نیروهای مرزبانی در روستاهای دورافتاده مستقر هستند.
مرزبانانی هستند که در روستاهای دورافتاده «ساکن» میشوند و با مردم و منطقه مرزی عشق میورزند، آنها را درک میکنند و همراهی میکنند.
| مرزبانان جوان در مرز |
بخش اول: او به عنوان فرزند روستا، از فداکاری دریغ نکرد.
با ایستادن در مرز، میتوان به بالا نگاه کرد و گستره وسیع ابرهای سفید را لمس کرد. در پای رشته کوه، جنگلهای بیپایان اقاقیا و اکالیپتوس تا جایی که چشم کار میکند، به همراه مزارع سرسبز و روستاهای آرام، امتداد یافتهاند. در دل این دگرگونی زیبا، فداکاری و سختکوشی مرزبانان در طول سالها نهفته است.
فرزندم
در چهارمین کنگره اقلیتهای قومی استان توا تین هوئه (که اکنون شهر هوئه نام دارد) در سال ۲۰۲۴، از نمایندهای با لباس نظامی سبز رنگ با احترام به روی صحنه دعوت شد تا داستان نیروی مرزبانی را که همواره در وظایف آمادگی رزمی خود در زمان صلح - پیشگیری از بلایا، جستجو و نجات، به ویژه در عملیات نجات در کمون هونگ تونگ، منطقه آ لوئی - سرآمد است، به اشتراک بگذارد. او "شخصیت اصلی" بود که آماده بود جان خود را برای نجات افرادی که در سیل شدید گرفتار شده بودند، فدا کند. این سرهنگ دوم هو مان ها، از اقلیت قومی تا اوئی، فرمانده ایستگاه مرزبانی دروازه مرزی هونگ وان بود.
سرهنگ دوم هو مان ها به یاد میآورد: «آن سال، من در پست گارد مرزی ۶۲۹ (که اکنون پست گارد مرزی نهام نام دارد) کار میکردم. در آن زمان، روی رودخانه آ ساپ، پلی با دو ستون مرکزی در دست ساخت بود. در جریان یک باران شدید، ناگهان سیلی از راه رسید، آب رودخانه بالا آمد و به شدت جریان یافت. دو کارگری که در حال تعمیر برخی جزئیات بودند، روی ستونهای پل گیر افتادند. آنها بسیار وحشتزده بودند. وضعیت بحرانی بود. در ساحل رودخانه، نیروها و مردم با وجود باران، سعی در نجات آنها داشتند. اما پریدن به درون آب خروشان با گردابهای شدیدش، مانند دهان مرگ که آماده بلعیدن و غرق کردن همه چیز است، کاری نیست که هر کسی بتواند انجام دهد یا جرات انجام آن را داشته باشد.»
| پیوند ساده اما عمیق محبتآمیز بین سرهنگ دوم هو مان ها و روستاییان. |
ها، به عنوان رهبر تیم واحد مسلح در پست مرزی ۶۲۹، که توسط مافوقهایش برای فرماندهی مستقیم عملیات نجات منصوب شده بود، این دستور در قلب مرزبان طنینانداز شد: «مردم را نجات دهید.» ها با احساسی صمیمانه گفت: «همه از مرگ میترسند. اما محافظت از مردم وظیفه ماست، و همچنین یکی از ده سوگند افتخار سربازان ارتش خلق ویتنام است که در خون و گوشت ما ریشه دوانده است. برخی از رفقای ما در زمان صلح شجاعانه جان خود را فدا کردهاند تا از جان و مال مردم محافظت کنند. در آن لحظه، پریدن به درون سیل خروشان به معنای دانستن این بود که ممکن است بازگشتی وجود نداشته باشد، اما به عنوان یک سرباز، یک عضو حزب و یک فرزند روستا، من هنوز آماده بودم که این کار را انجام دهم، تنها با آرزوی نجات جان انسانها.»
