Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«آن سال‌ها، این میدان نبرد»

Việt NamViệt Nam21/12/2023


برای بزرگداشت هفتاد و نهمین سالگرد تأسیس ارتش خلق ویتنام، شعر حماسی «آن سال‌ها، این میدان نبرد» اثر شاعر و موسیقیدان دو کوانگ وین را دوباره خواندم. این اثر در سال ۱۹۸۹ توسط اتحادیه جوانان کمونیست هوشی مین از استان توآن های منتشر شد. شعر حماسی «آن سال‌ها، این میدان نبرد» درباره واحد حمل و نقل H.50 از منطقه نظامی ۶ در طول جنگ مقاومت علیه ایالات متحده است.

مروری مختصر بر واحد H.50

واحد حمل و نقل H.50 در آوریل ۱۹۶۷ تأسیس شد و تا زمان اتحاد مجدد کشور فعالیت داشت. در پایان سال ۱۹۷۶، به دلیل الزامات ماموریت جدید، این واحد منحل شد. رفیق ون کونگ آن، معاون سیاسی سابق واحد حمل و نقل H.50، در کتاب خود با عنوان "H.50 در آن روزها" می‌نویسد: "واحد H.50 در چارچوب جنگ مقاومت علیه ایالات متحده در جنوبی‌ترین بخش ویتنام مرکزی و ارتفاعات جنوبی مرکزی که به سلاح و مهمات نیاز داشتند، متولد شد. این واحد اصلی بود که تمام حمایت‌های کمیته مرکزی از شمال و از دفتر مرکزی منطقه جنوب را دریافت می‌کرد و کالاها را مستقیماً به جبهه‌های نبرد در استان‌های بین توآن، نین توآن، بین توئی، لام دونگ و توین دوک منتقل می‌کرد تا بین واحدهایی که مستقیماً در نبرد درگیر بودند توزیع شود...".

نام-ای.jpg

رفیق لو وان هین، عضو سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست ویتنام و دبیر سابق کمیته حزبی استان توآن های، در خاطرات خود با عنوان «سرزمین وفاداری پایدار» نوشت: «در میان نمونه‌های تحمل سختی در میدان نبرد منطقه ۶، واحد حمل و نقل H.50 تصویری بسیار زیبا است. این واحد عمدتاً از زنان تشکیل شده است که بسیاری از آنها اقلیت‌های قومی هستند. آنها با شانه‌ها و پاهای خود، با وسایل ابتدایی، ده‌ها هزار تن سلاح و مهمات را حمل می‌کردند... آنها برای محافظت از انبارهای سلاح جنگیدند، کادرها و سربازان را با خیال راحت محافظت و منتقل کردند و در حفاظت از روستاهای اقلیت‌های قومی مشارکت داشتند. دستاوردهای آنها شایسته ثبت در تاریخ باشکوه جنگ مقاومت علیه ایالات متحده برای نجات ملی ارتش و مردم منطقه ۶ است.» در ۲۲ آگوست ۱۹۹۸، واحد حمل و نقل H.50 توسط دولت عنوان معتبر قهرمان نیروهای مسلح خلق را دریافت کرد.

درباره شعر حماسی «آن سال‌ها، این میدان نبرد»

سفر به سوی خلق «آن سال‌ها، این میدان نبرد» در مونوگرافی «شعر حماسی درباره بین توآن» نوشته دکتر نگوین تی لین تام، دکترای ادبیات، شرح داده شده است. او نوشت: «از طریق سفرهای میدانی خستگی‌ناپذیر به میدان‌های نبرد آن دوران، مانند منطقه مخفی له هونگ فونگ، منطقه باک آی، دا کای...، و از طریق تحقیقات دقیق و ملاقات با مردان و زنان جوان هنگ H.50، دو کوانگ وین خود را در «شیفتگی به تاریخ و ادبیات» از طریق ژانر شعر حماسی «پرجنب‌وجوش» غرق کرد. او با تشویق هنرمندان ارشد و با قدردانی صمیمانه، شعر حماسی را به پایان رساند و با احترام درباره افرادی که در بزرگداشت سرزمین و مردم قهرمان بین توآن در جنگ مقاومت علیه ایالات متحده نقش داشتند، نوشت.»

