Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

درس‌های زندگی از یک معلم

QTO - (مطالعه «کوچه باریک» - مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نوشته ترونگ کوانگ د، انتشارات زنان ویتنام، ۲۰۲۶)

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị17/05/2026

در پایان سال ۲۰۲۵، وقتی داشتم درباره پروفسور ترونگ کوانگ دِ پس از انتشار کتابش «گفتگوی نسل‌ها» می‌نوشتم، مخفیانه فکر می‌کردم این آخرین کتاب این مربی پیشکسوت باشد که تازه ۹۰ سالگی را پشت سر گذاشته است. با این حال، در اوایل بهار ۲۰۲۶، او اثر جدیدی دارد: مجموعه داستان کوتاه «کوچه باریک»، یک جلد ۲۶۴ صفحه‌ای. با کمال تعجب، او فاش کرد که هر سه داستان را یکجا در سال ۲۰۲۵ نوشته است، در حالی که مدت‌ها در مورد آنها فکر کرده بود...

این کتاب که توسط انتشارات زنان ویتنام منتشر شده است، شامل سه رمان کوتاه است: «کوچه باریک» (۸۲ صفحه)، «دو دوست» (۷۸ صفحه) و «آرزو» (۹۷ صفحه). با این حال، در «چند کلمه در میان گذاشتن با خوانندگان»، نویسنده تنها «ایده‌ای» را که مدت‌ها هنگام نوشتن «کوچه باریک» در سر می‌پرورانده، توضیح می‌دهد: «هر شخص به خودی خود دنیایی است. از طریق تجربیات زندگی، می‌بینم که مردم دیگر فقط یک چرخ‌دنده نیستند... بلکه یک موجود متفکر، با شخصیت، زندگی، آرزوها و سرنوشت خودشان هستند...» چهار شخصیت داستان «کوچه باریک» به این شکل توسط نویسنده توصیف شده‌اند...

فام تی تات، دانشجوی سابق بخش فرانسه در دانشگاه هانوی در رشته آموزش زبان‌های خارجی، در مقاله خود با عنوان «کوچه باریک، داستانی غرق در فلسفه انسانی»، تنها به «کوچه باریک» می‌پردازد (بدون اشاره به دو داستان بعدی): «کوچه باریک در مجموعه داستان کوتاهی به همین نام از نویسنده ترونگ کوانگ دِه حول محور چهار شخصیت اصلی می‌چرخد: تو ها، شوان مای، هین و وین. رفتار آنها ما را به یاد «درِ باریک» آندره ژید می‌اندازد. و مطمئناً این قصد نویسنده بوده است.»

جلد مجموعه داستان کوتاه «کوچه باریک» - عکس: N.K.P
جلد مجموعه داستان کوتاه «کوچه باریک» - عکس: NKP

تو ها، ویراستاری تیزبین و باهوش، برای غلبه بر نفوذ ایدئولوژی خانواده‌اش در زندگی شخصی‌اش تلاش می‌کند... سرانجام، وقتی همه چیز حل می‌شود (پدرش می‌میرد، خواهر کوچکترش شوان مای خوشبختی را می‌یابد)، تو ها می‌خواهد رابطه عاشقانه‌اش را با وین از سر بگیرد، اما وین تصمیم گرفته بدون هیچ حرفی او را ترک کند.

شخصیت هین متفاوت است. او کاملاً از عشق شدیدش به وین آگاه است... او فعالانه احساساتش را به وین اعتراف می‌کند و شادی واقعی را با مردی که دوستش دارد پیدا می‌کند... حتی زمانی که سرنوشت او و وین را با مرگ از هم جدا می‌کند...

در «کوچه باریک»، دو جریان فکری شرق و غرب حضوری متعادل دارند. هر کسی در جستجوی خوشبختی باید با یک یا چند «کوچه باریک» روبرو شود...» (گزیده ای از فیسبوک معلم ترونگ کوانگ دِ).