در آن زمان، جلیقه نجات یا حلقه نجات وجود نداشت. از لاستیک ماشین به عنوان وسیلهای موقت برای رساندن قربانیان به ساحل استفاده میشد. ها، به همراه یک افسر پلیس از منطقه آ لوئی، طنابی را دور کمر خود بستند و به درون جریان تند رودخانه پریدند و سعی کردند تا وسط رودخانه شنا کنند. پشت سر آنها، همکارانشان محکم طناب را گرفته بودند.
در حالی که با سیل خروشان دست و پنجه نرم میکردند، دو بار نتوانستند به منطقه برسند، چرا که توسط رفقایشان با خود برده و مجبور به بازگشت به ساحل شدند. افسر پلیس خسته شده بود و قادر به ادامه ماموریت نبود. شب بر کوهها و جنگلها سایه افکنده بود. برق نبود. باران بیوقفه ادامه داشت. اگر بیشتر از این تعلل میکردند، آب سیل بالا میآمد و ستونهای پل را در تاریکی فرو میبرد؛ هیچکس جرأت تصور آنچه اتفاق میافتاد را نداشت. "به هر قیمتی، باید به مردمی که در آستانه مرگ و زندگی هستند، برسیم." این عزم راسخی بود که مرزبان، فرزند روستا، را به حرکت درآورد.
برای سومین بار، آقای ها در تاریکی مطلق شب به درون سیل خروشان پرید. یک بیل مکانیکی در ساحل، چراغهایش را برای کمک روشن کرد. پس از تقلا و فرار از گردابهای خطرناک، آقای ها به ستون پل رسید و موفق شد دو کارگر را یکی پس از دیگری، در حالی که به لاستیک ماشین چسبیده بودند، پایین بیاورد. او شنا کرد و آنها را کمی هل داد تا اینکه طناب پاره شد. جریان شدید آب آنها را با خود برد و دو کارگر وحشت کردند. در این موقعیت بسیار خطرناک، آقای ها محکم حلقه نجات را گرفت تا از قربانیان حمایت کند، در حالی که مدام به آنها اطمینان خاطر میداد و آنها را تشویق میکرد که آرام و مطمئن باشند. همتیمیهایش و مردم محلی در امتداد ساحل رودخانه میدویدند و فریاد میزدند: "ها! رفیق!"
| نیروی مرزبانی در کنار مردم در تغییر الگوی پرورش درختان میوه با ارزش بالا ایستاده است. |
«سپس، به جای صدا زدن نامها یا رفقا، صداهای نگران فرمانده پاسگاه و بزرگان روستا در طول شب طنینانداز شد: «فرزندم، فرزندم...» که گاهی نفسگیر به نظر میرسید، در حالی که سعی میکردیم با تمام سرعت بدویم تا با سیلابی که من و دیگر قربانیان را در خود غرق میکرد، همراه شویم. این فریادها به من قدرت شنا کردن به سمت ساحل را داد. نزدیک ساحل، شاخه گرهداری را دیدیم که بیرون زده بود و توانستیم آن را بگیریم. رفقای من و روستاییان به سمت ما هجوم آوردند و درست زمانی که ما سه نفر را بالا کشیدند، شاخه گرهدار توسط جریان شدید آب از ریشه کنده شد. سالهای زیادی گذشته است، اما آن فریادهای «فرزندم» در آن لحظه مرگ و زندگی، عشق به خانواده، برای همیشه باقی خواهد ماند و به من یادآوری میکند که باید شایسته محبت روستایم باشم.»
