گاهی اوقات، یک نقطه عطف در زندگی به سادگی... یک ضربان متفاوت قلب است!
آنها عشقی عمیق و ریشهدار را با هم به اشتراک گذاشتند، خوشبختی ظاهراً در دسترسشان بود. با این حال، سرنوشت بیرحم آنها را پس از سالها به اشتراک گذاشتن شادیها و غمها، مجبور به جدایی کرد. و سپس، قلبهایشان که زمانی زخمی و آسیبپذیر بودند، به طور غیرمنتظرهای خود را در مسیر متفاوتی یافتند - جایی که عشقی جدید در حال شکوفایی بود و نوید آیندهای شیرین و روشن را میداد.
داستان دختری که به طور تصادفی اجازه داد خوشبختیاش از دستش برود.
ماخ توا هوان، مدیر فروش یک هتل زنجیرهای بزرگ، با استعداد و زیبا است، اما از خانوادهای فقیر میآید. دوست پسرش، جیا لونگ، یک مرد ثروتمند و خوشگذران است. تنها ویژگی مثبت او عشق و وفاداری عمیقش به دوست دخترش است. توا هوان نیز او را از صمیم قلب دوست دارد. تا اینکه روزی، توا هوان وقتی هویت واقعی دوست پسرش را کشف میکند، خشمگین میشود. توا هوان که از سالها دروغ احساس آسیب و توهین میکند، قصد دارد از جیا لونگ جدا شود.
مادر توآ هوآن، زنی که به ظاهر و ثروت اهمیت میداد، به جای اهمیت دادن به احساسات دخترش، سعی کرد او را متقاعد کند که هر چه سریعتر با دوست پسرش ازدواج کند. با این حال، خانواده جیا لونگ از همان ابتدا با انتخاب پسرشان مخالفت کردند، زیرا "خانواده همسر" از جایگاه اجتماعی یکسانی برخوردار نبودند. اختلاف نظر در دیدگاههای زندگی و اختلاف در جایگاه اجتماعی بین دو خانواده، به تدریج رابطه بین توآ هوآن و جیا لونگ را به بنبست کشاند. داستان عشق شیرین سالهای متمادی، ازدواجی که زمانی مورد انتظار و امید بود... اکنون فقط یک خاطره بود.
و برخورد سرنوشتساز او با مدیرعاملِ از هم پاشیده.
یائو ژی مینگ، رئیس چنگ هوان، از سوئیس بازگشت تا شغل از پیش تعیینشدهی او را به دست بگیرد و به دشمن او تبدیل شود. اولین بدشانسی چنگ هوان اخراج شدن توسط رئیسش، یائو، بود. چنگ هوان باهوش، توانمند و سختکوش، به سرعت توانست نظر رئیسش را تغییر دهد. او موفق شد در هتل بماند، اما متأسفانه، به "پیادهای" در دست یائو ژی مینگ تبدیل شد. پس از درگیریهای فراوان، از درگیریهای شدید گرفته تا جنگهای پنهانی، این دو به تدریج سوءتفاهمها و سوءظنهای خود را برطرف کردند. به خصوص پس از اینکه چنگ هوان از جیا لیانگ جدا شد و به همراه خانوادهاش برای زندگی موقت با مادربزرگ یائو ژی مینگ نقل مکان کرد، آنها موقعیتهای خاطرهانگیز و طنزآمیز زیادی را زیر یک سقف تجربه کردند.
آنها که از یک زوجِ دعوایی بودند، به تدریج به هم نزدیک شدند و همیشه با هم خوب کار میکردند. یائو ژی مینگ حتی مخفیانه "دشمن" خود را زیر نظر داشت و از او محافظت میکرد. در حالی که چنگ هوان همیشه قوی و آرام به نظر میرسید تا ناامیدی و سردرگمی خود را پنهان کند، یائو ژی مینگ تصمیم گرفت ظاهری بالغ و سخاوتمند داشته باشد تا کمبودها و زخمهای عاطفی دوران کودکیاش را جبران کند. به همین دلیل، آنها به زوجی ایدهآل برای یکدیگر تبدیل شدند. گذشته از همه اینها، آنچه آنها به یکدیگر میدادند نه تنها عشق، بلکه تحمل و درک عمیق نیز بود...
لحظاتی از خوشبختی وجود دارد که به نظر میرسد در دسترس هستند، اما ناگهان از دست میروند و درد و پشیمانی زیادی را به جا میگذارند. اما این درد سرانجام فروکش میکند وقتی که متوجه میشویم هر فقدانی دلیلی دارد! و گاهی اوقات، چیزهای بهتری به سراغمان میآیند زیرا ما لیاقت آنها را داریم!
با شیمی بینظیر بین دو ستاره برجسته «درامهای تاریخی» - یانگ زی و شو کای - و یک داستان عاشقانه ظریف اما عمیق، این فیلم نوید میدهد که پس از اکرانش جذاب باشد و پیامهای معناداری درباره خانواده و عشق در قلب بینندگان بگذارد.
از بینندگان دعوت میکنیم سریال درام چینی «چهارراه خوشبختی» را از ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، هر دوشنبه و سهشنبه ساعت ۹:۳۰ شب از شبکه THVL1 تماشا کنند.
توی هیو
منبع: https://baovinhlong.com.vn/van-hoa-giai-tri/tac-gia-tac-pham/202506/phim-trung-quoc-nga-re-hanh-phuc-1870075/






نظر (0)