Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

یک «معلم» فداکار از صمیم قلب.

در شمال غربی ویتنام در طول ماه جولای، نور خورشید مانند عسل طلایی می‌ماند. هر پرتو نور درخشان، بازیگوشانه می‌رقصد و برگ‌های سبز تیره درختان ترمینالیا کاتاپا را که در نسیم تکان می‌خورند، نوازش می‌کند.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên26/08/2025

امروز، مدرسه ما امتحان ورودی کلاس ششم داشت. وقتی به همکارم که کنارم نشسته بود نگاه کردم، لبخندی درخشان بر لبانش نقش بست، زیرا در میان دانش‌آموزانی که امتحان ورودی کلاس دهم را قبول شده بودند، نام یک دانش‌آموز «ویژه» از کلاس او بود که نمره بالایی در مقایسه با شرایط پذیرش کسب کرده بود. در آن لبخند، برق اشک را دیدم. همکاری که می‌خواهم در این مقاله با تحسین عمیق از او یاد کنم، خانم فام تی تام، معلم علوم در مدرسه متوسطه 19/5 در کمون مای سون، استان سون لا - مدرسه‌ای که در حال حاضر در آن کار می‌کنم - است.

چهار سال تلاش پیگیر و صبورانه در کنار شاگرد خاصش.

خانم تام پیش از کار در مدرسه راهنمایی ۱۹/۵، شش سال در مدارس مناطق محروم استان دین بین کار کرد. در سال ۲۰۱۳، خانم تام به منطقه زادگاهش بازگشت. سفر او در گسترش دانش و عشق ورزیدن ادامه یافت.

یک «معلم» فداکار از صمیم قلب - عکس ۱.

کیم چی در سال تحصیلی جدید تغییرات مثبتی را نشان داده است (عکسی که در اواسط ترم اول سال تحصیلی 2024-2025 با خانم تام گرفته شده است).

عکس: ارائه شده توسط نویسنده

در میان بسیاری از دانش‌آموزان «خاص»، یک دانش‌آموز در کلاس خانم تام وجود داشت که «خاص بودن» نگران‌کننده‌اش همیشه او را آزار می‌داد. آن دانش‌آموز نگوین کیم چی بود. چی در ابتدای ترم دوم کلاس ششم به کلاس خانم تام منتقل شد. او ظاهری تا حدودی پسرانه، موهای کوتاه، لباس پسرانه و اغلب ماسک صورت داشت. او تقریباً درونگرا، گوشه‌گیر و بی‌میل به تعامل با همکلاسی‌هایش بود؛ گاهی اوقات در کلاس بی‌تفاوت و بی‌توجه به نظر می‌رسید و انگیزه‌ای برای یادگیری نداشت. به‌ویژه نگران‌کننده، غیبت‌های مکرر چی از مدرسه بدون توضیح بود.

خانم تام با مشاهده رفتار غیرمعمول دانش‌آموز خود، به خانه او رفت تا والدینش را تشویق و با آنها صحبت کند. خانم تام از طریق مشاهدات خود متوجه شد که کیم چی از «قطع ارتباط اجتماعی» رنج می‌برد که با «از دست دادن تعامل با دیگران و قطع ارتباط با محیط اطرافش» آشکار می‌شود. او در خانواده‌اش نمی‌خواست با کسی ارتباط برقرار کند، چیزی را به اشتراک بگذارد یا مبادله کند - کاری که قبلاً انجام نداده بود. کیم چی دائماً نشانه‌هایی از کناره‌گیری و مقاومت در برابر درخواست‌های والدینش را نشان می‌داد.

خانم تام پس از گذراندن وقت برای آشنایی با بیماری، اگر هر روز صندلی کیم چی را خالی می‌دید، ترجیح می‌داد به کلاس برود و هر وقت کلاس نداشت، به خانه کیم چی می‌رفت. چون می‌دانست کیم چی داخل است، صدایش می‌کرد، اما اگر کیم چی در را باز نمی‌کرد، خانم تام ساعت‌ها بیرون می‌ایستاد و از لای در صحبت می‌کرد تا با دانش‌آموز خود صحبت کند و او را تشویق کند.