سرهنگ دوم هو مان ها، در هر یک از سمتهای خود (از سال ۲۰۱۸، به عنوان فرمانده پاسگاه مرزی نهام؛ اکنون به عنوان فرمانده پاسگاه مرزی دروازه هونگ وان؛ به عنوان عضو کمیته حزبی مرزبانان استان (که اکنون مرزبانان شهر هوئه است)؛ و به عنوان عضو کمیته حزبی منطقه آ لوئی برای دوره ۲۰۲۰-۲۰۲۵)، به همراه هیئت فرماندهی این واحد، توصیههای خردمندانهای ارائه داده و با مرزبانان استان برای کمک مؤثر به پیشگیری و کنترل بلایا، جستجو و نجات؛ مدیریت و حفاظت قاطع از حاکمیت ارضی و امنیت مرزی؛ و توسعه شرایط اجتماعی-اقتصادی منطقه مرزی، همکاری کرده است. به گفته سرهنگ فام تونگ لام، دبیر کمیته حزب و کمیسر سیاسی، و سرهنگ هوانگ مین هونگ، معاون دبیر کمیته حزب و فرمانده مرزبانان شهر هوئه: در طول سالها، مرزبانان بسیاری مانند او را «مستقر» کردهاند - مرزبانانی که فرزندان روستاها، عاشق، فهمیده، فداکار و همراه مردم و منطقه مرزی هستند.
| شریک شدن در شادیهای سادهی مردم منطقهی مرزی. |
سرهنگ فام تونگ لام گفت: «در کنگرههای حزب در تمام سطوح برای دوره ۲۰۲۰-۲۰۲۵، کمیته حزب مرزبان استان، ۸ نفر از رفقا را برای شرکت در کمیته حزب استان، شورای خلق استان؛ کمیته حزب ناحیه؛ شورای خلق ناحیه نامزد کرد؛ ۱۳ افسر مرزبان برای تقویت ۱۳ کمون مرزی و تصدی سمت معاون دبیر کمیته حزب کمون منصوب شدند؛ ۲۲۴ نفر از اعضای حزب مرزبان برای مسئولیت ۸۹۷ خانوار در مناطق مرزی منصوب شدند؛ و ۴۳ نفر از رفقا در فعالیتهای شاخه حزب روستا و محله شرکت کردند. آنها چهرههای کلیدی هستند که «با هم غذا میخورند، با هم زندگی میکنند، با هم کار میکنند و به زبان اقلیتهای قومی صحبت میکنند»، افکار و احساسات مردم را درک میکنند؛ آداب و رسوم، سنتها، مشکلات و مزایای سرزمین مرزی را درک میکنند تا بتوانند توصیههای مربوطه را به مردم محلی ارائه دهند؛ و با مردم محلی برای اجرای مؤثر فقرزدایی، توسعه اجتماعی-اقتصادی، ایجاد همبستگی قوی و ساختن یک مرز مستحکم همکاری میکنند.» به اشتراک بگذارید.
| سرهنگ فام تونگ لام: در سالهای اخیر، کمیته حزب و فرماندهی مرزبانی استان (که اکنون شهر هوئه نام دارد) به افسران خود دستور دادهاند تا کمونها را تقویت کنند و به مقامات محلی توصیه کردهاند که مساحت زمینهای طبیعی، زمینهای کشاورزی، زمینهای جنگلی، زمینهای غیرکشاورزی و زمینهای بلااستفاده را برای تخصیص و برنامهریزی، بررسی و ارزیابی مجدد کنند؛ گونههای زراعی و دامی را متناسب با محل تغییر دهند، مانند: تغییر به کاشت محصولات صنعتی با ارزش بالا و درختان میوه، دامداری متمرکز، گسترش و توسعه صنایع دستی سنتی، گردشگری و خدمات برای افزایش درآمد. |
| سرهنگ فام تونگ لام، دبیر کمیته حزب و کمیسر سیاسی گارد مرزی شهر، علائم مرزی را بررسی میکند. |
با یک هدف مشترک متحد شدهایم، و سرزمین مرزی یکسانی را به اشتراک میگذاریم.