نویسنده سه سال را به این اثر اختصاص داد تا این شعر حماسی در سال ۱۹۸۹ منتشر شود.

شعر حماسی «آن سال‌ها، این میدان نبرد» در چهار فصل تنظیم شده است. فصل اول: «طرح میدان نبرد» به سه بخش کوچک‌تر تقسیم شده که شامل نه صفحه است. فصل دوم: «تولد»، پنج صفحه. فصل سوم: «میدان نبرد بر دوش ما»، این طولانی‌ترین فصل است که ۳۰ صفحه دارد و به بخش‌های کوچک‌تری با عنوان‌های «لحظات تأملات صمیمانه»، «زندگی روزمره درخشان»، «تأملات در امتداد جاده‌ها»، «یک نکته کوچک» و «نقاط عطف» تقسیم شده است. فصل چهارم: «به سوی روز پیروزی» با نه صفحه، شامل بخش‌های: «نه فقط یک اعتراف به جنگل»، «یادآوری حضوری» و «ورود به نبردی جدید» است.

برخی برداشت‌ها

شعر حماسی «آن سال‌ها، این میدان نبرد» با ۵۳ صفحه شعر، شامل قالب‌های مختلف شعر است: بندهای شش سطری، بندهای پنج سطری، بندهای هفت سطری، بندهای هشت سطری، شعر آزاد و غیره که در هم تنیده و در سراسر فصل‌ها پخش شده‌اند.

خوانندگان به راحتی متوجه خواهند شد که قافیه پایانی، سطرهای شعر را به طور یکپارچه به هم متصل نگه می‌دارد، انسجام شعر حماسی را حفظ می‌کند و به راحتی خوانندگان را در روایت‌ها و احساسات شخصیت‌های غنایی در هر فصل و بخش از «آن سال‌ها، این میدان نبرد» راهنمایی می‌کند.

خواننده به آرامی، با اجازه دادن به ذهنش برای آرام شدن، هر صفحه از شعر حماسی را باز می‌کند و چیزهای زیادی را کشف می‌کند که نویسنده - نسل بعدی - در پرتو آنچه اعضای اتحادیه جوانان H.50 تلاش کرده بودند تا در جنگ مقاومت مقدس ملت سهیم باشند، می‌بیند.

فصل دوم شامل این ابیات شعر بود: «هنگام وداع با مزارع، باغ‌ها و میهن / تنها توشه، قلبی میهن‌پرست است / در ارتشی که به سرعت به پیش می‌رود / جنگل به لطف موهای بلند سرسبزتر است.» تصویر موهای بلند و ابریشمی زنان جوان در میان جنگل سبز حضور داشت و حتی در روزهای جنگ، طبیعت را زیبا و آراسته می‌کرد.

علاوه بر این، سختی‌ها و فداکاری‌های سربازان واحد H.50 از طریق این تصاویر به تصویر کشیده شده است: «بادها را از جنوب دوردست جمع کرد تا طوفانی آتشین علیه دشمن ایجاد کند / H.50 صدها کیلومتر را پیمود / با فداکاری‌های فراوان و سختی‌های عظیم / خون و عرق در امتداد جاده‌ها جاری شد.»

فصل سوم شامل قطعات زیادی بود که کیفیتی شاعرانه در هر صفحه آن نفوذ می‌کرد، حتی در حالی که هنوز در جنگل و در میان بوی باروت میدان جنگ قرار داشت: «انگار شب خیلی طولانی است / و جنگل / جنگل خیلی عمیق و وسیع است / حتی پس از یک عمر / جنگل هنوز خیلی دور است.»

