Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

یادته اون روزایی که تو مزرعه کار می کردیم؟

در زادگاه من، در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری)، مردم اغلب برای کندن سیب‌زمینی و برداشت محصول زمستانی با هم می‌روند. کسانی که ذرت دارند، برای چیدن آن و بریدن ساقه‌ها برای تغذیه گاومیش‌ها و گاوهایشان می‌روند. سرمای زمستان تا مغز استخوان نفوذ می‌کند. بعدازظهرها، باد در میان ردیف‌های درختان کاسوارینا در مزارع می‌پیچد.

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk12/01/2026

در آن زمان، پدرم نگهبان مزرعه بود، بنابراین من و خواهر و برادرهایم صبح‌ها به مدرسه می‌رفتیم و بعدازظهرها را با او به نگهبانی از مزارع می‌گذراندیم. وظیفه ما مراقبت از گاومیش‌ها و گله‌های روستا بود و جلوگیری از نزدیک شدن آنها به مزارع سبزیجات. تنها پس از پایان فصل برداشت، زمانی که مزارع وسیع کاملاً پاکسازی می‌شدند، گاومیش‌ها و گله‌ها قبل از شروع فصل کاشت زمستانی-بهاری آزاد می‌شدند تا آزادانه پرسه بزنند.

تصویرسازی: هوین ترانگ
عکس تصویرسازی: هوین ترانگ

فصل برداشت سیب‌زمینی شیرین برای ما خواهر و برادرها سخت‌ترین فصل بود. هر بعد از ظهر، ما سه نفر از هم جدا می‌شدیم، برادر بزرگترم به مزارع پایین رسیدگی می‌کرد، خواهرم از مزارع لانگ موی محافظت می‌کرد و من، کوچکترین فرزند، اولویت داشتم که از مزارع تروک کوا محافظت کنم. به آنجا تروک کوا می‌گفتند چون بیرون رفتن از خانه به معنای قدم گذاشتن مستقیم به شالیزارهای برنج بود. مزارع وسیع تا بی‌نهایت امتداد داشتند، پوشیده از گیاهان سیب‌زمینی شیرین، ردیف‌هایشان سبز پر جنب و جوش، برخی با برگ‌های زرد افتاده؛ در میان آنها ساقه‌های ذرت. ما آنجا می‌ایستادیم و بوفالوها و گاوها را تماشا می‌کردیم که سیب‌زمینی شیرین و ذرت می‌خوردند. گاهی اوقات، وزش باد به گوش‌هایمان می‌خورد، از پشم کلاه‌هایمان عبور می‌کرد و ما را تا مغز استخوان سرد می‌کرد.

لذت‌بخش‌ترین چیز، نشستن کنار یک آتش بزرگ بود. سیب‌زمینی‌هایی را که مردم از مزارع کنده بودند، برمی‌داشتیم، به سمت جوی آب می‌دویدیم تا آنها را بشوییم، سپس آنها را در آتش می‌گذاشتیم و با چند تکه خاکستر می‌پوشاندیم. وقتی عطر معطر آنها مشاممان را پر می‌کرد، همگی به سرعت با چوب آنها را بیرون می‌آوردیم. سیب‌زمینی‌های تیره و سیاه جلوی چشمانمان ظاهر می‌شدند. آه، چقدر معطر! دست‌های کوچک و تیره ما با عجله آنها را در پیراهن‌هایمان می‌گذاشتند و به جلو و عقب تکان می‌دادند تا سریع خنک شوند. سپس به آرامی پوست سیاه آنها را جدا می‌کردیم. به رنگ زرد طلایی، داغ و بخارآلود. آنها را می‌خوردیم تا سیر شویم. هر بعد از ظهر، وقتی از مزارع برمی‌گشتیم، همگی شکم پر داشتیم.

پاداش آن روزهای نگهبانی از مزارع، دریافت مقدار زیادی سیب‌زمینی شیرین بود. در آن دوران کودکی، به یاد دارم که مردم فقط با محصول کشاورزی دستمزد می‌گرفتند، نه مثل الان با پول. پدرم سیب‌زمینی‌های شیرینی را که به عنوان دستمزد دریافت می‌کرد، زیر تخت انبار می‌کرد و آنها را به تدریج می‌برید تا به خوک‌ها غذا بدهد. در نتیجه، خوک‌ها چاق و گرد شدند. آنها در بیست و نهمین روز سال نو قمری ذبح می‌شدند و همسایه‌ها می‌آمدند و گوشت آنها را برای جشن گرفتن این تعطیلات با هم تقسیم می‌کردند.

بعد از اینکه سهم گوشت خوکمان را گرفتیم، من و برادرانم هر کدام یک دست لباس نو برای سال نو گرفتیم. پدر گفت که همه اینها به لطف تلاش‌های هر سه نفر ما در محافظت از مزارع است تا روستاییان بتوانند بدون نگرانی محصولات خود را برداشت کنند.

آن تعطیلات گرم و آرام تت در دوران کودکی ما گذشت. آنها خاطرات لحظات زیبا و آرامی را که تجربه کردیم، زنده می‌کنند، ارزش عشق و ارتباط در روستایمان، برادری و دوستی را حس کردیم. اگر کسی بپرسد که چرا هر وقت از تت صحبت می‌شود، اشک در چشمانمان جمع می‌شود و احساس سوزش در بینی‌مان می‌کنیم، به این دلیل است که ما زمانی آن خاطرات زیبا را تجربه کرده‌ایم - شیرین، بکر و گرم...

منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202601/nho-nhung-buoi-canh-dong-a251372/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.

دانش‌آموزان مدرسه ابتدایی از منطقه لیِن چیئو، دا نانگ (سابق) با اهدای گل، به هیون تی تان توی، دختر شایسته بین‌المللی ۲۰۲۴، تبریک گفتند.

روح تانگ لانگ - پرچم ملی به روشنی می‌درخشد.

روح تانگ لانگ - پرچم ملی به روشنی می‌درخشد.

قدم زدن در میان پرچم‌ها و گل‌های رنگارنگ، هانوی را به مکانی برای عاشق شدن تبدیل می‌کند.

قدم زدن در میان پرچم‌ها و گل‌های رنگارنگ، هانوی را به مکانی برای عاشق شدن تبدیل می‌کند.