Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

آن زمان در روزنامه تان نین

تا به امروز، دقیقاً ۳۷ سال از اولین باری که مقاله‌ای را به روزنامه‌ی تان نین ارسال کردم، می‌گذرد.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên21/06/2025

چنین شاخه‌ای وجود داشت - این همان خبر طولانی در مورد شاخه جوانان در کمپ ۰۵.۰۶ باو بنگ است، یک اردوگاه بازآموزی برای مردان و زنان جوان گمراه، واقع در غرب شهر دانانگ . تابستان ۱۹۸۸ بود.

۱. آن شب، پس از جلسه کاشت کاساوا، به جلسه تیم کار زنان دعوت شدم. چندین زن تنبل که از آفتاب می‌ترسیدند، توبیخ شدند. مسئول گفت: «شما برای امرار معاش کار می‌کنید، پس چرا تنبلی می‌کنید؟ فکر می‌کنید از خانواده‌های محترمی هستید؟ شاید فقط این روزنامه‌نگار اینجا از یک خانواده محترم باشد...» تمام اردوگاه با خنده از جا پرید و فضای سنگین جلسه را از بین برد. هرگز آن را فراموش نمی‌کنم؛ این اولین بار در زندگی‌ام بود که در جلسه‌ای با بیش از ۳۰۰ دختر که در یک اردوگاه اصلاح و تربیت مرتکب اشتباه شده بودند، نشستم، اما من فقط توانستم یک گزارش خبری برای ارسال به روزنامه تان نین بنویسم. از طریق پست

دقیقاً یک سال بعد، وقتی روزنامه به خیابان نگوین تونگ منتقل شد، من داستان کوتاهم ، «تاریکی و روشنایی»، درباره یک واحد نیروگاه برق آبی در نام گیانگ را فرستادم. وقتی یک واحد دانشجویی قبر یک سرباز را در حاشیه جنگل کشف کرد و به خانواده اطلاع داد که برای تحویل گرفتن بقایای جسد بیایند، زن آن شب در محل ماند و تعریف کرد که چگونه او و شوهر مرحومش کارگر نیروگاه بن توی بودند. شوهرش به جنوب رفته بود، در حالی که او به عنوان کارگر نیروگاه باقی مانده بود و به دلیل اختلاس مواد، توبیخ شده بود. آنها در میان بمب‌ها و گلوله‌ها برای حفظ منبع تغذیه جنگیده بودند و سپس به دلیل حرص و طمع مرتکب جرم شده بودند. این فاصله شکننده بین هر فرد بود...

Ngày ấy ở Báo Thanh Niên- Ảnh 1.

فعالیت‌های روزنامه تان نین در دفتر مرکزی ویتنام (که اکنون دفتر مرکزی ساحلی است) پس از سیل تاریخی سال ۱۹۹۹. عکس ۱: خودروی روزنامه تان نین در حال ورود به منطقه سیل‌زده کوانگ نام برای تهیه گزارش از این رویداد.

عکس: لو وان تو

Ngày ấy ở Báo Thanh Niên- Ảnh 2.

عکس ۲: تلاش‌های امدادرسانی در سرچشمه‌های رودخانه تو بون، کوانگ نام.

عکس: لو وان تو

کمی بعد، وقتی به مجله کوانگ لند منتقل شدم، هیئت تحریریه از من و روزنامه‌نگار هوین نگوک چن دعوت کرد تا به روزنامه بپیوندیم، چون نسخه پنجشنبه را اضافه کرده بودند و به خبرنگاران بیشتری در ویتنام مرکزی نیاز داشتند. کمی بعد، هوین نگوک چن به جنوب منتقل شد و تنها من ماندم تا در سال ۱۹۹۲ دفتر نمایندگی روزنامه را در ویتنام مرکزی تأسیس کنم. در آن زمان، هیئت تحریریه همچنین از شاعر تای نگوک سان دعوت کرد تا پس از ترک شغلش در مجله سونگ هوئونگ ، به عنوان خبرنگار در هوئه فعالیت کند.

این جزئیات را برای توضیح بیشتر ذکر می‌کنم: برای گسترش روزنامه رو به رشد تان نین ، هیئت تحریریه در آن زمان با جسارت بسیاری از نویسندگان پیشکسوت را از استان‌های مختلف، مانند نویسنده دِ وو از نها ترانگ، شاعر تان هوای دا وو، شاعر له نووک توی، نویسنده نگوین هوانگ تو از ارتفاعات مرکزی، شاعر و موسیقیدان وو دوک سائو بین... برای تقویت دفتر تحریریه و بخش‌ها استخدام کرد. وقتی در 20 تران هونگ دائو بی ملاقات کردیم، از قبل یکدیگر را می‌شناختیم، بنابراین فضای کاری بسیار آرام بود.

