Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بهار در شعر کوانگ تری

QTO - بهار و سال نو قمری از دیرباز مضامین آشنایی در شعر بوده‌اند و فضایی را برای شاعران فراهم می‌کنند تا در مورد زمان، سرنوشت، خاطره و امید تأمل کنند. برای شاعران کوانگ تری، که در سرزمینی که دستخوش تحولات تاریخی بسیاری بوده است، شعر می‌نویسند، شادی تجدید دیدار در طول تت اغلب با حس تأمل آرام، لحظه‌ای از خودشناسی در میان جریان بقا همراه است. اشعار بهاری آنها به عمق درونی گرایش دارد و رنگ‌های پر جنب و جوش جشنواره را مهار می‌کند. مضامین زمان، خاطره و ارزش‌های پایدار سرزمین مادری و روح آن از طریق گفتگوهای فلسفی و خوداندیشی منتقل می‌شود. اشعار ون لوی، های کی، هوانگ وو توات، نگوین هوو کوی، وو ون هوا، وو ون لوین، له مین تانگ، دو تان دونگ، هونگ د و باخ دیپ با هم ترکیب می‌شوند تا تصویری ساده، تأمل‌برانگیز و منحصر به فرد از بهار کوانگ تری خلق کنند.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị14/02/2026

زمان هنری در شعر تت اثر کوانگ تری اغلب از طریق درهم‌تنیدگی چشم‌انداز و زندگی درک می‌شود. در «آخرین روز سال»، باخ دیپ زمان را به عنوان سفری در دو منطقه متضاد، از روستاهای فروتن دامنه تپه تا شهر شلوغ، و در نهایت توقف در «گوشه گرم آشپزخانه خانه‌ام» می‌سازد. این مکانی است که خاطره و حال در لحظه گذار فصلی به هم می‌رسند: «آخرین بعدازظهر سال، مه مانند باران می‌بارد / صدای زنگ‌های فصل محو می‌شود / چه کسی ترقه‌ها را در آسمان روشن می‌کند؟ / جاده خانه با قدم‌های شتابزده ناهموار است / کمی پایین‌تر از شیب / و گوشه گرم آشپزخانه خانه‌ام پر از احساس است!»

بهار - عکس: T.A
بهار - عکس: TA

ون لوی در «گوش دادن»، خواننده را به فضایی آرام هدایت می‌کند، جایی که حتی صدای افتادن یک برگ زرد برای برانگیختن حس هماهنگی بین آسمان و زمین و اعماق احساسات انسانی کافی است: «به صدای افتادن برگ‌های زرد گوش دهید / تنها در آن صورت است که ما تعامل آسمان و زمین را درک خواهیم کرد.»

شاعر فقید، های کی، در شعر خود با عنوان «چمن سبز»، تعطیلات تت را در چارچوب تجدید حیات طبیعت قرار می‌دهد: «بمب‌ها و گلوله‌ها سواحل را ویران کردند/ پس از باران، به طور غیرمنتظره‌ای، علف جوانه زد.» رویش علف در زمینی که زمانی توسط بمب‌ها و گلوله‌ها ویران شده بود، خاطره‌ای سبز از کوانگ تری محسوب می‌شود و روحیه مقاوم مردمی را که همیشه پس از سال‌ها سختی دوباره برمی‌خیزند، تداعی می‌کند.

با خواندن و تجربه لحظه شب سال نو در شعر کوانگ تری، به نظر می‌رسد ریتم خاموش جهان را می‌شنویم. زمان یک حرکت و تغییر مداوم است؛ تنها از طریق وجود و دگرگونی همه چیز، زمان قابل مشاهده و تشخیص می‌شود. اگر همه چیز ثابت بماند، جریان زمان بی‌معنی می‌شود. بنابراین، همیشه یک تعامل موازی بین زمان و همه چیز وجود دارد: زمان همه چیز را تغییر می‌دهد، در حالی که همه چیز معیار ملموس زمان است.

زمان، وقتی که گذشت، دیگر هرگز باز نمی‌گردد. حتی اگر همان ساعت، روز، ماه و فصل باشد، ویژگی‌های آن تغییر کرده و همه چیز در جریان خود، ظاهری متفاوت به خود گرفته است. در اشعار کوانگ تری، آگاهی از زمان اغلب با تغییرات بسیار کوچک در زندگی بیدار می‌شود.

