Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دیگ گوشت کبابی، معطر و خوشمزه، زیر سقف قدیمی.

در سال ۲۰۱۸، خانواده‌ام به خانه جدیدی نقل مکان کردند که حدود پانصد متر از خانه قدیمی‌مان فاصله داشت. به لطف پس‌اندازهایمان، خانه جدید بزرگ‌تر ساخته شد و کف آن با کاشی‌های فیروزه‌ای براق پوشانده شد.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ24/12/2025

mái ấm - Ảnh 1.

عکس مصور: TTD

جلوی خانه یک حیاط بزرگ هست. وقتی همسایه‌ها عروسی دارند، حتی اجازه می‌دهیم ماشینشان را آنجا پارک کنند. در سمت راست، پدرم یک انباری اضافی ساخته است. پشت خانه، آشپزخانه هم گسترش یافته و خیلی جادارتر شده است. اجاق هیزمی با یک اجاق برقی جایگزین شده است.

با این حال، هر بار که تت (سال نو قمری) از راه می‌رسد، با نگاه به دیگ گوشت پخته شده که روی اجاق بخار می‌کند، قلبم پر از نوستالژی برای روزهای گذشته می‌شود، برای گرمای ساده‌ی آن خانه‌ی کوچکِ سال‌ها پیش. خانه از تخته‌های چوب قدیمی و به هم وصله شده ساخته شده بود.

بخشی از خانه توسط خانواده‌ام ساخته شد و بقیه آن توسط عمه‌ها، عموها و همسایه‌هایم کمک شد. ما هیچ سازنده‌ای استخدام نکردیم؛ تنها با تکیه بر مهربانی و سخاوت جامعه، خانه ساخته شد. از آنجایی که اوضاع در آن زمان دشوار بود و ما در زمین شخص دیگری زندگی می‌کردیم، خانه به اندازه الان جادار و راحت نبود.

یادم می‌آید کف خانه خیلی بلند بود و مادربزرگم از آن برای پرورش مرغ در زیر آن استفاده می‌کرد. هر سال در تعطیلات تت، او از تخم‌مرغ‌ها برای پختن گوشت استفاده می‌کرد. قابلمه گوشت پخته‌اش روی اجاق قدیمی که با سیم سربی دوباره سرهم شده بود، به شدت می‌جوشید. عطر و گرما در سراسر خانه پخش می‌شد و سرمای اوایل بهار را از بین می‌برد.

ما بچه‌ها عاشق آن غذا بودیم. یک غذای کمیاب و خوشمزه بود که فقط در ایام تت (سال نو ویتنامی) پیدا می‌شد و با عشق مادربزرگ درست می‌شد. به همین دلیل همه ما مشتاقانه منتظر تت بودیم.

جلوی خانه حیاط کوچکی بود. مادربزرگم چند نوع گیاه کاشته بود: فلفل چیلی، لیمو، سیب کاستارد، چند دسته پیازچه، گشنیز دندانه اره‌ای و یک درخت زردآلوی بزرگ. شب عید تت، کنار او روی تخت بامبو دراز کشیدیم و از قابلمه‌ی کیک برنجی چسبناک مراقبت کردیم.

با صدایی بم و گرفته، از روزهای قدیم برایمان تعریف کرد: از زمانی که او و شوهرش برای اولین بار به اینجا آمدند، از اولین عید تت (سال نو قمری) در خانه کاهگلی‌شان، و حتی داستان‌هایی از دوران کودکی پدر و مادرمان.

باد عطر ملایم لیمو را با خود آورد و چند شکوفه آلو روی موهای خاکستری‌اش افتاد. قابلمه کیک برنجی چسبناک هنوز روی آتش قرمز می‌جوشید. بی‌آنکه متوجه شویم، به خواب رفتیم. فقط داستان‌های او در گوش‌هایمان ماند.

صبح روز اول سال نو قمری، خانه کوچک حتی تنگ‌تر هم به نظر می‌رسید. در حیاط جلویی جای کافی برای پارک کردن نبود. عمه و عمویی که برای تبریک سال نو به آنها آمده بودند، مجبور شدند ماشین‌هایشان را در خانه همسایه بگذارند. مادربزرگ در میان فرزندان و نوه‌هایش نشسته بود. اگرچه ثروتمند نبود، اما به هر یک از آنها هدیه سال نو داد.

هیچ‌کس به فرقه‌ها توجه نمی‌کرد و مقایسه نمی‌کرد که چه کسی کمتر دارد؛ تنها آرزویشان این بود که او برای همیشه با آنها زندگی کند. آن زمان، تم، پسر عمو بِی من، خیلی شیطون بود. نمی‌دانم چه کسی به او یاد داده بود، یا اینکه خودش این را اختراع کرده بود یا نه، اما با عبارتی که باعث خنده‌ی تمام خانواده شد و دهانشان درد گرفت، برای او آرزوی موفقیت کرد:

«بله، برایت صد سال خوشبختی و یک زندگی طولانی و شاد در کنار هم تا زمانی که پیر و خاکستری شوی، آرزو می‌کنم!»

ما بعداً فهمیدیم. معلوم شد که او فقط سلام مجری مراسم عروسی را تکرار می‌کرده است. او دیده بود که مجری مراسم در هر عروسی همان سلام را می‌دهد و مورد تشویق حضار قرار می‌گیرد. بنابراین از او تقلید کرد. حتی الان هم وقتی این موضوع مطرح می‌شود، پدر دو فرزند هنوز از خجالت سرخ می‌شود.