شاعر ما درک عمیقی از مزارع، عطر برنج، عطر حومه شهر دارد، که از آنها ابیات واقعاً زیبایی سرچشمه می‌گیرد که احساسات واقعی در مورد عطر جنگل را منتقل می‌کنند، حتی اگر فقط به طور گذرا در لحظات آرامش: «من فقط به باد ترحم می‌کنم / باد کوشا عطر شب را با خود حمل می‌کند، که به سمت مردم می‌خزد / اگرچه در جایی هنوز / بوی تند باروت / من بوی برگ‌های پوسیده را استشمام کرده‌ام / من بوی زمین مرطوب را استشمام کرده‌ام / و فقط یک عطر وحشی و زودگذر بلند می‌شود.»

آب و هوای سخت و خشک منطقه لِه، سختی‌ها و دشواری‌هایی را که اعضای واحد H.50 مجبور به تحمل آن بودند، تشدید کرد: «ای میهن من (کجای دیگر این‌طور است)/ آب از طلا گرانبهاتر است/ یک قطره آب/ با قطرات خون فراوان معاوضه می‌شود/ چه بسیار مناطق لِه/ در میدان نبرد منطقه ششم/ جنگل O Ro/ غرق در آتش/ درختان را می‌لرزاند.../ ما از سختی‌های امروز/ با عزمی حتی بیشتر/ و ایمانی تزلزل‌ناپذیر به روز پیروزی برمی‌خیزیم.»

ابیاتی در این شعر وجود داشت که به روشنی سختی‌ها، مشکلات و زحماتی را که سربازان هنگ H.50 هنگام انجام وظایف خود در طول جنگ مقاومت شدید متحمل می‌شدند، توصیف می‌کرد: «از پیاده‌روها تا خاکریزها / هنگام عبور از نهرها، عبور از دره‌ها / عبور از برکه‌های وسیع و تاریک آب / خسته، بارهایی که سنگین‌تر می‌شوند / بیش از ده ساعت / عبور از آب / فقط برای عبور از تمام طول / وحشت‌زده وقتی به عقب نگاه می‌کنیم / خطوط مقدم مانند آتش سوزان منتظر بودند / جرات نمی‌کردند حتی برای یک لحظه حواسشان پرت شود...»

در سطرهای پایانی فصل سوم، شخصیت تغزلی به همه یادآوری می‌کند که روزهای آتش و گلوله در میدان نبرد منطقه ۶ را به یاد آورند، سهم سربازان گردان H.50 را در مقاومت کشورمان علیه آمریکا به یاد آورند: «آنچه گذشت به راحتی فراموش می‌شود / اما نام: گردان H.50 / هیچ‌کس حق ندارد فراموش کند / آن سال‌ها / این میدان نبرد / آتش و گلوله / نباید پاک شود / و / نباید فراموش شود.»

در فصل چهارم شعر حماسی، نویسنده به خاطرات خود ادامه می‌دهد و همزمان احساسات عمیق خود را که بیانگر قلب بسیاری نیز هست، در قالب ابیاتی سرشار از احساس بیان می‌کند: «در آینده، ما به یاد خواهیم آورد / سال‌های جنگ / جنگل به عنوان خاطره‌ای در ما باقی خواهد ماند / نام H.50 / در قلب‌های ما به روشنی می‌درخشد / ردپاها را روشن می‌کند / در حال عبور از نهرها / و از کوه‌ها بالا می‌رود.»

شعر حماسی «آن سال‌ها، این میدان نبرد» اثر شاعر و موسیقیدان دو کوانگ وین، اولین بار ۳۴ سال پیش منتشر شد. این زمان قابل توجهی برای تأمل است. این شعر حماسی سرشار از روحیه قهرمانانه، سرشار از احساسات و سرشار از کیفیت ادبی است. امید است که این شعر تجدید چاپ شود تا نسل‌های آینده بتوانند به آن دسترسی داشته باشند و واحد قهرمانانه‌ای را که سهم بسزایی در جنگ مقاومت مقدس ملت ما داشت، به یاد آورند.


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
پل آبراه - دریاچه تویین لام، دالات

پل آبراه - دریاچه تویین لام، دالات

سرباز

سرباز

تحسین کردن

تحسین کردن