هونگ دِه با مشاهده‌ی ماهیت چرخه‌ای روزها در «افسوس، افسوس» با گذر زمان روبرو می‌شود: «هشت سال دیگر تا سی‌امین روز از دوازدهمین ماه قمری مانده است / سال نو قمری یک روز زودتر می‌رسد / عمده‌فروشان یک روز بازار را از دست می‌دهند / آیا خوشه‌های موز جوان به اندازه‌ی کافی بزرگ می‌شوند تا برای عرضه به فروش برسند؟» تغییر کوچک یک روز، ریتم زندگی را مختل می‌کند و او را به درک ساده اما تعیین‌کننده‌ای می‌رساند: «یک روز بیست و چهار ساعت است / آنچه قرار است باشد، خواهد بود.»

هوانگ وو توات از برگ برای بیان چرخه تولد دوباره پس از فرسودگی فصل کهنه استفاده می‌کند: «وقتی برگ با شاخه خداحافظی می‌کند/ زخم آنجا می‌ماند (...)/ برگ سبز نرم/ به تدریج امروز بعد از ظهر ظاهر می‌شود» (برگ‌ها و شاخه‌ها). له مین تانگ ظاهر شکننده جوانی را به تصویر می‌کشد: «جوانی در طوفان سرریز می‌شود/ایمان مانند قطره شبنم روی برگ می‌کارد/قطره‌ای آب بر گونه‌ات می‌افتد/سال‌ها را پشت سر می‌گذارد» (سایه جوانی).

دو تان دونگ با علم به غیرممکن بودن این امر، همچنان سعی می‌کند زمان را در چنگ خود نگه دارد، زیرا «می‌ترسم که در بهار، لاغر و نحیف باشی / چشمان سبزت سایه‌های روزهای گذرا را دنبال کنند» (حسرت بهار). وو ون لوین در «درود بر بهار» از طریق یک تبریک آشنا و تلخ و شیرین به پیری می‌پردازد: «خداحافظ، گل زرد در چشمان سبزت / کمی از زیبایی که برای سرگردانی باقی مانده است / من تمام حسرت‌هایم را بیرون می‌ریزم / رویای جوانی را در میان لب‌های خندان می‌بینم.»

این صداهای شاعرانه همگی احساسی مشترک از خوداندیشی در گذر زمان و گوش دادن به جریان زندگی از طریق حرکات ظریف را به اشتراک می‌گذارند. بنابراین، بهار در اشعار کوانگ تری یادآور بیداری است، زندگی‌ای که باید در آن تأمل کرد تا تشخیص داد که در حرکت ظریف خود، نیروی حیات هنوز بی‌صدا برمی‌خیزد و شکوفا می‌شود.

حس زمان در شعر بهاری کوانگ تری از تصاویر آشنای زندگی شکل گرفته و به استعاره‌های وهم‌آور ارتقا یافته است. انسان‌ها بین جهان پهناور و وجود محدود خود قرار گرفته‌اند، به طوری که چرخه روزها و ماه‌ها به موضوعی برای تأمل تبدیل می‌شود. هوانگ وو توات با نگاه به یک برگ، در مورد سرنوشت و جدایی تأمل می‌کند و خودپرسشی فلسفی ارائه می‌دهد: «ای قلب - لطفاً گریه نکن / شاخه خود را نشان می‌دهد / زندگی کردن یعنی جدایی / چه کسی دلیلش را می‌داند؟» (برگ و شاخه). لی مین تانگ محو شدن جوانی را از طریق ماده شکننده «ایمان مانند قطره شبنمی که بر برگ کاشته شده است» تشخیص می‌دهد.

دو تان دونگ با حسی ملموس از رنج ادامه می‌دهد: «دستم انگشتان کودک را نوازش می‌کند / هر نفس بهاری را که دستم فرسوده‌اش کرده لمس می‌کند» (حسرت بهار). وو ون لوین با نگاهی باتجربه به سن و سال فکر می‌کند تا محدودیت‌های زندگی را تشخیص دهد: «خداحافظ، بهار اکنون بسیار دور است / موهای تو سفید است و موهای من دیگر سبز نیست» (درود بر بهار).

