Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شرکت سنگین فوونگ

در ماه آوریل، نور طلایی خورشید به آرامی بر کوه‌ها و جنگل‌های فو له می‌تابد. هرچه از بزرگراه ملی ۱۵A به ورودی غار نزدیک‌تر می‌شویم، سرعتمان کمتر می‌شود. بدون هیچ حرفی، همه متوجه می‌شوند که این مکان فقط یک بنای تاریخی نیست، بلکه محل دفن ۱۱ کارگر غیرنظامی است که در طول مقاومت علیه فرانسوی‌ها در خطوط مقدم خدمت می‌کردند.

Báo Thanh HóaBáo Thanh Hóa12/04/2026

شرکت سنگین فوئونگ

ستون یادبود شهدا در سایت تاریخی انقلابی غار کو فونگ.

۱. در جلوی غار، چمن‌ها و درختان آرام هستند و نسیم ملایمی می‌وزد. روی لوح یادبود، نام‌های حک شده بر روی سنگ با گذشت زمان محو شده‌اند، اما هنوز به اندازه کافی واضح هستند که نسل‌های آینده بتوانند سر خود را به نشانه قدردانی خم کنند.

درست یک سال پیش، در میان دود عود باقی‌مانده از هفتاد و یکمین سالگرد یادبود شهدایی که جان خود را در غار کو پونگ فدا کردند، خانم نگوین تی نگوت (متولد ۱۹۳۳) را دیدم که با موهای خاکستری و کمر خمیده، به آرامی از پله‌های سنگی بالا می‌رفت. وقتی به ورودی غار رسید، ناگهان از حال رفت، پلاکی را که نام غار روی آن بود در آغوش گرفت و با هق هق گریه کرد.

«سه برادر و هشت خواهر من! برادر هوآنگ، برادر فوک، برادر توان! خواهران دیو، هوی، موت، تیم، توان، تو، ون و وین! کوچکترین خواهر شما، اوت نگوت، اینجاست تا با همه شما باشد!» این تماس دیگر فقط یک ادای احترام یا ابراز قدردانی نبود. مانند بازگشت یک خواهر یا برادر کوچکتر بود که مرزهای بین کسانی که مانده بودند و کسانی که برای همیشه رفته بودند را محو می‌کرد.

این پنجمین و آخرین باری بود که از زمان قتل عام غم انگیز غار کو پونگ، خانم نگوت برای دیدار با رفقای کشته شده اش که در آرامش ابدی آرمیده بودند، بازگشت. هر بار که بازمی گشت، گریه می کرد. او داستان غار کو پونگ را با جزئیات، صادقانه و واضح و با افتخار تعریف می کرد.

طبق اسناد تاریخی و روایت خانم نگوت، نزدیک سال نو قمری سال مار در سال ۱۹۵۳، بیش از ۱۳۰ نفر از اهالی تیو هوآ برای پیوستن به نیروی کار غیرنظامی ثبت نام کردند و در لشکرکشی‌های لائوس علیا و شمال غربی ویتنام خدمت کردند. پس از سال نو، در بیست و یکمین روز از اولین ماه قمری (۶ مارس ۱۹۵۳)، آنها در سه دسته سازماندهی شدند و زادگاه خود تیو هوآ را به مقصد وان مای، در استان سابق هوآ بین (که اکنون کمون مای ها، استان فو تو است ) ترک کردند تا وظایف خود را انجام دهند، با این باور ساده: برای کمک به موفقیت جنگ مقاومت، قدرت خود را به کار گیرند.

پس از بیش از ۱۰ روز پیاده‌روی در جنگل‌ها و بالا رفتن از شیب‌های تند، آنها سرانجام به پل وان مای و محل ساخت جاده رسیدند. در آنجا، آنها سبدبافی را سازماندهی کردند، سنگ حمل کردند، خاک حفر کردند و جاده‌هایی را که منطقه عقبه تان هوآ را به منطقه لائوس علیا متصل می‌کرد، برای حمایت از نیروهای ما در شکست دادن فرانسوی‌ها، باز کردند. بعداً، این جاده‌ها تا میدان نبرد شمال غربی امتداد یافتند و در پیروزی در دین بین فو نقش داشتند.