Ngày ấy ở Báo Thanh Niên- Ảnh 3.

روزنامه نگار ترونگ دین تانگ در سفری خبری به جزیره لی سون، کوانگ نگای.

عکس: TL

خارج از ساعات کاری، همکاران اغلب در کافی‌شاپ یا سالن بیلیارد کنار دفتر تحریریه جمع می‌شدند و فضایی پر جنب و جوش ایجاد می‌کردند. آقای وو دوک سائو بین، معلم سابق که قبلاً به عنوان روزنامه‌نگار کار می‌کرد، مرتباً تجربیات خود را در مورد تکنیک‌های نویسندگی به اشتراک می‌گذاشت که نویسندگان جوان با دقت به آنها گوش می‌دادند.

در آن زمان، آقای هوین تان مام هنوز در سمت خود بود و ما گهگاه برای نوشیدن می‌نشستیم و درباره چیزهای قدیمی و جدید گپ می‌زدیم. آقای مام با سوزوکی خود به محل کار می‌رفت و طبع آرامی داشت. من مدام از خودم می‌پرسیدم که چطور چنین شخصی می‌توانسته قبل از سال ۱۹۷۵ رهبر جنبش دانشجویی باشد. قبل از اینکه بتوانم او را کاملاً درک کنم، تنها پس از مدت کوتاهی به سمت دیگری منتقل شد...

در آن زمان، روزنامه‌ها هنوز با تیراژ پایین در حال دست و پنجه نرم کردن بودند. بعد از شیفتشان، تمام اعضای تیم تحریریه مجبور بودند برای نظارت بر موجودی کاغذ و بررسی مقادیر سفارش داده شده توسط توزیع‌کنندگان، به چاپخانه بروند... گاهی اوقات آنها تا بعد از ساعت ۹ شب به خانه نمی‌رسیدند. من از دانانگ می‌آمدم و شب‌ها روی کف کاشی‌کاری شده می‌خوابیدم، بنابراین همکارانم اغلب من را دعوت می‌کردند تا ببینم اوضاع چگونه است. من اغلب به اتاق فنی می‌رفتم تا ببینم بخش مونتاژ چگونه طرح‌بندی و برش و چسباندن را ایجاد می‌کند... به لطف این، من در مورد مراحل مختلف تولید روزنامه اطلاعات کسب کردم که بسیار مفید بود.

۲. وقتی روزنامه به خیابان کانگ کوین، پلاک ۲۴۸، منتقل شد، دوره‌ای از موفقیت بزرگ بود، اگرچه محل هنوز تنگ بود و فضای کافی برای کار صدها نفر با هم وجود نداشت، بنابراین میز و صندلی‌های اضافی باید در راهرو قرار می‌گرفت. گاهی اوقات ۲-۳ نفر در دبیرخانه تحریریه مجبور بودند یک میز را به اشتراک بگذارند، اما فضای کاری همیشه فوری و جدی بود.

یادم می‌آید چندین جلسه توجیهی صبحگاهی داشتم که سردبیر می‌آمد. قبل از جلسه، او به بسیاری از کیوسک‌های روزنامه‌فروشی می‌رفت تا نظرات، چه مثبت و چه منفی، را مشاهده و گوش دهد. یک بار از من دعوت شد تا سخنرانی کنم. و من همیشه صادقانه می‌گفتم: «در دا نانگ، حالا هر روز صبح وقتی به کافی‌شاپ می‌روید، اولین روزنامه‌ای که در دست مشتری می‌بینید و روزنامه‌ای که خیلی‌ها اول از همه برای خواندن انتخاب می‌کنند، روزنامه تان نین است. در دفتر، اغلب با افراد بازنشسته‌ای روبرو می‌شوید که با روزنامه به آنجا می‌آیند؛ برخی آن را تحسین می‌کنند، برخی پیشنهادهایی می‌دهند...» من گفتم که روزنامه‌نگاری اکنون بسیار دشوار است زیرا سطح تحصیلات خوانندگان بسیار بالاست. آن روز، سخنرانی من به خاطر صداقتش مورد تحسین قرار گرفت.