مواقعی بود که او می‌رسید و فقط خواهر کوچکترش، دانش‌آموز کلاس چهارم، به تنهایی مشغول پختن برنج بود، زیرا مادرشان به زادگاهش برگشته بود، پدرشان برای رانندگی بیرون رفته بود و کیم چی فقط خواب بود. معلم تام با صبر و حوصله می‌ماند و ضمن کمک به چی و خواهرش با آنها گپ می‌زد. سپس، مرتباً هر یکشنبه، به خانه آنها می‌رفت تا با مادرشان صحبت کند تا روند درمان چی را بهتر درک کند و قرارهای بعدی او را پیگیری کند.

هرچه خانم تام داستان‌های بیشتری درباره چی می‌شنید، بیشتر دلش برای او می‌سوخت و سپس به داخل می‌رفت. وقتی چی معلمش را می‌دید، بهانه‌ای می‌آورد تا به دستشویی برود تا از او دوری کند. خانم تام همچنان پیگیر و صبور بود و منتظر بیرون آمدن چی می‌ماند و بارها پس از «صحبت کردن با خودش» از بیرون در دستشویی، مجبور به ترک آنجا می‌شد. در کلاس، او از دانش‌آموزان دختر می‌خواست که بیشتر به دانش‌آموز «ویژه» خود توجه کنند، فعالانه با او صحبت کنند و به او نزدیک‌تر شوند. معلم همچنین کیم چی را تشویق کرد که به گروه هنرهای نمایشی کلاس بپیوندد تا فرصتی برای معاشرت و شرکت در فعالیت‌های گروهی داشته باشد. اگرچه چی بارها امتناع کرد و حتی یک بار تمرین را رها کرد، اما معلم دلسرد نشد.

من به وضوح بررسی عملکرد تحصیلی چی در پایان سال تحصیلی 2023-2024 را به یاد دارم. چی در آن زمان کلاس هشتم بود. وقتی شورای آموزشی مدرسه پرونده او را بررسی کرد، بسیاری از معلمان دروس با پیشنهاد معلم مبنی بر دادن نمره "خوب" به چی به دلیل رفتارش مخالفت کردند، زیرا او مرتباً بدون دلیل از کلاس‌ها غیبت می‌کرد و به طور فعال در بحث‌های کلاسی شرکت نمی‌کرد. فضای جلسه غم‌انگیز شد. سپس، خانم تام با صدایی گرفته از احساسات بلند شد و گفت: "لطفاً به چی فرصتی بدهید تا تلاش‌هایش را ثابت کند و تغییر کند. من و خانواده‌ام به عنوان معلم کلاس‌هایش، که تقریباً سه سال با چی بوده‌ایم، نشانه‌های مثبتی از او می‌بینیم. پرونده چی نیاز به مراقبت، درک و حمایت زیادی دارد..."

یک «معلم» فداکار از صمیم قلب - عکس ۲.

یک «معلم» فداکار از صمیم قلب - عکس ۳.

کیم چی در کلاس ادبیات (چپ) و معلمش تام در کنار کیم چی در طول درسش.

عکس: ارائه شده توسط نویسنده

و در طول ماه‌های تابستان آن سال تحصیلی، هر زمان که همکارم وقت آزاد داشت، برای گپ زدن و جویا شدن حال چی به خانه‌اش می‌آمد. او همچنین پس از کسب اجازه از والدین چی، او را به خانه‌اش دعوت کرد. کیم چی با معلمش صمیمی‌تر شد و درباره خانواده‌اش به او گفت، به خصوص اینکه والدینش چگونه از او مراقبت می‌کنند، حالش را می‌پرسند و به او نزدیک هستند.

سپس، در آغاز سال تحصیلی ۲۰۲۴-۲۰۲۵، در روز افتتاحیه، در حالی که به همراه دانش‌آموزانم برای آماده شدن برای مراسم صف کشیده بودیم، برای اولین بار در سه سالی که به کلاس خانم تام ادبیات درس می‌دادم، لبخند درخشان دانش‌آموز مو کوتاهم به نام کیم چی را دیدم. این همچنین یکی از نادر دفعاتی بود که دیدم او ماسکش را برداشت و صورتش را نشان داد.