تت در شعر کوانگ تری همه چیز را از دهکده‌ها و روستاهای کوهستانی گرفته تا سرزمین‌های مرزی و جزایر دوردست در بر می‌گیرد. در آب‌های دوردست، بهار در شعر وو ون هوا با زندگی پر جنب و جوش و ایمانی تزلزل‌ناپذیر پدیدار می‌شود: «چهره‌های قوی / از چشم‌انداز متروک محافظت می‌کنند تا به استقبال امواج خروشان بروند / شادی را به عنوان هدیه‌ای بهاری برای مادر و خواهرشان می‌فرستند (...) / قلب جزیره سرشار از شادی است» (ارسال به جزیره‌ای دور). فضای تت از طریق ابرها و باد، طعم شور و مهتابی که بر فراز امواج آویزان است، احساس می‌شود. چشم‌ها با جزیره بیدار می‌شوند، چهره‌ها در سکوت از باد و امواج محافظت می‌کنند تا بهار در میان وسعت وسیع دریا و آسمان، با شادی زودهنگام از راه برسد.

های کی با بازگشت به سرزمین اصلی، حس بهار را از طریق تصویر چمن سرسبز و شاداب، نمادی از سرزندگی سرزمینی که ماه‌های بی‌شماری بمباران و گلوله‌باران را تحمل کرده بود، منتقل می‌کند. «بارها خون، مزارع را سرخ رنگ کرد / زمین اجساد دشمن را در حلقه‌هایی از علف‌های خاردار دفن کرد» تضادی بین ویرانی و تولد دوباره را نشان می‌دهد که از آن زندگی جدید جوانه می‌زند: «پس از باران، به طور غیرمنتظره‌ای، علف می‌روید» (شعر «چمن سرسبز و شاداب»).

شعر ون لوی با محدود کردن فضا به پشت بام، بهار را در شعر «سکوت» به زندگی زنان بازمی‌گرداند. شاعر با تکیه بر پشت‌بام، صبر و پرورش آرام، بهار را اینگونه توصیف می‌کند: «بهار مانند سکوت هر چهار فصل در درون من است». نگوین هو کوی نیز با شادی معصومانه، احساس بهار خانوادگی را از دریچه کودکی می‌بیند: «هیچ چیز شادتر از روز اول تت نیست / بیدار شدن برای دریافت پول خوش‌شانس / مادر و پدر - پری مادرخوانده و پری مادرخوانده / که داستان‌های جادویی برای ما تعریف می‌کند» (تت ما را دوباره جوان می‌کند). بنابراین، تت مکانی است که خاطرات ناب، آرام و ماندگار را در خود جای می‌دهد.

بنابراین، چه در یک جزیره دورافتاده، چه در سرزمین اصلی و چه در پشت بام، تمام لایه‌های فضایی در شعر بهاری کوانگ تری با الهام از بهار به هم متصل می‌شوند. بهار، روح حفظ طبیعت، قدرت تولد دوباره و ارزش‌های انسانی را که به طور مداوم در طول زمان پرورش می‌یابند، در بر می‌گیرد.

در فضای پر جنب و جوش بهار، با خواندن اشعار بهاری کوانگ تری، با بینش‌ها و فلسفه‌های عمیقی روبرو می‌شویم که سرشار از تصاویری از کار طاقت‌فرسا، فلسفه زندگی، فداکاری بزرگ و روحیه مقاوم تولد دوباره سرزمین و مردم آن است. تصاویر مادران در روستاهای کوهستانی، سربازانی که از جزایر دوردست محافظت می‌کنند، سالمندانی که به زندگی خود می‌اندیشند، جوانانی که نگاهی گذرا به جوانی دارند و حتی علف‌های سبز مقاومی که از زمین آتشین جوانه می‌زنند... همه به شعر بهاری کوانگ تری شخصیتی منحصر به فرد، عمیق و در عین حال درخشان می‌دهند. و بنابراین، هر بار که تت (سال نو قمری) از راه می‌رسد و بهار بازمی‌گردد، با خواندن این اشعار سرشار از احساسات بهاری و سرشار از جوهره زندگی انسان، بیش از پیش به مردمی که متولد، بزرگ و در سکوت روح شکست‌ناپذیر این سرزمین را شکل داده‌اند، ارج می‌نهیم.

هوانگ توی آنه

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202602/mua-xuan-trong-tho-quang-tri-8917764/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جشنواره بین‌المللی یوگا

جشنواره بین‌المللی یوگا

زادگاه

زادگاه

در میان آسمان و زمینِ مهربان

در میان آسمان و زمینِ مهربان