Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تابستان آرام

(GLO) - من اغلب شب‌ها را با چند دقیقه نشستن آرام قبل از خواب به پایان می‌رسانم. درخشش ملایم چراغ‌های شب، پس‌زمینه‌ای آرامش‌بخش برای افکار مبهم روز فراهم می‌کند.

Báo Gia LaiBáo Gia Lai10/06/2025

من اغلب شب‌ها را با چند دقیقه نشستن آرام قبل از خواب به پایان می‌رسانم. نور ملایم چراغ‌های خواب، پس‌زمینه‌ای آرامش‌بخش برای افکار مبهم روز فراهم می‌کند.

ژوئن، تابستان درهای گسترده خود را گشوده است. من کم‌کم آرزوی تابستانی آرام را دارم، و در نهان از آب و هوای کوهستانی که چنین فصلی پربار را به من ارزانی داشته، سپاسگزارم.

mua-ha-binh-yen.jpg
تصویرسازی: هوین ترانگ

باران‌ها رنگ سبز را به کناره‌های رودخانه‌ها کشانده‌اند. زمین قهوه‌ای خیس و مرطوب است. شیره بهار یا تابستان به همین شکل جاری می‌شود و ما را با خطوط نازکی که ممکن است حتی از آنها آگاه نباشیم به هم متصل می‌کند. دیگر نمی‌دانم چگونه تابستانی مانند آنچه که تجربه می‌کنم را توصیف کنم. زیباست، و همچنین عجیب است که از خواب بیدار شوم و ببینم پاشنه‌هایم کمی سرد است. خورشید نزدیک است، اما نور صبح زود هنوز دور است.

با یک لیوان آب گرم خودم را گرم کردم، به آینه نگاه کردم و منتظر ماندم تا لبخندی معمولی به لب‌هایم برگردد. نیلوفرهای روی میز کوچک، اتاق را با عطر خود پر کرده بودند، گویی پرده شب را کنار زده بودند. شبی از هق هق، در حالی که در افکاری گیر افتاده بودم، ناگهان فراموش شد.

نمی‌دانم چه کسی مرا به چنین تابستانی رساند، مخصوصاً در آن روزهایی که می‌دانستم کم‌کم دارم «غرق می‌شوم». این احساس همیشگی‌ای نبود که وقتی بدنم را شبیه درختی در یک بعدازظهر سرد و بارانی می‌دیدم، داشتم: حساس و در عین حال مرموز.

در آرام‌ترین لحظاتم، متوجه می‌شوم که روزهایی را زندگی می‌کنم که - همانطور که کسی زمانی گفته بود - مانند باغی هستند که نمی‌دانی چه چیزی در آن بکاری، و سرسختانه از کاشتن دانه‌های کهنه امتناع می‌کنی، در حالی که هنوز دانه‌های تازه‌ای به دست نیاورده‌ای. می‌خواهی چیزهای فرسوده را بسوزانی، اما شعله شمع کهنه نمی‌داند کجا باید روشن شود. نشانه‌های زمان در فضای خفه و بی‌نام «تابستانی که رو به سردی می‌رود» مدام بازمی‌گردند.

بعد از روزها زندگی برای شناخته شدن، زندگی برای اثبات ارزشمان، زندگی برای اینکه عقب نمانیم، آیا خسته شده‌ایم؟ انگار دارم خودم را اشتباه می‌فهمم. روزی که دیگر قدرتی برای اثبات چیزی نداشته باشم، وقتی همه انگیزه‌ها ناپدید می‌شوند، و حتی چیزهایی که زمانی مرا هیجان‌زده می‌کردند، کم‌رنگ می‌شوند، آن را یک گام به عقب برای خودم می‌بینم.

روزی بدون هدف، برنامه، نیت یا آرزو. همه چیز از هم گسیخته به نظر می‌رسید، مثل زخمی که تمام روز در سکوتی گیج‌کننده خفته باشد. اما می‌دانستم آن لحظه دیر یا زود از راه می‌رسد. و من آن را «غرق شدن تابستان» می‌نامم.

چه کسی می‌داند، شاید کسی هنوز در چنین دوران آشفته‌ای رضایت خاطر پیدا کند. لازم نیست بهترین نسخه از خودم باشم؛ می‌خواهم اصیل‌تر زندگی کنم، درست همانطور که هستم، همان کسی که والدینم به من دادند. به خودم اجازه دهم بی‌تفاوت، غیرقابل اعتماد، بی‌روح یا هر صفتی که دیگران ممکن است به من نسبت دهند، باشم. به خودم اجازه ندهم توضیح دهم یا علامت بدهم که کسی برای آرام کردنم به من نزدیک شود. می‌خواهم وجود داشته باشم، نه برای دنیای بیرون، بلکه فقط برای خودم. زندگی کنم، عشق بورزم، بنویسم... همه اینها همینطور است. می‌خواهم برای یک بار هم که شده، برای همه چیز صادق باشم.

مانند دانه‌ای که در لایه‌ای از مه مهر و موم شده باشد و تنها برای جوانه زدن از سکوت سرد و آشفتگی درونی باشد، منتظر ماندم تا آغازهای اولیه از دل چنین سکوت آرام و نامطمئنی در قلبم پدیدار شوند. زمانی از بیماری در نیمه‌شب، زمانی از غیبت از شلوغی و هیاهو - باید زمانی مانند آن می‌بود تا برای هر آنچه در درونم وجود داشت، هر آنچه که آشناترین و عادی‌ترین بود، شکرگزاری کنم.

تابستان این دنیا به نوعی لطیف و تازه باقی می‌ماند، گویی «به مهِ محوشونده می‌نگرم/ و قلبم را روشن می‌بینم.» و من تازه متوجه شده‌ام که مردم اغلب نه هنگام راه رفتن در مسیری غرق در نور، بلکه دقیقاً در لحظه‌ای که کم‌کم در تاریکی فرو می‌روند، بیدار می‌شوند، زمانی که هیچ‌کس جز خودشان آنجا نیست تا آنها را بالا ببرد.

منبع: https://baogialai.com.vn/mua-ha-binh-yen-post327389.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
سبدهای بامبو

سبدهای بامبو

مسابقه حمل ماهی در جشنواره دهکده ماهیگیری.

مسابقه حمل ماهی در جشنواره دهکده ماهیگیری.

ازدواج هماهنگ

ازدواج هماهنگ