- سهشنبه، ۲ مه ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۰۰ (GMT+7)
- ۱۰:۰۰ ۲ مه ۲۰۲۳
ماریو باسلر با جملهای که نمیتوانست دقیقتر از این در مورد شخصیت او باشد، با خوانندگانش خداحافظی میکند: «گاهی در اوج هستم، گاهی در قعر. اما همیشه خیلی به خودم نزدیکم.»
آنچه مسلم است این است که زندگینامه باسلر با عنوان « یک نابغه بیخیال » باعث هیجان شد. همانطور که او در طول زندگیاش این کار را کرد. نمونهای از «نبوغ بیدقت». نیمی از مردم از او متنفر بودند، نیمی دیگر او را دوست داشتند. اما در اعماق وجودش، باسلر، همانطور که عنوان کتابش نشان میدهد، «در واقع، من آدم فوقالعادهای هستم».
«بیشتر اوقات من نقش اصلی را بازی میکنم»
آماتورها در لیگ شهرستان بازی میکنند و بعد از بازی با آبجو، سوسیس و سیگار زندگی خود را میگذرانند. هیچ چاپلوسی برای راضی کردن دیگران وجود ندارد. مثل باسلر.
اما باسلر متفاوت بود، چرا که او یک فوتبالیست حرفهای بود و بازی فوتبال برای او فقط یک مسئله خصوصی نبود. ترکیبی از آماتور و حرفهای بودن باسلر، کنار آمدن با سبک زندگی او را برای کارفرمایانش دشوار میکرد.
این ضربه آزاد، توپ را در فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۹ وارد دروازه منچستریونایتد کرد. |
«فوتبال مثل تئاتر است و بیشتر اوقات من نقش اصلی را بازی میکنم.» باسلر مربیانی را دوست دارد که به او اجازه این کار را میدهند. هیتسفلد، سرمربی بایرن، جرات نمیکند او را از سیگار کشیدن منع کند. مربی مورد علاقهاش رهاگل است که یک فصل کامل از کتابش را به او اختصاص داده و توضیح میدهد: «بازی ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر شروع میشود و ساعت ۵:۱۵ بعد از ظهر تمام میشود و بعد از آن میتوانید هر کاری که میخواهید انجام دهید.»
داستان باسلر از شهر نویشتات آن در واینستراس آغاز شد، جایی که مادرش به عنوان کارمند پست و پدرش مکانیک بود. ماریو در سن ۵ سالگی دروازهبانی را آغاز کرد. اما پای راست او که میتوانست ضربات کرنر را مستقیماً به سمت دروازه هدایت کند، خیلی زود توجه استعدادیابها را به خود جلب کرد.
پدرش الگوی مهمی بود. تنها در پایان داستان، باسلر فاش میکند که دو سال قبل از مرگ پدرش، ارتباطش را با هر دو والدینش قطع کرده بود. دوران حرفهای باسلر یک انتخاب از پیش برنامهریزی شده نبود. او ۲۴ ساله بود که اولین بازی خود در بوندسلیگا را انجام داد. پس از چندین سال کارآموزی در کایزرسلاترن، باشگاه نمیخواست با او قرارداد حرفهای امضا کند، پسر اهل نویشتات سر آنها فریاد زد: «پس میتوانید کونم را ببوسید.»
روت وایس اسن باشگاهی سختکوش بود که وقت کمی برای تکنسینهای سطح بالا داشت. باسلر سپس به هرتا برلین رفت. فضای برلین غربی آنقدر جذاب بود که بعد از هر بازی او ابتدا به کازینو و سپس به فاحشهخانه میرفت، «البته فقط برای اینکه الکل قوی ارائه شده در آنجا را امتحان کند.» برند اشتانگه، سرمربی سابق تیم ملی آلمان شرقی، به لطف یک رژیم تمرینی بدنی دقیق، باسلر را به سریعترین دونده سرعت تیم تبدیل کرد. با این حال، اشتانگه نتوانست تنبلی او را تغییر دهد.