در یک بعد از ظهر بارانی، ما به دنبال سرگرد نگوین ون تان، معاون افسر سیاسی، و سرگرد دوآن تانگ لانگ، افسر پزشکی پست مرزبانی نهام، به خانه آقای هو وا - فعالترین عضو گروه خودگردان مرزبانان در روستای تو وای (کمون هونگ تای) - که مرتباً تقدیرنامهها و گواهینامههای شایستگی دریافت کرده است، رفتیم. باد سرد و باران پشت در متوقف شد. خانه پر از گرمای دست دادنهای محکم و دوستانه، لبخندهای واقعی و عطر گرم و معطر چای بود.
سرگرد نگوین ون تان با احترام گفت: «نسلهای افسران و سربازان پاسگاه مرزی نهام، هو وا «بومی» را مانند خانواده خود میدانند، زیرا آقای وا برای دههها، از جوانی تا به امروز، در پنجاه سالگی، همیشه مشتاق و حامی گارد مرزی در گشتهای بیشماری در امتداد مرز و علائم مرزی بوده است.»
از زمانی که مادرانشان آنها را بر پشت خود به مزارع حمل میکردند، تا زمانی که پدرانشان آنها را به نهرها و جنگلها میبردند تا در امرار معاش راهنمایی کنند، افرادی مانند آقای وا با هر مسیر و میانبری از نزدیک آشنا شدهاند. کوهها و جنگلهای منطقه مرزی بخش جداییناپذیر زندگی مردم این سرزمین هستند. وقتی آنها عضو تیم خودگردان مرزبانی میشوند، عشق آنها به کوهها، جنگلها و مزارع با مسئولیت مشترکشان برای همکاری در کنار گارد مرزی برای حفاظت و نگهداری از آنها بیشتر در هم تنیده میشود. آقای وا با اطمینان گفت: «نسلهایی از افسران و سربازان از راه دور برای حفاظت و نگهداری از آنها آمدهاند. ما در کوهها و جنگلها متولد و بزرگ شدهایم، بنابراین مسئولیت بیشتری برای تضمین صلح در میهن و روستاهای خود داریم. در فرآیند امرار معاش، ما به طور فعال گشت میزنیم، بازرسی میکنیم، علفهای هرز را پاک میکنیم و علائم مرزی را تمیز میکنیم. ما هرگونه علامت غیرمعمول را به گارد مرزی گزارش میدهیم. به خصوص، هر زمان که گارد مرزی به حمایت نیاز داشته باشد، ما آمادهایم.»
| آقای وا (راست)، یکی از اعضای فعال گروه خودگردان برای علامتگذاریهای مرزی، داستان تأثرانگیز خود را به اشتراک میگذارد. |
داستان به حدود ۵-۶ سال پیش برمیگردد، زمانی که افسران و سربازان پاسگاه مرزی نهام در حال گشتزنی بودند و به علامتهای مرزی ۶۵۴-۶۵۵ در وسط رشتهکوه ترونگ سون، دورافتادهترین و مرتفعترین منطقه جنگلهای اولیه، رسیدند. این سفر شامل عبور از جنگلهای انبوه، بوتههای خاردار انبوه، صخرههای متعدد و دامنههای شیبدار و عبور از نهرهای زیاد و پر خطر بود. این سفر رفت و برگشت ۳-۴ روز طول کشید.
ماه نوامبر بود، باران شدیدی میبارید، جنگل تاریک بود و تیم گشت راه خود را گم کردند. هوا کاملاً تاریک بود که بالاخره کلبهای را که مردم محلی در پای صخرهای کنار نهر جا گذاشته بودند، پیدا کردند. تیم کسی را به بالای تپه فرستاد تا نقطه دید بلندی پیدا کند تا سیگنال تلفن را دریافت کند و با ایستگاه تماس بگیرد. پس از دریافت اطلاعات، سرهنگ دوم هو مان ها (که در آن زمان فرمانده پاسگاه مرزی نهام بود) شخصاً به خانه آقای هو وا رفت تا از او در یافتن کلبه و هدایت تیم به سمت علامت مرزی کمک بخواهد. «من و پسرم (هر دو عضو تیم خودگردانی مرزی) از صبح زود تا ساعت 10 شب در میان باران سرد جنگل قدم زدیم تا به کلبه برسیم. سربازان خوشحال بودند. من و پسرم خیلی خوشحال بودیم!» - از نظر آقای وا، سرگرد تان و سرگرد لانگ نمادی گرم و تأثیرگذار از پیوند نزدیک آنها بودند. گشت با گامهای استوار نظامیان و غیرنظامیان ادامه یافت.
