Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد ماهی‌های شالیزار در روزهای بارانی

در روزهایی که باران سیل‌آسا می‌بارید، از صبح تا شب، به زادگاهم برمی‌گشتم. کنار پنجره می‌نشستم و بارش باران را تماشا می‌کردم که خاطراتم به دوران کودکی‌ام برمی‌گشت. در آن روزهای بارانی، ما بچه‌ها با هیجان سعی می‌کردیم ماهی‌های ریز را در شالیزارها بگیریم، به اطراف آب‌بازی می‌کردیم و برای گرفتن آنها با هم رقابت می‌کردیم.

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk17/08/2025

در خاطرات من، روزهای بارانی و سیل در روستای فقیرمان همیشه برای ما بچه‌ها شادی بی‌حد و حصری به ارمغان می‌آورد. چون وقتی سیل از مزارع دوردست بالا می‌آمد، صدها ماهی جریان آب را دنبال می‌کردند و به حیاط، ریشه درختان و بوته‌ها سرازیر می‌شدند.

آن زمان‌ها، فقط شنیدن صدای ملایم باران روی سقف حلبی خانه، من و برادرم را بی‌قرار می‌کرد. مادرم وقتی ما را می‌دید که به آسمان نگاه می‌کنیم و به باران شدیدتر و سیل عمیق‌تری امیدوار هستیم، لبخندی شیطنت‌آمیز می‌زد. در دوران کودکی معصومانه‌مان، وقتی می‌دیدیم آب سیل به حیاط سرازیر می‌شود، از خوشحالی هلهله می‌کردیم. پدرم سریع یک سبد بامبو و چند تله ماهی برمی‌داشت و ما را برای گرفتن ماهی به شالیزارها می‌برد.

تصویرسازی: ترا مای

ماهی‌های کوچک آب شیرین ریز بودند، بعضی به طول یک کف دست، بعضی به کوچکی یک انگشت، بدن‌هایشان باریک و برخی با فلس‌های نقره‌ای براق. اسم داشتند، اما انگار هیچ‌وقت نمی‌توانستم آنها را به خاطر بیاورم؛ به محض اینکه پدرم سخنرانی‌اش را تمام می‌کرد، فراموششان می‌کردم. آنها که با گل و لای حمل می‌شدند، در آب تیره حرکت می‌کردند و گهگاه برای نفس کشیدن به سطح آب می‌آمدند و دوباره ناپدید می‌شدند. ما بچه‌ها به داخل آب می‌رفتیم و چشمانمان به ماهی‌هایی که وول می‌خوردند دوخته شده بود. در آن بعدازظهر دلگیر، صدای خنده در سراسر حیاط مرطوب طنین‌انداز بود.

پدرم، با تجربه و مهارتی که داشت، سبد بامبو را با قدرت به داخل آب کم‌عمق، جایی که مشکوک به پنهان شدن ماهی‌های آب شیرین بود، فرو می‌کرد. گاهی اوقات، فقط یک فرو کردن، دوازده ماهی را که در حال وول خوردن و حرکت سریع بودند، بیرون می‌آورد. ما با دیدن ماهی‌های آب شیرین در سبد، از شادی و هیجان هلهله می‌کردیم.

باران بند آمد، آب فروکش کرد و ماهی‌های آب شیرین در گودال‌های کوچک، زیر درختان و در جوی‌ها گیر افتادند. این زمان مناسبی برای ما بود تا آنها را بگیریم. ما یکی یکی آنها را جستجو می‌کردیم، مثل اینکه دنبال گنج می‌گردیم. هر بار که یک ماهی آب شیرین زنده در گودال کم‌عمقی پیدا می‌کردیم، از خوشحالی فریاد می‌زدم. دستان کوچکم با دقت ماهی را از آب بیرون می‌آوردند و پوست خنک و لغزنده‌اش را روی کف دستم حس می‌کردم.

مادرم اغلب ماهی‌های آب شیرین را که می‌گرفت در سوپ ترش می‌پخت. با نگاه به ماهی‌های کوچک، ممکن است فکر کنید که آنها ماهی هستند، اما آنها شیرین و لطیف بودند، بدون هیچ طعم ماهی. خود سوپ ترش ساده بود، با تمر هندی، میوه ستاره‌ای، چند برگ اسفناج تازه و سبز و مقداری گشنیز، که یک غذای ساده اما سالم را ایجاد می‌کرد. لحظه‌ای که تمام خانواده دور قابلمه بخارپز سوپ جمع می‌شدند، در حالی که باران هنوز در بیرون می‌بارید، همیشه هر وقت آن را به یاد می‌آوردم، قلبم را به درد می‌آورد. آن شادترین زمان در روزهای بارانی در زادگاهم بود.

گاهی اوقات ماهی‌های کوچک را در یک تشت بزرگ قرار می‌دادیم و آنها را برای چند روز آنجا نگه می‌داشتیم. ماهی‌ها در آب شنا می‌کردند و گهگاه برای خوردن تکه‌های کوچک برنجی که به آنها می‌دادیم، به سطح آب می‌آمدند. برخی از آنها خیلی کوچک بودند، بنابراین آنها را دوباره در مزارع رها می‌کردیم و اجازه می‌دادیم کمی بیشتر از زندگی لذت ببرند. با تماشای آن ماهی‌های کوچک که در آب زلال شنا می‌کردند، فهمیدم که آزادی گرانبهاترین چیز است.

حالا که نشسته‌ام و به صدای باران که روی پشت بام می‌بارد گوش می‌دهم، آن روزهای سیل را به عنوان یک رویای دور به یاد می‌آورم. مزارع به مناطق صنعتی و کارخانه‌ها تبدیل شده‌اند. گهگاه، سیل هنوز هم می‌آید، اما به نظر می‌رسد هیچ کودکی به اندازه ما از تجربه شادی‌های ساده‌ای که در جوانی داشتیم، هیجان‌زده نیست.

با اینکه به بزرگسالی رسیده‌ام و بیش از بیست سال از زادگاهم دور بوده‌ام، تصویر آن ماهی‌های نقره‌ای درخشان که بی‌پایان در قلبم شنا می‌کنند، همچنان باقی است. آن‌ها کودکی‌ام، عشقم به میهن عزیزم و قطرات شیرین باران سرزمین مادری‌ام را با خود حمل می‌کنند. هر بار که باران می‌بارد، احساس می‌کنم می‌توانم خنده‌های شاد کودکان گذشته را بشنوم و پدرم را تصور کنم که در میان سیلاب ایستاده، سبدی از بامبو در دست دارد و لبخند می‌زند و به کودکان معصومش که ماهی می‌گیرند، نگاه می‌کند...

منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202508/nho-ca-dong-ngay-mua-052046c/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ارتفاعات در فصل برداشت.

ارتفاعات در فصل برداشت.

صلح

صلح

ساختمان خنک‌کننده نیروگاه حرارتی NGHI SON

ساختمان خنک‌کننده نیروگاه حرارتی NGHI SON