مکانی که خاطرات تاریخی را حفظ میکند.
جنگ مدتهاست که تمام شده است، اما خاطرات سالهای باشکوه تاریخی این ملت در قلب هر ویتنامی زنده است. امروزه، ما نه تنها از طریق برنامههای تبادل و سمینارها، بلکه از طریق کشف آثار باستانی باقیمانده از جنگ، درباره تاریخ میآموزیم. در میان آنها نامههایی وجود دارد که سربازان با عجله در میان دود و آتش میدان جنگ نوشتهاند - صفحاتی شکننده، اما حاوی افکار، احساسات و آرزوهای نسلی که برای صلح در میهن زندگی و مبارزه کردند.
![]() |
| فضای نمایشگاه «نامههایی از دوران جنگ» در موزه تاریخ نظامی ویتنام. عکس: موزه تاریخ نظامی ویتنام. |
در فضای آرام موزه تاریخ نظامی ویتنام، گوشهای ویژه از نمایشگاه به نام «نامههایی از جنگ» وجود دارد. در آنجا، نه انفجاری هست، نه فولادی درخشان، تنها ورقهای کاغذی که در گذر زمان رنگپریده شدهاند، دستخطهای لرزان و جوهرهایی که در گذر سالها لکهدار شدهاند. با این حال، این مکانی است که بینندگان را به مکث و تفکر طولانی وا میدارد. زیرا در پشت هر نامه، داستانی نهفته است، شرایطی عمیقاً تأثیرگذار، جایی که عشق، آرمانها و روحیه مبارزه سربازان به روشنی میدرخشد.
در داخل محوطه نمایشگاه، نامهها نه تنها به نمایش گذاشته شدهاند، بلکه قاب گرفته شده و به طور مرتب در کنار اسناد تاریخی هر دوره آویزان شدهاند. برخی از نامهها آنقدر کوچک هستند که در کف دست جا میشوند. هر خط، عمیقترین احساسات سربازان را در خود جای داده است - گاهی اوقات اشتیاق، گاهی اوقات دستورالعملها و گاهی اوقات چیزهایی که ناگفته ماندهاند.
نامههایی که از سنگرها فرستاده میشوند
در میان نامههای حفظشده، نامههایی از خطوط مقدم که به پشت جبهه فرستاده شدهاند، اهمیت ویژهای پیدا کردهاند، مانند نامه شهید و پزشک دانگ توی ترام به معشوقش، زمانی که او در حال انجام وظیفه و درمان سربازان زخمی و بیمار در ایستگاه پزشکی دوک فو در استان کوانگ نگای بود.
این نامه توسط او در ۱۷ مارس ۱۹۶۹ نوشته و برای معشوقش، خوئونگ دِ هونگ، کمیسر سیاسی گردان ۴۸، فرماندهی نظامی استان کوانگ نگای، ارسال شده است. هر ضربه قلم، درست مانند شخصیت او، مرتب و واضح بود: مهربان، لطیف و همیشه ثابت قدم در هدف انتخابیاش.
![]() |
| گزیدهای از نامهای که شهید و پزشک دانگ توی ترام به رفیقش خوئونگ دِ هونگ در حین انجام وظیفه در ایستگاه پزشکی دوک فو، کوانگ نگای، نوشته است. عکس: موزه تاریخ نظامی ویتنام. |
در نامه آمده بود: «رفیق، مرا سرزنش نکن! صدای شلیکهای پیروزمندانه در سراسر جبهههای جنگ طنینانداز است؛ این پیروزی به لطف تلاشهای تو، تلاشهای سربازان آزادیبخش، و کمی هم به لطف من، که در عقب جبهه هستم، به دست آمده است. من آن را میشنوم، اما گاهی اوقات، بین رگبار گلولهها، زمزمه قلبم را میشنوم... امیدوارم سالم و سلامت باشی، برای همیشه یک سرباز آزادیبخش با اسلحهای در دست، اما روحت فقط پر از آتش و گلوله نباشد...؟»
در هر کلمه، خواننده به راحتی یک تراموا از دنگ توی را تشخیص میدهد که با تصویر یک پزشک در میدان جنگ بسیار متفاوت است. او نه تنها دارای تابآوری و فداکاری است، بلکه روح حساس یک زن را نیز داراست. او سرزنش میکند - اما به طور نامحسوس. او عصبانی است - اما با عشق. در پشت این خطوط تا حدودی رنجیده، احساسی عمیق و شدید پنهان شده است که در میان شرایط سخت میدان جنگ سرکوب شده است.