| مراقبت و فداکاری نیروهای مرزبانی، اعتماد و محبت را در دلهای مردم مناطق مرزی ایجاد میکند. |
به گفته سرهنگ هوانگ مین هونگ، معاون دبیر کمیته حزب و فرمانده گارد مرزی شهر هوئه: در راستای اجرای دستورالعمل شماره 01/CT-TTg نخست وزیر مورخ 9 ژانویه 2015، در مورد سازماندهی تردد همه شهروندانی که در حفاظت از حاکمیت ملی و امنیت مرزی در شرایط جدید مشارکت دارند، گارد مرزی استان توا تین هوئه (که اکنون شهر هوئه نام دارد) به مردم این منطقه توصیه کرده است که 43 گروه خودگردان مرزی و نشانگر مرزی با مشارکت نزدیک به 2000 خانوار ایجاد کنند.
در یک صبح بهاری، در مرز ۶۶۶ در کمون لام دات ایستاده بودیم و به بالا نگاه میکردیم، میتوانستیم ابرهای سفید را ببینیم. در زیر آسمان پهناور، نور طلایی خورشید بر جنگلهای بیپایان اقاقیا و اکالیپتوس، مزارع سرسبز برنج و روستاهای آرام میتابید. آقای هو دام گیانگ، معاون دبیر کمیته حزب منطقه و رئیس کمیته مردمی منطقه آ لوئی، عضو گروه قومی پا کو، با احساسی سرشار از احساسات گفت: «فداکاری، محبت، کمک عملی و حمایت صمیمانه گارد مرزی از مردم و منطقه، اعداد ملموس را «محو» کرده و مسئولیت را به یک کل واحد تبدیل کرده است.»
| گامهای استوار در مسیرهای گشتزنی |
تا به امروز، نه تنها نزدیک به ۲۰۰۰ خانوار عضو گروههای خودگردان هستند، بلکه هر شهروند در منطقه مرزی آ لوی روحیهای فعال از خود نشان داده، برداشتهای خود را تغییر داده و به گارد مرزی در پیشبرد مداوم مشارکت نظامی-غیرنظامی در امتداد مرز پیوسته است. این همکاری نه تنها با هدف حفظ امنیت و نظم در منطقه مرزی، بلکه برای کاهش فقر، توسعه اقتصاد و توانمندسازی منطقه مرزی آ لوی برای رهایی از فقر و حرکت با اطمینان به سوی فصلی جدید نیز انجام میشود.
| از سال ۲۰۲۰ تا به امروز، نیروی مرزبانی این شهر در نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر-روز در تعمیر و نوسازی مدارس آسیبدیده، ساخت جادههای روستایی، کمک به مردم مناطق مرزی در پیشگیری و مقابله با سیل و طوفان، اهدای بیش از ۱۰۰ خانه مهر، بیش از ۱۰۰۰۰ هدیه، ۱۴ حساب پسانداز، بیش از ۱۰۰ بز و گاو اصلاح نژاد شده، ۱۰۰ دوچرخه، نزدیک به ۴۰ دستگاه کامپیوتر، حمایت از ۲۵۲ دانشآموز برای رفتن به مدرسه و... به ارزش نزدیک به ۱۰ میلیارد دونگ ویتنامی مشارکت داشته است. |
(ادامه دارد)
بخش دوم: اجرای سیاست
منبع: https://huengaynay.vn/chinh-polit-xa-hoi/bien-gioi-bien-dao/nhung-nguoi-linh-bien-phong-cam-ban-152120.html






نظر (0)