در ۳۱ مارس ۱۹۵۳، گروهی از کارگران غیرنظامی از منطقه تیو هوا برای ساخت پل فو له، حدود ۱۰ کیلومتری محل ساخت و ساز قدیمی، بسیج شدند. برای اطمینان از پنهان‌کاری، ساخت پل و جاده فقط در شب انجام می‌شد، در حالی که در طول روز آنها در غار کو پونگ (که به غار کو پونگ نیز معروف است) درست در پایین محل ساخت و ساز، که اکنون در روستای سای، کمون فو له واقع شده است، استراحت می‌کردند.

در طول جنگ مقاومت علیه فرانسوی‌ها، غار کو فونگ در خط تدارکات استراتژیک از عقب به لائوس علیا و دین بین فو قرار داشت. این غار به عنوان یک انبار و ایستگاه تدارکات نظامی و همچنین پناهگاهی برای سربازان، داوطلبان جوان و کارگران غیرنظامی در خطوط مقدم عمل می‌کرد. درست در مقابل ورودی غار، یک درخت بزرگ میوه ستاره‌ای قرار داشت. بنابراین، این غار کو فونگ - به معنی "درخت میوه ستاره‌ای" - در زبان گروه قومی محلی تایلندی نامگذاری شد.

در آن زمان، چه در وان مای و چه در فو له، خانم نگوت جوان‌ترین و کوشاترین و سخت‌کوش‌ترین عضو گروه بود، بنابراین به او وظیفه آشپزی و شستن لباس برای گروه داده می‌شد. او هر روز علاوه بر جیره غذایی، برای جمع‌آوری سبزیجات وحشی و ماهیگیری در نهرها به بیرون می‌رفت تا وعده‌های غذایی گروه را بهبود بخشد. عصرها، او هنوز برای کار به محل ساخت و ساز می‌رفت.

حدود ساعت ۱۲ ظهر روز دوم آوریل، فرانسوی‌ها هلیکوپترهایی را برای پرواز در ارتفاع پایین بر فراز درختان منطقه روستای سای فرستادند. حدود ساعت ۳ بعد از ظهر، آنها شش هواپیمای دیگر را برای بمباران و گلوله‌باران منطقه آوردند، درست زمانی که کل گروه در غار پناه گرفته بودند. فقط خانم نگوت برای شستن لباس برای رفقایش در نهر، نه چندان دور از غار کو پونگ، به بیرون رفت. پس از حملات بمباران، ورودی غار کو پونگ فرو ریخت و تنها راه خروج برای ۱۱ کارگر غیرنظامی داخل غار مسدود شد. یک نفر که در نزدیکی ورودی غار بر اثر برخورد سنگ‌ها له شده بود، در راه بازگشت به کمون هوی شوان برای درمان اضطراری جان باخت. مهندسان نظامی و سایر نیروها بسیج شدند، اما هیچ ماشینی نتوانست سنگ‌های عظیم به وزن ده‌ها تن را جابجا کند.

2. بر روی استیل سنگی در محوطه تاریخی انقلابی غار Co Phuong، نام و سال تولد 11 کارگر غیرنظامی که در آن سال جان خود را فدا کردند، ثبت شده است. آنها به ترتیب عبارتند از: Nguyen Thi Dieu (متولد 1933)، Nguyen Chi Hoang (متولد 1924)، Nguyen Thi Hoi (متولد 1933)، Nguyen Thi Mut (متولد 1932)، Nguyen Dung Phuoc (متولد 1919)، Nguyen Thi Thiem (born) 1926)، Nguyen Thi Toan (متولد 1932)، Nguyen Thi To (متولد 1932)، Nguyen Thi Van (متولد 1935) و Nguyen Thi Vien (متولد 1932).

آوریل امسال، به حومه قدیمی و آرام تیو نگوین (که اکنون کمون تیو هوا نام دارد) در ساحل راست رودخانه چو بازگشتم. قصه‌گوی سال گذشته دیگر اینجا نیست. خانم نگوین تی نگوت درگذشته است، همانطور که یک بار فریاد زد: "نگوت کوچک به جمع برادران و خواهرانش پیوسته است."

