دقیقاً ساعت ۸ شب، کریستوفر ۳۵ ساله با یک موتورسیکلت کرایهای به تقاطع خیابانهای پاستور و وو تی سائو در بخش شوان هوا رفت. نزدیک پمپ بنزین، تان هین ۹ ساله با کتابهایش روی میز نشسته بود. کریستوفر یک برزنت کوچک پهن کرد و درس یک ساعت و نیمهاش را شروع کرد.
![]() |
کریستوفر عصر روز ۱۲ مه در پیادهرو خیابان پاستور، منطقه شوان هوا، شهر هوشی مین، به تان هین درس میداد. |
او کلمات را روی کاغذ مینوشت و به آرامی آنها را برای دانشآموزان میخواند تا تکرار کنند. هین هر حرف را با انگشتانش دنبال میکرد و املای آنها را تمرین میکرد. کریستوفر پس از یادگیری الفبا، یک کیسه کاموا رنگارنگ برداشت، آن را روی میز گذاشت و کلمه "آدم برفی" را روی یک تکه کاغذ نوشت. دخترک چند ثانیه به کلمات نگاه کرد، سپس کاموا را به قطعات کوچک برش داد، آنها را به شکل توپ درآورد و با چسب به هم چسباند تا یک آدم برفی تشکیل شود.
کریستوفر اکتبر گذشته به شهر هوشی مین نقل مکان کرد و در بخش تان سون هوا زندگی میکرد و به عنوان معلم زبان انگلیسی مشغول به کار بود. در اواسط آوریل، در مسیر بازگشت از محل کار به خانه، تان هین را دید که در پیادهرو، کنار جایی که مادرش بلیط بختآزمایی میفروخت، مشغول مطالعه بود.
مرد جوان بریتانیایی وقتی تصویر دختر بچه درسخوان و مادرش را دید که در بحبوحه سختیهای امرار معاش سعی میکردند مانع از ترک تحصیل او شوند، متأثر شد.
روز بعد، او برگشت و پیشنهاد داد که به صورت رایگان به آنها انگلیسی تدریس خصوصی بدهد و خانواده هم موافقت کردند.
این کلاس چهار بار در هفته، از ساعت ۸ شب تا ۹:۳۰ شب برگزار میشود. کریستوفر خودکار، دفترچه یادداشت و مداد رنگیهای خودش را در اختیارش قرار میدهد. او علاوه بر حروف و واژگان پایه، برخی مهارتهای زندگی مانند نحوه بستن بند کفش را به هاین آموزش میدهد.
تقاطع همیشه پر از ترافیک بود. صدای موتورها و بوق ماشینها گاهی اوقات صدای درس را خفه میکرد، اما هین هنوز سعی میکرد گوش دهد. او گفت: «سر و صدا حواسش را پرت نمیکرد و او خیلی سریع مطالب را یاد میگرفت. من به او احترام میگذارم چون دانشآموزی مصمم میبینم که هرگز شکایت نمیکند.»
مای آن، ۴۴ ساله، در حالی که کنار دخترش نشسته، گهگاه حالت بدنش را تنظیم میکند. این زن که اصالتاً اهل کمون تان اوآی، هانوی است ، ۲۶ سال پیش برای شروع زندگی جدید به جنوب نقل مکان کرد و با مردی از استان کوانگ بین ازدواج کرد.
این زوج سه دختر دارند؛ دختر بزرگتر ازدواج کرده، دومی، ۱۶ ساله، بیمار است و مجبور به ترک تحصیل شده است. تان هین کوچکترین دختر است که در حال حاضر کلاس سوم است. شوهر به عنوان راننده تاکسی موتورسیکلت کار میکند، در حالی که مای آن در اطراف پارک لو وان تام بلیط بخت آزمایی میفروشد.
هر شب، از ساعت ۷:۳۰ بعد از ظهر، مادر و دو فرزندش یک برزنت جلوی پمپ بنزین برپا میکنند تا نزدیک ساعت ۱۱ شب بلیط بختآزمایی بفروشند. روزهایی که هر ۳۰۰ بلیط را میفروشند، حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار دانگ ویتنامی درآمد دارند که از آن برای پرداخت اجاره، غذا و هزینههای مدرسه استفاده میکنند. مای آنه گفت: «من و همسرم به یکدیگر یادآوری میکنیم که نگذاریم فرزندانمان از مدرسه بیرون بروند.»
او گفت کریستوفر همیشه سر وقت میرسید و برنامهی تدریسش را منظم نگه میداشت. در پایان اولین جلسه، او مقدار کمی پول به او داد، اما مادر آن را نپذیرفت.
او گفت: «این واقعیت که پسرم خواندن و نوشتن را رایگان یاد میگیرد، چیزی است که خانواده ما برایش ارزش قائلند، بنابراین من مطلقاً دیگر این را نمیپذیرم.» در روزهای بعد، او اغلب برای کریستوفر یک بطری آب، یک لیوان آب نارگیل یا مقداری کیک برنجی میخرید.
یک متصدی پمپ بنزین در خیابان وو تی سائو، جایی که مای آن و مادرش هر روز آنجا مینشینند، گفت که حدود ۵ سال است که در این منطقه بلیط بختآزمایی میفروشند. هر شب، حدود ساعت ۷:۳۰ بعد از ظهر، هر سه نفرشان کیسهها و دستههای بلیط بختآزمایی خود را میآورند، یک برزنت پهن میکنند و مینشینند تا آنها را بفروشند.
از زمان شروع کلاس، بسیاری از رهگذرانی که پشت چراغ قرمز منتظر بودند، برای تماشای او توقف کردند، برخی برای حمایت از او بلیط بختآزمایی خریدند یا دفترچههای یادداشت خود را به هین اهدا کردند.
طبق برنامه، کریستوفر در پایان ماه ژوئن به انگلستان باز خواهد گشت. او گفت که سرعت درسهایش را افزایش میدهد تا هین بتواند بیشتر یاد بگیرد. او گفت: «من این را به عنوان خیریه نمیبینم، بلکه به عنوان اشتراکگذاری بین دوستان میبینم. امیدوارم او با پیمودن مسیر خودش، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد.»
منبع: https://baobacninhtv.vn/lop-hoc-tren-via-he-cua-chang-trai-nguoi-anh-postid445883.bbg











نظر (0)