Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوآ.

VTC NewsVTC News16/06/2023


«با دیدن دوستانم که خودکار را بین انگشتانشان نگه می‌داشتند، من هم خودکار را بین انگشت پای چپم گرفتم تا نوشتن را تمرین کنم. از آنجا که پای راستم کوتاه‌تر از پای چپم است، نگه داشتن خودکار برای نوشتن نامه حتی دشوارتر هم شد. انگشتان پایم اغلب خراشیده و تاول می‌زدند و باعث درد زیادی می‌شد و شب‌های زیادی نمی‌توانستم بخوابم.»

اینها گزیده‌هایی از سخنرانی تأثیرگذار معلم له تی تام (ساکن کمون دونگ تین، ناحیه دونگ سون، استان تان هوآ) در مراسم بزرگداشت هفتاد و پنجمین سالگرد «فراخوان میهن‌پرستی» رئیس‌جمهور هوشی مین است.

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم له تی تام در غلبه بر شرایطش، بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داده است. خانم تام همچنین نمونه‌ای از معلمی است که با وجود معلولیت و از دست دادن هر دو دست، به طور ویژه برای تدریس در منطقه استخدام شده است. رویای او برای ایستادن بر روی سکو بالاخره به حقیقت پیوسته است.

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوآ - قسمت اول

تام در خانه‌ای کوچک و یک طبقه در انتهای کوچه‌ای باریک در روستای دوان کت، بخش دونگ تین، منطقه دونگ سون، استان تان هوآ زندگی می‌کند. او خواهر بزرگتر است و یک برادر کوچکتر دارد که امسال ۱۹ ساله می‌شود. این دختر ریزنقش با لبخند مطمئن و چشمان معصومش از همان اولین ملاقات تأثیرگذار است. تام اگرچه ۲۴ ساله است، اما تنها ۱.۴ متر قد و کمتر از ۳۰ کیلوگرم وزن دارد. مردم اغلب او را با لقب آشنایش، "پنگوئن" صدا می‌زنند.

روزی که تام به دنیا آمد، بستگانش متوجه شدند که او مانند سایر کودکان بدون دست به دنیا آمده است. از ترس اینکه خانم نگوین تون تین نتواند بر این شوک غلبه کند، بستگانش با پیچیدن نوزاد در پوشک، حقیقت را پنهان کردند. یک هفته بعد، در حالی که تمام خانواده در مزارع مشغول کاشت برنج بودند، خانم تین پوشک را باز کرد تا آن را عوض کند و متوجه شد که دخترش دست ندارد. او ساکت شد و اشک از چشمانش جاری شد.

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوآ - بخش ۲

او تام را محکم در آغوش گرفت و بارها از دخترش عذرخواهی کرد. او خودش را سرزنش می‌کرد که به دلیل شرایط سخت خانواده، در دوران بارداری به جای سونوگرافی درست و حسابی، فقط در مرکز بهداشت محلی معاینه شده است. خانم تین شغل ثابتی نداشت و تمام هزینه‌های خانه به حقوق ناچیز شوهرش، آقای لو ژوان آن، به عنوان کارگر ساختمانی بستگی داشت.

با این حال، لبخند معصومانه‌ی تام در آن لحظه به او کمک کرد تا آرامش خود را بازیابد. مادر بیچاره قسم خورد که تمام عشق خود را وقف جبران سختی‌های دخترش کند.

تهم در میان محبت والدین و اقوامش بزرگ شد. در چهار سالگی، به دلیل سختی بیش از حد خانواده، پدر سخت‌کوشش دیگر نمی‌توانست بار حمایت از خانواده و پرداخت هزینه‌های درمانی تهم را به تنهایی تحمل کند، بنابراین خانم تین مجبور شد او را به مهدکودک بفرستد تا بتواند سر کار برود.

از آن به بعد، دخترک اراده‌ی خارق‌العاده‌ای از خود نشان داد که تحسین همه را برانگیخت. تام با دیدن همکلاسی‌هایش که خودکار و دفترچه داشتند، از مادرش خواست که آنها را برایش بخرد، اما از آنجایی که نمی‌توانست با دستانش بنویسد، از پاهایش برای کشیدن خط خطی استفاده می‌کرد. وقتی برای اولین بار شروع به یادگیری نوشتن کرد، پاهایش از شدت گرفتن خودکار ورم می‌کرد، به طوری که تمام شب نمی‌توانست بخوابد. گاهی اوقات، درد آنقدر شدید بود که خودکار را زمین می‌گذاشت و گریه می‌کرد، اما پس از مدتی، دوباره آن را برمی‌داشت و به تمرین ادامه می‌داد.

