Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات جوانی

بیش از ۳۰ سال پیش، من و دوستانم، به خصوص دانش‌آموزان دبیرستانی که فارغ‌التحصیل می‌شدند، دفترچه‌های امضا داشتیم تا خاطرات دوران مدرسه‌مان را در آنها ثبت کنیم. تابستان هجدهمین سال تحصیلی‌مان، پر از اضطراب امتحانات فارغ‌التحصیلی پیش رو و کمی غم از فکر خداحافظی با دوستان، معلمان و مدرسه، انگار زودتر از راه رسید. با وجود برنامه‌ی فشرده‌ی درس خواندن و امتحانات، دفترچه‌ی امضا بی‌سروصدا دست به دست می‌شد تا یاد آن روزهای زیبا را زنده کند.

Báo Lâm ĐồngBáo Lâm Đồng28/05/2025

سالنامه‌های دانش‌آموزان پر از خاطرات است. شادی، غم، دعواهای کوچک و خشم، مانند نسیمی که در میان برگ‌های حیاط مدرسه می‌پیچد. همانطور که برای جدایی آماده می‌شویم، خاطرات دوباره هجوم می‌آورند و قلب‌هایمان را پر از حسرت می‌کنند، بنابراین سالنامه‌ی عزیز بی‌سروصدا دست به دست می‌شود. هر بار که سالنامه‌ی دوستی را در دست می‌گیرم، با دقت افکار قلبی‌ام را می‌نویسم و ​​به آنها یادآوری می‌کنم که یکدیگر را فراموش نکنند، برایشان در رویاهایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که در آینده زندگی پربار و خوش‌شانسی داشته باشند...

برای بزرگسالان، این‌ها کلماتی کلیشه‌ای هستند، اما بچه‌های مدرسه، با جذابیت معصومانه‌شان، پیام‌های گلدار می‌نویسند. به دفترهای امضای دوستانم نگاه می‌کنم، با دست‌خط سبز تازه، تصاویر زیبا، گلبرگ‌های گل ققنوس فشرده شده و عکس‌های شناسایی یا عکس‌های کلاسی چسبانده شده، و احساس دلتنگی شدیدی می‌کنم. آن چهره، آن خنده، آن صدا - انگار هر خاطره‌ای در هر سطر ظاهر می‌شود...

فراتر از دوستی، سالنامه‌ها احساسات قلبی معلمان ما را نیز ثبت می‌کنند. معلمان با وجود برنامه‌های شلوغشان در پایان سال، نمی‌توانستند از نوشتن چند خط برای دانش‌آموزانشان خودداری کنند. آنها حتی به ما نشان دادند که چگونه بنویسیم، چگونه تزئین کنیم، ما را در بیان ارزش‌های فرهنگی راهنمایی کردند و به فردیت خلاق ما در سالنامه‌ها احترام گذاشتند... دستخط محکم، محبت عمیق و تشویق صادقانه معلمانمان انگیزه‌ای است که به ما کمک می‌کند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم، سخت‌تر تلاش کنیم و قوی‌تر بایستیم. با ورق زدن سالنامه‌های دوستانم برای نوشتن، از تشخیص دستخط معلمانی که در طول دوران کودکی ما را راهنمایی کرده بودند، تحت تأثیر قرار گرفتم!

همچنین دوران دانشجویی ادبیاتم در دانشگاه دا لات را به یاد دارم. دوستانم از همه جا در سالن سخنرانی، در میان درختان کاج زمزمه‌وار و ارتفاعات مه‌آلود، جمع می‌شدند. چهار سال به سرعت گذشت و تابستان آخر بسیار تأثرانگیز بود. سالنامه‌ها دست به دست می‌گشتند، پر از خاطرات شیرین. در دوران مدرسه، با اینکه راهمان از هم جدا شده بود، هنوز اهل یک روستا و منطقه بودیم، بنابراین ملاقات با هم کار سختی نبود. اما برای دانشجویان دانشگاه، هر کدام از ما راه خودمان را می‌رفتیم: برخی به ارتفاعات مرکزی می‌رفتند، برخی دیگر در لام دونگ می‌ماندند، برخی به نگ آن، برخی به بین دین و کوانگ نام، و من به فو ین می‌رفتم. چه کسی می‌داند دوباره کی همدیگر را خواهیم دید؟! در آن زمان، تلفنی وجود نداشت، بنابراین در پایان هر سالنامه، حتی آدرس‌های یکدیگر را می‌نوشتیم. خداحافظی کردیم و قول دادیم که روزی با هم به دا لات برگردیم!