من سه داستان از مجموعه «کوچه باریک» را خواندم و فکر کردم عنوان آن نمادی با سطوح مختلف است. همه در یک «کوچه باریک» متولد می‌شوند، در یک کوچه باریک در حومه شهر به مدرسه می‌روند و هر کاری که انجام می‌دهند، قبل از اینکه به تدریج به «جاده‌های پهن‌تر» قدم بگذارند، در یک «کوچه باریک» شروع می‌کنند و به دنیای بی‌کران می‌رسند، به روش خودشان و طبق سرنوشت فردی خودشان... به نظر می‌رسد هر ۱۲ زوج در این سه داستان اینگونه هستند.

از نقطه نظر هنری، اجازه دهید از همین ابتدا بگویم کسانی که فقط از خواندن داستان‌هایی با تکنیک‌های «رمان‌نویسی» لذت می‌برند، احتمالاً از مجموعه «کوچه باریک» راضی نخواهند بود. با این حال، از سوی دیگر، این مجموعه برای خوانندگانی که با آثار ادبی که «درس‌های زندگی» ارزشمندی به آنها ارائه می‌دهند، آشنا هستند، جذاب است. سه رمان کوتاه در «کوچه باریک»، اگرچه از نظر موضوع و پیشینه شخصیت متفاوت هستند، اما اگر اشتباه نکنم، همگی داستان‌هایی هستند که بر اساس «درس‌های زندگی» ساخته شده‌اند و سرشار از بینش‌های فلسفی هستند، همانطور که فام توث تات نوشت: «اینها داستان‌هایی هستند که نویسنده در طول ۹۰ سال زندگی پرتلاطم خود تجربه کرده یا شاهد آنها بوده است؛ بیشتر آنها درباره... روابط عاشقانه هستند! کسانی که «کنجکاو» هستند، مطمئناً به دنبال ارتباط بین جزئیات طرح در داستان‌ها و زندگی واقعی نویسنده در دوران جوانی‌اش خواهند بود...»

در حالی که داستان «کوچه باریک» شخصیت‌هایی را نشان می‌دهد که به فرانسه می‌روند، «دو دوست» دو شخصیت دارد که مخفیانه برای تحصیل به اتحاد جماهیر شوروی می‌روند. خوی و تان دوستان صمیمی از ویتنام مرکزی هستند، احتمالاً کوانگ تری - زیرا نویسنده بیان می‌کند که «بعد از دبیرستان، آنها با هم در منطقه تان نگ تین دبیرستان را خوانده‌اند...» مانند بسیاری از کادرهای تری تین که در طول مقاومت ضد فرانسوی مجبور به تخلیه شدند تا تحصیلات خود را در منطقه آزاد منطقه ۴ ادامه دهند، که من آنها را می‌شناسم. مهمتر از همه، اگرچه «ریشه» آنها از «کوچه‌های باریک» مشابه مشابه است، به دلیل «شخصیت‌ها، زندگی‌ها، آرزوها و سرنوشت‌های متفاوتشان...»، این دو دوست مسیرهای متفاوتی را برای شروع «جاده بزرگتر» پیدا می‌کنند.

اگرچه نویسنده متخصص زبان‌های خارجی است و زمانی که کشور تحت «تحریم» بود، از طریق «سفرهای خارجی» تان و توی نهو، از یادگیری زبان انگلیسی «حمایت» می‌کرد، اما احتمالاً می‌خواهد به خوانندگان «درس زندگی» بدهد: اگر کسی فاقد قدرت و شجاعت درونی باشد، حتی توانایی «خیره شدن به رودخانه نوا» در شهر باستانی لنین مانند توی نهو یا در مکانی که بتوان مانند تان «مه را که مسکو را فرا گرفته است» دید، کاری از پیش نخواهد برد.

پس از فارغ‌التحصیلی، تان به خانه بازگشت، با یک ژنرال ازدواج کرد و به او موقعیت‌های شغلی پردرآمدی داده شد، اما چون توانایی واقعی نداشت، اغلب مجبور بود برای "نجات" خود از رسوایی به خوی تکیه کند؛ در حالی که توی نهو، پس از پایان تحصیلاتش، در خانه ماند و "روز به روز بی‌هدف زندگی می‌کرد... سپس با دوست پسرش آشنا شد و با هم در چکسلواکی زندگی کردند" تا اینکه دست خالی به خانه بازگشت و به خوی و تو فونگ پیوست که با دو فرزندشان در خوشبختی زندگی می‌کردند...

