Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دسامبر شلوغ در زادگاه قدیمی‌ام

Báo Quốc TếBáo Quốc Tế07/02/2024


در آخرین ماه زمستان، مزارع کنار رودخانه با رنگ طلایی گل‌های کلزا می‌درخشند. شکوفه‌های درختان گز در حاشیه روستا، جاده‌های روستایی را به رنگ بنفش درآورده است. در باغ‌ها، درختان پوملو شروع به جوانه زدن کرده‌اند و گل‌های سفید خود را آشکار کرده‌اند، در حالی که درختان هلو خجالتی منتظر شکوفه دادن خود هستند. باد هنوز سرد است اما گزنده نیست. نم نم باران ملایمی مانند مه می‌بارد. در کنار رنگ گل‌ها، گیاهان، نسیم ملایم و باران ملایم، این صداها که مختص مناطق روستایی قدیمی هستند، گویی پر جنب و جوش و مشتاقانه خواستار رسیدن بهار هستند.
Hình ảnh những ngày cuối năm đầy quen thuộc trong ký ức người Việt. (Tranh minh họa của Trần Nguyên)
تصاویر پایان سال در خاطرات مردم ویتنام آشنا هستند. (تصویرسازی از تران نگوین)

در یک صبح شلوغ دسامبر، مردم در حالی که زودتر به مزارع می‌روند تا کاشت آخرین ردیف‌های نشاء برنج را برای محصول زمستانه-بهاره به پایان برسانند، تپه‌های سیب‌زمینی را قبل از تت حفر می‌کنند و خاک را برای کاشت بادمجان آماده می‌کنند، یکدیگر را صدا می‌زنند... اگرچه شلوغ و عجله دارند، اما همه شاد و با هیجان در مورد قیمت کالاها در هر بازار تت در منطقه بحث می‌کنند. آنها منتظر روزی هستند که بتوانند بالاخره کار عجله‌ای خود را در مزارع متوقف کنند و کلاه‌های حصیری بر سر بگذارند و سپس با هم برای تت خرید کنند.

شب‌های دسامبر، صدای تق‌تق چرخ‌های پمپاژ آب، فضا را پر می‌کند. در مقابل خانه‌ی اشتراکی روستا، زیارتگاه روستا و معابد اجدادی، حوضچه‌های ماهی وجود دارد - که توسط مردم با استفاده از خاک حفاری شده برای ساختن پی‌ها ایجاد شده‌اند - بنابراین در شب‌های دسامبر، از یک سر روستا تا سر دیگر، صدای شتاب‌زده‌ی این چرخ‌های پمپاژ آب طنین‌انداز می‌شود. مردم شب‌ها آب را پمپ می‌کنند تا به موقع برای بازار صبح زود ماهی بگیرند تا برای تت (سال نو قمری) پول به دست آورند و از خجالت کودکانی که ممکن است ماهی‌ها را بدزدند، اقوام و هم‌روستاییان خود، درآیند.

بازی سالانه دزدیدن ماهی فوق‌العاده سرگرم‌کننده بود، فقط سالی یک بار اتفاق می‌افتاد، بنابراین بچه‌ها مشتاقانه منتظرش بودند. در روزهای مدرسه، حتی وقتی مادرانشان با صدای گرفته آنها را صدا می‌زدند، آنها تا دیروقت می‌خوابیدند. اما در آن شب‌های دسامبر، همه پسرها با صدای تق‌تق چرخ آب‌پاش کاملاً بیدار می‌ماندند. آنها مشتاق طلوع آفتاب بودند تا بتوانند در گل و لای راه بروند و ماهی بگیرند، تا دلشان بخواهد بخندند و بازی کنند، دعوا و جدل کنند و از درد نیشگون گرفتن توسط خرچنگ‌ها جیغ بکشند.

در اوایل صبح دوازدهمین ماه قمری، صدای جیغ خوک‌ها در روستاها طنین‌انداز می‌شد. معمولاً، فقط گاهی اوقات یک خانواده برای تأمین هزینه‌های عروسی، تشییع جنازه و سایر جشن‌ها، خوک خود را می‌فروخت. اما در روزهای پایانی دوازدهمین ماه قمری، هر خانواده خوک‌های خود را می‌فروخت تا برای سه روز تت (سال نو قمری) آماده شود. برخی از خانواده‌ها گوشت را با همسایگان و اقوام تقسیم می‌کردند، در حالی که برخی دیگر به بازرگانان خوک می‌فروختند. جیغ خوک‌ها در سراسر روستا، نوید یک تت پربار در حومه شهر آن روزها را می‌داد.

شب‌های دوازدهمین ماه قمری با زمزمه آسیاب‌های برنج و کوبیدن دسته‌های هاون که برنج را می‌کوبند، طنین‌انداز می‌شود، زیرا دانه‌های با دقت انتخاب شده در طول سال ذخیره می‌شوند تا به برنج برای تت (سال نو قمری)، برنج چسبناک برای تهیه برنج بخارپز، سوپ شیرین و کیک برنج برای تهیه بان چونگ و بان تت تبدیل شوند. حتی بیشتر از این، این تضمین می‌کند که در اولین ماه قمری، مردم می‌توانند بدون نیاز به استفاده از آسیاب و دسته هاون استراحت کنند، در عین حال برنج برای خوردن و سبوس برای تغذیه خوک‌های جدید خود داشته باشند.