در گذشته، هر سال در ماه مه، دانشجویان فارغ‌التحصیل در سالنامه‌های خود می‌نوشتند. آنها حتی از من می‌خواستند چند سطر بنویسم. با یادآوری معلمان سابقم، احساس خوشحالی زیادی می‌کردم و هر سطر را با دقت می‌نوشتم، به این امید که دانش‌آموزانم در تحصیلات خود موفق شوند و به دستاوردهای بزرگی برسند... بسیاری از سالنامه‌ها مرا شگفت‌زده و خوشحال می‌کردند زیرا به وضوح شخصیت آنها را نشان می‌دادند، استعدادهای ادبی آنها را آشکار می‌کردند و آرزوهای شغلی آنها را آشکار می‌کردند. سالنامه‌ها منعکس‌کننده روح‌های پاک، حساس، معصوم، رویایی و بسیار صمیمی بودند. به لطف این سالنامه‌ها، معلمان و دانش‌آموزان یکدیگر را حتی بهتر درک می‌کردند.

در سال‌های اخیر، دانش‌آموزان اشتیاق کمتری به نوشتن در سالنامه‌ها نشان داده‌اند. وقتی از آنها پرسیده می‌شود، می‌گویند که اکنون گوشی‌های هوشمند برای عکس گرفتن، صحنه‌آرایی و ضبط ویدیو دارند که راحت و با کیفیت هستند، بنابراین دیگر در سالنامه‌ها نمی‌نویسند. باید اعتراف کرد که پیشرفت سریع علم و فناوری به نفع همه بوده است، اما فقدان سالنامه‌ها که دست به دست می‌چرخند، مرا با حس پشیمانی و حسرت رها می‌کند...

در پایان ماه مه، حیاط مدرسه غرق در آفتاب بود، درختان پر زرق و برق با شکوفه‌های قرمز می‌درخشیدند، جیرجیرک‌ها با صدای بلند جیک‌جیک می‌کردند و درختان گز، غرق در افکار، به رنگ ارغوانی حسرت‌باری درآمدند. سال تحصیلی با مراسم اختتامیه به پایان رسید، جایی که دانش‌آموزان قبل از جدا شدن، با استفاده از وسایل مدرن مختلف، تصاویر زیبایی از دوران جوانی خود - مدرسه، دوستان و معلمان - ثبت کردند. با تماشای گروه‌هایی از دانش‌آموزان که با ظرافت عکس می‌گرفتند، می‌خندیدند و گپ می‌زدند و چهره‌هایشان از شادی می‌درخشید، من هم احساس شادی کردم. ناگهان، پژواک آهنگ Thanh Son را شنیدم: "و گاهی اوقات، وقتی یکدیگر را به یاد می‌آوریم، یادداشت‌های ما باقی می‌مانند / داستان‌هایی از شادی و غم را پشت سر می‌گذاریم" و قلبم به تپش افتاد، از خود می‌پرسیدم چه کسی هنوز آن یادداشت‌های جوانی را به یاد دارد؟!

منبع: https://baolamdong.vn/van-hoa-nghe-thuat/202505/luu-but-ngay-xanh-caf6c08/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
از طریق شاخه‌ها و تاریخچه

از طریق شاخه‌ها و تاریخچه

ترانگ آن ۲۰۲۴

ترانگ آن ۲۰۲۴

شادی جشنواره ملی

شادی جشنواره ملی