کمتر کسی میداند که بعدها، وقتی دنگ توی ترام در ژوئن ۱۹۷۲ کشته شد، گیرنده نامه - آقای خوئونگ دِ هونگ - آن را به عنوان یادگاری عزیز در دفترچه یادداشت خود نگه داشت. سالها بعد، او در ۱۳ نوامبر ۱۹۹۹ به دلیل جراحات مکرر جنگی درگذشت. نامه و خاطرات آن برای نگهداری به خانوادهاش بازگردانده شد. تا سال ۲۰۰۹ طول کشید تا نامه بار دیگر "بازگشت"، نه تنها به خانوادهاش، بلکه به عموم مردم نیز.
ایمان و اشتیاق از جبهه داخلی.
در حالی که نامههای خطوط مقدم، منعکسکنندهی زندگی جنگی و روالهای روزمره در میدان نبرد هستند، نامههای پشت جبهه به آرامی به منبعی از حمایت معنوی برای سربازان تبدیل میشوند. هیچ صدای شلیک گلولهای، هیچ دود و آتشی وجود ندارد، اما در هر کلمه، اشتیاق، انتظار و ایمان تزلزلناپذیری که با هر نامه ارسال میشود، موج میزند.
در فضای نمایشگاه، نامهای وجود دارد که به طور مرتب در یک تکه کاغذ قدیمی پیچیده شده و پشت یک قاب شیشهای قرار گرفته است؛ این نامهای از خانم فان تی وونگ به پسرش، فان دین سی، سرباز مخابرات در گردان ۱۶، هنگ ۵۴، لشکر ۳۲۰ است.
این نامه در ۱۲ فوریه ۱۹۷۴، بیش از دو سال پس از آنکه او هیچ خبری از پسرش دریافت نکرده بود، نوشته شده است. هر ضربه جوهر آبی به طور مساوی در دو طرف کاغذ پخش شده است، ساده اما سرشار از عشق یک مادر در جبهه داخلی. نامه با کلمات بسیار آشنایی شروع میشود: «اول از همه، برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت در کارتان را دارم... دشمن آمریکایی را شکست دهید تا بتوانید به خانه برگردید و به خانواده بپیوندید، تا دیگر دلتنگتان نشوم...»
![]() |
![]() |
| نامهای تأثیرگذار از مادری به نام فان تی وونگ به پسرش پس از بیش از دو سال بیخبری. عکس: موزه تاریخ نظامی ویتنام. |
هر کلمه ساده است، مانند مکالمه روزمره، اما در عین حال اشتیاق و محبت فروخورده سالهای گذشته را در خود جای داده است. مادر برای پسرش از خانواده، از بزرگ شدن خواهر و برادرهایش، از شهرشان که اکنون برق دارد و زندگی به تدریج در حال تغییر است، میگوید. این جزئیات به ظاهر کوچک برای سربازی که در دوردستهاست، اهمیت بسیار زیادی دارد؛ آنها نشانههایی از ثبات، از بهبود جبهه داخلی هستند و به آنها اجازه میدهند با آرامش خاطر بجنگند.
پشت آن کلمات ساده، نگرانی بیوقفهای پنهان بود: «سالها آدرست را نمیدانستم و قلبم درد میکرد. حالا که از من دور هستی، از دریافت نامهات خیلی خوشحالم و به تو قول میدهم که هر چقدر هم سرم شلوغ باشد، مرتب برایت نامه خواهم نوشت...»
سالهای زیادی، بدون دانستن آدرس پسرش، او در نگرانی عذابآوری زندگی میکرد. اما دقیقاً در همین اضطراب بود که مادر تصمیم گرفت پسرش را به قوی ماندن و مبارزه تشویق کند و قول داد که مرتباً از سنگرها به او نامه بنویسد و جویای حالش شود.
نامه با یک نکتهی خیلی معمولی به پایان میرسد: «مادر چند کاسه سوپ شیرین را در آسیاب جا گذاشت.» این جمله مانند نصیحت یک مادر مهربان است، که امید فردایی را در خود دارد، زمانی که پسرش، پس از انجام وظیفهاش در قبال کشور، به نزد خانوادهاش باز خواهد گشت.
با ترک فضای نمایشگاه، پژواک حروف هنوز در ذهن باقی میماند. در بحبوحه زندگی مدرن امروز، آن کلمات ساده هنوز خوانندگان را تحت تأثیر قرار میدهند و خاطرات دوران سختی را زنده میکنند که قهرمانان بیشماری در میدان نبرد آتشین برای همیشه به خاک افتادند.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/nhung-la-thu-song-mai-voi-thoi-gian-1032968










نظر (0)