بعد از تبریک سال نو، همه با هم غذا خوردند. در میان غذاهای آشنای سال نو، گوشت خوک پخته شده مادربزرگ با تخم مرغ همیشه پرطرفدارترین بود، طعمی که همه مشتاقانه از آن لذت می‌بردند. خانه چوبی بسیار سرزنده‌تر شده بود. گفتگوها با فریادها و نداها در هم آمیخته بود:

«مامان، لطفا یه کاسه دیگه برنج بهم بده!»

«مادربزرگ، من هم کمی دوست دارم! گوشت خوک پخته شده شما واقعاً خوشمزه است!»

دیگ برنج سفید به تدریج خالی می‌شد، در حالی که دیگ گوشتِ در حال جوشیدن، طعم و عطر دلچسبی به خود می‌گرفت. دست‌های لاغر و استخوانی پیرزن، بی‌وقفه و بدون خستگی، کاسه به کاسه برنج را یکی پس از دیگری پر می‌کرد. با تماشای نوه‌هایش که با لذت غذا می‌خوردند، خنده از لب‌های بی‌دندانش جاری شد. تمام خانواده با او می‌خندیدند. شادی در چهره‌ها نمایان بود. عطر گوشت پخته و تخم‌مرغ در سراسر خانه پیچیده بود.

حالا، با اینکه او رفته، خانه دیگر تنگ نیست، و حیاط جدید بزرگتر شده، بوی گوشت کبابی آن روزها، گرمای بخاری هیزمی قدیمی، خنده‌های دلنشینش... همه و همه در خاطرم زنده مانده‌اند.

شام خانوادگی که پر از خنده و گفتگو بود، انگار همین دیروز بود. همه اینها به خاطرات گرم و زیبایی تبدیل می‌شوند که تا آخر عمر با من خواهند ماند.

طوری که هر بار که آن را به یاد می‌آورم، ناخودآگاه لبخند می‌زنم و آرامشی وصف‌ناپذیر را احساس می‌کنم، انگار که او هنوز اینجا بود. در کنار دیگ بخار برنج که روی آتش هیزم پخته می‌شد، دستان لاغرش برنج را با ملاقه می‌زدند، سپس لبخندی بی‌دندان می‌زدند. و در خانه چوبی قدیمی که با عشق و محبت ساخته شده بود، دیگی از گوشت خوک پخته شده با تخم‌مرغ وجود داشت که عطر عشق در آن موج می‌زد.

از خوانندگان دعوت می‌کنیم در مسابقه‌ی نویسندگی شرکت کنند.

یک روز گرم بهاری

به عنوان یک هدیه ویژه برای سال نو قمری، روزنامه Tuoi Tre با همکاری شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت می‌کند تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند تا خانه خود - پناهگاه گرم و دنج خود، ویژگی‌های آن و خاطرات فراموش‌نشدنی‌اش - را به اشتراک بگذارند و معرفی کنند.

خانه‌ای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌اید؛ خانه‌ای که خودتان ساخته‌اید؛ خانه‌ای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را می‌توان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.

مقاله «خانه‌ای بهاری و گرم» نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشد و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشد. مسئولیت کپی‌رایت بر عهده نویسنده است، کمیته برگزارکننده حق ویرایش دارد و در صورت انتخاب مقاله برای انتشار در نشریات Tuoi Tre، نویسنده حق امتیاز دریافت خواهد کرد.

این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، می‌توانند در آن شرکت کنند.

مقاله «خانه‌ای گرم در یک روز بهاری» به زبان ویتنامی باید حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشد. استفاده از عکس و فیلم توصیه می‌شود (عکس‌ها و فیلم‌های گرفته شده از رسانه‌های اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمی‌شوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته می‌شوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمی‌شود.

آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.

نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.

کارکنان و کارمندان روزنامه Tuoi Tre و اعضای خانواده آنها می‌توانند در مسابقه نویسندگی «خانه گرم در بهار» شرکت کنند، اما برای جوایز در نظر گرفته نخواهند شد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

Mái nhà của ngoại trong mùa gió nắng - Ảnh 1.

مراسم اهدای جایزه پناهگاه بهاری و رونمایی از نسخه ویژه بهار جوانان

هیئت داوران، متشکل از روزنامه‌نگاران و چهره‌های فرهنگی مشهور به همراه نمایندگان روزنامه Tuoi Tre، آثار ارسالی اولیه را بررسی و جوایزی را اهدا خواهند کرد.

مراسم اهدای جوایز و رونمایی از شماره ویژه Tuoi Tre Spring قرار است در پایان ژانویه 2026 در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.

جایزه:

جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

۵ جایزه‌ی تقدیری: ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای هر نفر + گواهی‌نامه، یک نسخه از مجله‌ی بهاری Tuoi Tre.

۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی، نسخه بهاری Tuoi Tre.

امتیازهای رأی‌گیری بر اساس تعامل با پست محاسبه می‌شوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.

برگردیم به موضوع
سازمان مردم نهاد ترین تی

منبع: https://tuoitre.vn/noi-thit-kho-thom-nong-mai-nha-cu-2025122413255058.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
آرامش

آرامش

ای ویتنام!

ای ویتنام!

بیرون

بیرون