وقتی هیئت تحریریه تصمیم گرفت دفتر روزنامه‌ای در ویتنام مرکزی تأسیس کند، با توجه به اینکه آژانس هنوز فقیر بود، من با جسارت پیشنهاد دادم که از خانه‌ام در خیابان ترونگ نو وونگ به عنوان دفتر استفاده شود و اجاره‌ای دریافت نشود. اگرچه این دفتر فقط حدود 30 متر مربع مساحت داشت، اما تا پایان سال 1996 فعالیت داشت، قبل از اینکه بتوانم خانه‌ای در خیابان باخ دانگ بخرم، جایی که تا به امروز باقی مانده است. این دفتر «موقت» در خانه من به مکانی برای تجمع بسیاری از بازنشستگان، خوانندگان و نویسندگان از کوانگ تری، توا تین-هو، دا نانگ، کوانگ نام و کوانگ نگای تبدیل شد، جایی که آنها در آنجا اقامت داشتند و به طور فعال مقالات خود را رد و بدل می‌کردند.

وقتی دفتر افتتاح شد، علاوه بر همکاران، رهبران استان‌های دا نانگ و کوانگ نام نیز حضور داشتند. آقای نگوین دین آن، آقای نگوین وان چی، آقای نگوین با تان، آقای نگوین شوان فوک و حتی چهره‌های بازنشسته‌ای مانند نویسندگان نگوین وان شوان، دوان با تو و وین لین مرتباً برای تبادل اطلاعات به آنجا می‌آمدند. فضا همیشه پر جنب و جوش بود، به خصوص وقتی روزنامه تان نین در دا نانگ شروع به چاپ کرد. آقای دوان با تو اغلب می‌گفت: «مردم دا نانگ و ویتنام مرکزی قبلاً روز بعد، وقتی با ماشین و قطار می‌رسیدند، روزنامه می‌خواندند. اکنون، روزنامه‌ها ساعت ۵ صبح برای خواندن در دسترس هستند. شما عادات مطالعه مردم را تغییر داده‌اید، واقعاً فوق‌العاده است.»

۳. از سال ۱۹۷۲ برای تحصیل به سایگون رفتم و تنها در پایان سال ۱۹۷۵ برگشتم. یکی از دوستانم پیشنهاد داد که درباره نسل قدیمی روزنامه‌نگاران در دانانگ بنویسم. در واقع، نوشتن خیلی سخت است. من بسیاری از آنها را می‌شناسم، اما مطلقاً هیچ چیز در مورد حرفه روزنامه‌نگاری در دانانگ قبل از سال ۱۹۷۵ نمی‌دانم.

همانطور که اشاره شد، قبل از سال ۱۹۷۵، حتی قبل از اینکه روزنامه تان نین را به دانانگ بیاوریم، روزنامه‌نگاران زیادی اینجا نبودند و آنها به روزنامه‌های شهر هوشی مین وابسته بودند. روزنامه‌ها باید با هواپیما یا قطار ارسال می‌شدند و فقط روز بعد در دسترس بودند. بنابراین، فضای روزنامه‌نگاری، چه برای خوانندگان و چه برای نویسندگان، بسیار راکد بود. این غم‌انگیز بود، اگرچه مردم دانانگ به روزنامه‌نگاری علاقه زیادی داشتند.

اکنون، پس از نسل ما، با پیشرفت در فناوری، نسل بزرگ و پرجنب‌وجوشی از روزنامه‌نگاران جوان در ویتنام مرکزی وجود دارد. استان‌ها و شهرها همگی روزنامه‌های محلی و انجمن‌های روزنامه‌نگاری دارند. به لطف این، روزهایی که ما در روزنامه‌نگاری گذراندیم، اکنون فقط خاطره هستند.

بنابراین، خاطراتی که ثبت می‌کنم صرفاً خاطرات سال‌های شکل‌گیری حرفه‌ام هستند، نه بیشتر و نه کمتر...

منبع: https://thanhnien.vn/ngay-ay-o-bao-thanh-nien-185250618014930422.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مناظر کوهستانی دوستی

مناظر کوهستانی دوستی

مانور اطفاء حریق در شهرک‌های صنعتی

مانور اطفاء حریق در شهرک‌های صنعتی

نقشه برداری به مناسبت روز آزادی در 30 آوریل.

نقشه برداری به مناسبت روز آزادی در 30 آوریل.