در طول فصل ۱۹۹۲/۹۳، سوپر ماریو در زمین شعبدهبازی میکرد و پس از مسابقه، خود را در حال ادرار کردن در توالت کنار رهاگل، سرمربی وردربرمن، یافت. آنها شماره تلفن رد و بدل کردند. فصل بعد، باسلر به برمن نقل مکان کرد، جایی که این «نابغه شلخته» به یکی از بهترین هافبکهای آلمان تبدیل شد. در فصل ۱۹۹۴/۹۵، باسلر با وجود بازی به عنوان وینگر راست، با زدن دو گل از روی کرنر، به بهترین گلزن بوندسلیگا نیز تبدیل شد.
با تیم ملی هماهنگ نیست
در سال ۱۹۹۴، باسلر برای جام جهانی به ایالات متحده رفت. همتیمیهایش او را «رو-ماریو» صدا میزدند. اما برای او، این تورنمنتی بود که «جو آن کاملاً مزخرف بود». بازیکنان درگیر دعواهای کوچک درون تیم، بین شخصیتهایی مانند ماتئوس، کلینزمن، افنبرگ، بودند. خود باسلر مجبور بود روی نیمکت بنشیند و نقش فرد آزرده را بازی کند.
باسلر در تیم ملی آلمان دوران خوشی را سپری نکرد. |
در حالی که او در شیکاگو آفتاب میگرفت، همسرش فرزند دومشان را باردار شد. او با او تماس گرفت و گفت که ضربان قلب بچه خوب نیست و باسلر تصمیم گرفت فوراً به خانه پرواز کند. دخترش وقتی که او بازی تیم ملی را از تلویزیون تماشا میکرد، متوجه شد که از خواب بیدار شده است. او میخواست برای بازی به آمریکا برگردد، اما آلمان در مرحله یک چهارم نهایی حذف شد.
تیم ملی و باسلر با هم سازگار نبودند. در یورو ۱۹۹۶، در جریان یک مسابقه تمرینی، او روی زمین افتاد و از درد فریاد زد. مچ پایش متورم شده بود، باسلر حتی یک دقیقه هم بازی نکرد، دلیلی برای ماندن وجود نداشت. اما او همچنان در حالی که در انگلیس حوصلهاش سر رفته بود، با الکل و سیگار خودش را سرگرم میکرد. به بازیکنان اجازه داده شد در طول مسابقات رابطه جنسی داشته باشند. تیم مصدوم آلمان در آن سال همچنان قهرمان شد.
در سال ۱۹۹۵، یوونتوس حاضر بود ۱۴ میلیون مارک برای باسلر بپردازد، اما مدیر لمکه نیم میلیون بیشتر میخواست و این معامله به هم خورد. یک سال بعد، باواریاییها از این قمار سود بردند و باسلر از برمن به بایرن مونیخ نقل مکان کرد. در این باشگاه که "افسی هالیوود" نام داشت، ماتئوس و کلینزمن هرگز با هم آشتی نکردند و مربی ایتالیایی، تراپاتونی، شکایت میکرد: "من از پرستار بچه بودن برای این بازیکنان خسته شدهام".
مربی هیتسفلد از راه رسید، افنبرگ را از گلادباخ به خدمت گرفت و «سهگانه جهنمی» باسلر، ماتئوس و افنبرگ را خلق کرد. شک و تردیدها اجتنابناپذیر بود، اما حداقل برای مدتی، مدیریت انسانی هیتسفلد موفقیتآمیز بود.
بیلد در ۱ آوریل ۱۹۹۸ داستانی را در صفحه اول خود منتشر کرد مبنی بر اینکه بایرن یک کارآگاه خصوصی برای تعقیب باسلر استخدام کرده است. برخی فکر کردند این یک شوخی است، اما بایرن این موضوع را تأیید کرد و حتی اصرار داشت که او کارمند باشگاه بوده و نه کارآگاه. اولی هوینس، مدیر کل، گفت: «گاهی اوقات جوانان نیاز به مراقبت دارند، من این را اقدامی غیرمعمول نمیدانم.»