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوا - قسمت 3

در پنج سالگی، تام نه تنها با تسلط بر الفبا، بلکه با توانایی خواندن اعداد و کتاب‌های درسی کلاس اول، معلمان خود را شگفت‌زده کرد. از آن به بعد، مسیر دانش ذهن معصوم دختر کوچک را روشن کرد. با ورود به مدرسه ابتدایی، در چند روز اول، تام از مادرش می‌پرسید: «چرا من مثل بقیه بچه‌ها دست ندارم؟ دست‌هایم کی رشد می‌کنند؟»

خانم تین که می‌دانست نمی‌تواند برای همیشه این موضوع را پنهان کند، اشک‌هایش را فرو خورد، دخترش را در آغوش گرفت و حقیقت را به او گفت. او تام را تشویق کرد که به شکل دادن به زندگی‌اش با تکیه بر دو پای خودش ادامه دهد.

در طول دوران مدرسه، در کنار شادی‌ها، تام به عنوان کسی که «دست ندارد» سختی‌ها و غم‌های زیادی را نیز تجربه کرد.

تام گفت: «دیدن هم‌سن‌وسال‌هایم که با خوشحالی لی‌لی و طناب‌بازی می‌کردند در حالی که من فقط می‌توانستم تنها بنشینم، خیلی ناراحتم کرد. بعضی از دوستانم حتی به من اشاره کردند و گفتند: «اوه، به دختری که دست ندارد نگاه کن»، «به پنگوئن نگاه کن» و تنها کاری که از دستم بر می‌آمد این بود که به خانه بروم و برای مادرم گریه کنم.»

این دختر جوان به وضوح سخنان مادرش را که به او انگیزه رسیدن به جایگاه امروزش را داد، به یاد می‌آورد: «باید بیشتر تلاش کنی. اگر یک فرد معمولی یک بار تلاش می‌کند، تو باید 20 برابر بیشتر تلاش کنی. افراد زیادی در این دنیا هستند که از تو محروم‌ترند؛ تو باید تلاش کنی تا عضو مفیدی از جامعه شوی.»

تام با صدایی گرفته و سرشار از احساسات گفت: «مادرم معلم دوم من نیز هست. او علاوه بر اینکه در همه چیز به من کمک می‌کند، بهترین توصیه‌ها را نیز به من می‌دهد تا بتوانم در آینده بهتر شوم و پیشرفت بیشتری داشته باشم.»

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوا - ۴
تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوا - ۵

به مدت ۱۲ سال، تام به مدرسه رفت و به مدت ۱۲ سال، خانم تین در زیر آفتاب و باران، دخترش را با دوچرخه زهوار در رفته‌اش به مدرسه برد. دختر کوچکش به مادرش و همه حقیقت این ضرب‌المثل را ثابت کرد که «معلول است اما بی‌فایده نیست». در طول این ۱۲ سال تحصیل، او به طور مداوم عنوان دانش‌آموز ممتاز را کسب کرد و جوایز برجسته متعددی را در مسابقات خوشنویسی و نقاشی در سراسر استان تان هوآ به دست آورد.

در روز امتحان ورودی دانشگاه، تام به دلیل وضعیت نامناسب سلامتی و استرس دو بار غش کرد و مادرش، خانم تین، او را مجبور کرد تا برای بهبودی به درمانگاه ببرد. تام پس از به هوش آمدن، اصرار داشت که دوباره در امتحان شرکت کند اما قدرت کافی نداشت. در نتیجه، او امتیاز کافی برای قبولی در امتحان را کسب نکرد.

خانم تین با دیدن غم دخترش، فرصتی را غنیمت شمرد و به دانشگاه رفت تا با رئیس دانشگاه ملاقات کند و درباره رویای دخترش برای معلم شدن صحبت کند. آقای نگوین مان آن، رئیس دانشگاه هونگ دوک، که تحت تأثیر اشتیاق تام برای یادگیری و عزم و اراده فوق‌العاده‌اش قرار گرفته بود، به او اجازه ورود ویژه به برنامه آموزش زبان انگلیسی، در مقطع کارشناسی، را داد.

