| روزنامهنگار بویی توان در فصل شکوفههای گل خردل از ها گیانگ بازدید کرد. عکس: همکار. |
با خواندن این سطور، به این فکر میکنم و متوجه میشوم که همکارم لو دین تریو واقعاً بصیرت دارد. «نقطه قوت» دیرینه من هنگام رفتن به میدان برای نوشتن مقاله، به خصوص در اولین سفرم به یک سرزمین خارجی، همیشه به کار بردن درس حرفهای اساسی روزنامهنگاری بوده است: یافتن و بهرهبرداری از شاهدان قابل اعتماد و معتبر در مورد موضوعی که میخواهم بررسی کنم. برای انجام این کار، علاوه بر تلاشهای خودم مانند آمادگی قبلی در تحقیق و جمعآوری اطلاعات مرتبط، به کمک و پشتیبانی همکاران، به ویژه همکاران محلی، نیاز دارم. در طول نزدیک به ۴۰ سال روزنامهنگاری، مقالات رضایتبخش زیادی نوشتهام. بیشتر این مقالات شامل «مشارکت» همکاران یا همکاران، دوستان نزدیک و دور، از شرایط مختلف و با درجات مختلف بوده است.
اخیراً، در سالگرد تأسیس هنگ ۵۲ تای تین، من که همیشه مجذوب لحن قهرمانانه، تراژیک و عاشقانهی کوانگ دونگ در اشعارش «تای تین» و «چشمان قوم پسر تای» بودهام، تصمیم گرفتم با وجود «پیری و ضعف» بر «شیبهای تند و پر پیچ و خم»، «هزاران متر بالا، هزاران متر پایین» غلبه کنم، «رودخانهی ما را که در سفر تنهایش میغرد» تا غرب استان تان هوآ دنبال کنم تا شخصاً «با چشمان خودم ببینم» «سای خائو پوشیده در مه، سربازان خسته / مونگ لات، گلهایی که در هوای شب شکوفا میشوند» و بدین ترتیب دو مکان کلیدی ذکر شده در شعر «تای تین» را به پایان برسانم. پیش از آن، من با تکیه بر این ابیات، ردپای «سربازان بیمو»، ردپای مردان جوانی را که «در آن بهار به تای تین رفتند»، دنبال کرده بودم تا از مکانهایی مانند موک چائو، فا لونگ، مای چائو و حتی وینتیان و سام نئوآ در لائوس همسایه دیدن کنند.
اگرچه مونگ لات دورافتادهترین منطقه کوهستانی است که در ۳۰۰ کیلومتری شهر تان هوآ واقع شده است، اما رسیدن به آنجا نسبتاً آسان است. اتوبوسها روزانه از ایستگاه اتوبوس غرب تان هوآ به سمت مونگ لات حرکت میکنند. با این حال، رسیدن به سای خائو چندان ساده نیست.
اگرچه کمتر از 30 کیلومتر از شهر مونگ لات فاصله دارد، سای خائو، واقع در ارتفاع 1500 متری، روستایی با "سه مانع" (بدون برق، بدون جاده، بدون سیگنال تلفن) است؛ مهمترین آنها فقدان جادههای قابل دسترسی با ماشین است. بسیاری از بخشها شیب تندی دارند و نیاز به کوهنوردی دارند. نگرانکنندهتر اینکه، مونگ لات یک منطقه مرزی است که در حال حاضر مبارزه بزرگی با قاچاق مواد مخدر را تجربه میکند. بنابراین، از برخی از روزنامهنگاران با مدارک معتبر که با گستاخی و بدون مراجعه به مقامات منطقه برای تهیه گزارش به منطقه رفته بودند، توسط تیم بین سازمانی خواسته شد که آنجا را ترک کنند. در آن زمان بود که به یاد گفته مبهم یکی از همکارانم از روزنامه تان هوآ افتادم: "رفتن به مونگ لات خیلی سخت نیست، اما رفتن به سای خائو... بستگی دارد!"
در شرایط تقریباً مسدود منتهی به قله سای خائو، لین نگا - خبرنگار زن از ایستگاه رادیویی منطقه مونگ لات که من برای اولین بار از طریق معرفی همکارم مان کونگ در روزنامه تان هوا با او آشنا شده بودم - با وجود مشغله فراوان برای آماده شدن برای کنگره اتحادیه جوانان آژانس خود که مستقیماً مسئول آن بود، به مهمانخانه شتافت تا با دبیر حزب کمون مونگ لی و برخی از مقامات منطقه که وظیفه ترتیب دادن استخدام نظامی را داشتند، ملاقات کند و از آنها بخواهد که مرا به سای خائو برسانند. لین نگا همچنین با احتیاط از رهبر شبه نظامیان کمون خواست که راهنمایی ارائه دهد و کسی را پیدا کند تا مرا به مونگ لات برگرداند.
در سالهای بعد، بارها به لائو کای برگشتم. و از طریق همکارانی مانند نگوک هوان، لا توات، کائو کونگ... این فرصت را داشتم که در یک عروسی رد دائو در تا فین شرکت کنم، شکوفههای هلو را که در کنار گذرگاه او کوی هو شکوفا شده بودند تحسین کنم، در حمامهای گیاهی سنتی در سا پا حمام کنم، گیاهان هل را در ارتفاعات وای تای ببینم و از بازار باک ها دیدن کنم...
در حالی که در جادهای متروک، با تنها یک صخرهی عمودی در یک طرف و پرتگاهی بیانتها در طرف دیگر، قدم میزدم، متوجه شدم که بدون کمک فداکارانهی همکارانم، هرگز نمیتوانستم به سای خائو برسم، رویای پیشروی به سمت غرب را محقق کنم و نمیتوانستم مجموعهی سه قسمتیام را در روزنامه منتشر کنم.
بیش از 20 سال پیش، من هم اولین سفرم را به ها گیانگ - شمالیترین استان ویتنام - انجام دادم. ها گیانگ در آن زمان بسیار توسعه نیافته بود؛ به سختی رستورانی پیدا میشد. من ساعت 4 بعد از ظهر یکشنبه با کوله پشتیام به دفتر روزنامه ها گیانگ رسیدم. فقط خبرنگار فونگ هوا آنجا بود که توسط سردبیر لو ترونگ لاپ مأمور شده بود تا برای همکارانش از جنوب غذا تهیه کند. این روزنامهنگار تنها، مسئول امنیت و دفاع، به طرز باورنکردنی سریع آشپزی میکرد و غذاهای مخصوص کوهستانی را که قبلاً هرگز ندیده بودم، مانند زیتون وحشی، قارچ جنگلی و جوانههای بامبوی تلخ سرو میکرد... بعد از آن، به میو وک رفتم، از قله لونگ کو، فلات سنگی دونگ وان و عمارت پادشاه همونگ دیدن کردم... (در آن زمان، برای ورود به این مکانها به اجازه پلیس و مرزبانان نیاز داشتید)؛ و از انواع شراب ذرت، شراب سان لونگ، شراب سیب وحشی، خورش تانگ کو، فرنی آو تاو، فرنی مِن مِن و سوپ مرغ سیاه خورش شده با ریشه جینسینگ لذت بردم...
در سالهای اخیر، در فصل گل گندم سیاه، این فرصت را داشتم که به ها گیانگ برگردم و از بسیاری از غذاهای محلی با قابلمههای داغ لذت ببرم. با این حال، غذای ساده و اتفاقی که روی یک حصیر قدیمی روی زمین اتاق خوابگاه کوچک روزنامهنگار پونگ هوا پهن شده بود، برای من خاطرهای فراموشنشدنی باقی مانده است.
کمی قبل از آن، مان تان، خبرنگار زن روزنامه لائو کای، در آخرین لحظه مرا از یک شکست حتمی نجات داد. من در حال شرکت در کنفرانسی در هانوی بودم که تماسی از روزنامهنگار مای سونگ به، معاون رئیس انجمن روزنامهنگاران استان دونگ نای، دریافت کردم و به من دستور داد که برای شرکت در مراسم تشییع جنازه سردبیر فقید، هو شوان دوآن، به لائو کای بروم. زمانی که رسیدم، همه چیز از قبل آماده شده بود. بعدازظهر آن روز (بیست و سوم ماه دوازدهم قمری)، روز مراسم خدای آشپزخانه، همکارانم از دفتر تحریریه روزنامه مرا به خوردن گوشت سگ، یک غذای لذیذ محبوب در منطقه مرزی شمال غربی، دعوت کردند. معلوم شد که من بلیط قطار لائو کای - هانوی را که ساعت 8 شب حرکت میکرد، رزرو نکرده بودم، زیرا فرض کرده بودم که مسیر خلوت خواهد بود. بیخبر از اینکه این قطار که معمولاً گردشگرانی را که از سا پا به هانوی بازمیگشتند، حمل میکرد، از قبل پر شده بود. فام نگوک ترین، سردبیر موقت و له مین تائو، دبیر تحریریه و دبیر انجمن روزنامهنگاران روزنامه لائو کای، با مان تان، خبرنگار زن مسئول حمل و نقل و ساخت و ساز، مشورت کردند و او را فراخواندند. روزنامهنگار و شاعر مشهور لائو کای مشتاقانه به تلاش "نجات" پیوست. با بلیط ویژهای که مان تان توانست برای من تهیه کند تا بتوانم به پرواز ساعت ۲ بعد از ظهر به هانوی که روز بعد به جنوب برمیگشتم، برسم، آخرین شب من در لائو کای پر از شادی ملاقات با روزنامهنگاران دیگر از دو سرزمین دور بود...
بوی توآن
منبع: https://baodongnai.com.vn/dong-nai-cuoi-tuan/202506/nho-nhung-nguoi-dong-nghiep-c901067/






نظر (0)