Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد نین بین | baoninhbinh.org.vn

Việt NamViệt Nam18/04/2024

قبل از آن، من فقط می‌دانستم که نین بین کوه‌های آهکی زیادی دارد. خاطره من از کوه کنار خانه مادربزرگم است، با سنگی که از میان جاده بیرون زده و مانند غاری، مسیری طولانی را پوشانده است، و یک غار معروف دیگر. خانواده عمویم در آنجا بز پرورش می‌دادند...

حدود ده سال پیش، فرصتی پیش آمد تا از تام کوک-بیچ دونگ دیدن کنم. در حالی که مسحور شکوه و عظمت آن شده بودم و داستان‌هایی را که مادرم برایم تعریف می‌کرد، کنار هم می‌گذاشتم، از خودم پرسیدم آیا جایی که مادرم اغلب در موردش صحبت می‌کرد - آن کارخانه نظامی، جایی که برای اولین بار خانه را ترک کرد - یکی از غارهای این مجموعه وسیع است؟

بعد از فوت او، وقت نداشتم بپرسم که دقیقاً در آن زمان در کدام منطقه زندگی می‌کرد. به طور مبهم به یاد دارم که منطقه تام دیپ بود. سپس، پس از خواندن کتاب «رفتن به پنهان شدن» نوشته نویسنده بین کا، که قبلاً نایب رئیس کمیته مردمی استان نین بین بود، گمان کردم که او در منطقه تام کوک-بیچ دونگ زندگی می‌کند؟ اما هم رشته کوه تام دیپ و هم مجموعه غارهای تام کوک-بیچ دونگ فوق‌العاده زیبا هستند. همچنین ممکن است که آنها به هم متصل باشند، زیرا همانطور که گفتم، کل نین بین یک مجموعه غار غول پیکر است.

در سال ۱۹۶۵، زمانی که ایالات متحده ویتنام شمالی را بمباران کرد، قبل از حملات ۳-۴ آوریل، پدر و مادرم من و برادرم را از شهر تان هوآ به نین بین بردند تا ما را پیش عمه‌هایمان بگذارند. ما در غار لوون در کوه دونگ دونگ اقامت کردیم که غار معروف تین تون در آن قرار دارد. سپس از معابد شاه دین و شاه له که توسط کوه‌ها احاطه شده بودند، بازدید کردیم. باشکوه و زیبا بود، اما فقط زیبا بود؛ استفاده از آن به عنوان پایتخت بسیار تنگ و کوچک می‌شد. بنابراین، جابجایی پایتخت کاملاً درست بود.

اخیراً به نین بین رفتم، جایی که برادر همسرم مرا برای بازدید از مجموعه‌ای از نقاط دیدنی برد، و به همراه نویسنده سونگ نگویت مین، حتی به روستای سنگی نین وان رفتیم... و تنها در آن زمان بود که متوجه شدم شهرت، جذابیت، طبیعت آشکار، پتانسیل و شکوه زیبایی‌های طبیعی این منطقه شایسته‌ی این شهرت است.

در طول بازدیدم، دیدم که آنها سنگ را درست مانند مردم هوئه که آرد را برای درست کردن کوفته تاپیوکا پردازش می‌کنند، پردازش می‌کنند - حتی آسان‌تر از بریدن یک سینی کیک برنجی به مربع‌های مرتب. اما حالا، شنیده‌ام که سنگ نین بین هم رو به اتمام است، بنابراین آنها باید تمام راه را تا تان هوآ بروند تا از کوه نوی سنگ برای صنایع دستی بخرند.

مرد جوانی در روستا با شنیدن اینکه من اهل پلیکو هستم، فریاد زد: «من همین الان یک دروازه سنگی به آنجا تحویل دادم!» من همچنین از روستای سنگ‌تراشی نان نوک در دا نانگ بازدید کرده بودم، و در واقع (این فقط مشاهده شخصی من است)، مردم نین وان می‌دانند چگونه ظریف‌تر و زنده‌تر به سنگ جان ببخشند.