دوازدهمین ماه قمری، صدای متفاوتی را به خیابان‌های روستا می‌آورد. این صدا، صدای آشنای تق‌تق کفش‌های چوبی یا صدای به هم خوردن کفش‌های "گیا دین" که توسط مقامات روستا در جلساتشان در تالار اجتماعات پوشیده می‌شود، نیست، بلکه صدای تق‌تق کفش‌های سبک غربی و صدای ریتمیک تق‌تق کفش‌های مدرنی است که توسط کسانی که برای تت (سال نو قمری) به خانه بازمی‌گردند، پوشیده می‌شود. این صدای غیرمعمول هر ساله افزایش می‌یابد و جشن‌های تت روستا را رنگارنگ‌تر و از نظر آشپزی غنی‌تر از سال‌های گذشته می‌کند.

دسامبر، سر و صدای شلوغی را به مزارع نیشکر می‌آورد. مردم یکدیگر را صدا می‌زنند، صدای چاقوهایی که نیشکر خرد می‌کنند، تق‌تق گاری‌های گاو که نیشکر را به آسیاب‌های پرس ملاس و بازارهای تت (سال نو قمری) در منطقه حمل می‌کنند. نیشکر نه تنها ملاس بهار، نوشیدنی گوارا برای تابستان و عناصر تزئینی برای جشن ماه‌نگر پاییزی را فراهم می‌کند... نیشکر همچنین یک پیشکش ضروری در جشن‌های سنتی تت در حومه شهر است. دسته‌هایی از برگ‌های سبز مرتب و هرس شده در دو طرف محراب قرار می‌گیرند و به عنوان "تیرهای حمل" برای اجداد عمل می‌کنند تا پس از پایین آمدن تیر سال نو، پیشکش‌های فرزندان خود را حمل کنند.

Tháng cuối năm, xoan đầu làng khoe sắc tím. (Tranh minh họa của Mai Xuân Oanh)
در آخرین ماه سال، درختان گز در حاشیه روستا شکوفه‌های بنفش خود را به نمایش می‌گذارند. (تصویرسازی از مای شوان اوآن)

در دوازدهمین ماه قمری، صدای جیرجیر یک دستگاه پرس نیشکر ابتدایی از آسیاب ملاس در انتهای روستا به گوش می‌رسید. آب نیشکر به درون دیگ می‌چکید و نفس‌های سنگین بوفالو در حالی که بی‌صدا دور دستگاه می‌چرخید و اهرم را می‌کشید، هوا را پر می‌کرد. به نظر می‌رسید فضای روستا در دوازدهمین ماه قمری به ملاسی طلایی و درخشان تبدیل شده است. ملاس برای تهیه کیک برنجی چسبناک، کیک خاردار و سوپ‌های شیرین استفاده می‌شد. همچنین با کیک برنجی چسبناک، کیک برنجی چسبناک و کیک برنجی بخارپز خورده می‌شد... ملاس در طول جشن‌های تت (سال نو قمری) در حومه شهر در آن زمان ضروری بود.

برای کودکان گرسنه، عسل فوق‌العاده «تأثیرگذار» بود. آنها در حالی که روی تخت کاهی دراز کشیده بودند و بزرگسالان دیگ برنج در حال جوشیدن را تماشا می‌کردند، یک سیب‌زمینی شیرین کبابی معطر و مقداری عسل باقی‌مانده از تهیه سوپ شیرین به آنها داده شد. آنها فوراً به یاد «ماه عسل» افتادند که بزرگسالان در ماه دوازدهم قمری در مورد آن صحبت می‌کردند - ماهی که می‌توانستند سیب‌زمینی شیرین آغشته به عسل بخورند. چه کسی باید معنای عمیق‌تر آن را می‌فهمید؟ در بازی عامیانه، سیب‌زمینی شیرین و عسل وجود داشت: «نو نا نو نونگ/ آبکش داخل است/ زنبور بیرون است/ سیب‌زمینی شیرین آغشته به عسل…»!

در روزگاران قدیم، دوازدهمین ماه قمری در روستاها تا روز بیست و سوم شلوغ و پر سر و صدا بود. پس از روز فرستادن خدای آشپزخانه به بهشت ​​و مراسم برافراشتن تیرک سال نو، این صداها دیگر در اطراف بیشه‌های بامبوی روستا طنین‌انداز نمی‌شد، بلکه به نظر می‌رسید که به ملودی‌ای دلنشین و بلند در تیرک‌های سال نو که در مقابل هر خانه کاشته شده بود، پالایش یافته است. این ترکیبی هماهنگ از زنگ‌های سفالی، زنگوله‌های آتشین و نذورات آویزان در اطراف تیرک‌ها، خش‌خش برگ‌های سبز بامبو در بالای تیرک‌ها و اهتزاز پرچم‌های قرمز حامل دعای خیر در نسیم تازه بود...

آسمان، در حالی که باد آن را با خود می‌برد، ناگهان اوج می‌گیرد. دسته‌های پرستوهای کوچک اوج می‌گیرند و بال‌هایشان را به هم می‌بافند. نور گلگون خورشید در ماه دسامبر، نویدبخش رسیدن بهار است.



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

نمای نزدیک از یک درخت پوملو از نوع دین در گلدان، به قیمت ۱۵۰ میلیون دونگ ویتنام، در شهر هوشی مین.
با نزدیک شدن به عید تت، پایتخت گل همیشه بهار در هونگ ین به سرعت در حال فروش است.
پوملو قرمز که زمانی به امپراتور تقدیم می‌شد، اکنون فصلش است و تاجران سفارش می‌دهند، اما عرضه کافی نیست.
روستاهای گل هانوی مملو از جمعیت هستند و خود را برای سال نو قمری آماده می‌کنند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

باغ کامکوات بی‌نظیر و بی‌نظیر را در قلب هانوی تحسین کنید.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول