Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

لیو تصمیم گرفت به خاطر پسرش از شغل کارگری خود استعفا دهد.

Báo Xây dựngBáo Xây dựng03/05/2023


برادر کوچکتر لوین آمد تا از او بخواهد که از طریق او «زندگی کند».

قسمت ۱۴ سریال «زندگی هنوز زیباست» که در دوم ماه مه پخش شد، صحنه‌ای را نشان داد که در آن لوین (تان هونگ) به دلیل اینکه برادر کوچکترش نزد او آمده و از او می‌خواهد که از او خرجی بگیرد، دچار پریشانی است. لوین به برادرش (به نام بت) مقداری پول می‌دهد و به او می‌گوید که برود، اما برادرش مصمم است که بماند تا بت بتواند از او حمایت کند.

برادر کوچکترش برای مفت‌خوری پیش لوین آمد و تهدید کرد که اگر موافقت نکند، کسب و کارش را خراب خواهد کرد.

لوین به برادر کوچکترش التماس کرد: «خواهش می‌کنم، التماس می‌کنم، مرا ببخش. زندگی من همین الان هم پر از بدبختی است. فقط بگذار زندگی کنم.» اما برادرش گفت که اگر لوین موافقت نکند، کسب و کارش را خراب خواهد کرد.

نه تنها این، بلکه برادر کوچکترش به محل زندگی لوین رفت و با التماس و خواهش از او خواست که بماند. لوین او را با چوب فراری داد و قسم خورد که اگر دوباره به دیدنش بیاید، هم او و هم برادرش را خواهد کشت. لوین که می‌دانست نمی‌تواند کاری با برادرش بکند، آنجا را ترک کرد.

لیو به خاطر پسرش شغل کارگری خود را رها کرد.

لوین در حالی که با لو (هنرمند شایسته هوانگ های) و دین (تو دونگ) مشغول نوشیدن بود، گفت که از مردان متنفر است و تمام زندگی‌اش را فقط به خاطر آنها رنج کشیده است. اما لوین فراموش نکرد: «حداقل هنوز لو هست، پس دیگر مشکلی نیست. شاید او حتی از خانواده من مهربان‌تر باشد.»

لو که دید لوین آشفته به نظر می‌رسد، پرس‌وجو کرد و فهمید برادر کوچکترش آمده تا او را پیدا کند: «او بی‌هدف در حومه شهر پرسه می‌زد و حالا این همه راه را آمده تا برای خواهرش دردسر درست کند.» لو همچنین از خانواده لوین خسته شده بود.

در این لحظه، دین تعریف می‌کند که چطور تاچ (ویت هوانگ) از پدرش، لو، شرمنده بوده است. لوین، لو را به خاطر آن رفتار جلوی فرزندش سرزنش می‌کند. لو با عصبانیت می‌گوید: «بله، من اشتباه کردم، من اشتباه کردم که کارگر بودم، اشتباه کردم که نتوانستم شغلی پیدا کنم که برای فرزندانم آبرو بیاورد، اشتباه کردم که فقیر بودم.»

لوین نفرتش از مردان را با لو و دین در میان گذاشت.

لوین که دید لیو حالش بد شده و به الکل روی آورده، به او یادآوری کرد: «اینقدر زیاد ننوش، وگرنه مریض می‌شوی.» لوین به لیو گفت که به اطرافش نگاه کند و ببیند که افراد زیادی در جامعه هستند که بیشتر از او رنج می‌کشند، پس نباید اینقدر تلخ زندگی کند.

لیو با فکر اینکه پسرش چقدر از او شرمنده خواهد شد، ناگهان تصمیم گرفت شغلش را رها کند و به کار دیگری بپردازد. لیو با خود اندیشید که شرم پسرش قابل درک است. لیو خود را در پایین‌ترین سطح جامعه می‌دانست، بدون هیچ عزت نفس و آبرویی. او گفت که با دقت در مورد این موضوع فکر خواهد کرد و یک شغل آبرومند و مناسب پیدا خواهد کرد، نه اینکه تمام عمرش را به عنوان یک کارگر یدی بگذراند.

در مورد تاچ، بعد از اینکه دوستانش او را مسخره کردند، او واکنش شدیدی نشان داد. با این حال، نگا (ها دان) اهمیتی به رفتار پدر تاچ نمی‌داد. نگا هنوز همان احساساتی را که قبلاً نسبت به تاچ داشت، در خود داشت. حالا تاچ هم بیشتر به نگا اهمیت می‌داد.

نگا و تاچ بعد از اینکه تاچ توسط یکی از دوستانش "فریب" خورد، به هم نزدیک‌تر شدند.

در همین حال، بین (مین کوک) وسایلش را به پانسیونی که لوین و لو در آن زندگی می‌کنند، منتقل می‌کند. بین از طریق معرفی یکی از آشنایانش، با خانم لوک، پیرزنی که ضایعات فلزی جمع می‌کند، هم‌اتاق می‌شود.

خانم لوک، بین را به اتاق اجاره‌ای‌اش برد. او با هیجان گفت که یک تخت جادار مخصوص بین رزرو کرده است، که او را هیجان‌زده کرد. خانم لوک همچنین محل خواب خصوصی را در تابستان خنک و در زمستان گرم، اما بسیار جمع و جور توصیف کرد که کنجکاوی بین را برانگیخت. وقتی بین چادر را بالا زد تا محل خواب خانم لوک را ببیند، با دیدن تابوت داخل آن از ترس جیغ زد.

برادر کوچکترش چقدر برای لوین دردسر درست خواهد کرد؟ آیا لو واقعاً از کار یدی خود دست خواهد کشید؟ پاسخ‌ها در قسمت‌های آینده‌ی «زندگی هنوز زیباست» که هر دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه از شبکه‌ی VTV3 پخش می‌شود، آشکار خواهد شد.



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
اسکله قایق

اسکله قایق

تصویری از رئیس جمهور هوشی مین پشت میز کارش.

تصویری از رئیس جمهور هوشی مین پشت میز کارش.

۵

۵