نین بین اکنون مزایای باورنکردنی برای گردشگری دارد. و آیا منطقه تام کوک-بیچ دونگ شگفت‌انگیز نیست؟ هر کسی که آنجا بوده، قایق‌سواری کرده، از غارها و کوه‌ها عبور کرده، با غارهایی روبرو شده که به نظر می‌رسد مسیر را مسدود کرده‌اند و مردم را مجبور کرده‌اند که با فشار از میان قایق عبور کنند، اما در نهایت مزارع وسیعی از نیزارها و سپس غارهای دیگر پس از دیگری نمایان می‌شوند. جای تعجب نیست که آقای بین کا، که چندین سال به عنوان معاون رئیس استان به صورت مخفی کار می‌کرد، کتاب "رفتن به پنهان شدن" را به عنوان راهی برای نشان دادن قدردانی نوشت. این یک داستان است، اما مهمتر از همه، داستانی در مورد مناظر مسحورکننده، دلربا و فریبنده غارهای نین بین است...

اما این همه ماجرا نیست؛ کل مجموعه مناظر دیدنی ترانگ آن، پارک ملی کوک فونگ، کلیسای سنگی فات دیم و بسیاری دیگر نیز وجود دارد.

همچنین آن سال را به یاد دارم، زمانی که من به همراه نویسنده و روزنامه‌نگار شوان با و شاعر لو کوانگ سین، در راه بازگشت به تان هوآ بودیم و بدون هیچ دلیلی، سفر را نیمه‌کاره رها کردیم و به جنگل کوک فونگ رفتیم تا برای شب اتاقی اجاره کنیم و از لذت بودن در میان جنگل در شب لذت ببریم، هرچند که اساساً مردم فقط در طول روز از این مکان بازدید می‌کنند.

حتی پایتخت باستانی هوا لو، جایی که من فقط برای تقدیم عود در معابد شاه دین و شاه له به آنجا سفر کردم، به اندازه کافی دیدنی بود که بتوانم آن را به طور کامل کشف کنم. بازدید کامل از سیستم غارهای این استان به تنهایی یک ماه کامل طول می‌کشد. و پس از کاوش در همه آنها، زبانم بند آمد و فریاد زدم: کشور ما بسیار زیبا و باشکوه است و ما چقدر در برابر این طبیعت باشکوه کوچک هستیم...

یادم می‌آید وقتی کوچک بودم، مادرم ما را برای فرار از بمباران به آنجا فرستاد. حدود یک هفته بعد، کل منطقه دا گیا مورد حمله هوایی وحشتناکی قرار گرفت و ما مجبور شدیم به غار لوون برویم و یک هفته کامل آنجا بمانیم. و آن زمانی بود که من برای اولین بار با غذای خزه سنگی نین بین آشنا شدم.

اخیراً، نویسنده سونگ نگویت مین، یک بومی اصیل نین بین (فقط مادرم اهل نین بین است)، با هیجان یک شیشه بزرگ خزه خشک به من داد. او می‌دانست که من به آن معتاد هستم. مادربزرگم قبلاً خورش خرچنگ درست می‌کرد، اما حالا خرچنگ کمیاب شده است، بنابراین من اغلب با آن سالاد درست می‌کنم تا از دوستانم پذیرایی کنم. خیلی ساده است: فقط آن را با آب داغ بشویید تا تازه شود، سپس لیمو، سیر، فلفل چیلی، سس ماهی، بادام زمینی و کمی پوست خوک - که آن هم خوب است - اضافه کنید و همه را با خزه آماده شده مخلوط کنید. خدای من، باعث می‌شود کلی الکل بنوشید!

نین بین در دوران کودکی من چند «تخصص» دیگر هم داشت: سرباره و گرد زغال سنگ. یک بار، وقتی به روستای پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام در هوئه (زادگاه پدری‌ام) رفتم، یک پیراهن سفید پوشیده بودم و خیلی زود کاملاً سیاه شد. و بعد... سنگ آهک. تمام روستای سمت مادری من حرفه سنگ‌تراشی داشتند که هم گرد و غبار داشت و هم پرسروصدا...

