زادگاه خود را برآورده کنند...

دیگر هنگام خرید، نگرانی در مورد غذا و نوشیدنی وجود ندارد؛ یک سر زدن به سوپرمارکت برای تهیه همه چیز از کنسروها و غذاهای خشک گرفته تا شیرینی‌ها، غذاهای خوش‌طعم، گوشت، ماهی، سبزیجات و میوه‌ها کافی است...

طعم‌های تت (سال نو ویتنامی) دیگر به خوشمزگی قبل به نظر نمی‌رسند، زیرا «گوشت چرب، پیاز ترشی، کیک برنجی چسبناک، مربا و آب‌نبات» در روزهای عادی هر زمان که بخواهید به راحتی در دسترس هستند.

شلوغی و جنب و جوش، نگرانی‌ها، محبت مشترک در دوران سختی، شادی گرم تجدید دیدارهای خانوادگی... همه به نظر می‌رسد که در حال محو شدن هستند و به تدریج از خاطرات نسل من ناپدید می‌شوند. همه این چیزها باعث می‌شود فضای عید تت امسال کمی مالیخولیایی به نظر برسد، زیرا مدرنیته سنت را پوشانده است.

تغییرات تت در شهر هوشی مین - شهری که به سرعت در حال مدرن شدن است - حتی بیشتر مشهود است.

ساکنان سایگون به آداب معاشرت اهمیت می‌دهند، اما بیش از حد نگران دیدار اقوام در طول تت (سال نو قمری) نیستند. آنها می‌توانند قبل یا بعد از تت، تا زمانی که برای هر دو طرف مناسب باشد، به دیدار یکدیگر بروند. برخلاف هانوی، ساکنان سایگون اغلب در طول تعطیلات و تت بیرون می‌روند: بازدید از پارک‌های تفریحی، تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی، غذا خوردن در رستوران‌ها و اکنون، سفر و بازدید از خیابان گل و خیابان کتاب - اینها "آداب" فرهنگی جدید ساکنان سایگون هستند...

بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی سازماندهی می‌شوند و جشنواره‌ها احیا می‌شوند که نشان‌دهنده حفظ و ترویج ارزش‌های سنتی است و در عین حال بازدیدکنندگان خارجی را نیز جذب می‌کند.

به خصوص در شهر هوشی مین در طول تت، گروه‌هایی از خانواده‌ها و دوستان دور هم جمع می‌شوند تا به مناطق دورافتاده‌ای سفر کنند که بسیاری از مردم هنوز با مشکلاتی روبرو هستند.

آنها هدایای کاربردی عید تت را با همسایگان خود تقسیم کردند و به سالمندان و کودکان لباس نو دادند - حرکتی از «بخشیدن اندک داشته‌هایشان با قلبی بزرگ» که منعکس کننده روحیه حمایت و شفقت متقابل مردم سایگون است.

«جشن‌های سنتی تت با تغییرات جامعه تغییر کرده‌اند. هر سال که به گذشته نگاه می‌کنیم، حتی با کمی نوستالژی و حسرت، مطمئناً هیچ‌کس نمی‌خواهد به جشن‌های تت دوران یارانه‌ها برگردد!»

این سال نو قمری که سال مار نام دارد، پنجاهمین سالگرد صلح و اتحاد ملی را جشن می‌گیرد. از زمانی که کشور از بمب و گلوله آزاد شد، دو نسل متولد و بزرگ شده‌اند.

اگر نسل قدیمی‌تر در ایجاد صلح و اتحاد مجدد نقش مهمی داشت، نسل‌های پس از ۱۹۷۵ سازندگان و ستون‌های امروز و فردا هستند.

هر نسلی مسئولیت‌های خاص خود را دارد، و عید تت (سال نو قمری) فرصتی به ما می‌دهد تا در مورد آن مسئولیت‌ها تأمل کنیم، اهداف خود را برای سال آینده، برای زندگی‌مان تعریف کنیم...

Tuoitre.vn

منبع: https://tuoitre.vn/ky-uc-nhung-mua-tet-20250112135717024.htm#content-1


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
حال و هوای جشن روز ملی در دوم سپتامبر.

حال و هوای جشن روز ملی در دوم سپتامبر.

خوش گذرانی در مهمانی پایان سال.

خوش گذرانی در مهمانی پایان سال.

تصاویر زیبا از نور خورشید

تصاویر زیبا از نور خورشید