«نامههایی که تو را در آغوش میگیرند» (انتشارات دن تری، ۲۰۲۳) کتابی است درباره مضمون گفتگوی بین نسلی در خانواده - منبع زندگی و عشق - که نویسنده دین هوانگ آن از طریق «نامههای» احساسی و اصیل آن را منتقل میکند.

نویسنده دین هوانگ آن، دکترای ریاضیات، فارغالتحصیل دانشگاه دولتی بلاروس و مدرس دانشگاه فناوری هانوی است. بنابراین، سبک نوشتاری دین هوانگ آن مختصر و مفید است و دیدگاه تازهای در مورد رابطه والدین و فرزندان ارائه میدهد...
«صحبت کردن با فرزندانتان» لازم نیست درباره شجاعت، صداقت، عشق یا شادی باشد... والدین باید شجاعانه، صادقانه، فداکارانه عشق بورزند و شادی را در زمان حال بیابند. اگر باید صحبت کنید، درباره کاستیها، شکستها، اشتباهات و مشکلات خود صحبت کنید... تا فرزندانتان بتوانند از آنها اجتناب کنند، از تجربیات شما درس بگیرند و درک عمیقتری از زندگی به دست آورند.
«رویکرد آموزشی فعلی...» این همه شادی، اعتماد به نفس و فردیت را از کودکان میگیرد... بنابراین، بگذارید آنها مانند نهالهای سالم به طور طبیعی رشد کنند و بگذارید گلها در روزی که درخت انتخاب میکند، شکوفا شوند، نه طبق برنامهی پرورشدهنده. تنها در این صورت است که گلها عطر نهفتهی خود را به طور کامل آزاد میکنند و زندگی پر جنب و جوش درون خود را زنده میکنند.
«کودکان گنجی نیستند که به خاطرشان پسانداز شود» - اولاً، کودکان انسان هستند، نه داراییهای مادی. ثانیاً، چرا برای چه چیزی پسانداز کنیم و برای چه چیزی باید پسانداز کنیم؟ با مراقبت، عشق، حتی نگرانیها، شبهای بیخوابی، سختیها، عرق ریختن، اشکها و لبخندها، بیدرنگ زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید... زیرا این چیزی است که واقعاً حضور و درک عمیقی از زندگی را تشکیل میدهد. «عشق یا جبران؟» - ما اغلب فداکاریهای بیشمار والدین خود را به یاد میآوریم و به نوبه خود، این را به فرزندانمان یادآوری خواهیم کرد.
مهم است که درک کنیم جوهره عشق، از خودگذشتگی است، هیچ انتظاری در ازای آن از معشوق نداشتن، و صرفاً لذت بردن از نعمت مقدس حضور او در این دنیا. و عشق والدین به فرزندانشان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
خواندن «نامههایی که تو را در آغوش میگیرند» طیف وسیعی از احساسات را در طول سه مضمون اصلی آن برمیانگیزد: «پیامهایی از زندگی»، که ۲۴ نامه اول شامل احساسات صمیمانه و داستانهایی است که در طول نسلها به اشتراک گذاشته شده است - داستانهایی که هر کسی در قلب خود دارد.
مانند یک زخم یا یک عشق ماندگار، یک جاده، یک ردیف درخت، یک گل، یک اشک... از داستانهای شنیدهشده، افرادی که ملاقات کردهاند... همه پیامهایی درباره عشق و درد، درباره محدودیتها و آزادی، درباره دلبستگی و جدایی، درباره حقایق بسیاری که باید گفته شوند تا جریان عشق واقعی در خانواده آزاد شود، به جا میگذارند.
۲۴ نامه بعدی در بخش دوم، «دغدغههای نسلها»، به سوالات مشخصی در مورد مشکلات پیشآمده در زندگی پاسخ خواهند داد. این مشکلات میتوانند شکایات قدیمی والدین یا فرزندان باشند.
نویسنده با صبر و حوصله از داستانها برای انتقال پیام نهایی استفاده میکند: پذیرش و عشق به یکدیگر، همانطور که هستیم، با صداقت و همدلی، رها از طرحها و توهمات زندگی.
و هر نسلی باید تلاش کند تا شادی را در درون خود بیابد. «گلهای ساده» بازتاب و درکی از رویدادهای زندگی است و درسهای عمیقی از خود به جای میگذارد و به توسعه تفکر و آگاهی کمک میکند، که برای خوانندگان بسیار مفید است. وقتی چشم و قلب ما باز باشد، تمام حقایق زندگی در امتداد مسیر ما شکوفا خواهند شد.
در مقدمه کتاب، نویسنده دین هوانگ آن میگوید: «این نامهها را برای شما میفرستم تا تجربیات، احساسات و درک شخصیام را از چگونگی تشخیص نور عشق در درون هر فرد با شما در میان بگذارم و یاد بگیرم که چگونه از جریان بیپایان عشق که در طول نسلها، به ویژه در پیوند مقدس بین والدین و فرزندان، جریان دارد، بهره ببریم.»
منبع






نظر (0)