غروب خورشید زیباست، هزاران خاطره را از ذهن دور میکند.
شاخه رودخانه در بعد از ظهر، درختان سبز حرا را در آغوش میگیرد.
من خیلی دوستش دارم، رودخانه زادگاهم خیلی زیباست.
آب رودخانهی زادگاه من خنک، شیرین و تمیز است.
تصویرسازی: چین. |
در مزرعه برنج، مادرم کمرش را خم میکند تا از بوتههای برنج مراقبت کند.
چهار فصل عشق، پدر در رودخانه زحمت میکشد.
گیاه برنج نیز احساس شفقت دارد، بنابراین در مزارع شکوفههای طلایی میدهد.
رودخانه نیز احساس شفقت میکرد، بنابراین پر از میگو و ماهی شد.
رودخانه زادگاهم خاطرات زیادی را در خود جای داده است.
کودکی فقیرانهای که با ماهیگیری در کنار رودخانه گذشت.
آب رودخانهی زادگاه من، پشت گاومیشها را هنگام آبتنی خنک میکند.
به طرز عجیبی خالص، خندهی خاطرات کودکی.
رودخانهی سرزمین مادریام در طول زمان منتظر میماند.
کسی که زادگاهش را ترک کرده، به کنار رودخانه زادگاهش بازمیگردد.
کسانی که از خانه دور هستند، بالاخره برمیگردند.
رودخانه را در آغوش بگیر، به داستانهای کودکی گوش بده…
منبع: https://baobacgiang.vn/noi-nho-song-que-postid417674.bbg






نظر (0)