«من برای مخاطب سرگرمی میآورم»
تیم هیتسفلد به فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۹ رسید و در مقابل منچستر یونایتد قرار گرفت. باسلر در دقیقه ۶ از روی یک ضربه آزاد گلزنی کرد. و سپس، به طور غیرمعمول، به خط دفاعی پیوست و بازی فوقالعادهای ارائه داد تا اینکه در دقیقه ۸۷ از بازی خارج شد. فاجعه برای آلمانیها زمانی رخ داد که منچستر یونایتد در وقتهای تلف شده با نتیجه ۲-۱ به بازی برگشت و پیروز شد.
باسلر و همسر دومش آیریس. |
باسلر با ناراحتی در حمام سیگار میکشید. و سپس غمهایش را در الکل غرق میکرد، از میز بار بالا میرفت و دیوانهوار میرقصید. او یاد گرفت که ناامیدیهای جوانیاش را جبران کند.
پدرش به او قول داده بود که در دوران دانشجویی به ازای هر گلی که به ثمر برساند، ۵ مارکا (DM) به او میدهد. پس از ۴۰ گل، در مجموع ۲۰۰ مارکا، پدرش توضیح داد که این مقدار برایش زیاد است و دیگر به او پول نداد. باسلر بدون هیچ انگیزهای، در آن سال ۷۶ گل به ثمر رساند.
باسلر خودش را زیاد به خاطر بازی نیوکمپ سرزنش نمیکند. او خودش را به خاطر رد کردن «قرارداد مادامالعمر» که کارل هاینتس رومینیگه پس از آن به او پیشنهاد داد، سرزنش میکند. او درخواست حقوق برابر با کاپیتان افنبرگ را کرد. این درخواست رد شد. بایرن کمکم میخواست از شر او خلاص شود. ضربه نهایی در اکتبر ۱۹۹۹ به او وارد شد، زمانی که او و دروازهبان ذخیره، سون شویر، در یک رستوران با هم درگیر شدند.
بنا به گزارشها، باسلر در حالی که روی صندلیای که روی میز چیده شده بود نشسته بود، سعی میکرد یک بطری شراب را روی سرش نگه دارد. سپس وقتی یک مشتری از او عکس گرفت، عصبانی شد. او در کتاب توضیح میدهد که یک مشتری، شوئر را مسخره کرد و او به نامش عمل کرد (شوئر به معنی خجالتی است) و مشتری دیگر را زد. باسلر از دوستش دفاع کرد، اما هوینس حرف او را باور نکرد.
باسلر همیشه از این بابت پشیمان نبوده است. «من مردم را سرگرم میکنم و مخاطب هم میخواهد سرگرم شود.» بعید است چنین شخصی مربی موفقی شود. باسلر تلاش کرده و شکست خورده است. او مفسر تلویزیون بوده و در نمایشهای واقعنما شرکت داشته است. افتتاح بار نیز سرگرمی و تجربه اوست. باسلر ۱۵ میلیون یورو ثروت دارد که برای گذران زندگیاش کافی است.
باسلر از همسر اولش یک پسر به نام مارسل و یک دختر به نام آلیسا داشت که در جام جهانی ۱۹۹۴ به دنیا آمد. در سال ۱۹۹۵، او با همسر دومش، آیریس، آشنا شد و آنها در سال ۱۹۹۸ ازدواج کردند و صاحب یک پسر به نام موریس شدند. آنها در سال ۲۰۰۹ از هم جدا شدند. باسلر از آن زمان تا سال ۲۰۱۵ با دوست دخترش، دوریس بوئلد، قرار میگذاشت و در آن سال از هم جدا شدند. سپس او از طریق برنامه تلویزیونی واقعنمای «برادر بزرگ» با جسیکا پاسکا آشنا شد.
در سال ۲۰۱۷، باسلر دوباره با همسر سابقش آیریس رابطه برقرار کرد، اما دو سال بعد دوباره از هم جدا شدند. انگار زندگی به اندازه کافی پیچیده نبود، باسلر حالا دوباره با دوست دخترش دوریس است.
چین فونگ
باسلر بایرن مونیخ منچستریونایتد اف سی یوونتوس بوندسلیگا آلمان
ممکن است علاقهمند باشید
لینک منبع






نظر (0)