در کلاس ادبیات من، چی دستش را برای کمک به درس بالا برد و وقتی نوبت به جلسه عملی رسید، حتی داوطلبانه با اعتماد به نفس و با تشویق همکلاسی‌هایش، برای انجام تمرین‌ها به پای تخته رفت. این تغییر شگفت‌انگیز در چی نه تنها توسط من، بلکه توسط سایر معلمان در دروس دیگر نیز مشاهده شد.

و داشتن دانش‌آموزی به گشاده‌رویی، دوستانه بودن و اجتماعی بودن کیم چیِ فعلی، شاید بدون حضور و عشقی که در قلب معلم تام شعله‌ور است، غیرممکن باشد. برای معلم تام، کیم چی شاید خاص‌ترین دانش‌آموز در طول تقریباً ۱۸ سال فعالیت حرفه‌ای‌اش در آموزش مردم باشد.

تحول مثبت کیم چی مرا به یاد ضرب المثلی می اندازد: «هر جا عشق باشد، همیشه معجزه هم هست.» و بله، هر کسی فقط یک بار زندگی می‌کند، پس بیایید آن را معنادار و زیبا کنیم، همانطور که شاعر تو هو زمانی گفته است: «مردم برای عشق ورزیدن به یکدیگر زندگی می‌کنند.»

یک «معلم» فداکار از صمیم قلب - عکس ۴.

خانم تام در چهارمین اهدای خونش.

عکس: ارائه شده توسط نویسنده

امید از قلبی سرشار از عشق شعله‌ور می‌شود.

او نه تنها به حرفه خود در آموزش و پرورش علاقه زیادی دارد، بلکه خانم تام با مهربانی، دلسوزی و عشق، با تمایل به بخشیدن بدون انتظار چیزی در عوض، به من، همکارانم و دانش‌آموزانم الهام می‌بخشد. از سال ۲۰۱۷ تا به امروز، این معلم با قلبی پر از عشق، هفت بار داوطلب اهدای خون شده و چهار بار واجد شرایط این کار بوده است. خانم تام گفت: «از طریق خونم، می‌خواهم کسانی که کمتر خوش‌شانس هستند، کسانی که در شرایط دشوار هستند، امید را در انتهای راهی که قبلاً فکر می‌کردند تاریکی و ناامیدی است، ببینند.»

یک ضرب‌المثل هست که می‌گوید: «معلم بزرگ کسی است که از قلبش درس می‌دهد، نه از کتاب‌ها.» معلم تام مانند پرتوی کوچک از نور خورشید است که روح ما را روشن می‌کند، انرژی مثبت را در قلب معلمانی مانند ما می‌پاشد و در نسل معلمان در ارتفاعات، اراده و ایمان به آینده‌ای روشن برای نسل‌های دانش‌آموزان را القا می‌کند. او نه تنها با فداکاری به کودکان آموزش می‌دهد، بلکه در اعماق قلبش پشتکار و قلبی سرشار از عشق وجود دارد. و دقیقاً به دلیل سفر پشتکار، دلسوزی و شیوه زندگی زیبای اوست که ما حرفه معلمی را بیش از پیش دوست داریم و گرامی می‌داریم. حرفه‌ای که اگرچه دشوار و طاقت‌فرسا است، اما به ما این امکان را می‌دهد که عشق بورزیم و در عوض شادی عظیمی دریافت کنیم.


منبع: https://thanhnien.vn/nguoi-giang-day-miet-mai-tu-trai-tim-185250818115444879.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رنگ‌های سایگون: ۵۰ سال صلح و اتحاد مجدد

رنگ‌های سایگون: ۵۰ سال صلح و اتحاد مجدد

رنگ سبز پو لونگ

رنگ سبز پو لونگ

ریه‌های سایگون

ریه‌های سایگون