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوآ - ۶

پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۲۰۲۰، تام به روستای خود بازگشت و رویای تدریس را دنبال کرد. کلاس درس کوچک او، کمتر از ۲۰ متر مربع، در کنار خانه‌اش ساخته شده و مجهز به پروژکتور و پنکه‌های برقی است. تابستان امسال، تام به ۳۵ دانش‌آموز از کلاس دوم تا نهم تدریس می‌کند.

تام در ابتدا قصد داشت برای چند جلسه به صورت رایگان به کودکان روستا آموزش دهد، اما به طور غیرمنتظره‌ای، والدین بیشتری فرزندان خود را در کلاس‌های اضافی ثبت نام کردند تا دانش آنها را بهبود بخشند. تام تصمیم گرفت یک کلاس تدریس خصوصی در خانه افتتاح کند و از والدینش خواست تا تجهیزات اضافی برای تسهیل آموزش خریداری کنند. به تدریج، کلاس تام دانش‌آموزان بیشتر و بیشتری را از روستا جذب کرد.

«در زادگاه من، بیشتر دانش‌آموزان از خانواده‌های محروم می‌آیند و والدینشان در کشاورزی مشغول به کار هستند. وقتی این کلاس تدریس خصوصی را افتتاح کردم، هدف اصلی‌ام کمک به بچه‌ها و کمک به آنها در تحصیل بود.»

تام گفت: «در دوران مدرسه، از معلمان و دوستانم کمک زیادی دریافت کردم. حالا باید به عنوان راهی برای تشکر از کسانی که در گذشته به من کمک کردند، جبران کنم. من از بسیاری از دانش‌آموزانی که از نظر مالی در مضیقه هستند، شهریه نمی‌گیرم.»

تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوا - 7
تاب‌آوری خارق‌العاده معلم بدون دست در تان هوا - ۸

خانم تین خوشحال بود که دخترش به آرزویش برای معلم شدن رسیده است، اما در اعماق وجودش هنوز نگران سلامتی‌اش بود. تام از نظر سلامتی ضعیف بود و اغلب با تغییر هوا بیمار می‌شد. سه سال پیش، مجبور شدند بخش‌هایی از استخوان‌های بازویش را بردارند. تام از ضعف استخوان‌ها و دژنراسیون ستون فقرات رنج می‌برد و به طور منظم دارو مصرف می‌کرد.

هر وقت معلم بیمار می‌شد، تمام کلاس تعطیل می‌شد و دانش‌آموزان با عجله او را صدا می‌زدند. بسیاری از دانش‌آموزان برای خرید شیر به خانه‌اش هجوم می‌بردند و او را تشویق می‌کردند که چیزی بخورد و بنوشد تا زودتر حالش بهتر شود و بتواند به تدریس زبان انگلیسی به کودکان فقیر روستا ادامه دهد.

از سال تحصیلی آینده، تام این فرصت را خواهد داشت که روی سکو بایستد، دانش‌آموزان را در کلاس درس مشاهده و به آنها آموزش دهد و در ایجاد یک محیط آموزشی مشارکت کند. این زن جوان این شانس را خواهد داشت که رویای همیشگی خود را محقق کند.

«تاریک‌ترین زمان قبل از طلوع آفتاب است. خودِ آینده، خودت را در زمان حال فراموش نکن. به سمت خورشید حرکت کن، سایه‌ها پشت سرت خواهند افتاد. حالا، مهم نیست کجا ایستاده‌ای، فراموش نکن که همیشه رو به جلو حرکت خواهی کرد.» این جمله‌ی تام است.



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جذابیت ملایم رنگ

جذابیت ملایم رنگ

قالب ساز

قالب ساز

با هم به خط پایان می‌رسیم. ورزشکار مسنی که ۴۲ کیلومتر دویده بود، به موقع تشویق شد.

با هم به خط پایان می‌رسیم. ورزشکار مسنی که ۴۲ کیلومتر دویده بود، به موقع تشویق شد.