شرکت سنگین فوئونگ

آقای Nguyen Dung Khien در حال بررسی اسناد مربوط به پدرش، شهید Nguyen Dung Phuoc است که در غار Co Phuong درگذشت.

اما سرود قهرمانانه کارگران غیرنظامی که سال‌ها پیش خود را در غار کو فونگ فدا کردند، هنوز هم بی‌صدا در رگ‌های بستگان، خانواده‌ها، قبایل و هر فردی که امروز در صلح زندگی می‌کند، جریان دارد.

با وجود سن بالا و گذشت زمان که احساسات شادی و غم قوی بودند، در اعماق وجود آقای نگوین دونگ خین (متولد ۱۹۴۶) در روستای نگوین تین، داستان‌هایی از پدرش - شهید نگوین دونگ فوک، که در غار کو پونگ درگذشت - باقی مانده است. او تعریف می‌کرد: «وقتی پدرم فوت کرد، من فقط ۷ سال داشتم، خیلی کوچک بودم که درد را درک کنم. فقط گریه مادرم را به یاد دارم که یک ماه تمام گریه کرد. هر چه بزرگتر می‌شدم، غم از دست دادن پدرم را بیشتر احساس می‌کردم. اما جنگ بود...» بعدها در زندگی، با ادامه روحیه فداکاری پدرش برای سرزمین پدری، آقای خین در حمل و نقل رودخانه‌ای و دریایی شرکت کرد و غذا و آذوقه را به جنوب رساند تا از نیروهای ما که در حال جنگ با آمریکایی‌ها بودند، حمایت کند. پس از جنگ، او به استان بازگشت، در شرکت طراحی و نقشه‌برداری آبیاری تان هوآ مشغول به کار شد و در سال ۱۹۸۷ بازنشسته شد. او همچنین کسی بود که در سال ۱۹۸۹ مراحل درخواست و کسب مقام شهید برای ۱۱ کارگر غیرنظامی که در غار کو پونگ جان باختند را انجام داد. از آن زمان، خانواده او و بستگان شهدا مراسم یادبودی برای ۱۱ کارگر غیرنظامی که در همان روز، ۱۹ فوریه در تقویم قمری، در همان سال جان باختند، برگزار کرده‌اند.

او تعریف کرد که حدود سال ۲۰۱۰، دولت طرحی برای نبش قبر و بازگرداندن بقایای ۱۱ شهیدی که در غار کو فونگ جان باخته بودند به زادگاهشان در تیو نگوین داشت. با این حال، او و خانواده‌های شهدا با هم مشورت کردند و توافق کردند که آنها را در غار کو فونگ، در میان کوه‌ها و جنگل‌ها، بگذارند تا برای همیشه رفیق یکدیگر باقی بمانند.

آقای خین پس از تعریف داستان، به آرامی عودی روشن کرد، گویی بار دیگر به پدرش که بسیار به او افتخار می‌کرد، ادای احترام می‌کرد.

۳. نسیم ملایمی از میان کوه‌ها و جنگل‌های فو له وزید و من در آخرین پرتوهای نور خورشید که به دیواره صخره چسبیده بودند، به ورودی غار کو فونگ بازگشتم. یازده کارگر غیرنظامی که آن سال در خطوط مقدم خدمت می‌کردند، هرگز به وطن خود بازنگشتند. آنها برای همیشه بیست ساله در آنجا ماندند. و آنها در سکوت کسانی مانند من که در یک بعد از ظهر آفتابی آوریل، جلوی ورودی غار ایستاده بودند، باقی می‌مانند...

یادداشت‌های دو دوک

منبع: https://baothanhhoa.vn/nang-nang-co-phuong-284269.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی را تجربه کنید

شادی را تجربه کنید

همه چیز را با فرزندتان کشف کنید.

همه چیز را با فرزندتان کشف کنید.

برادر بزرگتر

برادر بزرگتر