هوین وقتی تانگ پیشنهاد داد که مادرش را برای زندگی با آنها بیاورد، کاملاً متعجب شد. دلیلش محبتآمیز بود: مادرش نحیف بود و زندگی با یک خدمتکار را تحمل نمیکرد. او احساس میکرد که برای هوین فقدان بزرگی است که دو شب در هفته را با مادرش بخوابد. هوین میدانست که ملاقاتهای مکرر او با مادرش زندگی آنها را مختل میکند. با این حال، او مردد بود زیرا آنها با والدینش زندگی میکردند، نه جداگانه.
نظر (0)