اما حالا که برگشته‌ام، نین بین کاملاً متفاوت است، از نظر من باشکوه است. این نین بین است که از نقاط قوت طبیعی، نقاط دیدنی، غارها و کوه‌هایش به طور کامل بهره برده است... همه آنها تخصص هستند، واقعاً یک صنعت غیرآلاینده. این یک هم‌افزایی فوق‌العاده بین مردم و چشم‌انداز است.

و اما قدرت... بخشندگان. اقوامم مرا به ناهار در رستورانی در کنار رودخانه سائو خه دعوت کردند و به دلیل غنای تاریخی که در آن جریان دارد، غذا بسیار باشکوه بود. نین بین با افتخار به سرزمین دو پادشاه بودن خود می‌بالد و اکنون، یادگارهای مربوط به این پادشاهان با دقت نگهداری می‌شوند.

برادر همسرم که اکنون مسئول مرکز حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی پایتخت باستانی هوا لو است، با دقت برای من عود و گل خرید تا به اجدادمان ادای احترام کنم. نام خانوادگی مادرم «له» است، بنابراین من هم به عنوان مهمان و هم به عنوان یکی از نوادگانم برای ادای احترام به اجدادمان به آنجا رفتم.

زمانی بود که مکان‌های تاریخی و نقاط دیدنی، سرد و متروک بودند. اکنون، با افزایش آگاهی از فرهنگ، تاریخ و اقتصاد خود، نین بین به طرز چشمگیری و غیرمنتظره‌ای تغییر کرده است. نین بین با تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری مشهور، اکنون نامی است که اغلب از آن یاد می‌شود و من به این موضوع افتخار می‌کنم. به اجدادمان که چنین میراث عظیمی را برای فرزندان خود، از جمله من، که از نسلی دور هستم، به جا گذاشتند، افتخار و سپاسگزاری می‌کنم.

در سیستم مجلات ادبی محلی، یک انجمن گروهی بسیار جالب وجود دارد: مجلات ادبی پایتخت‌های باستانی. این گروه شامل هانوی، توا تین هو، نین بین، فو تو، تان هوآ ... می‌شود.

هر ساله، این گروه کارگاه‌های بسیار جالبی در مورد چگونگی حفظ، ترویج، تحقیق، بهره‌برداری و خلق آثار باستانی در آن سرزمین سرشار از تاریخ و فرهنگ برگزار می‌کند. با نگاهی به گذشته، متوجه می‌شوم که با سه مکان که پایتخت‌های باستانی محسوب می‌شوند، مرتبط هستم: هوئه، زادگاه پدری‌ام؛ نین بین، زادگاه مادری‌ام؛ و تان هوآ، جایی که به دنیا آمدم... شعری را که در مورد نین بین نوشتم به یاد می‌آورم:

«در نین بین، در دوران کودکی‌ام شب‌های زیادی را در غار لوون پنهان می‌شدم تا از بمب‌ها در امان باشم.»

با استشمام بوی باران، آن بزرگوار آسمانی حسادتی سوزان را احساس کرد.

در نین بین، همسایه‌ام آمد تا آینه‌ای قرض بگیرد.

موهایش بافته شده بود و چشمانش بی‌تفاوت به نظر می‌رسید.

«من از نگاه آن پسر نوجوان مات و مبهوت شدم...»

آن مرد جوان اکنون در جنوب نشسته و خاطرات کودکی‌اش در نین بین را مرور می‌کند...

ون کونگ هونگ


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مرکز نمایشگاه ملی در شب می‌درخشد.

مرکز نمایشگاه ملی در شب می‌درخشد.

لحظات شاد با دکتر معجزه گر.

لحظات شاد با دکتر معجزه گر.

من عاشق ویتنام هستم

من عاشق ویتنام هستم