داستان «آرزو» حتی بیشتر با خوانندگان ویتنام مرکزی طنین‌انداز می‌شود، درست از همان جمله‌ی آغازین: «در اواسط آگوست ۱۹۵۴، دو پسر ۱۸ ساله، فوک و کیم، روستای خود را در ویتنام مرکزی ترک کردند تا به منطقه‌ی تجدید قوا بروند...». داستان دو پسر که سوار کشتی به مقصد سام سون (تان هوا) می‌شوند، بیش از ۳۰ سال طول می‌کشد، تا زمان تجدید حیات کشور، زمانی که فوک و کیم همسرانی به نام‌های هانگ و ین داشتند و سرانجام این فرصت را یافتند که «آرزوی» خود را که «بازگرداندن دو پری از شمال به زادگاهشان بود...» محقق کنند.

نویسنده از طریق داستان‌های شخصی این چهار شخصیت، ناخواسته به خوانندگان کمک می‌کند تا تحولات تاریخی و اجتماعی کشور را در طول بیش از سه دهه قبل از دوره دوی موی (نوسازی) به یاد آورند. «آرزوی» آنها فقط این نبود که این دو مرد جوان به زادگاهشان کوانگ تری بازگردند (جزئیات طرح داستان این را نشان می‌دهد)؛ بلکه «قلب‌های باز و سخاوتمند» آنها بود که به این دو زوج کمک کرد تا بر چالش‌های بسیاری غلبه کنند، به تدریج به «آرزوهای» مشروع خود پی ببرند و بالغ‌تر شوند و بیشتر به هموطنان و جامعه خود کمک کنند.

جزئیات و وقایع بسیار زیاد است؛ اجازه دهید فقط اشاره کنم که کیم «آرزوی» معلم شدن را در سر می‌پروراند، در حالی که فوک کشاورزی را دنبال می‌کرد. نویسنده خواننده را به زمانی دورتر می‌برد، زمانی که آقای فونگ (پدر کیم)، قبل از سال ۱۹۵۴، با سبک تدریس منحصر به فرد و آزاد خود در اولین مدرسه خصوصی تأسیس شده در زادگاهش، به نام «مدرسه تونگ بین»، معلمی مشهور در سراسر منطقه بود... داستان مانند یک رمان، تخیلی است، اما شخصیت پدر کیم ما را به یاد آقای ترو فین، رئیس استان کوانگ تری از سال ۱۹۴۸، پدر نویسنده، می‌اندازد...

با داشتن پدری که معلمی بسیار مشهور بود، و پس از فارغ‌التحصیلی از کالج تربیت معلم، اگرچه مدرسه اعلام کرد که «توانایی‌های کیم شایسته‌ی ماندن به عنوان دستیار معلم است...»، او به عنوان فردی وفادار که به دنبال «شهرت و عناوین پوچ» نبود، برای تدریس در دبیرستانی در تان هوآ درخواست داد، جایی که هنگام نقل مکان به سام سون در سال ۱۹۵۴ در آنجا تحصیل کرده بود؛ و با وجود مواجهه با موانع فراوان، در عصر نوسازی ملی، خوانندگان می‌توانند کیم و ین، و همچنین فوک و هانگ را ببینند که به موفقیت و خوشبختی دست می‌یابند...

داستان «آرزو» طولانی‌ترین داستان این مجموعه است که شامل ۱۲ فصل می‌شود. اجازه دهید چهار سطر آغازین داستان را برای پایان دادن به این تفسیر درباره مجموعه داستان کوتاه «کوچه باریک» قرض بگیرم، ابیات ساده‌ای که واقعاً نمایانگر «درس‌های زندگی» نویسنده برای آیندگان هستند:

«نعمت‌های به جا مانده در این دنیا/ شهرت یا عناوین پوچ نیستند/ بلکه قلبی هستند که همیشه گشاده و سخاوتمند است/ در طول زندگی، انسان از ثروت و تجمل دوری می‌کند.»

نگوین خاچ فه

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202605/nhung-bai-hoc-duong-doi-cua-mot-thay-giao-e557db7/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Trái tim của Biển

Trái tim của Biển

غرور ملی

غرور ملی

بازی با خاک

بازی با خاک