Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بازار بهاری

من حالا پیر شده‌ام - پاهایم دیگر چابک نیستند، چشمانم دیگر به تیزی سابق نیستند. با این حال، هر بهار، قلبم هنوز حس اشتیاق و هیجان را احساس می‌کند. در آن کوه‌ها و جنگل‌ها، بهار به آرامی ابر، به زلالی قطره شبنم صبحگاهی، به نرمی صدای جویباری که از میان صخره‌ها جاری است، از راه می‌رسد. و در میان آسمان و زمین صاف، بازار کوهستانی دوباره ظاهر می‌شود، شلوغ اما آرام، ساده اما سرشار از گرمای انسانی.

Báo An GiangBáo An Giang12/02/2026

صبح زود. ابرها هنوز دامنه کوه را پوشانده‌اند و مه درختان را پوشانده است. به نظر می‌رسد تمام روستا با فرا رسیدن بهار از خواب بیدار می‌شود. صدای خروس‌ها از دوردست‌ها می‌پیچد و با فریادهای مردمی که به سمت بازار بهاری می‌روند، در هم می‌آمیزد. گروه‌هایی از مردم با لباس‌های رنگارنگشان مانند پروانه‌های بهاری به سمت بازار سرازیر می‌شوند. جاده پر پیچ و خم، پوشیده از مه نقره‌ای، رد پای شلوغی را به خود دارد - رد پاهایی که پس از روزها کار سخت در مزارع، به دنبال شادی و تجدید دیدار هستند.

بازار کوهستانی فقط مکانی برای خرید و فروش نیست، بلکه محل تجمع روح و هویت روستایی است. مردم همونگ، دائو، تای و نونگ هم محصولات و هم احساسات قلبی خود را به بازار می‌آورند. سبدهای عسل جنگلی، سبدهای پارچه ابریشمی، سبدهای شراب ذرت معطر... همه با هم ترکیب می‌شوند، مانند یک نقاشی بهاری پر از رنگ و بو. زندگی در اینجا آهسته و آرام است - به آرامی ابرهای شناور بر فراز قله‌های کوه، به آرامی صدای بلند و ماندگار فلوت همونگ در باد.

در میان این وسعت، صدای فلوت همونگ بلند می‌شود، ملایم و دلنشین، گویی داستان عشق کوه‌ها و ابرها را روایت می‌کند. مرد جوانی در کنار درخت هلو ایستاده، لب‌هایش فلوت را لمس می‌کند و چشمانش از عشق می‌درخشد. دختری همونگ، لباس گلدارش به آرامی روان است، لبخندش نرم و خجالتی مانند آفتاب بهاری. در مه غلیظ، صدای فلوت روح‌ها را به هم پیوند می‌دهد و گویی تمام زمین و آسمان برای گوش دادن به آن تعظیم می‌کنند.

در گوشه‌ای از بازار، قابلمه‌ای از تانگ کو (نوعی خورش سنتی) در حال جوشیدن است و بخار آن با عطر گوشت اسب، دانه‌های دوی (dổi) و ماک خِن (mắc khén) (نوعی ادویه) در هم می‌آمیزد. پیر و جوان کنار هم نشسته‌اند، صدای خنده‌شان به گوش می‌رسد، صدای به هم خوردن کاسه‌ها با بوی تند شراب ذرت در هم می‌آمیزد. در آنجا، مردم نه تنها به دنبال طعم لذیذ غذا، بلکه به دنبال گرمای ارتباط انسانی، پیوندی صمیمانه مانند آتشی سوسوزن در ارتفاعات سردسیر نیز هستند.

در حالی که در بازار قدم می‌زدم، کنار پارچه‌های زربافت که زیر آفتاب خشک می‌شدند، توقف کردم. رنگ‌ها قرمز آتشین، سبز کوهستانی و زرد روشن بودند. دستان ماهر زنان، ایمان، عشق و صبر را در هر کوک ریخته بود. هر تکه پارچه داستانی درباره روستا، درباره عزیزان، درباره زندگی ساده اما پایدار در منطقه کوهستانی را روایت می‌کرد.

تا ظهر، به نظر می‌رسید که بازار دوباره زنده شده است. صدای خنده و پچ پچ در سراسر دره طنین‌انداز بود و با صدای فلوت‌ها و نی‌هایی که نوید بهار را می‌دادند، در می‌آمیخت. کودکان در کنار جویبار بازی می‌کردند و مردان و زنان جوان نگاه‌های مردد به هم رد و بدل می‌کردند. خریداران، فروشندگان و حتی تماشاگران - همه شادی عجیبی را احساس می‌کردند. زیرا در گرمای یک روز بهاری در ارتفاعات، به نظر می‌رسید که تمام نگرانی‌های زندگی ذوب می‌شوند و تنها لبخندها، عطر شراب ذرت و یک شادی ساده اما کامل باقی می‌ماند.

غروب فرا رسید. مه بر دامنه کوه‌ها نشست. دود آبی مبهمی از پشت بام‌های دره دوردست به هوا برخاست. بازار به تدریج رو به خاموشی رفت، صدای فلوت در دوردست محو شد و تنها پژواک ضعیفی در مه شامگاهی داشت. من ساکت ایستاده بودم و ناپدید شدن پیکره‌ها را در پشت شیب کوچک تماشا می‌کردم. احساس ملایمی از دلتنگی در قلبم جوشید.

اگرچه سال‌ها می‌گذرد، اگرچه موهایم ممکن است خاکستری شده باشد، بازار بهاری در ارتفاعات همچنان جایی است که آرزوی بازگشت به آن را دارم - جایی که صدای فلوت بامبو روح کوهستان است، خورش تانگ کو (یک خورش محلی) روح مردم است، و سرعت زندگی در آنجا همچنان آهسته و آرام است، مانند یک آهنگ باستانی که هنوز در میان ابرها طنین‌انداز است.

طبق سایت Baotuyenquang.com.vn

منبع: https://baoangiang.com.vn/phien-cho-ngay-xuan-a476906.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رفتن به مزارع

رفتن به مزارع

گوشه خیابان

گوشه خیابان

ویتنام، من عاشقشم

ویتنام، من عاشقشم