دو سال پیش، آنها پسرهای هجده یا بیست ساله روستایی بودند که در ایستگاه رادار ۱۸، پر از دلهره، جمع شده بودند. آن زمان، با پوشیدن یونیفرمهایی که هنوز بوی پارچه نو میداد، همه در این محیط جدید خجالتی بودند. اما حالا، همه آنها به سربازانی تنومند تبدیل شدهاند که پوستشان از آفتاب و باد زمینهای تمرین برنزه شده است.
در طول جشن عصر، سربازان با شور و شوق فراوان داستانهای زندگی نظامی خود را تعریف کردند. آنها از شیفتهای شبانه، چشمان خستهشان برای تماشای صفحات رادار و اینکه چگونه، حتی در روزهای بادی در تپههای مرتفع، باید از پایداری رادار اطمینان حاصل میکردند تا «تداخل را تشخیص داده و دشمن را پیدا کنند» صحبت کردند، مصمم بودند که نگذارند میهن از آسمان غافلگیر شود.
![]() |
فرمانده ایستگاه رادار ۱۸ در شب جشن «تعمیق رفاقت» با سربازانی که خدمت سربازی خود را در سال ۲۰۲۶ به پایان رسانده بودند، هدایایی اهدا کرد و عکس یادگاری گرفت. |
در فضای تأثرانگیز مراسم وداع، گروهبان نگوین هو هوی هوانگ، اپراتور رادار، نتوانست احساسات خود را پنهان کند و از دو سال خدمتش در ارتش یاد کرد. برای هوانگ، آن زمان، زمان رشد بود، به خصوص خاطرات پرمعنای لشکرکشی کوانگ ترونگ. هوانگ با احساسی عمیق گفت: «من همیشه روزهایی را که با رفقایم به کمون سون هوا ( داک لاک ) برای ساخت خانه میرفتم، به یاد خواهم داشت. آن زمان بود که توانستم از مهارتهای ساختمانی قدیمیام برای کمک به مردم استفاده کنم. با دیدن لبخندهای شاد مردم در خانههای جدیدشان، ارزش مقدس عنوان «سرباز هوشی مین» را بیشتر درک کردم. یادگاری که امروز با خود میآورم، نظم و دقت یک اپراتور رادار، همراه با تجربیات عملی ارزشمند است. من به دنبال کردن حرفه ساخت و ساز ادامه خواهم داد و از انرژی جوانیام برای ساختن سازههای زیبا برای میهنم و ایجاد آیندهای مستحکم برای خودم استفاده خواهم کرد.»
یکی از جنبههای قابل توجه ترخیص سربازان در سال ۲۰۲۶، بلوغ کامل سربازان است. از میان ۱۶ رفیق مرخص شده از خدمت، دو نفر اخیراً به حزب پیوستهاند - این نشانهای شایسته از تلاشهای مداوم و فداکاری این پرسنل نظامی است.
![]() |
| لذت خواندن روزنامه در زمان استراحت برای سربازان رادار. |
در کنار دستاوردهای حرفهای خود، سربازان با کمکهای عملی خود به واحد، ردپایی از خود به جا گذاشتند. داستان سرجوخه تای تین تان، یکی از کارکنان پست فرماندهی، بسیاری از رفقایش را به فکر فرو برده است. تان به عنوان "کارگر چند مهارته" و "دستهای طلایی" ایستگاه شناخته میشود. تان که ذاتاً در مهارتهای فنی با استعداد بود، خودآموزی میکرد و هر زمان که واحد به تعمیرات پادگان نیاز داشت، نقشهای برقکار، جوشکار و نقاش را بر عهده میگرفت.
سرجوخه تای تین تان با نگاهی به جوشهای محکم و دیوارهای تازه رنگشده که همگی به دست خودش انجام شده بودند، نتوانست احساساتش را پنهان کند. تان گفت: «در روزهای پایانی خدمتم در ارتش، سعی میکنم کارهای باقیمانده را انجام دهم و پادگان را مرتب کنم. این نشانهای از محبت من و یادگاری کوچکی است که میخواهم برای واحدم و رفقایی که بعد از من خواهند آمد، به جا بگذارم. محیط نظامی مهارتها و نظم مرا تقویت کرده است. در زادگاهم، کان تو ، قصد دارم یک کارگاه مکانیکی کوچک باز کنم. معتقدم که با تجربه عملی و رفتار یک سرباز، شهرت خوبی کسب خواهم کرد و به زودی زندگی پایداری خواهم داشت.»
![]() |
| پس از دو سال خدمت سربازی، سربازان پیشرفت و بلوغ آشکاری از خود نشان دادهاند. |
ستوان لو شوان فوک، افسر سیاسی ایستگاه رادار ۱۸، با احساسی سرشار از احساسات اذعان کرد: «بلوغ رفقای ما امروز مایه افتخار واحد ماست. ما معتقدیم که آنها پس از بازگشت به محل زندگی خود، به حفظ ویژگیهای سربازان عمو هو ادامه خواهند داد و به شهروندان خوب و ستونهای محکم خانواده و جامعه خود تبدیل خواهند شد.»
کولهبار بازگشت آنها، علاوه بر تجهیزات نظامی، شامل ذهنهایی بود که با عزم سیاسی تزلزلناپذیر صیقل داده شده بودند و دستانی آماده برای کار. شانزده رفیق، شانزده رویا و برنامه متفاوت، اما همه یک وعده مشترک داشتند: ادامه حفظ ویژگیهای سربازان عمو هو، زندگی مفید داشتن، تبدیل شدن به شهروندانی نمونه و ستونهای خانواده و جامعه خود بودن.
منبع: https://www.qdnd.vn/nuoi-duong-van-hoa-bo-doi-cu-ho/linh-canh-troi-luu-luyen-chia-tay-1023203









نظر (0)